توافق ایران و آمریکا؛ چرا کشورهای خلیج فارس هنوز نگراناند؟

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, سالی نبیل
- شغل, بیبیسی عربی
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۵ دقیقه
نگرانیها درباره دوام تفاهمنامهای که هفته گذشته میان آمریکا و ایران امضا شد، در حال افزایش است؛ بهویژه اگر تشدید درگیری اسرائیل و حزبالله لبنان مهار نشود.
کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس که در تقابل واشنگتن و تهران گرفتار شدهاند، با نگرانی تحولات را دنبال میکنند. اگر بار دیگر تنشها شعلهور شود، احتمالا این کشورها بیش از همه آسیب خواهند دید.
هزاع مجالی، استاد حقوق بینالملل در اردن، میگوید: «این اسرائیل بود که آمریکا را به این جنگ کشاند. برای اینکه بفهمیم این توافق دوام خواهد داشت یا نه، باید ببینیم واکنش اسرائیل به آن چه خواهد بود.»
پس از آغاز حملات هوایی آمریکا و اسرائیل به ایران در ماه فوریه، ایران هم کشورهای حاشیه خلیج فارس را که میزبان پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه هستند، هدف قرار داده است. موشکها و پهپادهای ایرانی تصویری را که این پادشاهیهای نفتخیز سالها از صلح و ثبات به نمایش گذاشته بودند، بهشدت خدشهدار کردهاند.
بنا بر اعلام وزارت بهداشت لبنان، کمتر از ۴۸ ساعت پس از امضای تفاهمنامه، مجموعهای از حملات هوایی اسرائیل به لبنان، دهها کشته و زخمی برجا گذاشت. ارتش اسرائیل هم اعلام کرد که چهار سربازش کشته شدهاند.
بر اساس مفاد تفاهمنامه، درگیریها در همه جبههها، از جمله لبنان، باید متوقف شود. حزبالله همواره از مهمترین نیروهای نیابتی ایران در منطقه به شمار رفته است. به گفته مقامهای آمریکا، بر سر آتشبسی تازه در لبنان توافق شده، اما چنین توافقهایی همواره شکننده و کمدوام بودهاند.
توماس ژونو، استاد دانشکده امور عمومی و بینالملل دانشگاه اتاوا، میگوید: «هیچ سناریوی واقعبینانهای وجود نداشت که در آن درگیریها هم در لبنان و هم در ایران به طور کامل متوقف شود. افزایش مقطعی خشونت در لبنان اجتنابناپذیر است و حتی ممکن است در خلیج فارس هم شاهد چنین وضعی باشیم.»

منبع تصویر، Getty Images
در گفتوگو با مردم در چند شهر حاشیه خلیج فارس، میشد هم امیدواری و هم تردید آنها را به توافقی که قرار است آغازگر روند صلح بلندمدت بین ایران و آمریکا باشد، احساس کرد.
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
مردی سالخورده در یکی از بازارهای شهر کویت میگوید: «هیچکس جنگ نمیخواهد. همه ما فقط میخواهیم زندگی آرامی داشته باشیم. یادم هست چگونه بچههایمان را که از صدای وحشتناک موشکهای ایران بهشدت ترسیده بودند آرام میکردیم. آنها هرگز پیش از آن چنین چیزهایی را تجربه نکرده بودند.»
حتی پیش از تشدید اخیر درگیریها در لبنان، یکی دیگر از مشتریان بازار این تفاهمنامه را «بسیار آسیبپذیر و مستعد تغییر» توصیف کرد و گفت که چندان آن را جدی نمیگیرد، هرچند همچنان امیدوار بود زندگیاش به دوران پیش از جنگ بازگردد.
به نظر میآید کشورهای حاشیه خلیج فارس مایلاند که این توافق دوام بیاورد. آنها بیصبرانه منتظرند که سرانجام بتوانند حجم عظیم نفت خود را بدون مانع به بازارهای جهانی صادر کنند. در این میان، تنگه هرمز نقشی کلیدی دارد؛ آبراهی راهبردی که نفت این کشورها از راه آن به بازارهای جهانی میرسد و ایران از زمان آغاز جنگ عملا آن را بسته بود.
پس از امضای تفاهمنامه از سوی روسایجمهور آمریکا و ایران، رفتوآمد کشتیها در تنگه هرمز بهتدریج از سر گرفته شد و نفتکشهای حامل پرچم عربستان سعودی از این آبراه حیاتی عبور کردند و در مقابل، نیروی دریایی آمریکا هم روند رفع محاصره بنادر ایران را آغاز کرد.
اما به دنبال ادامه حملات اسرائیل به لبنان، قرارگاه خاتمالانبیا در اطلاعیهای اعلام کرد که تنگۀ هرمز را به دلیل آنچه «بدعهدی و پیمانشکنی آشکار» آمریکا در اجرای بند اول تفاهمنامه پایان جنگ خواند، بسته است.
پس از انتشار خبر بازگشایی تنگه، قیمت نفت به کمتر از ۸۰ دلار در هر بشکه کاهش یافت. هرگونه اختلال در این روند زیان بیشتری برای کشورهای منطقه دارد.
هزاع مجالی، استاد حقوق بینالملل، میگوید: «ایران در تنگه هرمز اهرم فشار بسیار موثرتری نسبت به موضوع سلاح هستهای پیدا کرده و به همین دلیل تهران حاضر شد در پرونده هستهای امتیازهایی بدهد تا کنترل خود بر تنگه را حفظ کند. اگر تنگه هرمز بسته نشده بود، احتمالا جنگ ادامه پیدا میکرد.»
تفاهمنامه ۱۴ بندی وعده مجموعهای از مشوقهای اقتصادی را به ایران میدهد؛ از جمله کاهش تحریمها، آزادسازی داراییهای مسدودشده در خارج از کشور و دسترسی به صندوقی ۳۰۰ میلیارد دلاری. اما توماس ژونو مفاد این توافق را «بسیار مبهم و نامشخص» میداند.
او میگوید: «هیچ جزئیاتی درباره زمان اجرای این تسهیلات اقتصادی در دست نیست. درباره میزان داراییهایی که قرار است آزاد شوند نیز شفافیتی وجود ندارد. همچنین هرگز انتظار نداشتم بخوانم که همه تحریمها لغو خواهند شد. درباره صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری هم روشن نیست این پول قرار است از کجا تامین شود.»
جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، اخیرا گفته است که هزینه این صندوق پیشنهادی را «ائتلاف کشورهای خلیج فارس» تامین خواهد کرد، اما توضیح بیشتری ارائه نکرده است. در عین حال، هیچیک از کشورهای حاشیه خلیج فارس تاکنون درباره پرداخت پول به ایران اظهارنظری نکردهاند.
برای بعضی در منطقه، چنین چیزی به این معناست که باید هزینه جنگی را بپردازند که خود آغازگرش نبودهاند. علی الهیل، تحلیلگر سیاسی، میگوید: «به عنوان یک شهروند خلیج فارس، نمیخواهم کشورهای ما حتی یک ریال هم به ایران پرداخت کنند. ایران باید به ما غرامت بدهد، چون ما از موشکها و پهپادهای ایرانی آسیب دیدهایم. کسی که باید هزینه این جنگ را بپردازد بنیامین نتانیاهو است. اسرائیل و متحدانش باید این هزینه را تقبل کنند، چون آنها بودند که به ایران حمله کردند.»
هنوز مشخص نیست که آیا مقامهای آمریکا تلاش خواهند کرد کشورهای عربی منطقه را به مشارکت مالی در این طرح متقاعد کنند یا نه. توماس ژونو میگوید: «کشورهای خلیج فارس بهشدت در برابر تعهد مالی، به ویژه در مقیاس ۳۰۰ میلیارد دلار، مقاومت خواهند کرد، دستکم تا زمانی که هیچ قطعیتی وجود نداشته باشد.»
او معتقد است که راهی طولانی تا آشتی واقعی میان ایران و همسایگان عربش باقی مانده است و به همین دلیل، «این پول شاید در مراحل بعدی مطرح شود. سرمایهگذاری در ایران به عنوان ابزاری برای تثبیت روابط با تهران غیرممکن نیست، اما کشورهای خلیج فارس به تضمینهای جدی نیاز دارند.»
در مجموع، تصویر آینده همچنان مبهم است. اما برای مردم عادی، مسئله اصلی بسیار سادهتر است: داشتن زندگی آرام، بدون نیاز به دویدن به طرف پناهگاهها و بدون از خواب پریدن با صدای آژیرهای جنگی.

































