نگاهی به اولین حریف ایران در جام جهانی؛ از تیم ملی فوتبال نیوزیلند چه می‌دانیم؟

منتشر شده در
زمان مطالعه: ۹ دقیقه

برای بسیاری از هواداران فوتبال، نام «نیوزیلند» در جام جهانی هنوز با تصویری قدیمی همراه است: تیمی منظم، فیزیکی، پرتلاش و محدود؛ تیمی که بیشتر برای مقاومت کردن شناخته می‌شود تا برای ساختن بازی و البته ناشناخته مانده و اطلاعاتی محدود و معدود در موردش در رسانه‌ها منتشر می‌شود.

این تصویر بی‌دلیل شکل نگرفته است. نیوزیلند از منطقه‌ای می‌آید که سطح فوتبال آن فاصله‌ای قابل توجه با سایر قاره‌ها دارد؛ از اروپا گرفته، تا آمریکای جنوبی و حتی آفریقا و آسیا.

فاصله سطح فنی قاره اقیانوسیه از سایر قاره‌ها از یک سو و مسیر صعود نیوزیلند از این قاره از سویی دیگر، باعث ناشناخته‌تر ماندن این تیم شده است. نیوزیلند در این دوره و به واسطه این که برای رسیدن به جام جهانی، سختی و طولانی بودن مسیرهای دیگر را در پیش نداشت، کیفیت خودش را به صورت کامل در نگاه‌ها کارشناسان قرار نداد.

نسل فعلی تیم ملی فوتبال نیوزیلند فقط مجموعه‌ای از بازیکنان فیزیکی و دونده که به صورت سنتی در ذهن هواداران فوتبال شکل گرفته‌اند، نیست. تعدادی از بازیکنان این تیم سابقه بازی در فوتبال اروپا را دارند یا کماکان در لیگ‌های معتبرتر از لیگ نیوزیلند حضور دارند.

کریس وود در لیگ برتر انگلیس چهره‌ای شناخته‌شده است، لیبراتو کاکاسه تجربه سری‌آ و چمپیونشیپ (دسته دوم فوتبال انگلیس) را دارد، مارکو استامنیچ در مسیر حرفه‌ای خود به لیگ‌های دانمارک، صربستان، یونان و انگلیس رسیده و جو بل در فوتبال نروژ بازیکنی جاافتاده شده است.

با این حال، پرسش اصلی همچنان پابرجاست: آیا این پیشرفت‌ها برای تغییر جایگاه نیوزیلند در جام جهانی کافی است؟

جام جهانی ۲۰۲۶ برای نیوزیلند فقط بازگشت به بزرگ‌ترین صحنه فوتبال جهان نیست؛ آزمونی برای سنجش این است که آیا فوتبال این کشور توانسته از محدودیت‌های جغرافیایی و رقابتی اقیانوسیه فراتر برود یا نه.

دارن بیزلی و نسلی که با او بزرگ شد

دارن بیزلی در فوتبال جهان نامی معروف نیست. او نه مانند رودی گارسیا سرمربی تیم ملی بلژیک سابقه هدایت باشگاه‌های بزرگ اروپایی را دارد و نه مانند حسام حسن، سرمربی مصر، در کشورش اسطوره‌ای ملی در سطح محمد صلاح یا ستاره‌های بزرگ آفریقا محسوب می‌شود.

اما در ساختار فوتبال نیوزیلند، بیزلی چهره‌ای کلیدی، تاثیرگذار و مهم است. او سال‌ها در رده‌های پایه این کشور کار کرده و بخش مهمی از نسل فعلی را تربیت کرده است.

همین سابقه باعث شده رابطه بیزلی با تیم ملی فقط رابطه یک مربی و گروهی از بازیکنان نباشد؛ او برای بسیاری از این بازیکنان، بخشی از مسیر رشدشان بوده، نه فقط یک مربی یا تئوریسین اصول تاکتیکی.

بیزلی پیش از رسیدن به تیم ملی بزرگسالان نیوزیلند، تجربه کار با تیم‌های زیر ۱۷ سال، زیر ۲۰ سال و زیر ۲۳ سال (المپیک) این کشور را داشت. این سابقه در کشوری مانند نیوزیلند که تعداد بازیکنان حرفه‌ای در آن به اندازه کشورهای صاحب فوتبال نیست و مربیان رده‌های مختلف ملی به دلیل نتایج نامناسب با سرعتی بیشتر از مربیانی در سطح اول فوتبال جهان تغییر می‌کنند، اهمیت بیشتری دارد.

در حقیقت دارن بیزلی که از سال ۲۰۱۳ کارش را در تیم‌های پایه این کشور به عنوان دستیار و سپس سرمربی آغاز کرد، «تداوم» و «صبر» را همراه با خود به فوتبال نیوزیلند آورد.

مهم‌ترین ماموریت این مربی، ساختن تیمی بود که ویژگی‌های سنتی فوتبال نیوزیلند را حفظ کند، او نه تنها این کار را انجام داد که فراتر هم رفت. نیوزیلند به قدرت بدنی، نظم دفاعی و نبردهای هوایی خود تکیه کرده، اما سرمربی‌اش کوشیده تیمی با توانایی بالا در مالکیت توپ و بازی‌سازی را تربیت کند.

تردید اصلی درباره او این است که تیمش تا چه اندازه می‌تواند این ایده را مقابل حریفانی با سرعت، تکنیک و فشار بالاتر اجرا کند. موفقیت بیزلی در جام جهانی نه فقط با نتایج، بلکه با «کیفیت پاسخ تیمش به همین سئوال» سنجیده خواهد شد.

سبک بازی؛ هنوز فیزیکی اما نه فقط مستقیم

نیوزیلند را کارشناسان فوتبال، با دو عبارت تعریف می‌کنند؛ تیمی منظم و فیزیکی. این تیم در نبردهای هوایی، ضربات ایستگاهی و دوئل‌های بدنی می‌تواند برای تمامی حریفانش دردسرساز شود. حضور مهاجمی مانند کریس وود نیز بخشی از تاکتیک و شیوه بازی تیم را به ارسال‌ها، توپ‌های دوم و حضور در محوطه جریمه گره می‌زند.

تا اینجا با نیوزیلندی روبرو هستیم که در دهه‌های گذشته می‌شناسیم اما تفاوت نسل فعلی با تصویر سنتی نیوزیلند این است که تیم دیگر نمی‌خواهد صرفا با توپ‌های بلند به دروازه حریف برسد.

در میانه زمین، بازیکنانی مانند مارکو استامنیچ و جو بل می‌توانند به تیم کمک کنند تا توپ را بهتر نگه دارد و در لحظه‌های تحت فشار، فقط به دفع توپ یا ارسال‌های بلند متوسل نشود.

مارکو استامنیچ در کنترل توپ و جو بل در ربودن توپ از پای حریفان فوق‌العاده هستند و در عین حال توانایی قابل قبولی در بازیسازی سریع، زمینی و در عمق دفاع حریفان دارند.

در سمت چپ، کاکاسه می‌تواند با حمل توپ و اضافه شدن به حملات، به نیوزیلند عرض بدهد. در بخش هجومی نیز سارپریت سینگ، در صورت آمادگی کامل، خلاق‌ترین بازیکن تیم برای پاس آخر و ضربات ایستگاهی است، هرچند که اگر رم ایده‌آل نداشته باشد، پاشنه آشیل تیمش بخصوص در فاز دفاعی خواهد بود.

نقطه ضعف این جا پیدا می‌شود؛ نیوزیلند وقتی با پرس شدید روبه‌رو شود یا مجبور باشد مدت طولانی بدون توپ دفاع کند، در خروج از فشار و ساختن حملات منظم به مشکل می‌خورد.

منتقدان می‌گویند که این تیم هنوز نتوانسته برای رقابت با حریفانی در سطح جام جهانی، ثابت کند که که برای زنده ماندن فقط جنگندگی لازم نیست، بلکه باید در «لحظات حساس»، بهترین تصمیم‌گیری را داشت.

در ادامه نگاهی می‌اندازیم به پنج ستاره این تیم:

کریس وود؛ کاپیتان و نقطه پایان حملات

کریس وود، مهم‌ترین نام فوتبال نیوزیلند در جام جهانی ۲۰۲۶ است. مهاجم ۳۴ ساله ناتینگهام فارست، کاپیتان تیم ملی و بهترین گلزن تاریخ کشورش است.

وود فوتبال حرفه‌ای خود را خیلی زود از نیوزیلند به انگلیس برد و در باشگاه‌هایی مانند وست برومویچ، لیدز یونایتد، برنلی، نیوکاسل و ناتینگهام فارست بازی کرد. تجربه طولانی در فوتبال انگلیس، موجب شده که او نه تنها مهاجمی طراز اول که رهبر رختکن، مرکز ثقل هجومی تیم و نقطه اتکای روانی بازیکنان جوان‌تر باشد.

از نظر فنی، نقش کریس وود روشن است. او باید توپ‌های ارسالی و عمدتا بلند را به موقعیت گل تبدیل کند، مدافعان حریف را درگیر نگه دارد و در محوطه جریمه از کمترین فرصت‌ها استفاده کند. امید نیوزیلند در جام جهانی، استفاده از تجربه این بازیکن است.

اما اتکای بیش از حد نیوزیلند به وود یک زنگ خطر هم هست؛ اگر حریفان مسیر رسیدن توپ به او را ببندند، بخش بزرگی از توان هجومی نیوزیلند کاهش پیدا می‌کند.

لیبراتو کاکاسه؛ مدافع چپ فراتر از دفاع

لیبراتو کاکاسه، یکی از مهم‌ترین بازیکنان نسل فعلی نیوزیلند است. مدافع چپ ۲۵ ساله که در ولینگتون متولد شده، پس از بازی برای ولینگتون فینیکس راهی اروپا شد؛ ابتدا در سنت‌ترویدن بلژیک، سپس امپولی ایتالیا و حالا رکسم در چمپیونشیپ انگلیس.

کاکاسه برای نیوزیلند فقط یک مدافع چپ کلاسیک نیست. او در حمل توپ، اضافه شدن به فاز هجومی و ایجاد عرض در سمت چپ اهمیت زیادی دارد. در تیمی که گاهی برای خلق موقعیت با مشکل روبرو می‌شود، توانایی او در جلو بردن توپ و وصل کردن دفاع به حمله قطعا ارزشمند است.

او همچنین تجربه بازی در سری‌آ فوتبال ایتالیا را دارد؛ در جام جهانی، کاکاسه یکی از بازیکنانی خواهد بود که باید هم مقابل گوش‌های سریع حریف دوام بیاورد و هم در لحظات حمله به تیم کمک کند از حالت صرفا دفاعی خارج شود.

مارکو استامنیچ؛ هافبکی برای تعادل و شدت بازی

مارکو استامنیچ ۲۴ ساله یکی از مهم‌ترین نمایندگان نسل جدید فوتبال نیوزیلند است. او در ولینگتون متولد شد و پس از رشد در آکادمی‌های محلی، راهی اروپا شد؛ مسیری که او را به کپنهاگ، ستاره سرخ بلگراد، المپیاکوس و سپس سوانزی سیتی رساند.

استامنیچ بازیکنی کلیدی نیوزیلند در میانه زمین است، چون می‌تواند شدت فیزیکی، دوندگی و توانایی انتقال توپ را با هم ترکیب کند. او نه فقط برای تخریب بازی حریف، بلکه برای جلو بردن توپ و ایجاد پیوند میان دفاع و حمله اهمیت دارد.

در تیمی که باید مقابل حریفان قدرتمندتر زمان‌های طولانی دفاع کند، حضور هافبکی مانند استامنیچ می‌تواند به حفظ توازن کمک کند. او یکی از بازیکنانی است که نشان می‌دهد نسل فعلی نیوزیلند بیش از گذشته با ریتم فوتبال اروپا آشنا شده است.

جو بل؛ کنترل‌کننده ریتم در میانه زمین

جو بل ۲۷ ساله در بریستول به دنیا آمد، اما در فوتبال نیوزیلند رشد کرد و اکنون برای وایکینگ نروژ بازی می‌کند. او پیش از بازگشت به وایکینگ، مدتی نیز در بروندبی دانمارک حضور داشت و تجربه فوتبال اسکاندیناوی را با خود به تیم ملی آورده است.

بل در میانه میدان بازیکنی است که کیفیت کارش همیشه در آمارهای هجومی دیده نمی‌شود. او مسئول حفظ ریتم، پوشش فضا و ایجاد ارتباط میان خطوط است. برای نیوزیلند، که احتمالا در بخش‌هایی از مسابقات زیر فشار خواهد بود، بازیکنی مانند بل می‌تواند نقش مهمی در آرام کردن بازی داشته باشد.

اگر او بتواند در برابر پرس حریفان توپ را حفظ کند و پاس‌های سالم بدهد، نیوزیلند فرصت بیشتری برای اجرای برنامه‌های تاکتیکی خود خواهد داشت. در غیر این صورت، تیم ممکن است خیلی زود به ارسال‌های بلند و بازی مستقیم برگردد.

سارپریت سینگ؛ خلاقیت در تیمی منظم

سارپریت سینگ، ۲۷ ساله، خلاق‌ترین چهره هجومی نیوزیلند است. او در اوکلند متولد شد، در ولینگتون فینیکس رشد کرد و پس از درخشش در رده‌های جوانان، به بایرن مونیخ رفت؛ انتقالی که در زمان خود توجه زیادی به فوتبال نیوزیلند جلب کرد.

سینگ در ادامه در آلمان، پرتغال، صربستان و دوباره نیوزیلند بازی کرد. مسیر حرفه‌ای او همیشه خطی و بدون مشکل نبوده و مصدومیت‌ها نیز در مقاطعی روندش را کند کرده‌اند. با این حال، از نظر فنی او همچنان یکی از معدود بازیکنان نیوزیلند است که می‌تواند با پاس آخر، ضربه ایستگاهی یا حرکت میان خطوط، به بازی تیم خلاقیت اضافه کند.

در جام جهانی، ارزش سینگ دقیقا در همین تفاوت است. نیوزیلند بازیکنان منظم و دونده زیاد دارد، اما برای باز کردن دفاع‌های فشرده یا ساختن موقعیت‌های غیرمنتظره، به بازیکنی از جنس او نیاز خواهد داشت.

نقاط قوت و ضعف

بزرگ‌ترین نقطه قوت نیوزیلند انسجام تیمی است. این تیم معمولا از نظر سازماندهی فرو نمی‌پاشد و بازیکنانش به نقش‌های خود پایبند هستند. تیم تقریبا مقابل هر حریفی می‌تواند برنده نبردهای هوایی چه در محوطه جریمه خودی چه در زمین حریف باشد.

اما ضعف‌های نیوزیلند نیز روشن است. نخست این‌که آن‌ها تجربه‌ای به مراتب کمتر از رقبای‌شان در سطح بین‌المللی و جام جهانی دارند. فوتبال اقیانوسیه هرگز نمی‌تواند فشار و کیفیتی مشابه مسیرهای اروپا، آفریقا یا آمریکای جنوبی ایجاد کند.

دوم، وابستگی غیرقابل انکار تمامی تیم به کریس وود در خط حمله است. اگر حریفان ارسال‌ها و توپ‌های دوم را کنترل کنند، نیوزیلند برای خلق موقعیت از جریان بازی با مشکل روبه‌رو می‌شود. این تیم نشان داده که تقریبا نقشه دومی برای این شرایط ندارد.

سوم، محدودیت ترکیب است. نیوزیلند چند بازیکن شاخص دارد، اما در همه پست‌ها گزینه‌های هم‌سطح را در زمین یا روی نیمکت نمی‌بیند. همین مسئله باعث می‌شود مصدومیت یا افت چند مهره کلیدی، تاثیر قابل توجهی بر کیفیت تیم بگذارد.

شانس صعود

روی کاغذ، نیوزیلند ضعیف‌ترین تیم گروه است. بلژیک از نظر کیفیت فردی و تجربه در سطح بالاتری قرار دارد، مصر با ستاره‌هایی مانند محمد صلاح و عمر مرموش تهدیدی جدی است و ایران هم با تجربه بیشتری به جام جهانی می‌آید.

اما نیوزیلند تیمی نیست که بتوان آن را کاملا نادیده گرفت. این تیم اگر بتواند بازی‌ها را کم‌گل نگه دارد، از ضربات ایستگاهی بهره ببرد و وود را در موقعیت مناسب قرار دهد، می‌تواند برای هر حریفی دردسرساز شود.

واقع‌بینانه‌ترین هدف نیوزیلند رقابت برای امتیاز گرفتن در گروه است؛ اما اگر این تیم بخواهد از مرحله گروهی عبور کند، باید بهترین نسخه خود را ارائه دهد؛ از ایران امتیاز کامل بگیرد و مقابل مصر شکست نخورد. اتفاقی که البته ساده نیست.