نامه ای از لندن: «خاکستر باد هر چه طلاست!»

منبع تصویر، Getty
می بخشید که حرفم را با «زبانم لال» شروع می کنم، چون می خواهم بگویم تازگیها نمی دانم چرا این قدر از «طلا» نفرت پیدا کرده ام. البتّه پیش از اینها هم با طلا میانه ای نداشتم. این حلقۀ طلای ازدواج هم که می بینید، اگر فلزّ دیگری می بود، در این پنجاه و شش سال، چند نوبت زنگ زده بود و پوسیده بود و عوض شده بود.
داستان «گوسالۀ سامری» را می دانم که همه می دانند. وقتی «موسی کلیم الله» در صحرای «سینا» رفت بالای کوه «طور» با «یهوه»، خدای قومِ خودش، ملاقات بکند و «ده فرمان» را ازش بگیرد، چهل روز آن بالا بود، و خوب، مردم کم کم از بی موسایی و بی خدایی بی طاقت شدند.
به روایت قرآن، شخصی به اسم «سامری»، از وردستهای موسی، و به روایت توراة، «هارون» برادر موسی (۱)، از مجموع طلاهای قوم یک گوساله ساخت و مردم بی طاقت خوشحال شدند، و شروع کردند به دور گوسالۀ طلایی گشتن و رقصیدن و آواز خواندن و گوسالۀ طلایی را پرستش کردن، که یکدفعه موسی به امر خدا، سراسیمه و غضبناک، بر گشت پیش قومش و...

منبع تصویر، .
و خوب توجّه بفرمایید به عین روایت توراة که می فرماید: «خشم موسی شعله ور شد، ... و گوساله ای را که مردم ساخته بودند در آتش سوزاند، و بعد آن را کوبید و گردِ آن را بر آب پاشید و آن آب را به بنی اسرائیل نوشانید(۲)».
خوب، این قصّه است، اسطوره است، از قدیم ترین اسطوره هاست. تفسیر می خواهد. شما در تفسیر این اسطوره چی به ذهنتان می آید؟ به نظر شما، آنجا، توی صحرای سینا، قوم موسی، در واقع «گوساله» را پرستش می کردند، یا «طلا» را؟
طلا! معیار قیمتها! آبروی بازارها! گرانبهاترین ثًروت ملّتها! معتبرترین سکّۀ امپراتوریها! کجاها زیادش پیدا می شود؟ باش، غیر از زینت آلات، چیها می سازند؟ کجاها به اسم ثًروت ملّی به صورت شمش، یا در واقع به صورت آجُر قزّاقی، نگهش می دارند؟

منبع تصویر، .
می گویند از اوّل تاریخ زندگانی بشر تا همین سه سال پیش، همه ش صد وهفتاد و چهار هزار تُن طلا در سرتاسر دنیا استخراج شده است، و می گویند که نصف این مقدار را فقط «سیاه»های زنجیر به پای آفریقای جنوبی از معدنهای خودشان، با دستهای خودشان درآورده اند و به «سفید»های از اروپا آمدۀ صاحب اختیار شده تقدیم کرده اند! طلا! طلا!
نه خیال کنید که خودِ معبدها و کاخها حرصِ طلا داشته اند و دارند و آدمها را برای شکوه و جلالِ خودشان به طلا کاری و طلا داری وا می داشته اند و می دارند! حضرت «یوشع»، علیه السّلام، وقتی به امر خدای «موسی»، برای تصرّفِ عُدوانیِ «ارض موعود» به سرزمینِ قوم «کنعان»، حمله کرد و صلحجوهاش به حکم او و به امر خدا «هر آنچه در شهر بود، از مرد و زن و جوان و پیر، و حتی گاو و گوسفند و الاغ را به دم شمشیر هلاک کردند» (۳)، و « شهر را با آنچه در آن بود، به آتش سوزانیدند»، به آنها گفت که «تمامی نقره و طلا ... وقف خداوند میباشد و به خزانۀ خداوند گذارده شود!» (۴)
بیخود نیست که این بندۀ حق این قدر از طلا نفرت دارد، و از خدای همۀ ادیانِ بر حقّ به زاری می خواهد که تمامی این در حدود صد و هشتاد هزار تُن (۵) طلای موجود در جهان را، در هرجا و به هر شکل که هست، در طَرفَةُ العَینی به خاکستر تبدیل کند! آمّین!
______________________________________________ ۱- دربارۀ پرستش «گوسالۀ طلایی» در باب سی و دوّم از «سفر خروج» در «عهد عتیق» کتاب مقدّس آمده است: «و چون قوم دیدند که موسی در فرود آمدن از کوه تأخیر نمود، قوم نزد هارون جمع شده، وی را گفتند: «برخیز و برای ما خدایان بساز که پیش روی ما بخرامند، زیرا این مرد، موسی، که ما را از زمین مصر بیرون آورد، نمیدانیم او را چه شده است.» هارون بدیشان گفت: «گوشوارههای طلا را که در گوش زنان و پسران و دختران شماست، بیرون کرده، نزد من بیاورید.» پس تمامی قومْ گوشوارههای زرّین را که در گوشهای ایشان بود بیرون کرده، نزد هارون آوردند. و آنها را از دست ایشان گرفته، آن را با قلم نقش کرد، و از آن گوسالۀ ریخته شده ساخت، و ایشان گفتند: «ای اسرائیل این خدایان تو میباشند، که تو را از زمین مصر بیرون آوردند.» و چون هارون این را بدید، مذبحی پیش آن بنا کرد و هارون ندا درداده، گفت: «فردا عید یهوه میباشد.» و بامدادان برخاسته، قربانیهای سوختنی گذرانیدند، و هدایای سلامتی آوردند، و قوم برای خوردن و نوشیدن نشستند، و بجهت لعب برپا شدند. و خداوند به موسی گفت: «روانه شده، بزیر برو، زیرا که این قوم تو که از زمین مصر بیرون آوردهای، فاسد شدهاند...» در روایتهای اسلامی «هارون»، برادر موسی، سازندۀ گوسالۀ طلایی نیست. سازندۀ آن شخصی از نزدیکان موسی، به اسم موسی بن ظفر، و به حکایت او در سورۀ «طه» در قرآن به این صورت اشاره شده است که موسی، بعد از گرفتن ده فرمان در بالای کوه طور، برای برگشتن پیش قومش بیصبری نشان می دهد و خدا به او می گوید : «اى موسى چه چیز تو را [دور] از قوم خودت به شتاب واداشته است؟ گفت اینان در پى منند و من اى پروردگارم به سویت شتافتم تا خشنود شوى. فرمود در حقیقت ما قوم تو را پس از [عزیمت] تو آزمودیم و سامرى آنها را گمراه ساخت. پس موسى خشمگین و اندوهناک به سوى قوم خود برگشت [و] گفت اى قوم من آیا پروردگارتان به شما وعده نیکو نداد؟ آیا این مدت بر شما طولانى مىنمود یا خواستید خشمى از پروردگارتان بر شما فرود آید که با وعده من مخالفت کردید! گفتند ما به اختیار خود با تو خلاف وعده نکردیم، ولى از زینتآلات قوم بارهایى سنگین بر دوش داشتیم و آنها را افکندیم و [خود] سامرى [هم زینتآلاتش را] همین گونه بینداخت. پس براى آنان پیکر گوسالهاى که صدایى داشت بیرون آورد و [او و پیروانش] گفتند این خداى شما و خداى موسى است و [پیمان خدا را] فراموش کرد. مگر نمىبینند که [گوساله] پاسخ سخن آنان را نمىدهد و به حالشان سود و زیانى ندارد! و در حقیقت هارون قبلا به آنان گفته بود اى قوم من شما به وسیله این [گوساله] مورد آزمایش قرار گرفتهاید و پروردگار شما [خداى] رحمان است پس مرا پیروى کنید و فرمان مرا پذیرا باشید. گفتند ما هرگز از پرستش آن [گوسالۀ طلایی] دست بر نخواهیم داشت تا موسى به سوى ما بازگردد...» آیه های ۸۳ تا ۹۱ از سورۀ «طه» به نقل از سایت «پارس قرآن».
۲- باید دید که در این اسطوره منظور از سوزاندن و کوبیدن و گرد کردن طلا و نوشانیدنِ آن به بنی اسراییل چه بوده است. تعبیرها متفاوت است. شاید یکی از تعبیرها این باشد که بر گشتن از آیین پرستش خدای یکتا و نو کردن بت پرستی گناهی بوده است که قوم موسی باید آن را جبران می کردند، پس می گرفتند، و فرو می خوردند تا دلهاشان دوباره پاک شود!
۳- به نقل از باب ششم در «صحیفۀ یوشع»، عهد عتیق، ترجمۀ فارسی «کتاب مقدّس».
۴- کسانی که کنجکاوی بیشتری داشته باشند، می توانند تمامی «صحیفۀ یوشع» در ترجمۀ فارسی «کتاب مقدس»، یا تمامی «The Book of Joshua» در «The Old Testament» در ترجمۀ انگلیسی «The Bible» را بخوانند و عبرت بگیرند و آمرزیده شوند.
۵- در آمار سه سال پیش مجموعۀ طلای استخراج شده در جهان ۱۷۴ هزار تُن برآورد شده است. شاید طلای استخراج شده در این سه سال مقدار آن را به ۱۸۰ هزار تُن رسانده باشد.






























