طرح عوارض تنگه هرمز؛ چرخش یک‌روزه ترامپ چه معنایی دارد؟

    • نویسنده, آنتونی زورکر و کیلا اپستین
    • شغل, بی‌بی‌سی
  • منتشر شده در
  • زمان مطالعه: ۶ دقیقه

آخرین طرح دونالد ترامپ برای جنگ ایران تنها ۲۴ ساعت دوام آورد؛ موضوعی که نشان می‌دهد رئیس‌جمهور آمریکا، به دنبال راه‌هایی غیرمتعارف برای خروج از یک موقعیت دشوار است.

او صبح دوشنبه در پیامی در شبکه اجتماعی خود، همزمان با اعلام ازسرگیری محاصره دریایی ایران از سوی آمریکا، گفت همه کشتی‌هایی که از تنگه هرمز عبور می‌کنند - حتی کشتی‌های متعلق به متحدان آمریکا - باید ۲۰ درصد عوارض بپردازند تا هزینه‌های واشنگتن برای «تامین امنیت این گذرگاه پرتنش» جبران شود.

اما کمتر از ۲۴ ساعت بعد، از این پیشنهاد عقب نشست و به جای آن از احتمال امضای «توافق‌های تجاری و سرمایه‌گذاری» با متحدان عرب آمریکا در خلیج فارس سخن گفت؛ اظهاراتی که این برداشت را تقویت کرد که واشنگتن در ازای چنین توافق‌هایی، امنیت عبور آن‌ها از تنگه هرمز را تضمین خواهد کرد.

این چرخش ناگهانی، تازه‌ترین تحول در جنگی است که اکنون وارد پنجمین ماه خود شده است. جنگی که با وجود تفاهم‌نامه‌ای که حدود یک ماه پیش به آتش‌بسی موقت و چارچوبی برای مذاکرات منجر شد، هنوز هیچ نشانه روشنی از پایان آن دیده نمی‌شود.

دونالد ترامپ احتمالا تمایلی به تشدید درگیری ندارد؛ جنگ در داخل آمریکا محبوب نیست، افزایش بهای انرژی می‌تواند به اقتصاد آسیب بزند و حملات احتمالی ایران علیه نیروها و متحدان آمریکا همچنان یک خطر جدی محسوب می‌شود. با این حال، پایان دادن به جنگ بدون دستیابی به توافقی که بتواند آن را بهتر از توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ دولت باراک اوباما معرفی کند نیز برای او گزینه جذابی نیست.

رزماری کلانیک، مدیر برنامه خاورمیانه در اندیشکده «اولویت‌های دفاعی»، می‌گوید: «به گمان من محتمل‌ترین سناریو این است که اصلا پایانی در کار نباشد. این جنگ به یک جنگ فرسایشی تبدیل شده و جنگ‌های فرسایشی معمولا مدت بسیار طولانی ادامه پیدا می‌کنند.»

تفاهم‌نامه آمریکا و ایران - و امیدهایی که برای پایان جنگ ایجاد کرده بود - عملا صبح سه‌شنبه از میان رفت؛ زمانی که دونالد ترامپ در شبکه تروث سوشال از شروع مجدد محاصره دریایی ایران خبر داد و همزمان موج تازه‌ای از حملات آمریکا به اهدافی در نقاط مختلف ایران آغاز شد.

ایران نیز در واکنش، با تشدید حملات خود به متحدان آمریکا و کشتی‌های تجاری در منطقه بار دیگر رفت‌وآمد در تنگه هرمز را تا حد زیادی مختل کرد.

پس از نزدیک به یک ماه مذاکرات پرفرازونشیب میان دو کشور، همراه با درگیری‌های پراکنده‌ای که مفهوم آتش‌بس را زیر سوال می‌برد، به نظر می‌رسد دونالد ترامپ و آمریکایی‌ها با همان چالش‌هایی روبه‌رو شده‌اند که در بخش عمده‌ای از جنگ ایران جریان داشته است.

آمریکا از نظر نظامی دستاوردهای قابل توجهی داشته است؛ از نابودی تجهیزات و اهداف ایرانی گرفته تا تضعیف توان دفاعی جمهوری اسلامی. اما این موفقیت‌ها نتوانسته گره سیاسی بحران را باز کنند.

ایران با وجود آسیب‌های نظامی، همچنان قادر است تردد در تنگه هرمز را مختل کند و تا زمانی که آمریکا حاضر نباشد عملیات نظامی خود را در منطقه به شدت گسترش دهد، کار چندانی برای متوقف کردن ایران از دستش برنمی‌آید.

طرح پیشنهادی دونالد ترامپ برای دریافت عوارض ۲۰ درصدی از کشتی‌های عبوری از تنگه هرمز - که شاید تلاشی برای توجیه ادامه حضور نظامی آمریکا نزد افکار عمومی بود - در واقع ایده تازه‌ای نبود. او در طول جنگ چند بار به شکل‌های مختلف چنین پیشنهادی را مطرح کرده بود.

این در حالی است که ماه گذشته مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، با محکوم کردن طرح ایران برای دریافت عوارض از کشتی‌های عبوری از هرمز، گفته بود: «هیچ کشوری حق ندارد از یک آبراه بین‌المللی عوارض دریافت کند. این اصل پذیرفته‌شده حقوق بین‌الملل است.»

چرخش ناگهانی دونالد ترامپ از طرح دریافت عوارض، تازه‌ترین گواه بر این موضوع است که رئیس‌جمهور آمریکا ظاهرا برنامه مشخصی برای ادامه مسیر ندارد. یادداشت تفاهمی که هم آمریکایی‌ها و هم ایرانی‌ها آن را پیروزی خود قلمداد کردند، عمدا مبهم تنظیم شده بود تا بخش زیادی از کار به مذاکرات بعدی واگذار شود.

در این سند برای ایران نقشی در مدیریت عبور و مرور دریایی از تنگه هرمز در نظر گرفته شده بود. در متن تفاهم‌نامه آمده بود که جمهوری اسلامی با «به‌کارگیری حداکثر توان خود» شرایط عبور امن کشتی‌های تجاری را بدون دریافت هزینه به مدت ۶۰ روز فراهم خواهد کرد.

این همان نقشی است که ایران همواره به دنبال تثبیت آن بوده است. تفاهم‌نامه همچنین شامل وعده میلیاردها دلار «سرمایه‌گذاری» در ایران و پایان تحریم‌های بین‌المللی بود.

به نظر می‌رسد واشنگتن امیدوار بود این مشوق‌ها، همراه با تهدید به اقدام نظامی، برای بازداشتن ایران از تلاش جهت بهره‌گیری از موقعیت جغرافیایی خود برای اعمال کنترل قاطعانه‌تر بر تنگه هرمز کافی باشد. اما به نظر می‌رسد این محاسبات، دست‌کم تا الان، نادرست بوده است.

رزماری کلانیک می‌گوید: «تفاهم‌نامه عملا پایان یافته است. همه چیزهایی که قرار بود بر اساس آن اجرا شود، از بین رفته‌اند.»

اکنون دونالد ترامپ و ایرانی‌ها خود را در تنگنای آشنایی می‌بینند.

ایران بار دیگر با حملات نظامی آمریکا به خاک خود مواجه شده است و با برقراری مجدد محاصره، درآمد نفتی آن نیز که شریان حیاتی حکومت به شمار می‌رود، بار دیگر قطع شده است.

در مقابل، دونالد ترامپ نیز بار دیگر با انتخابی دشوار روبه‌رو شده است: تشدید جنگ و پذیرش هزینه‌های سیاسی و اقتصادی آن در داخل آمریکا، یا تن دادن به نوعی حل‌وفصل که در نهایت به بقای جمهوری اسلامی به عنوان یک دشمن منجر می‌شود.

الیوت آبرامز، پژوهشگر ارشد شورای روابط خارجی آمریکا، می‌گوید: «ما به همان نقطه اول بازگشته‌ایم، جایی که پرسش این بود: صبر کدام طرف بیشتر است؟ ایرانی‌ها که امکان صادرات نفت نخواهند داشت، یا آمریکا و دیگر کشورهای مصرف‌کننده نفت خلیج فارس؟»

پس از ماه‌ها نگرانی از اینکه جنگ ایران محرک دور جدیدی از تورم کمرشکن و نامحبوب در آمریکا باشد، روز سه‌شنبه خبر خوشی به دونالد ترامپ رسید که نشان می‌داد شاخص قیمت مصرف‌کننده رو به کاهش است.

اما ازسرگیری درگیری‌های تمام‌عیار یا حتی تشدید تنش‌ها، ناگزیر قیمت نفت را دوباره به اوج قبلی خود بازمی‌گرداند؛ موضوعی که این روند مثبت را به خطر می‌اندازد و جمهوری‌خواهان را در آستانه انتخابات میان‌دوره ای کنگره در ماه نوامبر، بار دیگر در موضعی متزلزل قرار می‌دهد.

روز دوشنبه، پس از پست دونالد ترامپ در تروث سوشال، قیمت هر بشکه نفت نزدیک به ۱۰ درصد جهش کرد که بزرگ‌ترین افزایش یک‌روزه در شش سال گذشته بود.

در دور اول، محاصره اعمال‌شده از سوی دونالد ترامپ به فشار بر ایرانی‌ها برای آمدن به پای میز مذاکره کمک کرد و راه را برای امضای تفاهم‌نامه و چارچوبی برای رسیدن به صلحی پایدارتر هموار ساخت.

اما به گفته رزماری کلانیک، این بار ممکن است اهرم فشار رئیس‌جمهور آمریکا بر ایران تاثیر قبلی را نداشته باشد:

او می‌‌گوید:‌ «ترامپ تاکنون همه گزینه‌هایی را که می‌توانست با اطمینان دنبال کند، به کار گرفته است. او می‌تواند باز هم به اهداف نظامی و مراکز حکومتی حمله کند. پیش‌تر هم چنین کرده، اما این اقدامات ایران را وادار به تسلیم نکرده است.»

جدیدترین هدفی که دونالد ترامپ برای حمله پیشنهاد کرده، «کوه کلنگ» است؛ یک مرکز تحقیقات هسته‌ای به شدت مستحکم در جنوب تهران. اما شواهد متناقضی درباره ارزش این سایت وجود دارد و مشخص نیست که حملات هوایی آمریکا بتواند آسیب جدی به تونل‌هایی که در اعماق سنگ‌های گرانیتی حفر شده‌اند وارد کند.

حتی اگر اقدام‌های اخیر دونالد ترامپ در نهایت به آتش‌بسی دیگر و مذاکرات مستقیم منجر شود، اختلافات بنیادین و دشوار بر سر تنگه هرمز، برنامه هسته‌ای ایران و نفوذ این کشور در خاورمیانه همچنان پابرجا خواهند بود.

الیوت آبرامز می‌گوید: «فکر می‌کنم فضایی برای مذاکره درباره توافقی بر سر تنگه هرمز وجود دارد، اما نه بازگشت به تفاهم‌نامه قبلی.»

با نزدیک شدن جنگ به پنجمین ماه خود، دونالد ترامپ روز دوشنبه بار دیگر یادآوری کرد که جنگ‌های دیگر آمریکا - از جمله جنگ ویتنام - سال‌ها به درازا کشیده است.

اما آن جنگ خاص، در نهایت به دوران فعالیت سیاسی لیندون بی جانسون، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، پایان داد و جایگاه جهانی ایالات متحده را دست‌کم به مدت یک دهه مخدوش کرد؛ سرنوشتی که دونالد ترامپ قطعا امیدوار است از آن پرهیز کند.

حامیان او نیز تمایلی به تکرار جنگ‌های بی‌پایان در خاورمیانه ندارند؛ همان جنگ‌هایی که دونالد ترامپ در کارزارهای انتخاباتی پیشین خود آن‌ها را محکوم کرده بود.

اما در شرایطی که تفاهم‌نامه از هم پاشیده، آتش‌بس پایان یافته و سایه درگیری‌ها بیش از پیش سنگینی می‌کند، پایان جنگ ایران به اندازه هفته‌های آغاز آن دور از دسترس به نظر می‌رسد.