چهار دلیل که حفظ آتش‌بس میان ایران و آمریکا را دشوار کرده است

    • نویسنده, لوئیس باروچو
    • شغل, سرویس جهانی بی‌بی‌سی
  • منتشر شده در
  • زمان مطالعه: ۶ دقیقه

به نظر می‌رسد اکنون پس از موج تازه‌ای از حملات در سراسر منطقه، آتش‌بسی که اوایل آوریل میان ایالات متحده و ایران بر سر آن توافق شد، بیش از پیش تحت فشار قرار گرفته است.

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا و مقام‌های ارشد ایران پس از این حملات تهدیدهای تازه‌ای درباره اقدام‌های بیشتر علیه یکدیگر مطرح کرده‌اند.

آمریکا روز چهارشنبه اعلام کرد پس از سرنگون شدن یکی از هلیکوپترهایش در خلیج فارس، سایت‌های نظامی و نظارتی ایران را هدف قرار داده است. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در پاسخ، به پایگاه‌های آمریکا در بحرین و اردن حمله کرد. این در حالی است که کویت گفت حمله دیگری را رهگیری کرده است.

این تشدید تنش چند روز پس از آن رخ داد که ایران روز یکشنبه موشک‌هایی به سوی اسرائیل شلیک کرد؛ اقدامی که حملات هوایی اسرائیل به اهدافی در غرب و مرکز ایران را در پی داشت؛ نخستین رویارویی مستقیم میان دو کشور از زمان آغاز آتش‌بس. آقای ترامپ از دو طرف خواسته بود «شلیک‌ها» را متوقف کنند.

رئیس‌جمهور آمریکا گفت ایران اکنون «باید هزینه‌اش را بپردازد»، بدون آنکه جزئیات مشخصی ارائه کند. او گفت ایران «کاملا شکست خورده» و «فقط حرف می‌زند و هیچ کاری نمی‌کند».

این اظهارات پس از آن بیان شد که عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، پیش‌تر هشدار داده بود که ایران «هیچ حمله یا تهدیدی را بی‌پاسخ نخواهد گذاشت» و گفت آمریکا «در میدان نبرد شکست خورده است».

در حال حاضر هیچ ‌یک از طرف‌ها به شکل رسمی آتش‌بس را کنار نگذاشته‌اند، اما نگرانی‌هایی وجود دارد که تشدید بیشتر تنش‌ها تلاش‌های واشنگتن و تهران برای مذاکره بر سر توافقی گسترده‌تر به منظور پایان دادن به جنگ را از مسیر خارج کند.

پس چرا حفظ این آتش‌بس تا این اندازه دشوار بوده است؟

به گفته کارشناسان، چهار دلیل وجود دارد.

۱. آتش‌بسی شکننده برای ایران

به گفته سینا طوسی، پژوهشگر ارشد در مرکز سیاست بین‌الملل در واشنگتن، یکی از دلایل این وضعیت آن است که آتش‌بس «مسئله اصلی» این مناقشه را «از نگاه ایران» حل نکرده است.

او به ادامه فعالیت نظامی اسرائیل در لبنان، در کنار فشارهای نظامی و اقتصادی مداوم آمریکا علیه ایران، از جمله تحریم‌ها و محاصره دریایی بنادر ایران اشاره می‌کند.

روز سه‌شنبه، نیروهای اسرائیلی شهر صور در جنوب لبنان را هدف قرار دادند؛ یک روز پس از آنکه ایران خواستار توقف چنین حملاتی شده بود.

به گفته آقای طوسی، ایران بیش از پیش این وضعیت را نوعی نظم پساجنگی می‌بیند که در آن واشنگتن ضمن پرهیز از بازگشت به درگیری تمام‌عیار، «اهرم فشار قابل توجهی» را حفظ می‌کند؛ وضعیتی که مقام‌های ایرانی آن را «ناپایدار و غیرقابل قبول» می‌دانند.

او می‌افزاید ایران نگران است که اگر آمریکا بتواند با هزینه‌ای نسبتا پایین فشار نظامی را حفظ کند و متحدان منطقه‌ای ایران را هدف قرار دهد، این اقدام‌ها ممکن است به «ویژگی دائمی» چشم‌انداز منطقه تبدیل شود و به‌ مرور جایگاه ایران را تضعیف کند.

کارشناسان همچنین می‌گویند رهبری ایران با فشار داخلی روبه‌رو است تا چنین به نظر نرسد که آتش‌بسی را پذیرفته است که به دشمنانش اجازه می‌دهد فشار نظامی و اقتصادی را حفظ کنند، در حالی که تهران خویشتنداری نشان می‌دهد.

۲. نقش اسرائیل

تحلیلگران همچنین اقدام‌های اسرائیل را عاملی کلیدی در پیچیده‌تر شدن تلاش‌ها برای حفظ آتش‌بس می‌دانند.

دکتر اچ ای هلیر، پژوهشگر ارشد وابسته در موسسه خدمات متحد سلطنتی بریتانیا، موسوم به روسی، می‌گوید: «تل‌آویو منفعتی بنیادین در جلوگیری از هرگونه توافق میان آمریکا و ایران دارد که ایران را به‌ عنوان یک قدرت منطقه‌ای پابرجا نگه دارد.» او اسرائیل را یک «عامل اخلال‌گر» بالقوه در تلاش‌های دیپلماتیک توصیف می‌کند.

او می‌گوید: «آن‌ها تلاش می‌کنند مذاکرات را به بن‌بست بکشانند، نه با وجود تلاش‌های دیپلماتیک آمریکا، بلکه دقیقاً به‌خاطر آن.»

در این باره که اسرائیل تا چه حد از توصیه‌های ترامپ سرپیچی کرده است بحث‌هایی جریان داشته؛ او پس از حملات روز یکشنبه از تل‌آویو خواسته بود به ایران حمله نکند.

با این حال، کارشناسان نظامی به وابستگی اسرائیل به حمایت آمریکا در هرگونه رویارویی طولانی‌مدت با ایران اشاره می‌کنند.

یهوشوا کالیسکی، پژوهشگر ارشد در مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل، به رویترز گفت: «تردیدی نیست که اسرائیل نمی‌تواند برای مدت بسیار طولانی این جنگ را به‌تنهایی ادامه دهد، چرا که مهمات به‌تدریج مصرف می‌شود.»

به گفته دنی اورباخ، تاریخ‌نگار نظامی، اسرائیل این پیام را می‌دهد که هیچ مدلی از توافق با ایران نمی‌تواند نگرانی‌های امنیتی آن را نادیده بگیرد.

او در گفت‌وگو با رویترز گفت: «اگر [هر توافق احتمالی آتش‌بس] بیش از حد منافع اسرائیل را نادیده بگیرد، اسرائیل می‌تواند کل روند مذاکرات را برهم بزند.»

دونالد ترامپ در گفت‌وگویی تلفنی با بی‌بی‌سی، این موضوع را رد کرد که بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، با وجود درخواست او برای خویشتنداری، با اقدام تلافی‌جویانه در برابر حملات ایران از او سرپیچی کرده باشد.

۳. تشدید حساب‌شده تنش

عامل سوم این است که به نظر می‌رسد خود تشدید تنش به بخشی از راهبرد مذاکره تبدیل شده است.

با وجود فشار نظامی مستمر آمریکا و اسرائیل، تحریم‌ها و محاصره دریایی، رهبری ایران همچنان در جای خود باقی است و دستگاه امنیتی آن دست‌نخورده مانده است، در حالی که ناآرامی داخلی پیش‌بینی‌شده از سوی معترضان رخ نداده است.

تحلیلگران می‌گویند این وضعیت ممکن است احساس تاب‌آوری تهران را تقویت کرده باشد. ایران به جای پرهیز از رویارویی به هر قیمت، اکنون ممکن است خود را قادر به تحمل فشار بداند و برای اعمال خطوط قرمز تازه آمادگی بیشتری داشته باشد.

در همین حال، کارشناسان تاکید می‌کنند که فشار نظامی و دیپلماسی الزاما در تضاد با یکدیگر نیستند.

سینا طوسی می‌گوید: «ایران دیپلماسی را کنار نمی‌گذارد.»

او استدلال می‌کند که تحرکات اخیر در لبنان، خلیج فارس و نقاط دیگر، که اغلب گروه‌های مورد حمایت ایران در آنها نقش دارند، لزوما با هدف آغاز جنگی گسترده‌تر انجام نمی‌شود، بلکه برای افزایش هزینه وضعیت موجود و تقویت موقعیت چانه‌زنی ایران است.

آقای هلیر نیز همین دیدگاه را تکرار می‌کند: «منطق ساده است؛ اگر حمله به ایران برای اسرائیل و متحدانش هزینه‌ای نداشته باشد، باید برای ساختار امنیتی گسترده‌تر آمریکا در منطقه پرهزینه‌اش کرد.»

۴. محدودیت‌های اهرم فشار آمریکا

عامل نهایی، نقش ایالات متحده و میزان آمادگی این کشور برای استفاده از نفوذ خود است.

واشنگتن به‌ عنوان اصلی‌ترین حامی نظامی اسرائیل، سلاح، بودجه و حمایت دیپلماتیک فراهم می‌کند و همین موضوع به آن نفوذ قابل توجهی بر مسیر درگیری می‌دهد.

آقای هلیر استدلال می‌کند که این اهرم فشار برای درک شکنندگی آتش‌بس نقش محوری دارد.

او می‌گوید: «اگر واشنگتن بخواهد تل‌آویو تغییر رفتار دهد، اهرم لازم برای وادار کردن اسرائیل به تغییر را دارد.» او می‌افزاید حتی اشاره به محدود کردن حمایت نیز «بلافاصله توجه تل‌آویو را جلب خواهد کرد».

او می‌گوید: ««اگر تصمیم بگیرد از این اهرم استفاده نکند، در این صورت در پیامدهای آن شریک است. این اهرم وجود دارد، اما اراده‌ای برای به‌کارگیری آن نیست.»

خطرات پیش رو

کارشناسان هشدار می‌دهند این مسایل می‌تواند رسیدن به یک راه‌حل بلندمدت را به‌طور فزاینده‌ای دشوار کند.

فعلا بسیاری از کارشناسان می‌گویند دیپلماسی همچنان تنها مسیر عملی پیش رو است.

اما آقای هلییر هشدار می‌دهد که اگر دیپلماسی بیش از پیش به‌عنوان «پوششی برای اقدام نظامی» تلقی شود، ایران ممکن است رویکرد خود را تغییر دهد و در پی آن باشد که «هزینه حمله به خود را به سطحی بازدارنده برساند».

او می‌گوید چنین تغییری می‌تواند احتمال تشدید تنش‌های آینده را بیشتر کند و آن را خطرناک‌تر سازد.