اینفلوئنسرهای غربی و تشییع جنازه علی خامنه‌ای؛ «از مسلمان بی‌حجاب تا مارکسیستی که شربت نذری پخش می‌کرد»

    • نویسنده, شهاب میرزایی
    • شغل, بی‌بی‌سی
  • منتشر شده در
  • زمان مطالعه: ۱۰ دقیقه

در مراسم تشییع علی خامنه‌ای، علاوه بر رسانه‌های داخلی و خارجی معتبر و شناخته شده، مهمانان جدید و متفاوتی هم شرکت کرده بودند. از جمله بلاگرها واینفلوئنسرهایی از نقاط مختلف جهان برای پوشش آن به تهران دعوت شده بودند. محمدمهدی ایمانی‌پور رئیس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی به خبرگزاری تسنیم نزدیک به سپاه پاسداران گفته بود: «ما باید تصویر درست و واقعی این مراسم را به جهان مخابره کنیم. در حال حاضر تعداد زیادی از رسانه‌های خارجی در تهران حضور دارند و در کنار آن، بلاگرها و اینفلوئنسرهای بین‌المللی هم با قالب‌های مختلف رسانه‌ای، این رویداد را پوشش می‌دهند.»

به گفته رئیس این سازمان که زیرمجموعه وزارت ارشاد اسلامی است: «برآوردها نشان می‌دهد که حدود ۴۰۰ بلاگر از کشورهای مختلف در ایران حضور دارند و توانسته‌اند فیلم‌ها و تصاویر خوبی از این مراسم را به سطح بین‌الملل منتقل کنند. این اتفاق، در واقع هجمه رسانه‌ای غرب را که تلاش می‌کرد فضای دیگری از جامعه ایران نشان دهد، خنثی کرد.»

منتقدان این عملکرد مراکز حکومتی، بر این باورند که دعوت از بلاگرهای خارجی در حالی رخ می‌دهد که بسیاری از بلاگرهای ایرانی در داخل اجازه بیان نظرات متفاوت خود را ندارند و اینفلوئنسرهایی هم که در خارج از ایران فعالند، به دلیل فشار بر خانواده‌هایشان در مواردی مجبور به سکوت شده‌اند.

در مقابل برخی از تحلیلگران می‌گویند که این اینفلوئنسرها، مخاطبانی در سراسر جهان از اروپا و آمریکا تا کشورهای عربی و مسلمان را پوشش می‌دهند که روایت رسانه‌های شناخته شده غربی را دیگر نمی‌پذیرند.

به زعم آنان در پی «حمایت بی‌شائبه غرب» از رفتار اسرائیل در غزه و کرانه باختری و لبنان از سویی و حملات آمریکا به افغانستان و عراق و ایران از سویی دیگر، در افکار عمومی جهان نوعی اجماع عمومی در ضدیت با آمریکا و اسرائیل بخصوص در نسل جوان در حال شکل گیری است که اینفلئونسرها و بلاگرهای مستقل، نماینده و سخنگوی این افرادند.

جنجال بیشتر، فروش بیشتر

شبکه‌های اجتماعی معادله تولید و انتشار نظر را تغییر داده‌اند. امروز افراد، صرف‌نظر از میزان تخصص یا تجربه‌شان، می‌توانند درباره طیف گسترده‌ای از موضوعات اظهار نظر کنند. در نتیجه، تأثیرگذاری بر افکار عمومی دیگر تنها در اختیار نخبگان، متخصصان و رسانه‌های رسمی نیست.

اما منتقدان این رویکرد، یکی از پیامدهای منفی آن را انتشار اظهارنظرها و اطلاعات گاه نادرست یا مخدوش می‌دانند؛ مطالبی که می‌تواند پیامدهای منفی برای افراد و جوامع به همراه داشته باشد.

از نگاه منتقدان، مدل کسب درآمد برخی اینفلوئنسرها نیز می‌تواند مشوق انتشار محتوای جنجالی باشد؛ زیرا هرچه مخاطبان بیشتری جذب کنند، فرصت‌های درآمدزایی آنها نیز افزایش می‌یابد.

سیاوش شهابی، روزنامه‌نگار و تحلیل‌گر سیاسی، در گفت‌وگو با بی‌بی‌سی فارسی می‌گوید: «باید توجه داشته باشیم که با یک مدل اقتصادی روبه‌رو هستیم. این چهره‌ها وقتی مخالفت خود با سیاست‌های دولت‌های لیبرال‌دموکراتیک را به پرونده‌های جنجالی مانند ایران، اوکراین یا فلسطین گره می‌زنند، آن را به کالایی در اقتصاد پلتفرم‌ها تبدیل می‌کنند. در این اقتصاد، مواضع جنجالی منبع جلب توجه است و توجه، در سازوکاری که بر کلیک، دنبال‌کننده و دعوت به رسانه‌ها استوار است، به درآمد و نفوذ تبدیل می‌شود.»

جکسون هینکل، بلاگر معروف آمریکایی که خود را یک مارکسیست ضد آمریکایی معرفی می‌کند، یکی از اینفلوئنسرهای معروفی بود که هم در تجمعات اعتراضی شبانه تهران در دوران جنگ حضور داشت و هم در مراسم تشییع علی خامنه‌ای شربت نذری پخش می‌‌کرد.

سیاوش شهابی درباره هویت و موقعیت این بلاگر می‌گوید: «او برند سیاسی خود را زیر عنوان کمونیسم ماگا ساخت که ملغمه‌ای است از اقتدارگرایی، ستایش نظم‌های استبدادی، سیاستهای ضدمهاجرتی، مردسالاری، جنگ سالاری و ژست‌های مخالفت با شخص ترامپ که این روزها در میان بسیاری از طرفداران شناخته شده ماگا مرسوم است. این ملغمه در میان سنت‌های جدی چپ و سوسیالیستی صرفا به عنوان یک پدیده اینترنتی حاشیه‌ای دیده می‌شود. اما همین بی‌پایگی نظری بخشی از کارکرد آن است. چنین چهره‌هایی برای برندسازی، نه به انسجام فکری منطقی، بلکه به تولید مداوم مواضع بحث‌برانگیز نیاز دارند.»

به گفته آقای شهابی: «هینکل با اینکه از زبان ماگا استفاده می‌کند، اما در سیاست خارجی از بخشی از آن فاصله می‌گیرد و طرفدار روسیه در جنگ اوکراین می‌شود، از محور ایران دفاع می‌کند و در قبال حماس موضع حمایتی دارد و ترامپ و راست طرفدار اسرائیل را از زاویه‌ای دیگر نقد می‌کند. این تناقض برای او بخشی از جذابیت پلتفرمی است. مخاطب با پدیده‌ای روبه‌رو می‌شود که همزمان آشنا و تحریک‌آمیز است. بخشی از افکار عمومی ایالات متحده، به‌ویژه پس از جنگ عراق و سپس نسل‌کشی در غزه، به روایت رسمی دولت‌ بی‌اعتماد شده است. این بی‌اعتمادی موجه اما از جایی تبدیل به بحران می‌شود که چهره‌هایی مانند هینکل، آن‌را درون یک دوقطبی جعلی حبس می‌کنند.»

اسرائیل همواره اتهام نسل‌کشی و اتهام‌های مربوط به نقض قوانین بین‌المللی و حقوق بشردوستانه در غزه را رد کرده و گفته است که عملیاتش در پاسخ به حمله هفتم اکتبر ۲۰۲۳ حماس و برای دفاع از خود، حفاظت از شهروندانش و آزادی گروگان‌هایش بوده است.

آقای شهابی درباره مواضع هینکل درباره تحولات ایران به بی‌بی‌سی فارسی می‌گوید: «در این دوقطبی کاذب، روایت جامعه ایران حذف می‌شود. مبارزه برای دموکراسی، آزادی‌های مدنی، حقوق زنان، حق تشکل و کرامت انسانی دیگر به عنوان اراده اجتماعی مردم فهمیده نمی‌شود، بلکه به عنوان بخشی از جنگ غرب علیه ایران، عملیات رسانه‌ای یا پروژه امنیتی معرفی می‌شود.»

حامیان این اینفلوئنسرها در مقابل می‌گویند که آنها روایت‌هایی را بازتاب می‌دهند که به باورشان در رسانه‌های جریان اصلی کمتر دیده می‌شود. آنان رسانه‌های غربی را متهم می‌کنند که در پوشش موضوعاتی مانند ایران، غزه و جنگ اوکراین، بیش از اندازه به روایت دولت‌های غربی و متحدانشان تکیه می‌کنند، برخی صداهای مخالف را نادیده می‌گیرند و تصویری یک‌سویه یا ناقص از جوامع و درگیری‌های سیاسی ارائه می‌دهند.

بشرا شیخ یکی دیگر از بلاگرهای دعوت‌شده به مراسم تشییع جنازه علی خامنه‌ای بود. این اینفلوئنسر پاکستانی-بریتانیایی با حضور در شوی تلویزیونی اپرنتیس (کارآموز) در بریتانیا شناخته شد. او در این برنامه خود را «کارآفرینی در حوزه طراحی مد برای زنان مسلمان» معرفی کرد.

خانم شیخ پیش از این هم برای پوشش مراسم حکومتی مانند سالگرد انقلاب به ایران دعوت شده بود و با تاکید بر روایت حکومت ایران از کشتار دی‌ماه، مراسم سالگرد انقلاب را هم پوشش داده بود.

اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ که ابتدا در واکنش به افزایش پیوسته نرخ ارز و مشکلات معیشتی در بازار تهران آغاز شد، به‌سرعت جنبه ضدحکومتی به خود گرفت و به شهرهای مختلف گسترش پیدا کرد. از ابتدای اعتراضات دی‌ماه، نیروهای امنیتی سرکوب معترضان را آغاز کردند و عده‌ای کشته شدند، اما خشونت‌بارترین روزهای سرکوب این اعتراض‌ها ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه اتفاق افتاد که در نتیجه‌ آن نهادهای حقوق‌بشری بر اساس گزارش‌های میدانی برآورد می‌کنند که هزاران شهروند معترض در سراسر ایران به ‌دست نیروهای امنیتی کشته شدند.‌

سیاوش شهابی درباره بشرا شیخ به بی‌بی‌سی می‌گوید: «بشرا شیخ سرکوب زنان در ایران را در بسته‌بندی فرهنگ بومی و بدفهمی غرب بازنمایی می‌کند و انتقادات از جمهوری اسلامی و سیاست‌های فرهنگی و اجتماعی‌اش را در نزدیکی اسلام‌هراسی نژادپرستانه که یک واقعیت در جوامع غربی است قرار می‌دهد. او ایران را فقط از زاویه نزاع فلسطین و نزاع ژئوپلتیکش با اسرائیل می‌خواند. جامعه ایران به همان قشری تقلیل می‌یابد که در مراسم رسمی حکومت دیده می‌شود. در این قرائت ایران بخشی از جهان یک دست اسلامی تصور می‌شود که مسئله حجاب اجباری، ازدواج کودکان، سرکوب زنان، زندان، اعدام و نابودی تشکل‌های مستقل و جامعه مدنی، نه تضادهای واقعی درون جامعه بلکه تبلیغات مهندسی شده غرب است.»

به گفته او: «بشرا شیخ در حالی توان نظامی سپاه و موشک‌های آن را ستایش می‌کند که زندگی مردم ایران برایش مهم نیست و به آن نمی‌پردازد، مگر به‌عنوان قربانیان بمب و موشک‌های ایالات متحده و اسرائيل. نتیجه چنین رویکردی بی‌اعتبار کردن روایت فعالان ایرانی در مورد دموکراسی، حقوق بشر، حقوق زنان و کیفیت زندگی در ایران است.»

دیپلمات‌ غیررسمی

با حضور و نفوذ شبکه‌های مجازی با مخاطبان میلیونی در سراسر جهان و بی‌اعتمادی عمومی مردم به دولت‌ها و رسانه‌های شناخته شده قدیمی، به نظر می‌رسد فضای دیپلماسی هم متفاوت‌تر و متنوع‌تر از پیش شده است. شیوه‌های شناخته شده و قدیمی حال به شیوه‌های مختلف و با خرده روایت‌های متفاوت و گاه مخدوش به چالش کشیده می‌شوند.

علی معموری، تحلیلگر امور خاورمیانه، درباره این نوع رویکرد و تاثیر آن بر مخاطبان به بی‌بی‌سی فارسی می‌گوید: «در نظم رسانه‌ای جدید، دولت‌ها دیگر دیپلماسی عمومی را صرفا از طریق سفارتخانه‌ها، رسانه‌های بین‌المللی و سخن‌گویان رسمی پیش نمی‌برند؛ بلکه به شبکه‌ای پراکنده از اینفلوئنسرها متکی شده‌اند که می‌توان آنان را "میکروسفیر" نامید. هر یک از این افراد در یک جامعه کوچک اما وفادار از مخاطبان، نقشی شبیه نماینده سیاسی ایفا می‌کند. تصویر یک کشور را بازسازی می‌کند، سیاست‌هایش را توضیح می‌دهد، اتهامات علیه آن را پاسخ می‌گوید و میان آن دولت و افکار عمومی خارجی رابطه عاطفی ایجاد می‌کند.»

به گفته او: «تفاوت اصلی این میکروسفیرها با دیپلمات‌های رسمی در آن است که قدرتشان نه از منصب، بلکه از صمیمیت ادراک‌شده، سبک زندگی، زبان روزمره و اعتماد انباشته‌شده مخاطبان ناشی می‌شود. سفیر از موضع دولت سخن می‌گوید و مخاطب نیز پیام او را از پیش سیاسی و حساب‌شده تلقی می‌کند؛ اما اینفلوئنسر می‌تواند همان پیام را در قالب تجربه شخصی، روایت سفر، گفت‌وگوی خودمانی یا واکنشی طبیعی عرضه کند. بدین ترتیب، محتوای سیاسی از صورت بیانیه رسمی خارج و به توصیه یک چهره آشنا تبدیل می‌شود.»

آقای معموری در ادامه درباره نکات مثبت و منفی چنین روایت‌گری می‌گوید: «در این مدل، دولت‌ها به جای یک روایت واحد، صدها نسخه متناسب با خرده‌فرهنگ‌ها، زبان‌ها و ذائقه‌های الگوریتمی تولید می‌کنند و هر میکروسفیر پیام را برای بازار محدود خود بومی‌سازی می‌کند. نتیجه، نظامی از نمایندگی سیاسی غیررسمی است که از دیپلماسی سنتی انعطاف‌پذیرتر، نافذتر و پرمخاطب‌تر، اما از نظر شفافیت، مسئولیت‌پذیری و امکان تشخیص تبلیغ از بیان شخصی، به‌مراتب مسئله‌سازتر و پیچیده‌تر است.»

چگونه انتخاب می شوند و پوشش می‌دهند

دعوت از بلاگرها و ایفلوئنسرها پیش از این هم از سوی وزارت ارشاد اسلامی و صدا و سیما انجام گرفته بود. این دعوت‌ها در قالب تورهایی برگزار می‌شود که مراسم رسمی حکومتی را پوشش می‌دهند و روایت جمهوری اسلامی را بازتولید می‌کنند.

با نگاهی به بلاگرها و اینفلوئنسرهایی که برای مراسم تشییع علی خامنه‌ای به ایران دعوت شده‌‌اند می‌توان تشابهات فراوان و اختلافات اندکی دید.

رزا محتسب از تحریریه فکت‌نامه، که روایت‌ها و محتوای منتشرشده در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی را درستی‌سنجی می‌کند، در گفت‌و‌گو با بی‌بی‌سی فارسی درباره روند انتخاب و گزینش این افراد می‌گوید: «آن‌ها براساس محتوایی که تولید می‌کنند و پیشینه‌ای که در شبکه‌های اجتماعی یا رسانه‌های محلی دارند انتخاب می‌شوند. معمولا متعلق به جریان رسانه‌های اصلی نیستند و نقطه اشتراکشان مخالفت با سیاست‌های خارجی آمریکا و اسرائیل است.»

او درباره آزادی اختیارعمل آنها در مدت حضورشان در ایران می‌گوید: «براساس محتوایی که این افراد منتشر کرده‌اند و براساس نمونه دعوت نامه‌هایی که سفارت‌ خانه‌ها منتشر کردند به نظر می‌رسد حضور این افراد محدود است به مراسم تشییع، بازدید از مناطق آسیب دیده جنگی و نشست‌های رسمی. آن‌ها نمی‌توانند از هر موضوعی گزارش تهیه کنند، اگرچه می‌توان گفت دغدغه چنین کاری را هم ندارند.»

خانم محتسب روایت آن‌ها از مراسم تشییع علی خامنه‌ای را بازتولید همان روایت حکومتی می‌داند که می‌گوید: «این بزرگترین تشییع جنازه تاریخ است، بیش از بیست میلیون نفر در آن شرکت کردند و جمهوری اسلامی هم‌چنان در بین مردم ایران از محبوبیت بسیار بالایی برخوردار است.»

رادیو و تلویزیون و طرفداران جمهوری اسلامی مدعی شده‌اند که تا ۲۴ میلیون نفر در شهرهای مختلف ایران در این مراسم که با «بسیج عمومی» همراه بود، شرکت کرده‌اند.

منقتدان با تردید به این آمارها نگاه می‌کنند و این ارقام را اغراق‌آمیز می‌دانند و با استناد به تصاویر هوایی و تصاویر ماهواره‌ای بر این عقیده‌اند شمار شرکت‌کنندگان بسیار کمتر بوده است. رسانه راستی‌آزمایی «فکت‌نامه»، که خارج از ایران فعالیت می‌کند، برآورد کرد که در اوج حضور جمعیت در مصلای بزرگ تهران، شمار افراد به حدود ۳۰۰ هزار نفر نزدیک شده و مجموع شرکت‌کنندگان احتمالا از یک میلیون نفر فراتر نرفته است.

اگرچه در نگاه اول، در کنار خبرنگاران رسانه‌های شناخته‌شده جهانی، تنها بلاگرها و اینفلوئنسرهای دعوت‌شده در تورهای حکومتی دیده می‌شوند، اما به نظر می‌رسد این گروه یکدست نباشند و تولیدکنندگان محتوای دیگری، خارج از این گروه، نیز این مراسم را پوشش داده‌اند.

اگر برای برخی، حضور در چنین رویدادهایی بخشی از فعالیت حرفه‌ای و تولید محتواست، برای برخی دیگر، به‌ویژه آنهایی که از جوامعی می‌آیند که مواضع جمهوری اسلامی درباره موضوعاتی مانند فلسطین با همدلی بیشتری روبه‌رو است، این حضور می‌تواند بازتاب باورها یا مواضع سیاسی و مذهبی خود آنها نیز باشد. اینفلوئنسرهای زیادی به‌ویژه از عراق و پاکستان در این دوره به ایران رفته بودند.

به گفته رزا محتسب: «در این گروه سوم افراد متفاوت و متنوعی را می‌توان دید. از بلاگری از تانزانیا که مخاطب میلیونی دارد تا بلاگری از برزیل که فقط چند هزار فالوئر دارد. در نگاه اول، این افراد مستقل به نظر می‌رسند اما وقتی دقیق‌تر به اکانت‌ها و پست‌هایشان نگاه کنید متوجه می‌شوید که چنین نیست. برای مثال آن‌ها ویدئوهایی از جمعیت تشییع کننده منتشر کردند که همگی از یک مکان مشخص در بالکنی در چهارراه ولیعصر تصویربرادری شده بود که نشان از برنامه‌ریزی و سازمان‌دهی‌ قبلی دارد.»

رزا محتسب به نکته دیگری هم درباره اینفلوئنسرهای زن اشاره می‌کند: «زنان بلاگری مانند بشری شیخ حتما در گزارش‌های خود به آزادی انتخاب پوشش در ایران اشاره می‌کنند و حجاب خود را به هنگام تهیه گزارش، ادی احترام به مردم عزادار حاضر در مراسم تشییع جنازه عنوان می‌کنند.»

با اینکه به نظر می‌رسد جمهوری اسلامی پس از اعتراضات زن، زندگی، آزادی از موضع خود درباره حجاب اسلامی بر زنان تا حدودی عقب نشسته است و در بسیاری از شهرها و مناطق ایران، زنان دیگر پوشش اسلامی را رعایت نمی‌کنند اما همچنان برخی گزارش‌ها از پلمپ مغازه‌ها و رستوران‌ها به دلیل «بدحجابی» پلمپ خبر می‌دهند و برخی زنان از محدودیت و ممنوعیت درباره نوع پوشش خود در برخی از اماکن و مراسم گفته‌اند.

با این حال از آغاز جنگ ۴۰ روزه با آمریکا و اسرائیل، حکومت در مراسمی مانند سالگرد انقلاب، انتخابات و یا تجمعات خیابانی، از حضور زنان بدون حجاب با پوشش متفاوت استقبال کرده و آن را به شکلی گسترده به نمایش گذاشته است.