یک روز در گرم‌ترین نقطه هند؛ جایی که صبح و شب دیگر معنا ندارند

    • نویسنده, سوتیک بیسواس و نیتو سینگ
    • شغل, دهلی نو و بانده
  • منتشر شده در
  • زمان مطالعه: ۹ دقیقه

ساعت ۶ صبح آفتاب چنان بر شهر بانده می‌تابد که انگار نه‌ انگار صبح زود است.

نور آفتاب تابش تند یک بعد‌ از‌ ظهر تابستانی داشت. سایه‌ها پیش از صبحانه رو به کوتاه شدن بودند.

در ماه مه این ناحیه غبار‌آلود هند در استان اوتار پرادش چندین روز در صدر رتبه ناخوشایند گرم‌ترین نقطه در سراسر هند بود. دمای هوا به مدت یک هفته حدود ۴۷ تا ۴۸ درجه سانتی‌گراد بود، گرمایی که حتی با معیار‌های محلی هم غیر‌عادی است.

آنچه مورد توجه قرار گرفت شیوه سازگاری مردم با چنین شرایطی بود. شهر بانده بیش از دو میلیون نفر جمعیت دارد که بسیاری از آنها از طریق کشاورزی، ساخت‌و‌ساز، حمل‌و‌نقل و کارهای دیگری که همه در فضای باز انجام می‌شود زندگی می‌کنند و در نتیجه کمابیش چاره‌ای جز تحمل گرما ندارند. آنها زندگی خود را متناسب با این وضعیت سامان داده‌اند.

فعالیت در بازار میوه و تره‌بار آتارا در حدود ۳۰ کیلومتری مرکز شهرستان پیش از آنکه بیشتر شهر‌از خواب بیدار شوند، به پایان می‌رسد. کشاورزان پیش از طلوع آفتاب با گوجه‌فرنگی، انواع کدو، فلفل‌های تند و لیمو و انواع صیفی‌جات از راه می‌رسند. همه می‌خواهند محصول خود را زود بفروشند و پیش از شدت گرفتن گرما به خانه بازگردند.

هیمنشو، فروشنده‌ای که کنار جعبه‌های گوجه‌فرنگی ایستاده است می‌گوید: «آفتاب را ببین چطور پهن شده است، تازه ساعت شش و ربع صبح است اما احساس می‌کنی ساعت ۸ و ۹ صبح است».

گرما همانطور که ساعت کار بازار را کوتاه‌تر کرده است بی‌تردید عمر و دوام محصول او را هم کاهش داده است. «گوجه‌فرنگی‌ها امروز یا فردا باید فروش بروند، در این هوا دوام نمی‌آورند».

در این بازار که به طور معمول خرید و فروش تا پیش از ظهر ادامه داشت حالا حدود ساعت ۸ صبح فعالیت‌ به تدریج کم می‌شود. تا ساعت ۱۰ صبح دیگر پرنده در بازار پر نمی‌زند.

همین زمان‌بندی فشرده تقریباً بر همه جنبه‌های زندگی در بانده حاکم است. میان آسمان سوزان و زمین سوخته، مردم همان کاری را می‌کنند که ریشارد کاپوشینسکی، روزنامه‌نگار لهستانی، زمانی در منظره‌ای مشابه و به‌شدت داغ در آفریقا توصیف کرده بود: همه توان خود را صرف «یافتن سایه و نسیمی خنک» می‌کنند.

پاپو ورما، سنگ‌تراش اکنون از ۷ صبح تا ظهر و سپس از ساعت ۴ بعد‌ از‌ ظهر تا ۷ شب کار می‌کند. در چهار ساعت میانی ناچار باید صبر کند تا اوج گرما بگذرد.

او می‌گوید: «به‌ هرحال باید هشت ساعت کامل کار کنم. چه تمام مدت زیر آفتاب کار کنی چه وقفه میان آن بیندازی دستمزد یکسان است. اگر این کار را نکنم هرچه در می‌آورم خرج دوا و درمان خواهد شد». این وقفه باعث می‌شود دچار سردرد و گرمازدگی نشود اما ساعت کاری او را به ۱۲ تا ۱۳ ساعت می‌رساند.

هفته گذشته حدود ساعت ۲ بعد‌از‌ظهر وقتی دمای هوای بانده به ۴۶ درجه رسیده بود سه زن از کارگران راه‌سازی زیر سایه یک تانکر آب روی پل بزرگراه بر رودخانه کن چمباتمه زده بودند و در سایه مختصری که ایجاد شده بود ناهار خود را می‌خوردند.

یکی از این زنان به نام شانتی دوی، هر روز شش کیلومتر تا محل کار خود راه می‌رود و شش کیلومتر باز‌می‌گردد. غذای او نان و پیاز و نمک و ترشی است. او می‌گوید: «اگر سبزیجات بیاوریم به خاطر گرما تا ظهر همه خراب می‌شود».

پس از آن جمله‌ای می‌گوید که می‌تواند نشانگر واکنش مردم در برابر موج گرمای شهر بانده باشد. او می‌گوید: «برای آدم‌های فقیر، نگرانی درباره گرما یک تجمل است.»

پناهگاهی که بالای رود کن یافته بودند مناسب این وضعیت بود. این رودخانه در قلب چالش بانده با گرما قرار دارد. پژوهشگران می‌گویند استخراج شن و کاهش آب‌های زیرزمینی توان آن را برای خنک کردن محیط اطراف تضعیف کرده و چرخه‌ای معیوب به‌وجود آورده است که در آن کمبود آب و دماهای شدید به هم دامن می‌زنند.

اثرات اقتصادی گرمای شدید در همه‌ جا قابل مشاهده است.

رانندگان ریکشا‌های برقی بعد‌ از‌ ظهر‌ها کارشان کساد است. فروشگاه‌ها پیش از طلوع آفتاب باز می‌کنند و بین ظهر تا ساعت ۴ یعد‌از‌ظهر تعطیل می‌کنند. مشتری‌ها هم نصف شده‌اند. در ساعت‌های اوج گرما همه به داخل خانه‌ها می‌روند و دوباره حوالی غروب بیرون می‌آیند.

هشدار‌های دولتی در مورد موج شدید گرما مدام به تلفن‌های همراه ارسال می‌شود که در آنها از مردم می‌خواهند هشیار و محتاط باشند.

بیمارستان‌های شهر مدام موجی از مراجعان گرما‌زده دارد. دکتر کومار، مدیر بیمارستان زنان منطقه می‌گوید: «از زمان شدت گرفتن گرما، روزانه ۱۵ تا ۲۰ مورد گرما‌زدگی داریم که بیشتر کودکان و سالمندان هستند. رایج‌ترین نشانه‌ها و عوارض اسهال، حالت تهوع و تب است».

آنچه مردم بانده از سر می‌گذرانند بخشی از ماجرای وسیع‌تر و گسترده‌تر است. در سراسر هند افزایش دما نه فقط با بالا رفتن دما بلکه با ترکیب دمای بالا و رطوبت شدید همراه است که اثرات شدید‌تری بر بدن انسان می‌گذارد.

جلگه هند–گنگ که بخش وسیعی از شمال هند را دربر می‌گیرد و ایالت اوتار پرادش را نیز شامل می‌شود، از نگاه پژوهشگران اقلیم یکی از کانون‌های نوظهور جهان برای گرمای مرطوب و خطرناک به شمار می‌رود.

فشردگی جمعیت، آبیاری بی‌رویه، رطوبت بالا و تعداد زیاد افرادی که در فضای باز کار می‌کنند شرایطی پدید آورده است که حتی کارهای معمول در این منطقه پر‌خطر شده است.

بنابر ارزیابی اندیشکده کلایمت ترندز، ایالت اوتار پرادش به‌دلیل جمعیت عظیم در معرض خطر، وابستگی گسترده مردم به کار در فضای باز و دسترسی محدود میلیون‌ها خانوار به وسایل خنک‌کننده، به‌ویژه آسیب‌پذیرتر است.

دانشمندان می‌گویند جغرافیای ویژه این منطقه و برنامه‌های توسعه‌ آن، در کنار هم وضعیت را بدتر کرده‌ است.

بانده در نزدیکی مدار راس‌السرطان قرار دارد؛ عرض جغرافیایی‌ که با شدیدترین گرمای تابستانی جهان شناخته می‌شود. سطح آب رودخانه‌ها پایین می‌رود و بسترهایی از شن، سنگ و ریگ نمایان می‌شود که گرما را جذب کرده و دوباره پس می‌دهند. پوشش گیاهی نیز جای خود را به بتن داده است.

پوشش درختان منطقه به میزانی بسیار کمتر از حد پیشنهادی رسیده است. پژوهش دانشگاه فناوری کشاورزی بانده نشان می‌دهد یک‌ ششم جنگل‌های انبوه منطقه بین سال‌های ۱۹۹۱ تا ۲۰۲۲ از میان رفته که دلیل اصلی آن معدن‌کاری و گستردگی فعالیت‌های کشاورزی بوده است.

همه این عوامل بانده را به منطقه‌ای بسیار آسیب‌پذیر در برابر موج شدید گرما تبدیل می‌کند.

به گفته دینیش ساه، اقیلم‌شناس این دانشگاه، شهر بانده پیش‌تر نیز دماهایی در حدود ۴۸ تا ۴۹ درجه سانتی‌گراد را تجربه کرده است. در سال ۲۰۲۴، دمای هوا در دو روز پیاپی به ۴۹ درجه سانتی‌گراد رسید.

اما آنچه این دوره گرما در تابستان امسال را غیرمعمول کرده، تداوم آن بوده است. او گفت: «برای هشت یا نه روز، دماهای ۴۷ تا ۴۸ درجه سانتی‌گراد بدون وقفه ادامه داشته است. همین چیزی بود که تازگی داشت.»

پرم سینگ، کشاورز محلی می‌گوید که دوره هر ساله گرمای شدید در این منطقه چیز تازه‌ای نیست و برای محصولات کشاورزی لازم است اما آنچه او را نگران می‌کند شدت این گرماست. او کاهش پوشش جنگلی، استخراج گسترده معادن، افزایش استفاده از سوخت‌های فسیلی و گسترش استفاده از وسایل تهویه مطبوع را عامل آن می‌داند

«این وضعیت زندگی را برای فقرا دشوارتر کرده است چون افراد مرفه چندان از اثرات آن آسیب نمی‌بینند».

گرما تا مدت‌ها پس از غروب آفتاب هم باقی می‌ماند.

ساه می‌گوید: «احساس می‌کنیم اصلا دیگر شب و روز وجود ندارد».

ساعت ۷ یا ۸ صبح دمای هوا مثل بعد‌از‌ظهر است و در طول شب دما حدود ۳۰ درجه باقی می‌ماند. در نتیجه مردم هیچ نمی‌توانند کمی آرامش پیدا کنند.

در روستای آچارائوند در ۲۰ کیلومتری شهر بانده، بیش از گرمای شدید جدال بر سر آب است.

فقط یک چاه بخش عمده‌ای از آب آشامیدنی مردم روستا را تامین می‌کند. هر روز زنان با سطل‌های خود در زیر آفتاب سوزان برای بردن آب صف می‌بندند.

کرانتی ویشواکراما، ۱۸ ساله، ناچار است حدود ۴ تا ۵ ساعت وقت صرف کند تا برای خانه آب ببرد. بعد‌از‌ظهر‌ها که برق قطع می‌شود می‌تواند زیر سایه درختی بیاساید.

او می‌گوید: «ما کولر و دستگاه‌های خنک‌کننده نداریم. برای ما سایه‌سار درختان همان نقش را دارد».

در همان نزدیکی زنی ۸۰ ساله به نام چونو‌بادی در کنار پنکه قراضه‌ای که به زور سرهم‌بندی کرده نشسته است. پنکه کار می‌کند اما فقط هوای داغ و خشک را به صورت آدم می‌زند.

او در حالی که به پره‌های در چرخش پنکه نگاه می‌کند می‌گوید: «عرق آدم را خشک می‌کند اما تحمل این هوای داغ برای آدم پیری مثل من سخت است». سپس فکر تلخ‌تری به ذهنش می‌رسد: «در طول هشتاد سال عمرم هرگز چنین گرمایی ندیده بودم. آدم‌های پیر در سرما و گرمای شدید می‌میرند. نمی‌دانم من بتوانم این گرما را تاب بیاورم».

در روستا حیوانات هم به روش خود با گرمای شدید کنار می‌آیند. حدود ظهر چند گاومیش درون آبگیر ایستاده‌اند. چوپان‌ها منتظرند که از آب بیرون بیایند.

در آنجا رامشوار یاداو، ۶۰ ساله را ملاقات کردیم که پیش از این معلم مدرسه خصوصی بوده است و حالا برای گذران زندگی گاومیش‌ها را می‌چراند. جالب این بود که او لباس‌های گرمی پوشیده بود که بیشتر مناسب زمستان بود تا هوای ۴۶ درجه سانتی‌گرادی تابستان و شالی هم دور سرش پیچیده بود.

او می‌گوید: «ما لباس‌های ضخیم می‌پوشیم چون باعث می‌شوند نور خورشید کمتر به بدن‌ برسد. لباس بیشتر از ما در برابر نور آفتاب و باد‌های شدید محافظت می‌کند. البته باعث می‌شود عرق کنیم اما جلوی بیمار شدن ما را می‌گیرد».

مثل بسیاری دیگر در بانده یاداو هم خودش را با گرما سازگار کرده است اما سازگاری و احساس آسودگی با هم فرق دارند.

سرانجام سامانه ناپایدار غربی با خود طوفان شن و باران آورد و دمای هوا حدود ۸ تا ۹ درجه کاهش پیدا کرد و منطقه دوباره توانست نفسی تازه کند.

اما این فراغت موقتی بود. الگوهایی که ساکنان بانده برای کنار آمدن با گرما شکل داده‌اند، از آغاز کار پیش از طلوع آفتاب گرفته تا پناه بردن به داخل خانه در نیمروز و جست‌وجوی سایه هر جا که پیدا شود بیش از پیش از حالت سازگاری خارج شده و به ضرورتی اجتناب‌ناپذیر تبدیل می‌شود.

پژوهش پیوش نارنگ و آشوک گادگیل از دانشگاه برکلی کالیفرنیا برآورد می‌کند که اوتار پرادش در جریان موج گرمای شدید پنج‌ روزه، بیش از ۸۰۰۰ مورد مرگ‌و‌میر بیشتر داشته است. رقمی که از بسیاری از ایالت‌های دیگرهند بیشتر است. این میزان بالای مرگ‌و‌میر به‌طور نامتناسبی بر دوش سالمندان، کارگران فضای باز و خانوارهایی بوده است که دسترسی پایدار به وسایل خنک‌کننده ندارند.

با این حال به نظر می‌رسد اهالی شهر بانده کمتر از دانشمندان اقلیمی نگران هستند.

آنها نسل‌هاست که با گرمای شدید زندگی کرده‌اند. آنچه پژوهشگران را نگران می‌کند این نیست که این منطقه گرم شده است بلکه نکته اینجاست که منطقه به مدت طولانی‌تر گرم‌تر می‌شود، در محیطی که پوشش درختان و آب خود را که زمانی باعث تعادل دما می‌شد از دست داده است.

کارگران راه‌سازی که زیر تانکر آب پناه گرفته بودند، خطر را چندان جدی نگرفته بودند.

آنها به ما هشدار می‌دادند: «شما مراقب باشید گرما‌زده نشوید. ما به آن عادت داریم».