نامه ای از لندن: «علم حفظ کردنی نیست»

تصویر یک مجلس از مسابقۀ با سابقۀ اطلاعات عمومی که در آن معمولاً دانشجویان از دو دانشکده یا دانشگاه مختلف شرکت می کنند.
توضیح تصویر، تصویر یک مجلس از مسابقۀ با سابقۀ اطلاعات عمومی که در آن معمولاً دانشجویان از دو دانشکده یا دانشگاه مختلف شرکت می کنند.
منتشر شده در
زمان مطالعه: ۴ دقیقه

شما را نمی دانم، امّا من سی، چهل سالی ست که نسبت به کلمۀ «علم»، هم دچارِ شکّ شده ام، هم دچارِ حسّاسیت. لابُد می خواهید بدانید که منظورم از «علم» که اصلش عربی است، همان «دانشِ» فارسی است؟ نه خیر! اگر به خاطرتان باشد، چند وقت پیش هم دربارۀ فرقِ «دانش» و «علم»، عرض و عریضه ای داشتم. امّا این بار می خواهم بگویم چرا دانستنِ این فرق خیلی اهمیت دارد.

به یادم می آید که چهل سال پیش در ایران، تلویزیونها مسابقه هایی می گذاشتند که پایه ش سؤالهایی از «اطّلاعاتِ عمومی» بود. اینجا، در انگلیس هم، تلویزیونها از این مسابقه ها می گذارند و همان طور که می دانید، به «اطّلاعاتِ عمومی» می گویند «جِنِرال نالج» (general knowledge). جنرال: «عمومی»، نالج هم، در این مورد، «اطّلاعات» (۱).

تصویر روی جلد کتاب «مجموعۀ شش رسائل [!] در علوم جفر، اعداد، حروف، بروج، کواکب، و علم «و غیرها!». برای تعریف و توضیح این علمهای ششگانه به کتاب  «کشاف اصطلاحات الفنون» مراجعه کنید [با تشکر از سایت www.iketab.com ].
توضیح تصویر، تصویر روی جلد کتاب «مجموعۀ شش رسائل [!] در علوم جفر، اعداد، حروف، بروج، کواکب، و علم «و غیرها!». برای تعریف و توضیح این علمهای ششگانه به کتاب «کشاف اصطلاحات الفنون» مراجعه کنید [با تشکر از سایت www.iketab.com ].

البتّه ما کلمۀ «نالج» انگلیسی را، به جای «اطّلاعات»، می توانیم به «دانش» (۲) ترجمه کنیم، و مثلاً بگوییم: «فلانکس دربارۀ کشورهای آمریکای لاتین دانشِ زیادی دارد!» (۳) امّا «دانشِ» این آدم دربارۀ کشورهای آمریکای لاتین هر قدر هم که زیاد باشد، این «دانشِ» اطّلاع هست، آگاهی هست، خبر هست، امّا «علم» نیست.

فارسی زبانها کلمۀ «دانش» و خویشاوندهاش، از جمله دانستن، دانایی، دانشور، و دانشمند را همیشه داشته اند، امّا از وقتی که با نظام آموزشهای تخصّصی و عالی در غرب آشنا شدند، با راهنماییِ عقل سلیم «نالج» انگلیسی را به آگاهی، اطّلاع، و دانش ترجمه کردند، و به کلمۀ «ساینسِ» (۴) انگلیسی که رسیدند، برای آن کلمۀ عربی «علم» را به کار بردند و در موردهایی هم ازجمع مکسّر آن، یعنی «علوم» استفاده کردند (۵).

تفاوتِ مفهومِ دو کلمۀ «نالج» و «ساینس»، یعنی تفاوتِ «دانش» و «علم» سؤالی ست که در سایتهای اینترنتی انگلیسی هم مطرح شده است، و جوابهایی، در یک جا مختصر، در یک جا مفصّل، به آنها داده اند. یکی از جوابهای ساده و مختصر، امّا نه جامع و مانع (۶)، این است که: «علم مطالعۀ اصولی جهانِ طبیعی و مادّی بر اساس آزمایش و مشاهده است، و دانش چیزهایی است که دربارۀ علم می دانیم.»

تصویر روی جلد کتاب «کشاف اصطلاحات الفنون». برای اطلاع از مندرجات این کتاب می توان به «دهخدا» یا «معین» مراجعه کرد. (ضمناً منظور از «مجموعۀ شش رسائل» لابد «مجموعۀ شش رساله» است)
توضیح تصویر، تصویر روی جلد کتاب «کشاف اصطلاحات الفنون». برای اطلاع از مندرجات این کتاب می توان به «دهخدا» یا «معین» مراجعه کرد. (ضمناً منظور از «مجموعۀ شش رسائل» لابد «مجموعۀ شش رساله» است)

فردوسی طوسی که فرموده است: «توانا بود هر که دانا بود/ ز دانش دل پیر برنا بود»، منظورش از «دانش» علم پزشکی، ریاضیات، نجوم، و مانند اینها نبوده است، آگاهی درست و عقلی و منطقی از ماهیت زندگی و عالم هستی بوده است (۷).

بنابراین اگر من و شما برویم مثلاً زبان انگلیسی یا عربی یاد بگیریم و آن قدر خوب یاد بگیریم که مثل رئیس دانشگاه «آکسفورد»، یا رئیس حوزۀ علمیۀ «الازهر» حرف بزنیم و بنویسیم، «دانش زبان» داریم، نه «علم زبان»، یعنی «زبان دان»، شده ایم، نه «زبان شناس» (۸).

بله، اگر چیزهایی را که کسهایی با فکرِ صد سال، هزار سال، یا چند هزار سالِ پیش گفته اند و خیال کرده اند، یا خواسته اند ما خیال کنیم که تا آخرِ عمرِ حیات و عمر زمین درست و معتبر و غیر قابل شکّ و تردید است، حفظ بکنیم و به دیگران پس بدهیم، نه علم داریم، نه عالم هستیم، چون علم «حفظ کردنی» نیست، «فهمیدنی» است. در حفظ کردن «فهم» آدم به کار نمی افتد، و گاهی حتّی از کار می افتد. در فهمیدنِ «علم» است که آدم شکّ می کند، سؤال می کند، پیش می رود و فکرش «علمیت» (۹) پیدا می کند.

__________________________________________________

۱- کلمۀ «اطّلاعات» در عربی «جمع مؤنّث اطّلاع» است، مثل «تظاهرات»، «عملیات»، «انتخابات»، امّا اینها در زبان فارسی در حالت «اسم جمع» (collective noun) به کار می رود. کلمۀ انگلیسی «information» که در لفظ مفرد است و معنی جمع هم دارد، اسم جمع است و آن را در لغتنامۀ انگلیسی به فارسی این طور معنی کرده اند: «اطلاع، اخبار، مفروضات، اطلاعات، سوابق، معلومات...»

۲- کلمۀ «نالج» (knowledge) که با «know» به معنی دانستن و شناختن همریشه است، معمولاً به معنی دانش، معرفت، آگاهی، دانایی، اطلاع، وقوف و مانند اینها به کار می رود، و با «ساینس» (science) مترادف نیست.

۳- جملۀ «فلانکس دربارۀ کشورهای آمریکای لاتین دانشِ زیادی دارد» می تواند در انگلیسی به این صورت گفته شود: He (she) has a vast knowledge about the Latin American countries

۴- «سایِنس» (science) در انگلیسی، همان طور که در متن اشاره شد، به معنی مطالعۀ اصولی جهانِ طبیعی و مادّی بر اساس آزمایش و مشاهده به کار می رود، و رشته های مختلف و متعدّد دارد، و به دارندۀ هر یک از آنها به طور عامّ «سایِنتیست» (scientist) می گویند. مثلاً «علم شیمی» در انگلیسی science of chemistry است و دارندۀ این علم «chemist» است.

۵- در فارسی تمایل اهل اصطلاح به این است که در بعضی موردها جمع مکسر عربی «علم»، یعنی «علوم» را به کار ببرند، مخصوصاً در مورد دانشکده هایی که این علمها را تدریس می کنند: علم سیاست، دانشکدۀ علوم سیاسی؛ علم پزشکی، دانشکدۀ علوم پزشکی؛ علم اجتماع، دانشکده علوم اجتماعی... ۶- در سایت « www.quora.com » در پاسخ به سؤال «فرق اصلی نالج و ساینس چیست، یکی از پاسخهای ساده و مختصر، امّا نه جامع و مانع این است: What is the main difference between knowledge and science? Science is systematic study of natural and physical world using experiments and observations. Knowledge is what you know about science.

۷- در اینجا برای کاربرد کلمۀ «دانش» در شعر کلاسیک فارسی چند نمونه از شاعرهای دیگر می آورم: [مولوی] - «این دانش من گشته بر دانش تو پرده / فریاد من مسکین از دانش و آگاهی». [ناصر خسرو] - «چو دانش نداری تو، در پارسایی / به سان لگامی بُوی بی‌دهانه». [سعدی] - «مَر خداوند عقل و دانش را / عیب ما گو مکن که نادانیم».

۸- در انگلیسی که من اندک دانشی از آن دارم، به علم زبان شناسی می گویند «linguistics» همان طور که به علم اقتصاد می گویند «economics»، امّا اسم خیلی از علمها با پسوند «-logy» و «-ology» ساخته شده است، مثل «biology» زیست شناسی؛ «geology» زمین شناسی؛ «psychology» روان شناسی؛ «sociology» جامعه شناسی؛ «archaeology» باستان شناسی.