شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
مولانا سمیع الحق 'پدر معنوی طالبان' کی بود؟
- نویسنده, فرهاد محمدي
- شغل, بیبیسی
- منتشر شده در
مولانا سمیعالحق، در شهر راولپندی پاکستان با ضربات چاقو و شلیک یک فرد ناشناس به قتل رسید. پلیس پاکستان گفته در حال تحقیق در مورد این رویداد است.
او چهره سیاسی-مذهبی شناخته شده و جنجالی در میان پاکستانیها و افغانها بود. پدر او مولانا عبدالحق چند دهه پیش در اکوره ختک، شهر کوچکی در ایالت خیبرپشتونخواه پاکستان، مدرسه دینی حقانیه را تاسیس کرد که بعدها با هزاران شاگرد به پسرش سمیعالحق به میراث ماند.
مولانا سمیعالحق، رهبر جمعیت علمای اسلام پاکستان بود و دو دوره عضویت مجلس سنای این کشور را داشت (از ۱۹۸۵ تا ۱۹۹۷).
صدها دانشآموز مدرسه حقانیه طی چند دهه در افغانستان در برابر دولتهای مختلف افغانستان جنگیدند و پس از سقوط حاکمیت گروه طالبان در افغانستان، خود او همیشه افغانستان را کشور "اشغال شده" میخواند.
مولانا سمیعالحق باری ملا محمد عمر، رهبر پیشین طالبان را از شاگردان برجستهاش خوانده بود و او را "انسان فرشتهمانند" توصیف کرده بود. در زمان حضور نیروهای شوروی در افغانستان او رابطه نزیدیک با مجاهدین افغانستان داشت و برخی از آنها حتی در مدرسه حقانیه آموزش علوم دینی دیدند.
سمیعالحق در میان بسیاری از افغانها به دلیل حمایت همیشگیاش از گروه طالبان افغان و مشروع دانستن جنگ آنها علیه دولت افغانستان منفور بود. گفته میشود شماری از نخستین اعضای گروه طالبان افغان پیش از آمدن به افغانستان در مدرسه حقانیه دانشآموز بودند و به همین دلیل او را "پدر معنوی طالبان" میخواندند.
در سال ۲۰۱۳، مولانا سمیع الحق در دیدار با ریچار اولسون، سفیر آمریکا در اسلام آباد از آمریکا خواست نیروهای خود را از افغانستان خارج کند و بگذارد طالبان دوباره این کشور را به کنترل خود درآورند.
او به سفیر آمریکا گفته بود: "به طالبان یکسال وقت بدهید، همه افغانستان را خوشحال خواهند ساخت. همه افغانستان با آنها خواهند بود. وقتی آمریکاییهای بیرون شوند، همه این چیزها در یکسال اتفاق خواهد افتاد. تا زمانیکه آمریکاییها در افغانستان هستند، افغانها مجبورند برای آزادی خود بجنگند."
با این حال شماری هم بخاطر حمایت سمیعالحق از جهاد علیه شوروی در افغانستان و برخی "قدمهای نیک" در پاکستان از او به نیکی یاد میکردند، از جمله فتوای مشروع بودن واکسن پولیو و حمایت ازاین روند در مناطق تحت حاکمیت شورشیان پاکستانی.
دراین اواخر با تمام تهدیداتیکه دولتهای افغانستان و آمریکا از ناحیه سمیع الحق حس میکردند، با او در تماس شده بودند و خواهان جلب حمایتش برای روند صلح دولت افغانستان با گروه طالبان بودند، تلاشیکه گفته میشود چراغ سبزی از سوی سمیع الحق دریافت نکرد.
مولانا سمیع دو خانه داشت اما بیشتر اوقاتش را در منزلش در "بحریه تاون" محله مجللی در شهر راولپندی در حومه پایتخت، اسلام آباد، سپری میکرد. گزارش شده است که پس از خبر کشته شدنش، صدها هوادار او نزدیک خانهاش تجمع کردهاند.
قتل مولانا سمیعالحق در زمان حساسی اتفاق افتاده است. هم اکنون حکومت پاکستان با گروههای مذهبی بر سر آزاد ساختن آسیه بیبی در کشمکش است.
این زن مسیحی که متهم به کفرگویی بود، به دلیل "عدم موجودیت شواهد کافی" از سوی دادگاه عالی پاکستان تبرئه شد. بیشتر گروههای مذهبی از جمله طرفداران زیادی سمیعالحق ازاین حکم ناراضاند و از قبل گردهمایی های اعتراضی را در سراسر پاکستان برنامهریزی کردهاند.
این موضوع میتواند سرآغاز بحران جدیدی در پاکستان شود و قتل سمیع الحق ممکن به شعلهور شدن این بحران بیشتر کمک کند. سال گذشته بر سر ادعای بیحرمتی زاهد حمید، وزیر قانون و دادگستری پاکستان به پیامبر اسلام جنجال بزرگی برپا شد که به اعتراضات خونین و کشته شدن چندین معترض و نیروی امنیتی دراین کشور انجامید.
آن اعتراضات بالاخره با استعفای آقای حمید و مداخله ارتش پاکستان به پایان رسید. رسانههای پاکستانی به نقل از حمیدالحق پسر مولانا سمیع الحق گزارش دادهاند که پدرش از سوی مقامهای دولت افغانستان تهدید شده بود. هرچند هنوز مشخص نیست که چه کسی یا کسانی میتوانند از مرگ سمیعالحق بیشترین سود را ببرند.
هنوز کسی یا گروهی مسئولیت حمله به سمیعالحق را به عهده نگرفته است و حتی هنوز مشخص نیست که این قتل انگیزههای سیاسی داشته یا شخصی.
مولانا سمیعالحق در زمان کشته شدنش، ۸۱ ساله بود و مرگ او پایان داستان یکی از تندروترین رهبران مذهبی منطقه را رقم زد اما تقریبا مشخص است که ایدئولوژی، مدرسه حقانیه و هزاران شاگرد "افراطیاش" راه سمیع الحق را همچنان ادامه خواهند داد.