شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
علی خمینی کیست و چرا سخنانش درباره آمریکا و خامنهای خبرساز شد؟
- نویسنده, رضا ثابتی
- شغل, روزنامهنگار
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۱۰ دقیقه
قدرت در جمهوری اسلامی، با شبکهای پیچیده از خانوادهها، بیتها و «آقازادههایی» گره خورده است که در آن نام، مناسبات خویشاوندی و روابط سنتی، بیش از مناصب رسمی و دولتی در تعیین وزن و نفوذ آنها در صحنه سیاسی نقش داشته است.
در این میان، فرزندان و نوادگان روحالله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی، خاندان و منسوبان علی خامنهای، رهبر پیشین، و دیگر خاندانهای بانفوذ روحانیت، هر کدام با خط فکر سیاسی و مذهبی، رقابتهای پنهان و آشکار، و حساسیتها و حاشیههای خاص خود، در ساختار قدرت حاضر بودهاند.
شاهد بارز این مناسبات، انتخاب مجتبی خامنهای به رهبری جمهوری اسلامی بود که با تحتالشعاع قرار دادن سازوکارهای رسمی و حتی به خدمت گرفتن آنها، نشان داد که روابط و نسبتهای خانوادگی تا چه حد بر ضوابط و فرآیندهای قدرت سایه انداخته است.
در خانواده روحالله خمینی، مسیر نوادگان بنیانگذار جمهوری اسلامی یکسان نبود. حسین خمینی، فرزند مصطفی، مدتی به مخالف آشکار جمهوری اسلامی تبدیل شد و حسن خمینی، پسر بزرگ احمد، به اصلاحطلبان و میانهروها نزدیک شد. در این میان یاسر و علی، فرزندان کوچکتر احمد خمینی، کمتر در مرکز توجه قرار داشتهاند. یاسر کمحاشیهترین برادر بود که با فاصله گرفتن از دنیای سیاست، در قم به امور حوزوی مشغول شد.
علی خمینی، کوچکترین پسر احمد، نیز مانند برادرش یاسر به تدریس در حوزه و تالیف آثار فقهی مشغول است و سالهاست در نجف زندگی میکند. با این حال او گاه با موضعگیریهای سیاسی خود خبرساز شده است؛ مواضعی که در بسیاری موارد با دیدگاههای رسمی جمهوری اسلامی و میراث سیاسی پدربزرگش، روحالله خمینی، همخوانی داشته است.
تازهترین و جنجالیترین نطق او در روز جمعه ۱۹ تیر ۱۴۰۵ در مراسم بزرگداشت علی خامنهای در قم ایراد شد. او در میانه بحث داغ مذاکره با آمریکا، با لحنی تند کسانی که گفتوگو را راه رسیدن به صلح با آمریکا میدانند، «خائن» خواند و گفت «هرکس پیام دوستی به آمریکا بفرستد، دهانش خبیث و نجس است».
علی خمینی تاکید کرد که «هویت» جمهوری اسلامی با سازشناپذیری در برابر آمریکا تعریف میشود و مذاکره را هم شکلی از جنگ خواند. او با اشاره به کشته شدن علی خامنهای گفت که اختلاف ایران با آمریکا به مرحله «پدرکشتگی» رسیده است و افزود مسئولی که «در فکر انتقام رهبر شهید نباشد، باید به وجدان خودش شک کند».
این تعابیر صریح، حتی در میان انبوه اظهارات ضدآمریکایی مقامهای جمهوری اسلامی، خبرساز شد و رسانههای حکومتی این سخنان «خمینی جوان» را «انعکاس صدای مردم انقلابی» خواندند و گفتند که او «ایمان خود به مردم را از خمینی کبیر به ارث برده است».
از جماران تا نجف؛ چهرهای با دو پیوند مهم حوزوی
علی خمینی، زاده ۲۱ فروردین ۱۳۶۵، سومین و کوچکترین فرزند احمد خمینی و فاطمه طباطبایی است. احمد از نزدیکترین افراد به پدرش روحالله خمینی بود؛ دفتر او را اداره میکرد و به ویژه در سالهای پایانی زندگی بنیانگذار جمهوری اسلامی، رابط او با مقامهای حکومتی محسوب میشد. فاطمه طباطبایی، فرزند محمدباقر سلطانی طباطبایی بروجردی، از علمای شیعه و خواهر صادق طباطبایی، از چهرههای موثر دولت موقت پس از انقلاب، بود.
دوران کودکی علی خمینی بیش از هر چیز با چند عکس مشهور در کنار پدربزرگش، روحالله خمینی، شناخته میشود. او هنگام مرگ آیتالله خمینی سه ساله بود.
یکی از اسناد خانوادگی که بارها در رسانههای وابسته به موسسه تنظیم و نشر آثار آیتالله خمینی بازنشر شده، نسخهای از کتاب مذهبی «صحیفه سجادیه» است که او در آذر ۱۳۶۷ همراه با یادداشتی به نوه خردسالش هدیه کرد. آقای خمینی در این یادداشت که بعدها به بخشی از روایت رسمی درباره پیوند عاطفی علی خمینی با پدربزرگش تبدیل شد، ابراز امیدواری میکند که او در آینده «از علمای برجسته و فقهای متعهد و از عرفای مجاهد فی سبیل الله» شود.
علی خمینی در تهران به مدرسه رفت و در نوجوانی وارد حوزه علمیه قم شد. در مهرماه ۱۳۹۷ او به نجف رفت و در مدرسه علمیه امام خمینی تدریس قواعد فقهی را آغاز کرد. انتقال از قم به نجف، محل اصلی فعالیت علمی او را به یکی از قدیمیترین مراکز تشیع منتقل کرد؛ حوزهای که سنت آموزشی و مرجعیت آن، در مقایسه با قم، فاصله بیشتری با ساختار مستقیم حکومت دارد.
اقامت در نجف، با این حال، به معنای فاصله گرفتن او از جمهوری اسلامی نبود. او ارتباط خود را با جماران، موسسه تنظیم و نشر آثار پدربزرگش و رسانههای رسمی حفظ کرد، در مناسبتهای حکومتی سخن گفت و در برخی تحولات سیاسی ایران و منطقه موضع گرفت.
پیوند علی خمینی با نجف فقط به تدریس محدود نیست، او با شیما شهرستانی، نوه آیتالله علی سیستانی، بانفوذترین روحانی شیعه در عراق، و دختر جواد شهرستانی، نماینده آقای سیستانی در ایران، ازدواج کرده است.
به این ترتیب، علی خمینی به دو خانواده مهم در جهان تشیع پیوند خورده است: خانواده بنیانگذار جمهوری اسلامی و خانواده پرنفوذترین مرجع شیعیان در عراق.
با وجود این، سندی در دست نیست که نشان دهد او در دفتر آیتالله سیستانی سمت رسمی دارد یا دیدگاههای این مرجع را نمایندگی میکند.
عنوانی که منابع رسمی برای او به کار میبرند «حجتالاسلام والمسلمین» است و آثار منتشرشده او عمدتا به زبان عربی است که در حوزههای تخصصی مسائل فقهی نگاشته شده است.
در سایه حسن خمینی، با مواضعی نزدیکتر به حاکمیت
خانواده خمینی پس از مرگ بنیانگذار جمهوری اسلامی، از نظر سیاسی یکپارچه باقی نماند. اعضای این خانواده از حمایت بیقیدوشرط از حکومت تا اصلاحطلبی و مخالفت آشکار با جمهوری اسلامی، مسیرهای متفاوتی را پیمودهاند.
حسین خمینی، فرزند مصطفی و نوه آیتالله خمینی، در دهه ۱۳۸۰ با انتقادهای تند از جمهوری اسلامی و حمایت از تغییر حکومت در ایران خبرساز شد؛ مواضعی که او را در برابر حاکمیت و بسیاری از اعضای خانواده خمینی قرار داد. او در سال ۱۳۸۲ به آمریکا سفر کرد و در مصاحبههایی از برگزاری همهپرسی درباره نظام سیاسی ایران حمایت کرد. با این حال، فعالیت سیاسی او در سالهای بعد به تدریج کمرنگ شد. او پس از مدتی به ایران بازگشت، با محدودیتهایی روبهرو شد و در نهایت در قم سکونت گزید.
حسن خمینی، برادر بزرگتر علی، شناختهشدهترین چهره سیاسی نسل سوم خانواده است. او تولیت آرامگاه روحالله خمینی را بر عهده دارد، با چهرههای اصلاحطلب و میانهرو مانند محمد خاتمی و حسن روحانی روابط نزدیکی دارد و در بسیاری از منازعات سیاسی در کنار این طیف سیاسی دیده شده است، هرچند همواره تلاش کرده از خطوط قرمز راس قدرت عبور نکند.
رد صلاحیت حسن خمینی در انتخابات مجلس خبرگان سال ۱۳۹۴، تنش میان بخشی از خانواده خمینی و نهادهای تحت نظر علی خامنهای را آشکار کرد. پس از آن، بعضی رسانهها و چهرههای اصولگرا کوشیدند علی خمینی را به عنوان چهرهای در مقابل برادرش معرفی کنند.
اما او ضمن دفاع از برادرش تاکید کرد که «خانواده امام پشت سر رهبری بوده و هست» و گفت از فرزندان خمینی «یک کلام در تضعیف» علی خامنهای شنیده نخواهد شد.
حسن خمینی بیشتر در تهران و قم، در ارتباط با انتخابات، سیاستمداران اصلاحطلب و منازعات داخلی حکومت حضور داشته است. علی پایگاه علمی خود را به نجف منتقل کرده، کمتر وارد رقابت سیاسی داخلی شده و در مسائل منطقهای و رابطه با آمریکا، مواضعی نزدیکتر به جریانهای اصولگرا داشته است.
نام علی خمینی پیش از انتقال رهبری جمهوری اسلامی نیز گاه در گمانهزنیهای مربوط به جانشینی مطرح میشد. اقامت در نجف، سابقه حوزوی، نسبت با روحالله خمینی و ازدواج با نوه آیتالله سیستانی از جمله دلایل این گمانهزنیها بود.
اما پس از انتخاب مجتبی خامنهای، علی خمینی به سرعت از رهبر جدید حمایت کرد. او این انتخاب را «محکمترین سیلی بر صورت مستکبران عالم» خواند و پذیرفتن مسئولیت رهبری در آن شرایط را «جهادی بزرگ» توصیف کرد.
علی خمینی پس از کشته شدن علی خامنهای نیز از مردم خواست به جای «عزاداری در خانه»، در صحنه حضور داشته باشند و تاکید کرد که جمهوری اسلامی با از دست دادن رهبران خود عقبنشینی نخواهد کرد. او گفت سازوکارهای قانونی کشور برقرار است و «هیچ خلا قانونی در اداره جمهوری اسلامی ایجاد نشده و نخواهد شد».
تا پیش از نطق تیرماه ۱۴۰۵، علی خمینی بیشتر زیر سایه برادر مشهورترش قرار داشت. اما آن سخنرانی نشان داد که کوچکترین پسر احمد خمینی، دستکم در سیاست خارجی، یکی از صریحترین مدافعان قرائت سازشناپذیر جمهوری اسلامی در میان نوادگان بنیانگذار آن است.
از واکنش به اعتراضها تا «پدرکشتگی» با آمریکا
مواضع پیشین علی خمینی در حوزههای مختلف به ویژه مسائل اجتماعی، عموما با لحنی متفاوت از سخنانش درباره آمریکا و اسرائیل بیان شده است؛ لحنی که در چارچوب پذیرفته نظام جمهوری اسلامی، گاه رنگ و بویی اصلاحطلبانهتر داشته است.
او در گفتوگویی با خبرگزاری ایسنا در سال ۱۳۹۶، بر ضرورت حفظ امکان نقد تاکید کرد و گفت حمایت از جمهوری اسلامی نباید به معنای بستن راه انتقاد از مسئولان باشد. او در آن مصاحبه همچنین این ادعا را مطرح کرد که پدربزرگش، آیتالله خمینی، با تفکیک جنسیتی در دانشگاهها موافق نبوده است.
اما راه حل پیشنهادی او از مرزهای جمهوری اسلامی فراتر نمیرفت. علی خمینی با حرکتهای ساختارشکنانه مخالفت کرد و اقدامات تدریجی و حمایت از نظام و رهبری آن را راه حل مشکلات دانست.
علی خمینی در دیماه ۱۴۰۱ در واکنش به اعتراضهایی سراسری که بعد از کشته شدن مهسا -ژینا- امینی آغاز شد، ضمن دفاع از جمهوری اسلامی، بخشی از نارضایتیها را ناشی از عملکرد مسئولان دانست. او گفت اعتراض و نارضایتی در یک جامعه لزوما نشانه فروپاشی آن نیست و افزود «مردم ما صبورند، اما معترض هم هستند».
علی خمینی در آن زمان از مسئولان خواست صدای اقشار مختلف را بشنوند و هشدار داد که فساد و فاصله گرفتن از مردم و «آرمانهای اصیل انقلاب» میتواند به افزایش نارضایتی منجر شود.
او در خرداد ۱۴۰۲، نیز اعتراضهای «زن، زندگی، آزادی» را «اتفاقی تلخ» توصیف کرد، اما گفت در کنار آن «یک جوانه مهمی شروع به رشد کرد و آن این احساس در بدنه جامعه متدین و انقلابی ما است که ما کوتاهی کردهایم».
او آن اعتراضات را نه صرفا مسئلهای امنیتی، بلکه نشانه ناکامی سیاستهای فرهنگی و تربیتی جمهوری اسلامی دانست؛ هرچند راه حل پیشنهادیاش تقویت فعالیت فرهنگی نیروهای مذهبی و انقلابی و دفاع از نظام بود، نه لزوما پذیرش مطالبات سیاسی معترضان.
علی خمینی در دیماه ۱۴۰۲، در آستانه انتخابات مجلس در ماه اسفند، و در حالی که نارضایتیهای عمومی، باعث پیشبینی مشارکت پایین در انتخابات شده بود، گفت «مکعب صندوق رای مقدس است». او در آن زمان با رد تحریم انتخابات و با اشاره به دورههای پیشین انتخابات گفت: «کسانی که تحریم کردند به مرور زمان حذف شدند و قوه تاثیرگذاری را از دست دادند؛ یا به خارج از کشور رفتند و تاثیرگذاری آنها صفر شد و یا در داخل کشور خودمان منزوی شدند و تاثیرگذاری آنها صفر شد.»
علی خمینی که بخش عمده فعالیت علمی خود را به تدریس فقه و اصول در حوزههای قم و نجف اختصاص داده است، از مدافعان نقش فقه در حکومت نیز به شمار میرود. او در فروردین ۱۴۰۳ گفت مشکلات اقتصادی ایران ناشی از «فقه جعفری» نیست، بلکه از تحریمها، کارشکنیها و ضعف در مدیریت ناشی میشود.
یکی از اظهارنظرهای جنجالی علی خمینی به سال ۱۳۹۲ و دفاع او از اعدام اعضا هواداران سازمان مجاهدین خلق در سال ۱۳۶۷ برمیگردد. او در آن زمان گفت که اگر پدربزرگش در برابر این سازمان «نرمش» نشان میداد، ایران «پس از ۳۰ سال هم رنگ آرامش به خود نمیدید».
چنین لحن تندی معمولا در موضعگیریهای او درباره سیاست خارجی مشهودتر است. علی خمینی در مراسم سالگرد اشغال سفارت آمریکا در سال ۱۴۰۴، این گروگانگیری را اقدامی تعیینکننده در تثبیت جمهوری اسلامی توصیف کرد و گفت «اگر سفارت آمریکا تسخیر نشده بود، امروز انقلاب اسلامی باقی نمیماند». او همچنین این رویداد را بخشی از مسیری دانست که به گفته او زمینهساز دستیابی ایران به توان موشکی و فناوری هستهای شد.
او درباره اسرائیل نیز از تعابیر تندی استفاده کرده و صهیونیسم را «داعش جهان یهودیت» خوانده است. علی خمینی از حزبالله لبنان و گروههایی که جمهوری اسلامی آنها را «محور مقاومت» مینامد حمایت کرده و در خرداد ۱۴۰۴ به لبنان رفت، با خانواده یکی از فرماندهان کشتهشده حزبالله دیدار کرد و به محل دفن حسن نصرالله، دبیر کل پیشین حزبالله لبنان، رفت که در حمله اسرائیل کشته شده بود.
علی خمینی پیش از سخنرانی خبرساز اخیر در قم نیز بر تفاوت میان مذاکره و سازش با آمریکا تاکید کرده بود. او در سال ۱۴۰۴ ضمن توصیف مذاکرهکنندگان ایرانی به عنوان «مجاهدان عرصه دیپلماسی»، گفت مذاکره با آمریکا تنها زمانی معنا دارد که در خدمت تامین حقوق و منافع ایران باشد، نه برای رسیدن به دوستی یا صلح پایدار. او در سخنرانی قم همین دیدگاه را با لحنی تندتر مطرح کرد و تلاش برای رسیدن به صلح با آمریکا را «خیانت» خواند.
سخنرانی اخیر علی خمینی با استقبال رسانهها و محافل نزدیک به حکومت روبهرو شد. ستایشها از او در شرایطی مطرح میشود که جمهوری اسلامی در یک سال گذشته شماری از مهمترین چهرههای سیاسی و مذهبی خود را از دست داده و بحث درباره نسل بعدی نیروهای اثرگذار حکومت بیش از گذشته مطرح شده است. در چنین فضایی، علی خمینی که سالها بیشتر به عنوان یک مدرس حوزه در نجف شناخته میشد، اکنون بیش از گذشته در کانون توجه قرار گرفته است.