چرا انتقام از ترامپ، به روایت محوری جمهوری اسلامی پس از علی خامنه‌ای تبدیل شده است؟

    • نویسنده, بخش مانیتورینگ
    • شغل, بی‌بی‌سی
  • منتشر شده در
  • زمان مطالعه: ۶ دقیقه

مراسم یک‌هفته‌ای تشییع و خاکسپاری علی خامنه‌ای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی، فراتر از یک آیین سوگواری معمول بود و با فراخوان‌های هماهنگ برای انتقام از دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، همراه شد.

رهبران سیاسی و نهادهای مذهبی، مجازات عاملان مرگ علی خامنه‌ای را به عنوان یک وظیفه ملی معرفی کرده‌اند و این گفتمان به محور اصلی فضای رسانه‌ای ایران تبدیل شده است.

با پیوند خوردن نمادهای مذهبی، سیاست داخلی و پیام‌های راهبردی، اکنون این پرسش جدی‌تر از قبل مطرح می‌شود که چنین تهدیدهایی چه تصویری از آینده ایران در دوران پس از علی خامنه‌ای، نقش ایدئولوژی شیعه و چشم‌انداز احیای دیپلماسی با واشنگتن ترسیم می‌کنند.

چرا انتقام به موضوعی محوری تبدیل شده است؟

پیام مجتبی خامنه‌ای، رهبر جدید جمهوری اسلامی، پس از مراسم خاکسپاری پدرش، نه بر آشتی یا بازسازی کشور پس از ماه‌ها جنگ، بلکه بر انتقام متمرکز بود.

او یک روز پس از پایان مراسم یک‌هفته‌ای تشییع پدرش که خود در آن حضور نداشت بیانیه‌ای منتشر کرد و وعده داد راه رهبر کشته‌شده را ادامه دهد. او گفت «عهد می‌بندیم که انتقام خون پاک شما و همه شهیدان این دو جنگ را از قاتلین جنایتکار و بی‌آبرو بگیریم».

مجتبی خامنه‌ای این انتقام را «خواست ملت» توصیف کرد و تاکید کرد که «به طور حتمی باید صورت بگیرد». او هشدار داد کسانی که مسئول این اقدام بوده‌اند «آرزوی مرگی آرام و در بستر را با خود به گور خواهند برد».

این سخنان رهبر جدید جمهوری اسلامی، صرفا ادای احترامی عاطفی به پدرش نبود، بلکه بازتاب روایتی بود که در طول مراسم تشییع به تدریج قوت گرفته بود و به محور اصلی پیام‌های حکومت تبدیل شده بود.

مراسمی که با خاکسپاری علی خامنه‌ای در مشهد به پایان رسید، بارها سوگواری عمومی را با بسیج سیاسی درهم آمیخت.

تلویزیون دولتی شعارهای انتقام‌جویانه را برجسته می‌کرد و تصاویر سوگوارانی را نشان می‌داد که پلاکاردهایی را در محکومیت دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، حمل می‌کردند و آنان را مسئول مرگ علی خامنه‌ای می‌دانستند. برخی پلاکاردها نیز با رد هرگونه مذاکره با آمریکا این پیام را تقویت می‌کردند که از این پس عدالت‌خواهی، و نه دیپلماسی، باید مبنای واکنش تهران باشد.

در روزهای پیش و پس از خاکسپاری، سیاستمداران ارشد، نمایندگان مجلس، امامان جمعه و رسانه‌های بانفوذ محافظه‌کار همگی نسخه‌هایی از همین پیام را تکرار کردند؛ موضوعی که نشان‌دهنده تلاشی هماهنگ برای قرار دادن موضوع انتقام در مرکز روایت جمهوری اسلامی در دوران پس از علی خامنه‌ای بود.

روایت انتقام چگونه تبلیغ می‌شود؟

نظام سیاسی ایران از دیرباز در پی بحران‌های بزرگ ملی، از ادبیاتی به شدت نمادین بهره گرفته است. اما تنوع و گستردگی صداهایی که پس از درگذشت علی خامنه‌ای بر روایت انتقام پافشاری می‌کنند، به طور ویژه‌ای چشمگیر بوده است.

سعید جلیلی، مذاکره‌کننده پیشین هسته‌ای و از چهره‌های تندرو، انتقام «رهبر شهید» را هم «حق ملت» و هم «وظیفه مسئولان» دانست و گفت که حفاظت از آنچه او بزرگ‌ترین سرمایه ملی کشور خواند، مستلزم پیگیری انتقام است.

امیرحسین ثابتی، نماینده تندرو مجلس، از قانون‌گذاران خواست طرحی را که پیش‌تر به مجلس ارائه شده و هدف آن پاسخگو کردن دونالد ترامپ و دیگر رهبران آمریکایی و اسرائیلی است، در اولویت قرار دهند.

علی خضریان، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، در یادداشتی که خبرگزاری «خانه ملت» منتشر کرد، به «دشمنان آمریکایی و صهیونی» هشدار داد که «مراجع بصیر این خاک، حکمشان را صادر کرده‌اند و این حکم اراده‌ای آهنین برای طوفان انتقام شده و هیچ گنبد آهنینی سد راه آن نخواهد شد».

پیام‌هایی با همین مضمون در مراسم نماز جمعه شهرهای مختلف نیز تکرار شد. احمد علم‌الهدی، روحانی محافظه‌کار در مشهد، به نمازگزاران گفت که انتقام از «رهبر شهید» باید همواره در برابر دیدگان مردم باقی بماند.

یوسف جمالی، امام جمعه بوشهر، نیز گفت مردم خواهان انتقام هستند و وعده داد تا زمان تحقق آن، این مطالبه را تکرار خواهد کرد.

در اردبیل، حسن عاملی، امام جمعه این شهر، تاکید کرد که انتقام اجتناب‌ناپذیر است و گفت «اگر هزار ترامپ در مسیر قصاص کشته شود، خون‌بهای رهبر باعظمت ما نمی‌شود».

روزنامه‌های تندرو و رسانه‌های نزدیک به حکومت نیز این پیام را بیش از پیش تقویت کرده‌اند. سرمقاله‌ها انتقام را مهم‌ترین مطالبه عمومی کشور معرفی کرده‌اند و رسانه‌های تصویری بارها صحنه‌هایی از سوگواران حامل پرچم‌های سرخ و شعارهای انتقام‌جویانه را پخش کرده‌اند. برخی رسانه‌های محافظه‌کار حتی پوسترهای نمادین «تحت تعقیب» برای دونالد ترامپ را برجسته کرده‌اند.

چرا ترامپ به نماد اصلی تبدیل شده است؟

اگرچه مقام‌های ایرانی همچنان آمریکا و اسرائیل را محکوم می‌کنند، بخش عمده سخنان عمومی درباره مرگ خامنه‌ای بیش از پیش بر شخص دونالد ترامپ متمرکز شده است.

در روایت رسمی جمهوری اسلامی، دونالد ترامپ نه صرفا رئیس‌جمهور آمریکا، بلکه فردی معرفی می‌شود که دستور حمله‌ای را صادر کرد که در مراحل ابتدایی جنگ اخیر به کشته شدن خامنه‌ای انجامید.

آنچه موضع دونالد ترامپ را در چشم تندروهای ایران پیچیده‌تر می‌کند، کارنامه گذشته اوست. از نظر آن‌ها، انتقام ترور قاسم سلیمانی، قدرتمندترین فرمانده نظامی ایران، که در سال ۲۰۲۰ به دستور دونالد ترامپ در حمله هوایی بغداد کشته شد، هنوز گرفته نشده است.

شخصی‌سازی مسئولیت، رویارویی ژئوپلیتیک را به یک نبرد اخلاقی تبدیل می‌کند و چهره‌ای کاملا مشخص را در اختیار حکومت قرار می‌دهد تا بتواند نارضایتی‌ها و مطالبات گسترده‌تر را از طریق او بیان کند. از این منظر، دونالد ترامپ به نماد مناقشه‌ای وسیع‌تر تبدیل شده که مقام‌های ایرانی آن را فراتر از یک دولت خاص یا حتی یک کشور واحد ترسیم می‌کنند.

آیا این تهدیدها نشانه تغییر سیاست است؟

در طول مراسم تشییع، سوگواران پرچم‌های سرخی حمل می‌کردند که بر آن عبارت مذهبی «یا لثارات الحسین» نقش بسته بود؛ شعاری شیعی با قدمتی چندصدساله که به خون‌خواهی امام سوم شیعیان پس از واقعه کربلا اشاره دارد.

همچنین پلاکاردهایی با شعار «یا لثارات خامنه‌ای» دیده می‌شد که بر تداوم همان آرمان تاکید داشت.

جمهوری اسلامی از زمان انقلاب اسلامی همواره در دوران بحران از این نمادگرایی برای قاب‌بندی مفاهیمی چون ایثار، مقاومت و آنچه بی‌عدالتی مشهود می‌داند، بهره برده است.

رهبران ایران در دوره‌های تنش معمولا از ادبیاتی تند و غیرمصالحه‌جویانه بهره برده‌اند، در حالی که در عمل انعطاف راهبردی خود را حفظ کرده‌اند. با این حال، شدت کارزار کنونی کم‌سابقه به نظر می‌رسد.

آنچه دیده می‌شود، نه مجموعه‌ای از اظهارات پراکنده، بلکه روایتی هماهنگ است که در آن فراخوان برای انتقام، نه‌تنها از سوی جمعیت حاضر در مراسم تشییع، نمایندگان مجلس و روحانیون، بلکه از جانب رهبر جمهوری اسلامی مطرح شده است؛ فردی که طبق قانون اساسی، تصمیم‌گیری نهایی درباره مهم‌ترین مسائل سیاست خارجی کشور را بر عهده دارد.

اگرچه مقام‌ها عمدا روشن نکرده‌اند که اقدام احتمالی چگونه و در چه زمانی انجام خواهد شد، جایگاه مذهبی مجتبی خامنه‌ای که می‌تواند به او امکان صدور فتوای قتل دونالد ترامپ را بدهد به هر کارزار احتمالی انتقام در آینده وزن و مشروعیت مذهبی بیشتری می‌بخشد.

این روند چه معنایی برای دیپلماسی دارد؟

این لفاظی‌ها شاید دست‌کم در حال حاضر به معنای تبدیل شدن به سیاست رسمی حکومت نباشد، اما از هم‌اکنون فضای سیاسی پیرامون هرگونه دیپلماسی آینده را تحت تاثیر قرار داده است.

در سراسر مراسم تشییع، شعارهای انتقام‌جویانه اغلب با مخالفت با مذاکره همراه بود. برای نمونه، حسین شریعتمداری، مدیرمسئول روزنامه کیهان، استدلال کرد که مقام‌های ایرانی باید دونالد ترامپ را «واجب‌القتل» اعلام کنند و هرگونه مذاکره با واشنگتن را مشروط به تحویل رئیس‌جمهور آمریکا به ایران برای محاکمه بدانند. هرچند این خواسته‌ها بیشتر نمادین به نظر می‌رسد، اما بازتاب‌دهنده فضای حاکم بر بخشی از ساختار سیاسی ایران است.

چنین پیام‌هایی هزینه سیاسی تعامل با آمریکا را در داخل کشور افزایش می‌دهد و فروش هرگونه توافق احتمالی به محافل محافظه‌کار را دشوارتر می‌کند.

شبکه سی‌ان‌ان به نقل از منابع اطلاعاتی گزارش داده بود که اسرائیل درباره یک طرح ادعایی و قریب‌الوقوع ایران برای هدف قرار دادن ترامپ به واشنگتن هشدار داده است. رئیس‌جمهور آمریکا نیز در گفت‌وگو با نیویورک پست اعلام کرد که از پیش دستور پاسخ آمریکا به چنین اقدامی از طریق حملات نظامی گسترده را صادر کرده است.

او همچنین ۱۱ ژوئیه در شبکه اجتماعی تروث سوشال نوشت: «هزار موشک آماده شلیک هستند» تا در صورت لزوم به کار گرفته شوند.

اینکه کارزار انتقام ایران عمدتا در سطح نمادین باقی بماند یا در نهایت بر تصمیم‌گیری‌های آینده اثر بگذارد، قابل پیش‌بینی نیست. با این حال، جمهوری اسلامی با ترکیب مواضع صریح رهبر جدید، نمادهای مذهبی و پیام‌رسانی هماهنگ مقام‌های ارشد و رسانه‌های حکومتی، انتقام را به یکی از عناصر تعیین‌کننده روایت خود در دوران پس از علی خامنه‌ای تبدیل کرده است؛ روایتی که می‌تواند فضای از پیش محدود برای هرگونه نزدیکی احتمالی میان ایران و آمریکا را باز هم تنگ‌تر کند.