رکسان فرمانفرمائیان: جنگ نشان داد تحمیل اراده به ایران آسان نیست

    • نویسنده, فرناز قاضی‌زاده
    • شغل, مجری ارشد و از دبیران بی‌بی‌سی فارسی
  • منتشر شده در
  • زمان مطالعه: ۵ دقیقه

«آتش‌بس فقط یک وقت استراحت بین دو درگیری بود.» رکسان فرمانفرمائیان، استاد سیاست بین‌الملل دانشگاه کمبریج، این جمله را چند روز پیش از آغاز دور تازه حملات آمریکا به ایران در گفتگویی ویژه با بی‌بی‌سی فارسی مطرح کرد. چند روز بعد، با از سر گرفته شدن حملات و افزایش دوباره تنش‌ها، این پیش‌بینی تا حد زیادی رنگ واقعیت گرفت.

اما اهمیت تحلیل خانم فرمانفرمائیان فقط به این ارزیابی محدود نمی‌شود. او معتقد است جنگ اخیر، صرفنظر از نتیجه نظامی آن، نشانه ورود خاورمیانه به مرحله‌ای تازه است؛ مرحله‌ای که در آن کشورهای منطقه، از جمله ایران و کشورهای عرب خلیج فارس، نقش مستقل‌تری در معادلات امنیتی پیدا کرده‌اند و «تحمیل اراده قدرت‌های بزرگ بر قدرتهای متوسط، دیگر به سادگی گذشته نیست».

او در مصاحبه‌ای ویژه با ما گفت: «این جنگ نشان داد کشوری مثل ایران می‌تواند بر محاسبات یک ابرقدرت اثر بگذارد.»

رکسان فرمانفرمائیان که به طور تخصصی سیاست خاورمیانه و شمال آفریقا را در دانشگاه کمبریج تدریس می‌کند، از خانواده شناخته شده فرمانفرمائیان است و در تألیف چندین کتاب درباره ایران و منطقه مشارکت داشته است. از جمله آنها کتاب «خون و نفت» است؛ خاطرات پدرش، منوچهر فرمانفرمائیان، از شاهزادگان قاجار و از چهره‌های صنعت نفت ایران، که آن را با همکاری او نوشت.

با این همه، این گفتگو به زبان انگلیسی انجام شد و متن فارسی آن ترجمه و برای اختصار و وضوح ویرایش شده است.

این مصاحبه در روز پنجشنبه دوم ژوئیه، یازدهم تیرماه انجام شده است. نسخه کامل این مصاحبه را می‌توانید در اینجا ببینید

آتش‌بسی که از ابتدا «شکننده» بود

در زمان انجام این مصاحبه، تفاهم موقتی میان تهران و واشنگتن برقرار بود. اما خانم فرمانفرمائیان همان زمان هم نسبت به دوام آن خوشبین نبود.

او می‌گفت امیدوار است این آتش‌بس به چارچوبی برای ادامه گفتگو تبدیل شود، اما همزمان نشانه‌هایی می‌بیند که از فرسایش تدریجی این روند حکایت دارد.

به گفته او، اسرائیل از ابتدا با هر توافقی که بخشی از ظرفیت هسته‌ای ایران را حفظ کند مخالف بوده و همچنان تلاش می‌کند مانع شکل‌گیری توافقی پایدار میان تهران و واشنگتن شود. از سوی دیگر، فضای سیاسی آمریکا نیز می‌تواند هر لحظه مسیر دیپلماسی را تغییر دهد.

تحولات بعدی، عملا این ارزیابی را تایید کرد و تفاهم موقت در عمل، جای خود را بار دیگر به رویارویی نظامی داد.

به گفته خانم فرمانفرمائیان، مخالفت اسرائیل با توافق هسته‌ای ایران موضوع تازه‌ای نیست و سابقه آن به مخالفت دولت بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، با توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ بازمی‌گردد.

او معتقد است از نگاه اسرائیل، مساله فقط غنی‌سازی اورانیوم نیست: «اسرائیل، ایران را تنها کشور مهم منطقه می‌بیند که می‌تواند برنامه و استراتژیش را به چالش بکشد.»

به همین دلیل، به گفته خانم فرمانفرمائیان، تل‌آویو علاوه بر برنامه هسته‌ای، همواره خواهان محدود شدن برنامه موشکی ایران و روابط تهران با گروه‌های هم‌پیمانش در منطقه نیز بوده است.

خلیج فارس، «مرکز یک معادله ژئوپولتیک»

یکی از مهمترین محورهای تحلیل رکسان فرمانفرمائیان، تغییر تدریجی مرکز ثقل سیاست منطقه‌ای ایران است.

او معتقد است تهران بیش از گذشته بر خلیج فارس تمرکز کرده و روند تنش‌زدایی با عربستان که با میانجیگری چین آغاز شد، فضای تازهای در روابط منطقه ایجاد کرده است.

به گفته او، واکنش کشورهای عرب خلیج فارس در جریان جنگ و همچنین نقش فعال عمان و قطر در میانجیگری نشان داد که کشورهای منطقه بیش از گذشته به ثبات و روابط همسایگی اهمیت می‌دهند.

او می‌گوید: «آنها مزه فواید این همسایگی را چشیده‌اند. در نهایت، همسایه‌ها همیشه همینجا هستند و هیچکس نمی‌تواند جایشان را عوض کند.»

علاوه بر این، به باور خانم فرمانفرمائیان، یکی از مهمترین پیامدهای جنگ، زیر سئوال رفتن الگوی سنتی امنیت در خلیج فارس است.

او می‌گوید پایگاههای نظامی آمریکا که قرار بود امنیت کشورهای منطقه را تامین کنند، خود به هدف حملات تبدیل شدند و همین مساله ممکن است نگاه برخی دولتهای عرب را نسبت به حضور گسترده نظامی آمریکا تغییر دهد.

از نگاه او، اگر کشورهای منطقه به این نتیجه برسند که کاهش تنش با ایران امنیت بیشتری نسبت به رویارویی دائمی ایجاد می‌کند، موازنه امنیتی خلیج فارس وارد مرحله تازه‌ای خواهد شد.

خانم فرمانفرمائیان همچنین معتقد است نگاه پکن به ایران در حال تغییر است و تحول نقش چین نسبت به گذشته یکی دیگر از آثار تحولات اخیر است.

او می‌گوید چین در جریان جنگ، اطلاعات ماهوارهای و دریایی در اختیار ایران قرار داده و این موضوع در افزایش توان دفاعی ایران اثر داشته است. بی‌بی‌سی فارسی نمی‌تواند به شکل مستقل این ادعا را تایید کند.

با این حال فارغ از این ادعا، خانم فرمانفرمائیان می‌گوید منافع اقتصادی گسترده چین در خلیج فارس باعث شده است ثبات منطقه برای پکن اهمیتی بیش از گذشته پیدا کند و همین مساله جایگاه ایران را نیز در محاسبات چین تغییر داده است.

اقتصاد؛ «مهمترین چالش جمهوری اسلامی»

در پاسخ به این پرسش که آیا ایران توان تحمل دور دیگری از جنگ را دارد، خانم فرمانفرمائیان می‌گوید بزرگترین نقطه ضعف جمهوری اسلامی نه ساختار سیاسی، بلکه اقتصاد است.

او می‌گوید خسارتهای جنگ بر اقتصادی وارد شده که پیش از آن نیز با تورم، کاهش ارزش پول ملی و مشکلات ساختاری روبه رو بود.

در عین حال، او معتقد است پراکندگی مراکز تصمیم‌گیری در جمهوری اسلامی باعث شده حکومت بتواند پس از کشته شدن فرماندهان و مقام‌های ارشد، نسبتا سریع ساختار مدیریتی خود را بازسازی کند.

به گفته او، اگرچه جنگی دیگر برای ایران بسیار پرهزینه خواهد بود، اما انتظار فروپاشی سریع حکومت را نیز واقع‌بینانه نمیداند.

ضمن اینکه به گفته این استاد دانشگاه کمبریج، شبکه تحریم‌های ایران طی دهه‌های گذشته آنقدر پیچیده شده است که لغو کامل آن در کوتاه مدت امکان‌پذیر نیست.

او یادآوری می‌کند که علاوه بر تحریمهای دولت فدرال آمریکا، قوانین ایالتی، تحریم‌های اتحادیه اروپا و برخی سازوکارهای بین‌المللی نیز وجود دارند که اقتصاد ایران را محدود می‌کنند.

با این حال تجربه برجام به گفته او نشان داد که اگر اراده سیاسی وجود داشته باشد، کاهش تدریجی بخشی از تحریمها و آغاز همکاریهای اقتصادی همچنان ممکن است.

«در جنگ برنده‌ای وجود ندارد»

در پایان گفتگو، از او پرسیدم که مورخان، ۲۰ سال دیگر این دوره را چگونه خواهند دید؟

پاسخ رکسان فرمانفرمائیان این است که در آینده احتمالا از این تحولات نه به عنوان جنگی که یک طرف در آن پیروز شد، بلکه به عنوان نقطه‌ای که تغییر در نظم جهانی را آشکارتر کرد، یاد خواهد شد.

او می‌گوید: «در جنگ هیچ برنده‌ای وجود ندارد.»

اما به باور او، این جنگ نشان داد دوران انحصار تصمیم‌گیری ابرقدرتها رو به پایان است و کشورهایی مانند ایران، عربستان و ترکیه بیش از گذشته می‌توانند بر معادلات منطقهای و حتی جهانی اثر بگذارند.

به گفته او، شاید مهمترین میراث این بحران، نه در میدان جنگ، بلکه در تغییر تدریجی توازن قدرت در خاورمیانه و افزایش نقش بازیگران منطقهای باشد؛ تغییری که اگر با همکاری بیشتر میان کشورهای منطقه همراه شود، می‌تواند در بلندمدت مسیر متفاوتی برای امنیت خلیج فارس رقم بزند.