تنش در تنگه هرمز و تهدید ترامپ علیه عمان؛ بازی قدرت میان تهران، مسقط و واشنگتن

    • نویسنده, سعید جعفری
    • شغل, روزنامه نگار
  • منتشر شده در
  • زمان مطالعه: ۹ دقیقه

«هیچ‌کس قرار نیست تنگه هرمز را کنترل کند. این آبراه بین‌المللی است و عمان هم مثل بقیه رفتار خواهد کرد؛ وگرنه مجبور می‌شویم آن‌ها را بمباران کنیم.»

این یکی از تندترین اظهارات دونالد ترامپ درباره کشوری بود که سال‌ها روابط نزدیکی با واشنگتن داشته و بارها نقش میانجی میان آمریکا و ایران را ایفا کرده است. این اظهارات در حالی مطرح شد که واشنگتن پیشتر نسبت به گزارش‌هایی درباره احتمال شکل‌گیری ترتیباتی تازه میان تهران و مسقط در تنگه هرمز ابراز نگرانی کرده بود.

اسکات بسنت، وزیر دارایی آمریکا نیز هشدار داد هر طرفی که در طرح‌های مرتبط با ایران در تنگه هرمز مشارکت کند، ممکن است با تحریم‌های آمریکا روبه‌رو شود.

این تهدیدها تا چه اندازه می‌تواند بر روابط تهران و مسقط تاثیر بگذارند؟ آیا عمان از همکاری با ایران فاصله خواهد گرفت یا برعکس، فشار واشنگتن تنها شکل این همکاری‌ها را تغییر خواهد داد؟

ماجرای هرمز از کجا آغاز شد؟

بحث‌های اخیر پس از آن شدت گرفت که رسانه‌های ایرانی و برخی منابع منطقه‌ای از رایزنی‌های تهران و مسقط درباره آینده تنگه هرمز خبر دادند. در زمان جنگ و بعد از برقراری آتش‌بس شکننده بین جمهوری اسلامی و ایالات متحده، نمایندگانی از ایران عازم عمان شدند تا درباره موضوعات مختلفی از جمله میانجی‌گری بین تهران و واشنگتن و همچنین آینده تنگه هرمز رایزنی کنند.

محور این رایزنی‌ها، دست‌کم در روایت رسانه‌های ایرانی، آینده مدیریت عبور و مرور در تنگه هرمز و یافتن سازوکاری تازه برای تامین امنیت کشتیرانی بود.

پس از بسته شدن تنگه هرمز در جریان جنگ، شماری از مقام‌ها و رسانه‌های نزدیک به حکومت در ایران، بیش از گذشته بر اهمیت این آبراه به عنوان اهرم بازدارنده تاکید کردند.

در چنین شرایطی، برای ایران همکاری با کشوری که آن سوی تنگه هرمز قرار دارد اهمیت بیشتری پیدا کرده است. روابط ایران و عمان نه فقط در دوران جمهوری اسلامی، بلکه پیش از آن نیز عموما باثبات و نزدیک بوده است. به همین دلیل برخی ناظران معتقدند تهران اکنون تلاش می‌کند از این رابطه برای تثبیت نقش خود در هرگونه ترتیبات احتمالی آینده هرمز استفاده کند.

از نگاه ایران، تنگه هرمز یکی از مهم‌ترین ابزارهای بازدارندگی و نفوذ ژئوپلیتیکی به شمار می‌رود. عمان هم همواره تلاش کرده به عنوان ضامن ثبات و تسهیل‌کننده عبور امن کشتی‌ها عمل کند.

بدر البوسعیدی، وزیر خارجه عمان، در ماه‌های اخیر چندین بار گفته است که کشورش در حال کار برای ایجاد سازوکارهای عبور امن از تنگه هرمز است. عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران هم در چندین نوبت گفت‌وگو با همتای عمانی در خصوص آینده تنگه هرمز را تایید کرده است. با این حال، برخی گزارش‌ها فراتر رفتند و از احتمال شکل‌گیری ترتیبات مشترک میان تهران و مسقط برای مدیریت تردد کشتی‌ها سخن گفتند؛ موضوعی که به سرعت حساسیت واشنگتن را برانگیخت.

واشنگتن از چه چیزی نگران است؟

در نگاه نخست، ممکن است به نظر برسد نگرانی آمریکا صرفا به موضوع دریافت عوارض یا هزینه‌های عبور کشتی‌ها مربوط است. اما در عین حال برخی از تحلیلگران معتقدند مسئله اصلی فراتر از صرف دریافت عوارض است.

برخی تحلیلگران معتقدند مخاطب اصلی این تهدیدها نه عمان، بلکه ایران است. از این منظر، واشنگتن تلاش می‌کند به تهران پیام دهد که هرگونه تلاش برای تبدیل دستاوردهای جنگ به ترتیباتی پایدار در تنگه هرمز با مخالفت آمریکا روبه‌رو خواهد شد.

برای آمریکا، هر سازوکاری که بتواند نقش ایران در مدیریت تنگه هرمز را پررنگ‌تر کند، به معنای افزایش نفوذ تهران در یکی از حساس‌ترین نقاط تجارت جهانی است.

حمیدرضا عزیزی، کارشناس روابط بین‌الملل در این خصوص به بی‌بی‌سی فارسی می‌گوید: «تهدیدهای رئیس‌جمهور آمریکا و دیگر مقام‌ها در واشنگتن نشان می‌دهد که مسئله همکاری بین تهران و مسقط بر سر آینده تنگه هرمز به سطحی نگران‌کننده از دید آمریکا رسیده است.»

برخی ناظران این نگرانی را نه صرفا در چارچوب امنیت دریایی، بلکه در قالب رقابت بر سر شکل‌دهی به نظم پساجنگ در خلیج فارس ارزیابی می‌کنند. حدود یک‌پنجم نفت تجارت‌شده جهان از این مسیر عبور می‌کند و هر تغییری در وضعیت آن می‌تواند بر بازارهای انرژی و اقتصاد جهانی تاثیر بگذارد.

ضمن اینکه وضعیت در تنگه هرمز تا پیش از آغاز جنگ عادی بود و کشتی‌ها بدون مشکل و محدودیت می‌توانستند از این آبراه عبور کنند. اما بعد از آغاز جنگ اخیر، مقام‌های جمهوری اسلامی ایران، تهدید دیرپای خود مبنی بر مسدود کردن تنگه هرمز را عملی کردند و در طول ماه‌های اخیر وضعیت به شرایط پیشین باز نگشته است.

پذیرش شکل‌گیری یک سازوکار جدید در تنگه هرمز این پرسش را در محافل سیاسی آمریکا پررنگ‌تر می‌کند که آیا جنگی که با هدف مهار ایران آغاز شد، در نهایت به این کشور امکان بیشتری برای اثرگذاری بر یکی از مهم‌ترین مسیرهای انرژی جهان داده است یا نه.

به همین دلیل، تهدید ترامپ را می‌توان صرفا واکنشی به یک گزارش رسانه‌ای ندانست. این اظهارات شاید بیشتر پیامی تفسیر شود که نشان می‌داد واشنگتن نمی‌خواهد هیچ ترتیبات جدیدی در آن منطقه شکل بگیرد که به نوعی نقش ویژه ایران را به رسمیت بشناسد. هرچند ناظران در خصوص اینکه آیا در نهایت تهران یا واشنگتن خواهند توانست خواسته خود را تحمیل کنند اختلاف نظر دارند.

آیا عمان به ایران نزدیک‌تر می‌شود؟

تهدیدهای بی‌سابقه ایالات متحده علیه این متحد دیرین واشنگتن باعث شد تا تردیدها در خلیج فارس در خصوص آینده مناسبات کشورهای عربی و آمریکا افزایش یابد. برخی از ناظران این پرسش را مطرح کردند که با توجه به ضرباتی که برخی کشورهای عربی در طول جنگ از سوی ایران متحمل شدند و آمریکا نتوانست از آنها دفاع کند، آیا تهدیدهای تازه آمریکا ضربه‌ای دیگر به اتحاد میان واشنگتن و این پایتخت‌های عربی وارد خواهد کرد؟

ضمن اینکه در کشورهای عربی خلیج فارس نیز این پرسش مطرح شده که واشنگتن در بحران‌های آینده تا چه اندازه حاضر است ملاحظات شرکای منطقه‌ای خود را در نظر بگیرد.

اما با وجود لحن تند ترامپ، همه تحلیلگران هم‌نظر نیستند که این تهدیدها باعث نزدیکی بیشتر عمان و ایران خواهد شد. کاوه حسن، پژوهشگر موسسه استیمسون، می‌گوید هرچند تهدیدهای ترامپ و وزیر دارایی آمریکا «بسیار غیرعادی، بی‌سابقه و به‌شدت تند» بوده‌اند، اما بعید است باعث شوند عمان به تهران نزدیک‌تر شود.

به گفته او، این تهدیدها در عمل بیشتر به سود جمهوری اسلامی ایران تمام می‌شود، زیرا هرچه روابط آمریکا با کشورهای منطقه دچار تنش شود، شکاف میان واشنگتن و کشورهای خلیج فارس عمیق‌تر خواهد شد.

ایران سال‌ها تلاش کرده آمریکا را عامل بی‌ثباتی در منطقه معرفی کند. از این منظر، تهدید کشوری مانند عمان که معمولا به عنوان بازیگری بی‌طرف شناخته می‌شود، می‌تواند در روایت این کشور به عنوان نشانه‌ای از فشار واشنگتن بر حتی نزدیک‌ترین شرکایش مطرح شود.

از نگاه کاوه حسن، اهمیت موضوع فقط به روابط عمان و ایران محدود نمی‌شود. مسئله این است که عمان طی سال‌های اخیر به مهم‌ترین کانال ارتباطی میان تهران و واشنگتن تبدیل شد و هرگونه فشار بر مسقط می‌تواند بر نقش میانجی‌گرانه این کشور نیز اثر بگذارد.

او می‌گوید: «در شرایطی که هنوز هیچ پیشرفت ملموسی برای پایان دائمی بحران حاصل نشده، آنچه خاورمیانه بیش از هر چیز به آن نیاز دارد، میانجی‌گری و دیپلماسی بیشتر است، نه کمتر.»

آیا تنگه هرمز می‌تواند نفوذ عمان را افزایش دهد؟

یکی دیگر از اختلاف‌های موجود میان تحلیلگران به این سوال بازمی‌گردد که عمان از نظر ژئوپلیتیکی چه چیزی به دست می‌آورد و چه خطراتی ممکن است برای این کشور به همراه داشته باشد.

هرچند نزدیکی عمان به ایران در مسئله تنگه هرمز می‌تواند دستاوردهایی برای مسقط به همراه داشته باشد اما چنین رویکردی ممکن است نتیجه معکوس هم به همراه بیاورد. اگر این تصور در میان کشورهای عربی خلیج فارس شکل بگیرد که عمان در حال همراهی با طرح‌های مورد حمایت ایران است، ممکن است تنش‌هایی میان مسقط و برخی شرکای عربی آن ایجاد شود.

کاوه حسن یکی از کسانی است که چنین دیدگاهی دارد. او معتقد است که بعید به نظر می‌رسد که مسقط وارد پروژه‌ای شود که با منافع کشورهای عربی حوزه خلیج فارس از جمله عربستان سعودی، امارات و کویت در تضاد باشد. به همین دلیل، احتمال همراهی مسقط با طرح‌هایی مانند دریافت تعرفه مشترک از کشتی‌های عبوری از تنگه هرمز بسیار پایین است.

همه تحلیلگران با این ارزیابی موافق نیستند.

حمیدرضا عزیزی معتقد است این وضعیت می‌تواند فرصت‌هایی نیز برای عمان ایجاد کند. چرا که نقش‌آفرینی در وضعیت تنگه هرمز باعث خواهد شد این کشور به نفوذ قابل توجهی در ترتیبات شورای همکاری خلیج فارس دست یابد.

او در این خصوص می‌گوید: «به صورت کلاسیک عربستان و امارات دو قدرت اصلی در کشورهای شورای همکاری خلیج فارس بوده‌اند. در شرایطی که امارات هم از سوی ایران و هم از سوی عربستان تحت فشار قرار گرفته، عمان این فرصت را دارد که با نقش‌آفرینی در وضعیت تنگه هرمز نفوذ خود را در این شورا افزایش دهد.»

آقای عزیزی، معتقد است موضوع تنها به بحران اخیر محدود نمی‌شود. او با اشاره به همسایگی بین ایران و عمان می‌گوید: «این دو، کشورهایی هستند که دو سوی تنگه هرمز را در اختیار دارند و همین موقعیت جغرافیایی، آن‌ها را ناگزیر به نوعی همکاری و هماهنگی می‌کند.»

آقای عزیزی استدلال می‌کند که حتی اگر عمان در سطح علنی از برخی پیشنهادها فاصله بگیرد، این لزوما به معنای توقف رایزنی‌ها یا همکاری‌های فنی و راهبردی میان دو کشور نخواهد بود. او معتقد است جغرافیا واقعیتی است که با تغییر دولت‌ها یا فشارهای سیاسی از بین نمی‌رود.

جغرافیا علیه سیاست؟

تنگه هرمز میان ایران و عمان قرار گرفته و امنیت آن بدون هماهنگی حداقلی میان دو کشور دشوار است. به همین دلیل، برخی تحلیلگران معتقدند حتی در صورت افزایش فشارهای آمریکا، مسقط نمی‌تواند تهران را به طور کامل از معادلات هرمز کنار بگذارد.

سالم بن ناصر الاسماعیلی، مشاور پیشین وزارت خارجه عمان، پیش‌تر گفته بود که نه ایران و نه عمان به تنهایی قادر به تامین امنیت تنگه نیستند و همکاری میان دو کشور یک ضرورت جغرافیایی است.

این دیدگاه در عمان نیز طرفدارانی دارد. عبدالله باعبود، پژوهشگر عمانی روابط بین‌الملل و امور خلیج فارس، در حساب خود در شبکه ایکس تاکید کرده که مسقط بارها پیشنهادهای ایران درباره تنگه هرمز را رد کرده است.

او نوشته است: «سلطنت عمان به روشنی و بارها پیشنهادهای ایران درباره تنگه هرمز را رد کرده، اما این موضوع مانع از آن نشده که همچنان به حمایت از آن متهم شود.»

با این حال، باعبود هم‌زمان تاکید می‌کند که امنیت هرمز باید از مسیر همکاری و دیپلماسی تامین شود، نه از طریق تهدید، اشغال یا طرح‌های یکجانبه.

اینجاست که محدودیت‌های حقوقی عمان اهمیت پیدا می‌کند. عمان برخلاف ایران عضو کنوانسیون بین‌المللی حقوق دریاهاست و همین موضوع دست مسقط را برای همراهی آشکار با طرح‌هایی که می‌تواند عبور آزاد کشتی‌ها را محدود کند، بسته‌تر می‌کند. به همین دلیل، اگر گفت‌وگوهای تهران و مسقط به سازوکاری تازه منجر شود، احتمالا عمان تلاش خواهد کرد آن را نه در قالب «عوارض‌گیری»، بلکه در چارچوب‌هایی مانند حفاظت محیط زیست، ایمنی کشتیرانی یا تامین عبور امن صورت‌بندی کند.

میانجی تحت فشار

این مسئله برای آمریکا هم بدون هزینه نیست. عمان فقط یکی از دو کشور ساحلی تنگه هرمز نیست؛ مسقط در دو دهه گذشته یکی از معدود کانال‌هایی بوده که هم تهران به آن اعتماد داشته و هم واشنگتن. در شرایطی که مذاکرات دو کشور همچنان با فراز و نشیب ادامه دارد و خطر بازگشت تنش‌های نظامی از بین نرفته، بسیاری از ناظران معتقدند فشار بیش از حد بر عمان ممکن است دقیقا همان مسیری را تضعیف کند که آمریکا در بحران‌های مربوط به ایران بارها به آن نیاز پیدا کرده است.

از این منظر، تهدید کشوری که سال‌ها نقش پل ارتباطی میان تهران و واشنگتن را ایفا کرده، می‌تواند فراتر از یک اختلاف بر سر تنگه هرمز باشد.

با این حال، حتی اگر عمان پیشنهادهای مشخص ایران را نپذیرد، بسیاری از ناظران معتقدند مسقط نمی‌تواند خود را از بحث آینده هرمز کنار بکشد. همین واقعیت باعث می‌شود که حتی در اوج فشارهای سیاسی نیز، گفت‌وگو میان تهران و مسقط احتمالا ادامه پیدا کند؛ هرچند شاید محتاطانه‌تر، کم‌سروصداتر و دورتر از نگاه افکار عمومی.

یکی از پرسش‌ها این است که آیا بعد از تهدیدهای آمریکا مسقط تصمیم خواهد گرفت که به ایران نزدیک‌تر شود یا نه اما احتمالا پرسش مهم‌تر این خواهد بود که آیا واشنگتن می‌تواند کشوری را که سال‌ها مهم‌ترین کانال ارتباطی میان ایران و آمریکا بوده، وادار کند میان نقش میانجی، فشارهای امنیتی آمریکا و واقعیت جغرافیایی هرمز یکی را انتخاب کند. اگر تنش‌ها بر سر این آبراه ادامه یابد، مسقط بیش از هر زمان دیگری ناچار خواهد بود میان دیپلماسی، همسایگی با ایران و فشار قدرت‌های بزرگ تعادل برقرار کند.