شیعیان عراق؛ از سرکوب صدام تا تشییع خامنه‌ای

    • نویسنده, محمد همدر
    • شغل, بی‌بی‌سی عربی
  • منتشر شده در
  • زمان مطالعه: ۸ دقیقه

عبور کاروان تشییع علی خامنه‌ای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی ایران، از عراق نه‌تنها برای شیعیان دو کشور اهمیت مذهبی ویژه‌ای داشت، بلکه نشان‌دهنده تحول بزرگی در شرایط سیاسی حاکم بر روابط عراق و ایران از اواخر دهه ۱۹۷۰ و اوایل دهه ۱۹۸۰ نیز بود.

پیوند تاریخی و مذهبی میان شیعیان عراق و ایران پس از به قدرت رسیدن صدام حسین در سال ۱۹۷۹ و موفقیت آیت‌الله خمینی در سرنگونی حکومت شاه در ایران و تاسیس جمهوری اسلامی در همان سال، به منبعی برای نگرانی سیاسی حکومت عراق تبدیل شد.

در دوران صدام حسین، روابط میان حوزه‌های علمیه و مراجع شیعه در دو سوی مرز از حساسیت بالایی برخوردار بود. صدام نسبت به هرگونه وفاداری مذهبی یا سیاسی خارج از چارچوب حکومت خود بدگمان بود، به ویژه با ظهور الگوی «ولایت فقیه» در ایران که برای روحانیون نقش مستقیمی در حکومت و سیاست قائل می‌شد.

با وجود رقابت تاریخی میان حوزه‌های نجف و قم و اختلاف دیدگاه‌ها درباره اختیارات ولی فقیه و مرجعیت شیعیان در منطقه، برخی محافل شیعه عراق تحت تاثیر انقلاب اسلامی قرار گرفتند؛ انقلابی که روح‌الله خمینی آن را از دوران تبعید خود در نجف و سپس فرانسه رهبری کرد.

جنگ ایران و عراق در سال ۱۹۸۰ آغاز شد و تا سال ۱۹۸۸ ادامه یافت. این جنگ ارتباط میان شیعیان دو کشور، به ویژه میان مراجع دینی، را بیش از پیش دشوار کرد.

جنگ و پیامدهای آن تاثیر عمیقی بر شیعیان عراق گذاشت. حکومت صدام دامنه سرکوب فعالان، مخالفان و شخصیت‌های مذهبی شیعه را گسترش داد، زیرا از هرگونه ارتباط سیاسی یا مذهبی با ایران هراس داشت. این سیاست پس از پایان جنگ نیز ادامه یافت و به ویژه در جریان سرکوب قیام سال ۱۹۹۱ در جنوب عراق شدت گرفت.

صدام و مراجع تقلید شیعه

چند ماه پیش از آغاز جنگ عراق با ایران، حکومت صدام حسین در آوریل ۱۹۸۰ محمدباقر صدر، مرجع برجسته شیعه، و خواهرش بنت‌الهدی را اعدام کرد. مقام‌های عراقی آن دو را به ارتباط با ایران متهم کرده بودند. محمدباقر صدر از سرشناس‌ترین مخالفان حکومت بعث و از مهم‌ترین بنیان‌گذاران و نظریه‌پردازان حزب دعوت اسلامی (الدعوه الاسلامیه) بود.

سرکوب حکومت در طول جنگ با ایران ادامه یافت و به ویژه روحانیون و مراجع برجسته شیعه از خانواده‌های صدر، حکیم و خویی را هدف قرار داد. هواداران و اعضای خانواده‌های آنان نیز از این اقدامات در امان نماندند.

پس از اعدام محمدباقر صدر در سال ۱۹۸۰، محمدباقر حکیم عراق را ترک کرد و به ایران رفت. او در آنجا به فعالیت علیه حکومت صدام پرداخت و در سال ۱۹۸۲ در تاسیس «مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق» مشارکت کرد؛ تشکلی سیاسی که با هدف متحد کردن بخشی از مخالفان شیعه عراق شکل گرفت.

در سال ۱۹۸۳ نیز خانواده حکیم هدف موج گسترده‌ای از سرکوب قرار گرفتند و شماری از اعضای آن بازداشت و اعدام شدند. این اقدامات در چارچوب تعقیب مخالفان شیعه‌ای صورت گرفت که به ارتباط با ایران یا وفاداری به آن متهم بودند.

آیت‌الله ابوالقاسم خویی و خانواده او نیز از این سرکوب‌ها مصون نماندند. پس از قیام سال ۱۹۹۱، مقام‌های عراقی او و تعدادی از نزدیکانش را بازداشت کردند. آقای خویی بعدها به نجف بازگردانده شد، اما تا پایان عمر در حصر خانگی باقی ماند.

قیام شعبانیه علیه حکومت صدام در چندین منطقه عراق، از جمله شهرهای شیعه‌نشین جنوب، شکل گرفت اما با سرکوب گسترده روبه‌رو شد. نجف، کربلا و مناطق دیگر نیز شاهد سرکوب بودند.

در سال ۱۹۹۹، آیت‌الله محمد صدر به همراه دو تن از پسرانش در تیراندازی به خودرویشان در نجف کشته شدند. یک سال پیش از آن نیز آیت‌الله مرتضی بروجردی در همان شهر کشته شده بود.

با این حال، برخی از نزدیکان مراجع شیعه معتقدند که سرکوب‌های صدام صرفا متوجه شیعیان نبود - هرچند بیشترین آسیب به آنان رسید - بلکه شامل حال هر کسی می‌شد که حکومت او را تهدیدی برای حاکمیت خود می‌دانست.

جواد خویی، نوه آیت‌الله ابوالقاسم خویی، در گفت‌وگویی با بی‌بی‌سی عربی در سال ۲۰۱۸، درباره صدام حسین از تعبیر «در ظلم خود عادل بود» استفاده کرد. او به این نکته اشاره داشت که سرکوب‌های حکومت تنها یک گروه مذهبی یا قومی را هدف قرار نمی‌داد و کمونیست‌ها، کردها و مخالفانی از پیشینه‌های مسیحی، سنی و شیعه را نیز دربرمی‌گرفت.

این سیاست بخشی از تلاش صدام برای تحکیم نظام تک‌حزبی مبتنی بر حزب بعث عراق و حذف هرگونه نیروی سیاسی، مذهبی یا اجتماعی رقیب بود.

مرجعیت آيت‌الله سیستانی

آیت‌الله علی سیستانی پس از درگذشت آیت‌الله ابوالقاسم خویی در سال ۱۹۹۲ به برجسته‌ترین مرجع تقلید شیعه در نجف تبدیل شد. او در دوران صدام جایگاه دینی خود را حفظ کرد، اما در شرایطی که حکومت عراق محدودیت‌های سختگیرانه‌ای بر حوزه‌های علمیه و مراجع شیعه اعمال می‌کرد، از فعالیت سیاسی آشکار فاصله گرفت.

پس از سقوط صدام در سال ۲۰۰۳، نقش آیت‌الله سیستانی در عرصه عمومی عراق پررنگ‌تر شد. او کوشید جایگاه نجف را به عنوان مرجعیتی دینی و مستقل تثبیت کند؛ مرجعیتی که برای روحانیت نقش راهنما و ناظر قائل است، اما با الگویی که به روحانیون قدرت مستقیم در حکومت می‌دهد - مانند نظریه ولایت فقیه در ایران - فاصله دارد.

بر همین اساس، مرجعیت مذهبی آیت‌الله سیستانی از ورود به جزئیات اداره روزمره حکومت پرهیز می‌کرد، اما در مقاطع سرنوشت‌ساز مربوط به آینده کشور، از روند سیاسی پس از سال ۲۰۰۳ گرفته تا جنگ با گروه موسوم به دولت اسلامی (داعش)، مداخله می‌کرد.

در سال ۲۰۱۴، آیت‌الله سیستانی با صدور فتوایی از عراقی‌ها خواست برای دفاع از کشور در برابر پیشروی‌های گروه دولت اسلامی داوطلب شوند. در پی این فراخوان، حشد شعبی (نیروهای بسیج مردمی) شکل گرفت و شماری از گروه‌های شیعه به آن پیوستند. برخی از این گروه‌ها در جنگ با این سازمان از حمایت سیاسی و نظامی ایران برخوردار بودند.

در سال ۲۰۱۹ و هم‌زمان با سفر حسن روحانی، رئیس‌جمهور وقت ایران، به عراق، آیت‌الله سیستانی بر ضرورت احترام به حاکمیت عراق و انحصار سلاح در دست دولت تاکید کرد. این موضع از سوی بسیاری نشانه‌ای از تاکید او بر استقلال تصمیم‌گیری عراق در برابر بحث‌های مربوط به نفوذ ایران و روابط آن با گروه‌های مسلح عراقی تلقی شد.

در جریان جنگ اخیر نیز نام آیت‌الله سیستانی بار دیگر مطرح شد. دفتر او آنچه را «تجاوز نظامی» به خاک ایران خواند محکوم کرد و خواهان پایان جنگ و دستیابی به راه‌حلی مسالمت‌آمیز شد.

پس از کشته شدن علی خامنه‌ای، آیت‌الله سیستانی در پیام تسلیت خود، رهبر پیشین جمهوری اسلامی را شخصیتی با «جایگاهی والا» و دارای «نقشی منحصربه‌فرد» در هدایت جمهوری اسلامی طی سال‌های طولانی توصیف کرد.

خبرگزاری آناتولی نیز در ۸ مارس ۲۰۲۶ به نقل از کانال‌های تلگرامی نزدیک به گروه‌های شیعه گزارش داد که فتوایی منتسب به آیت‌الله سیستانی، حمایت مردمی از ایران و ابراز همبستگی با آن را در آن مقطع زمانی «واجب کفایی» دانسته است.

پس از صدام

سقوط حکومت صدام حسین در سال ۲۰۰۳ فضای بیشتری برای فعالیت روحانیون شیعه و برگزاری آشکار آیین‌های مذهبی شیعی فراهم کرد. همچنین محدودیت‌هایی که مانع فعالیت علنی بسیاری از چهره‌های مذهبی و سیاسی شیعه شده بود، از میان رفت.

در پی این تحول، روحانیون و سیاستمداران شیعه که در تبعید بودند، به عراق بازگشتند. محمدباقر حکیم از برجسته‌ترین این چهره‌ها بود، اما تنها چند ماه پس از بازگشت در اوت ۲۰۰۳ در انفجاری در نجف کشته شد.

ایران سقوط حکومت بعث را فرصتی برای احیای روابط خود با نیروهای شیعه عراقی دید؛ نیروهایی که در دوران تبعید و مبارزه با حکومت صدام از حمایت یا میزبانی تهران برخوردار بودند. اما این بازگشت در شرایطی صورت گرفت که عراق با چالش‌های تازه‌ای مانند حضور نظامی آمریکا و افزایش شکاف‌های سیاسی و فرقه‌ای روبه‌رو بود.

ایران پیش‌تر نیز از گروه‌های شیعه مخالف بغداد، از جمله حزب دعوت اسلامی، حمایت کرده بود. این حزب که ریشه‌های آن به اواخر دهه ۱۹۵۰ و اوایل دهه ۱۹۶۰ بازمی‌گردد، سال‌ها پیش و پس از به قدرت رسیدن صدام با حکومت عراق در تقابل قرار داشت.

تهران همچنین از «مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق» که در سال ۱۹۸۲ در ایران تاسیس شد، و شاخه نظامی آن یعنی سپاه بدر که در جریان جنگ ایران و عراق در کنار ایران جنگید، حمایت کرد.

پس از سقوط حزب بعث، ایران روابط خود را با چهره‌ها و جریان‌های شیعه عراق از سر گرفت و از طریق حمایت از گروه‌های سیاسی و مسلح، نفوذ خود را گسترش داد. از جمله این گروه‌ها می‌توان به کتائب حزب‌الله، که پس از حمله آمریکا به عراق شکل گرفت و نام آن با ابومهدی مهندس گره خورده است، و نیز عصائب اهل حق اشاره کرد.

نفوذ ایران

قاسم سلیمانی، فرمانده سابق نیروی قدس سپاه پاسداران، پس از سقوط صدام حسین به یکی از مهم‌ترین معماران نفوذ ایران در عراق تبدیل شد.

او در ژانویه ۲۰۲۰ همراه با ابومهدی مهندس، نایب رئیس حشد الشعبی، در حمله آمریکا در نزدیکی فرودگاه بغداد کشته شد.

در آن سال‌ها، ایران با حمایت از گروه‌ها و نیروهای همسو در عراق، در پی مقابله با نفوذ آمریکا و تثبیت نفوذ خود در این کشور بود. این سیاست از حمایت علی خامنه‌ای،‌ رهبر وقت جمهوری اسلامی، برخوردار بود و او به دلیل جایگاه مذهبی و سیاسی خود، نزد جریان‌ها و گروه‌های نزدیک به تهران از نفوذ قابل توجهی برخوردار بود.

با این حال، نفوذ ایران همواره با مخالفت بخش‌هایی از جامعه عراق روبه‌رو بوده است. از زمان اعتراضات سال ۲۰۱۹ و در سال‌های بعد، معترضان علاوه بر مطالبات اقتصادی و سیاسی، شعارهایی در مخالفت با دخالت ایران در امور عراق سر داده‌اند.

در دوران پس از صدام، عراق به یکی از مهم‌ترین عرصه‌های رقابت میان ایران، آمریکا و دیگر قدرت‌های منطقه‌ای تبدیل شد. این رقابت‌ها به تشدید بحران‌های سیاسی و امنیتی انجامید و عراق را همچنان در معرض پیامدهای درگیری‌های منطقه‌ای قرار داد.

این وضعیت در جریان جنگ اخیر نیز بار دیگر آشکار شد. مواضعی در داخل عراق هدف حملاتی قرار گرفت که برخی از آنها به آمریکا و اسرائیل نسبت داده شد و گروه‌ها و فرماندهان نزدیک به ایران را هدف قرار داد. در مقابل، ایران نیز اعلام کرد مواضع و تأسیسات آمریکایی در عراق را هدف قرار داده است؛ نشانه‌ای از آنکه عراق همچنان در برابر تنش‌ها و رقابت‌های منطقه‌ای آسیب‌پذیر باقی مانده است.