شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
تشییع خامنهای و جنگ روایتها؛ حکومت میخواست چه پیامی را منتقل کند؟
- نویسنده, بخش مانیتورینگ
- شغل, بیبیسی
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۶ دقیقه
مراسم تشییع علی خامنهای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی، نخستین آزمون سیاسی بزرگ حکومت ایران پس از مرگ او بود و فرصتی برای شکل دادن به معنای این مرگ برای مخاطبان داخلی و خارجی.
تصاویر جمعیتی که برای مراسم تشییع در خیابانهای تهران جمع شده بودند، چندین روز در صدر اخبار و گزارشهای رسانههای ایران بود. تلویزیون دولتی این مراسم را «تاریخی» توصیف کرد، روزنامهها از «وداع قرن» نوشتند و مقامها حضور مردم را سندی بر یکپارچگی نظام جمهوری اسلامی با وجود از دست دادن عالیترین مقام خود دانستند.
اما ورای این صحنههای سوگواری، این تشییع جنازه در واقع به یکی از حیاتیترین عملیاتهای رسانهای و روایی حکومت در سالهای اخیر تبدیل شد. تمام ابعاد این مراسم، از شعارهای عزاداران و نمادهای به نمایش درآمده گرفته تا حضور مقامهای خارجی و پوشش گسترده رسانهای، همچون صحنهآرایی دقیقی به نظر میرسید که برای انتقال چندین پیام سیاسی همزمان طراحی شده است.
در همین حال، مخالفان حکومت و ناظران خارجی، تعبیرها و تحلیلهای متفاوتی از همین رویداد ارائه کردند.
تصویر تداوم چگونه به نمایش گذاشته شد؟
مرگ رهبر جمهوری اسلامی در زمان جنگ، یکی از چالشهای سیاسی وجودی در تاریخ نظام را رقم زد. مقامهای ایرانی به جای تمرکز صرف بر سوگواری سنتی، از مراسم تشییع برای اطمینان دادن به مخاطبان داخلی استفاده کردند، با این پیام که با وجود آسیبهای جنگ اخیر، دولت همچنان باثبات است و نهادهای آن زیر نظر رهبری جدید کشور پابرجا ماندهاند.
در این مراسم، حضور مردم بیش از آنکه وداع با یک فرد باشد، پیوسته به عنوان تجدید عهد با جمهوری اسلامی به تصویر کشیده شد. محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس و از متنفذترین چهرههای دوران پس از علی خامنهای، این حضور انبوه را صراحتا تجدید بیعت با مجتبی خامنهای، رهبر جدید، خواند تا بر روایت رسمی نظام مبنی بر تداوم حاکمیت پس از نسل بنیانگذاران آن، تاکید کند.
رسانههای دولتی همین روایت را با پوششی چندروزه و فراگیر برجسته کردند؛ با پخش زنده تصاویر از تهران، قم و مشهد و سپس شهرهای نجف و کربلا در عراق. روزنامهها این تشییع را رویدادی «تاریخی» توصیف کردند و در برخی موارد آن را به «همهپرسی» درباره خود جمهوری اسلامی تشبیه کردند.
هدف این تاکید روشن بود: جمهوری اسلامی با وجود جنگ، تحریمها و ترور رهبرش توانسته همچنان پابرجا و فعال بماند.
از سوگواری تا بسیج سیاسی
اگر تداوم حاکمیت، یکی از ارکان پیامرسانی رسمی نظام بود، مقاومت رکن دیگر آن را تشکیل میداد. مقامهای ایرانی به جای آنکه مرگ علی خامنهای را تنها یک تراژدی ملی نشان دهند، بارها آن را شهادتی توصیف کردند که باید روزی انتقامش گرفته شود.
یکی از مضامین برجسته و تکرارشونده مراسم، شعارهایی بود که خواهان انتقام از آمریکا و اسرائیل میشد.
بسیاری از شرکتکنندگان در مراسم پرچمهای سرخی در دست داشتند که روی آنها شعار «یا لثارات الحسین» نوشته شده بود؛ شعاری چندصدساله در سنت شیعه که با خونخواهی امام سوم شیعیان پیوند دارد. مجریان تلویزیون دولتی گفتند شرکتکنندگان «نه پرچم عزا، بلکه پرچم انتقام» حمل میکنند؛ عبارتی که نشان میداد مراسم چگونه میکوشید سوگواری را به بسیج سیاسی تبدیل کند.
مقامهای ارشد نیز همین پیام را ترویج میکردند. محمدباقر قالیباف اعلام کرد کسانی که در کشتن علی خامنهای نقش داشتهاند «مجازات خواهند شد» و مراسم تشییع را به رویارویی گستردهتر ایران با آمریکا و اسرائیل پیوند زد. او گفت انتقام نهایی از طریق «آزادی قدس» محقق خواهد شد و به این ترتیب مرگ علی خامنهای را به سیاستهای منطقهای جمهوری اسلامی گره زد که ریشه در تعهد ایدئولوژیک دیرینه این نظام به آرمان فلسطین دارد.
وزارت اطلاعات نیز ادبیات مشابهی به کار برد و گفت «دلهای آزرده» مردم ایران جز با انتقام التیام نخواهد یافت و همزمان بر وفاداری به رهبر جدید تاکید کرد. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و دیگر نهادهای امنیتی نیز همین مضامین را تکرار کردند و مراسم تشییع را نه پایان یک دوره، بلکه آغاز مرحلهای تازه از مقاومت نشان دادند.
مراسم تشییع چگونه به صحنه دیپلماسی تبدیل شد؟
این مراسم همچنین فرصتی بود تا حکومت نفوذ خود را فراتر از مرزهای ایران به نمایش بگذارد.
مقامهای ایرانی اعلام کردند که حدود ۱۰۰ کشور هیئتهایی به این مراسم فرستادهاند و به ویژه بر حضور نمایندگانی از روسیه، چین، پاکستان، عراق، کشورهای خلیج فارس و اعضای آنچه ایران «محور مقاومت» مینامد، یعنی متحدان و نیروهای نیابتی منطقهای خود، تاکید کردند. رسانههای دولتی از مجموعهای از دیدارها با مقامهای مهمان خبر دادند که در حاشیه مراسم تشییع برای گفتوگو درباره دیپلماسی منطقهای، امنیت و همکاری اقتصادی برگزار شد.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در دیدار با نمایندگان حزبالله، حماس و دیگر گروههای فلسطینی، بار دیگر بر حمایت بیوقفه تهران از «جبهه مقاومت» در برابر اسرائیل تاکید کرد. مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، نیز در دیدار با مقامهای مهمان از آنچه مداخله خارجی در منطقه خواند انتقاد کرد و خواهان تقویت روابط سیاسی و اقتصادی با کشورهای همسایه شد.
رسانههای ایران با برجسته کردن این دیدارها کوشیدند با تصویر دیرینه غرب از ایران به عنوان کشوری منزوی در عرصه بینالمللی مقابله کنند. رسانههای تندرو همچنین مدعی شدند که واشنگتن تلاش کرده دولتهای خارجی را از حضور در این مراسم منصرف کند؛ ادعایی که بر روایت تهران مبنی بر پایداری روابط دیپلماتیکش در برابر درگیریهای اخیر و فشارهای سیاسی آمریکا تأکید میکرد.
جدال بر سر حضور شرکتکنندگان
میزان حضور در مراسم تشییع علی خامنهای به محور روایتهای رقیب در شبکههای اجتماعی ایرانی تبدیل شد. چهرههای حامی حکومت مدعی شدند که در چند روز و در چندین مراسم تشییع، تا ۲۴ میلیون نفر شرکت کردهاند.
اما منتقدان این ارقام را اغراقآمیز دانستند و با استناد به تصاویر هوایی و تصاویر ماهوارهای گفتند شمار شرکتکنندگان بسیار کمتر بوده است. رسانه راستیآزمایی «فکتنامه»، که خارج از ایران فعالیت میکند، برآورد کرد که در اوج حضور جمعیت در مصلای بزرگ تهران، شمار افراد به حدود ۳۰۰ هزار نفر نزدیک شده و مجموع شرکتکنندگان احتمالا از یک میلیون نفر فراتر نرفته است.
معنای سیاسی حضور این جمعیت، موضوعی به مراتب چالشبرانگیزتر بود، چرا که مقامهای ایران این تشییع جنازه را نشانهای از وحدت ملی قلمداد میکردند، در حالی که مخالفان، آن را دستمایه بحثهایی درباره فرسایش مشروعیت نظام قرار دادند.
بر اساس تصویر ارائهشده در رسانههای رسمی، حضور مردم نشانه حمایت عمومی از جمهوری اسلامی و رهبری جدید آن بود. منتقدان اما این پرسش را مطرح کردند که آیا صرف حضور در مراسم را میتوان حمایت واقعی از نظام سیاسی دانست یا نه. آنها استدلال کردند که مردم ممکن است به دلایل گوناگون آمده باشند، از جمله دلبستگی مذهبی، احساسات ملیگرایانه، کنجکاوی یا اهمیت تاریخی لحظه.
همانند بسیاری از تشییع جنازههای بزرگ دولتی، تصاویر به تنهایی نمیتوانند معیاری قطعی برای سنجش مشروعیت سیاسی باشند.
در مقابل، مراسم تشییع علی خامنهای نشان داد که آیینهای سازمانیافته حکومتی در ایران ابزاری قدرتمند برای پیامرسانی راهبردی و میدان نبردی بر سر تفسیر رویدادها هستند، تا جایی که رقابت این روایتها احتمالاً تا مدتها پس از پایان مراسم سوگواری، تصورات پیرامون آینده جمهوری اسلامی را شکل خواهد داد.