شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
فشار حکومت ایران بر منتقدان؛ پدر ناپدید، دختر در برزخ
- نویسنده, ژیار گل
- شغل, بیبیسی
- منتشر شده در
شیما بابایی، ۲۸ ساله، با چهرهای نگران و چشمانی خسته از پشت پنجره اتاقش در بروکسل، پایتخت بلژیک، بیرون را نظاره میکند. او میگوید پدرش برای آینده بهتر برای فرزندانش به جنگ صدام رفت و بعدها در سال ۸۸ به دانشجویان معترض علیه حکومت پیوست. حال دختر در تبعید زندگی میکند و بیش از ۱۶ ماه است در انتظار خبری از پدرش، ابراهیم بابایی است.
آذرماه سال ۱۴۰۰ دکتر ابراهیم بابایی، دامپزشک وزندانی سیاسی سابق و منتقد حکومت جمهوری اسلامی، قصد خروج قاچاق از ایران داشت. او به قاچاقبرها میگوید که پناهجوی افغان است و میخواهد به ترکیه برود. قرار بود از راه قاچاق در منطقه ماکو در آذربایجان غربی به ترکیه برده شود.
در مسیر راه آقایی بابایی لحظه به لحظه از طریق واتس آپ با دخترش شیما در بلژیک در ارتباط بود. شیما میگوید، «پدرم تماس دو دقیقهای گرفت، بسیار مضطرب بود و آرام حرف میزد. گفت ۲۵ نفر هستیم و در طویلهای در یک روستای مرزی هستیم.»
قرار بود وقتی ساعت عبور از مرز مشخص شد آقای بابایی شیما را در جریان بگذارد. اما دیگر پدر به پیامهای دخترش جواب نداد و پس از چند ساعت تلفن همراه او برای همیشه خاموش میشود.
دوستان شیما در شهر مرزی وان ترکیه در انتظار آقای بابایی بودند. قرار بود هنگامی که ابراهیم بابایی به وان میرسد، آنها بقیه پول را به قاچاقبرها بدهند. اما قاچاقبرها میگویند ابراهیم بابایی در یکی از روستاهای مرزی ترکیه سکته کرده و فوت کرده است.
شیما با شنیدن این خبر شوکه میشود «نمیتوانستم حرف بزنم، پس از مدتی تنها داد میزدم بابا کجایی؟»
یکی از قاچاقچیان ابتدا میگوید که ابراهیم بابایی در یکی از روستاهای نزدیک شهر وان ترکیه فوت کرده و جنازه او در اختیار پلیس ترکیه است. چند روز بعد این بار قاچاقچیان میگویند که پدرش در روستای مرزی اوزلپ ترکیه فوت کرده و همانجا هم دفن شده است.
سال گذشته شیما وکیلی ترک استخدام کرد تا برای تحویل جنازه اقدام کند. اما وکیل آنها هیچ اثری از ابراهیم بابایی در پلیس، دادستانی و شهرداری ترکیه پیدا نمیکند. حتی لیست گورستانهای منطقه را چک میکند اما نامی از فردی با این مشخصات نیست.
خانواده شیما بابایی هم در ایران پروندهای قضایی برای گم شدن آقای بابایی در دادگستری ماکو تشکیل میدهند. اما پس از چند ماه بدون تحقیق پرونده مختومه میشود.
سال گذشته بیبیسی فارسی تحقیقاتی را در نحوه مفقود شدن ابراهیم بابایی آغاز کرد.
در این تحقیقات ما هم به هیچ مدرک رسمی یا غیررسمی در ترکیه دست نیافتیم که نشان دهد ابراهیم بابایی از مرز ایران گذشته باشد یا آنجا فوت کرده و دفن شده باشد. منابع ما در مناطق مرزی ایران با ترکیه میگفتند احتمالا آقایی بابایی توسط قاچاقچیان لو رفته و او قبل از خروج از ایران دستگیر شده.
پس از پخش گزارش تحقیقی بیبیسی درباره مفقود شدن ابراهیم بابایی، شخصی که خود را محمد خوشدل معرفی کرد با بیبیسی تماس گرفت. او هم یکی از پناهجویانی بود که از مشهد آمده بود و به همراه ۲۵ نفر دیگر قرار بود از مرز بگذرد. او میگوید «وقتی مصاحبه شیما با بیبیسی را دیدم، خیلی تعجب کردم. مگه میشه کسی که با ما بود و دستگیر شد ناپدید شده باشد!»
محمد خوشدل میگوید ابراهیم بابایی بسیار مضطرب بوده و گفته افغان است. «ماموران وقتی که ما را دستگیر کردند میدانستند ابراهیم بابایی کیست، ما سه نفر ایرانی بودیم. ما را جدا کردند و تحویل دادگاه انقلاب ماکو دادند. دو جوان لباس شخصی که از ماموران اطلاعاتی بودند آقای بابایی را به ارومیه بردند».
محمد خوشدل با وثیقه آزاد میشود، اما او موفق میشود از راه قاچاق دیگری از ایران خارج شود و به ترکیه برود. ابتدا او حاضر نبود با ما حرف بزند، نگران بود ماموران اطلاعاتی ایران در ترکیه به او آسیب برسانند، اما هنگامی که به سوئیس رسید او با ما حرف زد.
آقای خوشدل نام و نشانهایی از ابراهیم بابایی و مقامات امنیتی، بازپرس و قاضی به ما داد. اطلاعات و نامهایی که او به ما داد را چک کردیم، اطلاعات او درست بودند.
همچنین یکی از منابع ما در منطقه چالدران هم تایید کرد در اواخر آذرماه گروهی از پناهجویان افغان توسط نیروهای امنیتی ایران دستگیر شدهاند.
شیما بابایی میگوید اطلاعاتی که محمد خوشدل از خصوصیات، رفتار و لباسهای پدرش داده به واقعیت بسیار نزدیک بوده و میگوید «اطلاعات محمد خوشدل نشان داد ما اشتباه نمیکردیم. پدرم را دستگیر کردهاند و او هیچ وقت از ایران خارج نشده است.»
ابراهیم بابایی جانباز بالای ۴۰٪ جنگ ایران و عراق بود. شیما میگوید «پدرم همیشه میگفت من نرفتم بجنگم تا اینها به قدرت برسند و اینگونه با فرزندانم برخورد کنند.»
در گزارش چند ماه پیش بیبیسی یکی از قاچاقچیان که در بخشی از راه قاچاق همراه ابراهیم بابایی بود گفت برخی از قاچاقچیان در مرز پناهجویان سیاسی ایرانی را لو میدهند، در عوض ماموران اطلاعاتی حکومت کاری به قاچاق و سایر فعالیتهای غیرقانونی آنها ندارند.
در چند دهه گذشته صدها فعال سیاسی ایرانی دستگیر و یا ربوده شدهاند و دیگر خبری از آنها نشد. بسیاری از فعالان حقوق بشری میگویند این افراد به احتمال زیاد زیر شکنجه یا دلایل دیگر در بازداشت کشته شدهاند و بدون اطلاع خانوادههایشان مخفیانه دفن شدهاند. اما بسیاری از خانوادههای ناپدیدشدگان پس از سالها بیخبری هنوز امیدوارند بستگانشان روزی به خانه برگردند.