نامه ای از لندن: «کرکسهای فقیرخوار»

این کرکسها شریف و نجیب و بیابانگردهستند و مُرده خوارند، به زنده های درماندۀ بیچاره قرض السّیئه نمی دهند.
توضیح تصویر، این کرکسها شریف و نجیب و بیابانگردهستند و مُرده خوارند، به زنده های درماندۀ بیچاره قرض السّیئه نمی دهند.
منتشر شده در
زمان مطالعه: ۳ دقیقه

بیاییم چشمِ تخیّلمان را باز کنیم، و در آفتابِ درخشان، در جایی از یک بیابان، ناگهان، در آسمانِ آبی، دسته ای لاشخوار را در حالِ پرواز ببینیم، که به جایی نمی روند، و همین طور در جا دور می زنند. با شناختی که از کیفیتِ زندگیِ کرکسها دارید، چی به ذهنتان می آید؟ چی حدس می زنید؟ نگاهِ کنجکاوتان با دیدنِ کرکسها در آن بالا، حالا در پایین، روی زمین، انتظار دارد چی ببیند؟

می بینم چند وقت است، اینجا، توی انگلیس، در یک طرف کسانی هستند که ثانیه ای چند هزار پوند به ثروتشان اضافه می شود(۱)، و در طرفِ دیگر، در مقابل هر نفر از آنها صدها نفر، و شاید خیلی بیشتر، کسانی هستند که مواجبِ یکماهه شان کفاف دو هفته معاششان را نداده است، و تا دو هفتۀ دیگر که مواجب یکماهه را می گیرند، اگر حدّ اقلّ برابرِ نصفِ آن مواجب قرض نکنند، مشکلاتِ زندگیشان را قاضی الحاجات (۲) هم نخواهد توانست بدونِ توسّل به معجزه حلّ بکند.

تصویر «جاستین ولبی» (Justin Welby)، اسقف اعظم کنتربریِ (Archbishop of Canterbury) انگلستان که به مقامات ذیربط دولتی توصیه کرده است که با ایجاد تسهیلات وامهای منصفانه، کار کرکسهای قرض السّیئه را کساد کنند.
توضیح تصویر، تصویر «جاستین ولبی» (Justin Welby)، اسقف اعظم کنتربریِ (Archbishop of Canterbury) انگلستان که به مقامات ذیربط دولتی توصیه کرده است که با ایجاد تسهیلات وامهای منصفانه، کار کرکسهای قرض السّیئه را کساد کنند.

این را در همه جای دنیا، همه کس، کم و بیش می داند که وقتی کسی بخواهد مبلغی در حدود نصفِ دستمزدِ روزانۀ یک کارگر، یا حقوقِ ماهانۀ یک کارمند دون پایه قرض بکند، معمولاً سراغ بانک نمی رود. اگر خویش و آشنایِ از خودش بهتر حال و روزی نداشته باشد که پیشِ او رو بیندازد و از او قرض الحسنه (۳) بخواهد، و چیز نسبتاً قیمتی ای هم نداشته باشد که به ثلث یا ربعِ قیمت پیشِ یک سمسارِ بی رحم و بی انصاف گرو بگذارد، باید ... باید چه کار کند؟ کلمۀ «بیچاره» اینجاست که معنیِ اصلیِ خودش را پیدا می کند!

و اینجاست که می بینی از وقتی که در انگلیس هم، چه «راست»هایِ سابقاً اصیل و با اصولش، چه «چپ»هایِ اخیراً رَقیقُ الاِصالت و مُتِغَیّرُ الاُصولش، صلاحِ مملکتِ خویش دیده اند که زیرِ عَلَمِ «نظمُ نوینِ جهانی» (۴)، سنگِ انسانیت و دموکراسی را به سینه بزنند، وضع اقتصادیِ بیشترِ مردم که تعریفِ عزّت پسندی نداشت، کم کم دچارِ چنان پیسی ای شده است که ...

دیوید راکفلر (Rockefeller)، بانکدار معروف آمریکایی، در ۱۴ سپتامبر ۱۹۹۴ در کنفرانس بازرگانی سازمان ملل متّحد گفته بود: «ما در آستانۀ یک تغییر و تحوّل جهانی هستیم. تنها چیزی که احتیاج داریم یک بحران بزرگ مناسب است تا ملّتها نظم نوین جهانی را بپذیرند.»
توضیح تصویر، دیوید راکفلر (Rockefeller)، بانکدار معروف آمریکایی، در ۱۴ سپتامبر ۱۹۹۴ در کنفرانس بازرگانی سازمان ملل متّحد گفته بود: «ما در آستانۀ یک تغییر و تحوّل جهانی هستیم. تنها چیزی که احتیاج داریم یک بحران بزرگ مناسب است تا ملّتها نظم نوین جهانی را بپذیرند.»

که چی بگویم؟ ... که بوی نفرت انگیزِ فقر در بیابانِ درماندگی به مشامِ کرکسهایِ بی نجابت و بی حیایِ جامعۀ نظام گسیختۀ «پول مدار» (۵) خورده است و از هر طرف به پرواز درآمده اند و دورِ درمانده هایِ بی آه در بساط را گرفته اند و خودشان را در آگیهایِ رنگین و آهنگینِ پُر نیرنگشان در تلویزیونهای تجارتی به اسمهای بیچاره فریبی معرّفی می کنند که معنی همۀ آنها توی عبارتِ «قرض بی تشریفاتِ فوری» جا می گیرد.

چرا می گویم «قرض» و نمی گویم «وام»؟ برای اینکه «وام» معمولاً به مبلغهایی می گویند که بوی درماندگی و بیچارگی نمی دهد و آدم می تواند با آنها خانه یا اتومبیل بخرد، یا کار و کسب راه بیندازد. امّا قرض مثلاً به مبلغی می گویند که باش بشود مَعاش یک خانوادۀ پایین طبقۀ چهار نفری را برای یک تا ده روز تأمین کرد، یعنی ۵۰ تا ۵۰۰ پوند.

و این ۵۰ تا ۵۰۰ پوند مبلغی است که یکی از معروفترین کرکسهای بیابانِ پیسیِ «اقتصادِ تبعیضی» به درمانده ها قرض می دهد، با این توضیح که: «۵۰۰ پوند قرض می کنید و ۱۲ ماهه، هر ماه ۷۹ پوند و ۹ پنی می پردازید.» یعنی اگر من ۵۰ پوند یکماهه قرض کنم، سر ماه باید ۴۴ پوند و ۹ پنی بهره روش بگذارم و بدهم به یکی از کرکسهای رِبا خوارِ فقیر خوارِ زنده خوار!

من به این وضعِ اجتماعی می گویم نظام گسیختگی اقتصادی در عهد پول پرستی.

___________________________________________________ ۱- سرمایه دارهای بزرگ به کنار، این طور که آدم در اینترنت می بیند، ورزشکارهای حرفه ای هستند که درآمد روزانه شان بین ۱۰۰ هزار تا ۳۰۰هزار دلار است، یعنی در ۲۴ ساعت دقیقه ای در حدود ۱۵۰ دلار پول می افتد توی حسابشان.

۲- «قاضی الحاجات» به معنای «برآرندۀ نیازها»، چنانکه در لغتنامۀ دهخدا آمده است، «نامی از نامهای خدای تعالی» است، و همین طور «حلّال المشکلات» و «مسبّب الاسباب».

۳- «قَرض ُالحَسَنه»، یعنی وام بدون بهره. امّا کرکسهای رباخوار قرضی که می دهند، بهره اش گاهی از مبلغی که قرض می دهند، خیلی بیشتر است. گویا این جور قرض را «قرض السّیئة» می خوانند.

۴- در یکی از نامه های اخیر، در اشاره به «نظم نوین جهانی» گفتم که «جورج بوش بزرگه»، چهل و یکمین رئیس جمهوری آمریکا و رئیس سابق سازمانِ «سی آی ای»، در یک سخنرانی، در اشاره به جنگ آزادی بخش انرژی در «کویت»، آغازِ عصرِ «نظم نوین جهانی» را این طور اعلام کرد: «چیزی که در معرض خطر قرار گرفته است، نه فقط موجودیت یک کشور کوچک، بلکه یک آرمان بزرگ است: آرمان نظم نوین جهانی که در آن ملّتهای مختلف با هدف مشترک به هم می پیوندند تا به آرزوهای عمومی بشریت، یعنی صلح، امنیت، آزادی، و حاکمیتِ قانون تحقّق بخشند.»

۵- «پول مدار» را شاید بتوانیم به معنی نظامی به کار ببریم که معیار همه چیزش «پول» است، نظیر کلمه های مرکّب «دین مدار»، «اخلاق مدار»، «قدرت مدار»، و « ظلم مدار».