فرانک سو؛ مردی که در تاریخ فوتبال انگلیس محو شد

    • نویسنده, لوئیس پی‌یرس
    • شغل, مجری ورزشی
  • منتشر شده در

ریمون گلندنینگ که بازی را برای رادیو بی‌بی‌سی گزارش می‌کرد، فریاد کشید: «و این بار پاس تمیز رو به عقب سو به ماتیوس می‌رسد....»

روز ۲۰ اکتبر ۱۹۴۵ بود. کمی بیش از یک ماه از پایان جنگ جهانی دوم می‌گذشت. مردم سراسر انگلیس پای رادیوهایشان نشسته بودند و صدای غریو ۵۴ هزار نفری را می‌شنیدند که در هاوتورنز (ورزشگاه باشگاه وست‌بروم) تیم‌شان را مقابل ولز تشویق می‌کردند.

هشتاد سال از آن تاریخ گذشته است و در حالی که استنلی ماتیوس یکی از ماندگارترین نام‌های فوتبال انگلیس است، کمتر کسی فرانک سو را می‌شناسد.

داستان سو ماجرای سختی، شهرت و سپس گمنامی است؛ قصه فوتبالیستی که آرام آرام یک بار دیگر مورد توجه قرار می‌گیرد.

سه سال قبل، در ۹ مه ۱۹۴۲، سو در ۲۸ سالگی نخستین بازی‌اش را برای انگلیس انجام داد. آن بازی هم مقابل ولز بود و مقابل ۳۰ هزار تماشاگر حاضر در نینیان پارک کاردیف.

این یک حضور تاریخی بود و سو اولین بازیکن غیر سفید پوست شد که برای انگلیس بازی کرده است. او همان موقع هم نخستین بازیکن چینی‌تبار بود که در لیگ فوتبال انگلیس بازی می‌کرد. تا همین امروز هم او تنها بازیکن آسیایی‌تبار است که پیراهن تیم ملی بزرگسالان فوتبال انگلیس را پوشیده است.

سو در دهه ۱۹۳۰ یک ستاره بود. نامش روی کارت‌های سیگار و در روزنامه‌ها به چشم می‌خورد. او را به عنوان هافبکی باهوش، سریع و مستعد با پاس‌های دقیق و توانایی بازی در هر پستی توصیف می‌کردند.

استن مورتنسن، هم‌تیمی سو، او را در کتابش «فوتبال بازی من»، می‌نویسد: «هر کاری که می‌کرد، شاخص بود. به نظر می‌رسید که نمی‌تواند کار ناشیانه انجام دهد.»

شهرت سو اما در دهه‌های بعد ناپدید شد و این بازیکن برای بخش عمده‌ای از هوادران فوتبال چهره‌ای ناشناس است.مادرش، بئاتریس، انگلیسی و پدرش، کوان، چینی بود. آن‌ها در منچستر آشنا شدند، ازدواج کردند و همانجا ساکن شدند.

در سرشماری سال ۱۹۱۱ از جمعیت ۳۵ میلیونی انگلیس و ولز فقط ۱۳۱۹ نفر، متولد چین بودند. منبع اصلی درآمد بسیاری از مهاجران از جمله کوان، کارکردن در خشک‌شویی بود که شغل بسیاری از افراد طبقه کارگر به شمار می‌رفت.

کار کردن در خشک‌شویی به طور سنتی کاری زنانه محسوب می‌شد، به همین دلیل آن‌ها با خصومت کمتری روبرو شدند، چون به عنوان افرادی در نظر گرفته می‌شدند که کار زنان را گرفته‌اند نه مردان.

با این حال چینی‌ها در وضعیتی غریب گرفتار بودند: اگر کار می‌کردند متهم به دزیدن شغل محلی‌ها می‌شدند و در غیر این صورت بیکاره خوانده می‌شدند.

زنانی که با چینی‌ها ازدواج می‌کردند نیز به طور خودکار شهروندی بریتانیا را از دست می‌دادند و به عنوان خارجی در نظر گرفته می‌شدند.

خصومتی که علیه چینی‌ها وجود داشت، گاهی به ناآرامی اجتماعی منجر می‌شد. اولین خشکشویی چینی لندن، بلافاصله پس از افتتاح در سال ۱۹۰۱ سنگ‌باران شد. در جریان شورش‌های سال ۱۹۱۱ کاردیف تمام ۳۰ خشک‌شویی چینی شهر هدف قرار گرفتند.

کوان و بئاتریس برای تجربه کردن محیطی متفاوت به بوکستون رفتند و سال ۱۹۲۰ در وست داربی لیورپول ساکن شدند و خشک‌شویی محبوبی را اداره می‌کردند.

استعداد فوتبالی سو خیلی زود خودش را نشان داد و او سال ۱۹۳۲ در ۱۸ سالگی به پریسکات کیبلز ملحق شد. با این که چشم استعدادیاب‌های لیورپول و اورتون را گرفته بود اما این تام مادر، سرمربی استوک بود که سال ۱۹۳۳ با قراردادی ۴۰۰ پوندی او را به خدمت گرفت.

سو در همان فصل اول با استوک به دسته اول فوتبال انگلیس صعود کرد و جوان تکنیکی این تیم در هماهنگی کامل با ماتیوس افسانه‌ای قرار داشت.

سال ۱۹۳۸ سو در ۲۴ سالگی کاپیتان استوک شد و درخواست‌های خبرنگاران و هواداران برای حضورش در تیم ملی انگلیس افزایش یافت. شروع جنگ پیشرفتش را به تاخیر انداخت، اما سرانجام در سال ۱۹۴۲ نخستین حضورش در تیم ملی را تجربه کرد.

سو ۲۶۰ بازی بین سال‌های ۱۹۳۳ تا ۱۹۴۵ برای استوک انجام داد و ۲۰ گل زد؛ این شامل بازی‌های دوستانه در دوران جنگ نیز بود.

او چهره‌ای ملی شد.عروسی با همسر اولش بریل لانت، سال ۱۹۳۸ تیتر روزنامه سنتینل در استفوردشر شد و به رغم این تلاش کرده بودند که مراسم را مخفی نگه دارند، جمعیتی ۲۰۰۰ نفری در آن حاضر شدند.

در آن مقاله همچنین گفته شد که عروس و داماد ماه عسل را در بورنموث می‌گذرانند. آن موقع رسانه‌ها به ندرت اطلاعات زندگی خصوصی فوتبالیست‌ها را چاپ می‌کردند؛ اما ستاره شدن سو موجب این ابراز علاقه شد. تبار چینی او هم در این ماجرا بی‌تاثیر نبود.

سوزان گاردینر، نویسنده کتاب «خانه به دوش: داستان فرانک سو» می‌گوید: «این یک مورد نوظهور بود. آن‌ها با دانستن این که یک بازیکن مستعد چینی جذب استوک سیتی شده است... بجای دشمنی، مجذوب او شدند.»

با این که سو گاهی مجبور بود با ارجاعات ضمنی نامحترمانه رسانه‌ها به نام و نژادش کنار بیاید، واکنش‌ها به او قالبا مثبت بود و به همین دلیل هم در بیشتر عکس‌ها لبخند به لب دارد و به «خندان» معروف شد.

سو هنگام جنگ جهانی دوم در نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا خدمت می‌کرد، اما او در دوران جنگ پس از آن که فدراسیون فوتبال انگلیس لیگ این کشور را تعطیل کرد، به بازی باشگاهی در لیگ‌های منطقه‌ای ادامه داد.

سو ۹ بار پیراهن تیم ملی فوتبال انگلیس را پوشید از جمله در پیروزی ۲-۳ مقابل اسکاتلند که سال ۱۹۴۴ پیش چشم ۱۳۳ هزار تماشاگر در ورزشگاه همدن پارک برگزار شد.

با این حال از آن جایی که او فقط در دوران جنگ که مسابقه‌ها از سوی فدراسیون به رسمیت شناخته نمی‌شد، بازی می‌کرد، این‌ها به عنوان بازی ملی در نظر گرفته نشدند.

دکتر الکساندر جکسون، سرپرست موزه ملی فوتبال و نویسنده کتاب «جنگ بزرگ فوتبال» می‌گوید: «بازیکنان ارتشی یا شاغل در سازمان‌های غیرنظامی فقط در صورتی می‌توانستند بازی کنند که فوتبال در خدمت سربازی یا وظایف مرتبط با جنگ آن‌ها، اخلال ایجاد نکند.»

«در حالی که فدراسیون فوتبال انگلیس مشتاق داشتن روابط خوب با نیروهای مسلح و مرخصی دادن به بازیکنان برای حضور در بازی‌های بین‌المللی بود، به دلیل ارزش بازیکنان در بالا بردن روحیه سربازان و فعالیت‌های خیریه نمی‌توانست ارتش را وادار به آزاد کردن بازیکنان بکند.»

«استقرار نیروهای نظامی در خارج از کشور و عدم دسترسی به بازیکنان به دلیل انجام خدمت سربازی، به این معنی بود که فدراسیون انتخاب‌های محدودی داشت. جنگ دست فدراسیون فوتبال را برای انتخاب بازیکنان می‌بست و به کسب افتخارات در زمان صلح توصیه می‌کرد.»

سو ۲۵ ساله بود که جنگ همه چیز را بهم زد و در پایان جنگ جهانی دوم ۳۱ ساله شده بود.

او در یک قدمی انجام اولین بازی رسمی ملی هم قرار گرفت، سال ۱۹۴۶ که جنگ تمام شده بود به اردوی تیم ملی دعوت شد، اما به دلیل مصدومیت قوزک جایش را به جوان بااستعدادی به نام بیلی رایت داد.

رایت، که بعدا کاپیتان تیم ملی انگلیس شد، هشت ماه بعد اولین بازی ملی‌اش را مقابل ایرلند انجام داد و با درخشش در تیم ملی موجب شد سو هرگز نتواند یک بازی ملی رسمی را تجربه کند.

پس از دورانی کوتاه بازی در تیم‌های لستر سیتی، لوتون تاون و چلمسفورد سیتی، سو قدم به دنیای مربیگری گذاشت. او سال ۱۹۵۲ به خارج کشور رفت و خاطره‌اش از فوتبال انگلیس محو شد.

در خارج از انگلیس او عملکرد موفقی داشت و توانست نروژ را به المپیک ۱۹۵۲ برساند و با تیم دیورگاردنز نیز در سال ۱۹۵۵ قهرمان لیگ سوئد شد.

پس از آخرین پست مربی‌گری در فصل ۶-۱۹۶۵ با تیم آکادمینسک بولدکلاب دانمارک، اطلاعات زیادی از سو در دسترس نیست و گفته می‌شود که او در اواسط دهه ۱۹۷۰ به شمال غربی انگلیس نقل مکان کرد و سپس در استوک ساکن شد.

هواداران به یاد می‌آورند که او را در بازی‌های محلی می‌دیدند که به آن‌ها کارت‌های سیگار از دوران باشکوه خودش نشان می‌داد.

رونی سو، برادرزاده فرانک، می‌گوید: «وقتی به انگلیس برگشت، از بیماری‌ای رنج می‌برد که حالا به نام آلزایمر شناخته می‌شود. او تحت درمان قرار داشت ولی سال‌های بعد حالش بدتر شد.»

سو ۲۵ ژانویه ۱۹۹۱ به دلیل ابتلا به بیماری زوال عقل در استافوردشر درگذشت.

تبارش، مهاجرتش به خارج از کشور، تاثیر جنگ و پوشش رسانه‌ای نسبتا پراکنده دوران اوج فوتبالش، موجب گمنامی نسبی سو شد، اما در دهه گذشته کارهای زیادی برای بزرگداشت دستاورهای او انجام شده است.

کتاب گاردینر در سال ۲۰۱۶ با گردآوری تاریخ محلی، سوابق خانوادگی و آرشیو روزنامه‌ها سابقه‌ای جامع از سو ثبت کرد.

یک سال بعد، آلن لاو، مربی فوتبال و قهرمان محلی، پس از خواندن کتاب بنیاد فرانک سو را برای بزرگداشت او ایجاد کرد.

کمی قبل او وارد تالار افتخارات استوک شد و در نیمه یک بازی از او در ورزشگاه بت ۳۶۵ تقدیر شد. در استوک هم خیابانی به یاد اسطوره سابق باشگاه استوک سیتی به نام «فرانک سو» نامگذاری شده است.