شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
پرگار؛ مبانی فلسفی دعا
آیا اجابت دعا با اصول و مبانی خداباوری در تضاد نیست به این معنی که اجابت دعا منجر به ایجاد تناقضی در تفسیر خداباوران از ذات خدا نمیشود و خدا را تغییرپذیر و تاثیرپذیر معرفی نمیکند؟
این پرسش اصلی بحث پرگار این هفته است. دعای اجابت (دعایی که چیزی از خدا طلب میکند) خواست تغییر آن چیزی است که حاصل فاعلیت خداست و خدا از آن آگاهی دارد.
آیا خواسته تغییر آنچه خدا بر آن آگاهی دارد دامنه فاعلیت خدا را محدود نمیکند و به فاعلیت انسان دامنهای وسیعتر از آنچه در الهیات اسلامی تعبیه شده نمیدهد؟
جواب وریا امیری پژوهشگر فلسفه به این سوالها مثبت است ولی یاسر میردامادی میگوید اجابت دعا به معنای آن است که خدا در آنچه که در حوزه اراده انسان قرار میگیرد جایی را برای فاعلیت انسان باز میگذارد.
از آن گذشته، او میگوید خدا بر آنچه هنوز رخ نداده آگاهی ندارد و در نتیجه آنچه هنوز رخ نداده از پیش مقدر نشده و در این حیطه است که دعای طلب از جانب مومن میتواند موثر واقع شود.
اگر چنین است دعا چه تغییراتی در نظم جهان ایجاد میکند؟ از نظر وریا امیری تصور اجابت دعا این مفهوم را در ذهن متبادر میکند که خدا زنجیره علت و معلولی را به خواست انسان میشکند تا آیندهای متفاوت رقم بزند.
در این صورت اجابت دعا از یک منظر به معجزه، به معنای شکستن قانون علت و معلولی، نمیانجامد؟
این پرسش وریا امیری است که با درک یاسر میردامادی از مناسبت خداوند با قوانین علت و معلولی متفاوت است.
یاسر میردامادی بین اجابت دعا و معجزه به معنای رایج آن تفاوت قائل است.
دینپژوهانی چون یاسر میردامادی معتقدند باور به موثر بودن دعا «هزینههای الهیاتی» خطیری در بر دارد اما میتوان این هزینهها را به جان خرید و خداباور باقی ماند. او در اهمیت دعا روایتی از پیامبر اسلام میآورد که میگوید: «با وجود دعا هيچ كس هلاك نمیشود.»
به عقیده او مشکلات الهیاتی آنجاست که بحث دعای حاجت مطرح میشود یعنی «دعایی که دارای سه وجه است: فرد در ازای درخواستی از خدا او را دعا میکند، درخواست فرد محقق میشود، و نکته آخر اینکه خدا به واسطه دعای فرد، خواسته او را محقق میکند.»
از نظر او دعای طلب به این دلیل اهمیت دارد که در تصمیم خدا میتواند تاثیرگذار باشد ولی این بدان معنا است که تصمیم خداوند قابل تغییر است و این یکی از هزینههای الهیاتی فلسفه دعا است.
اما وریا امیری این رای را برنمیتابد و میگوید تحقیقها نشان داده که دعا مثل پدیده پلاسیبو حداکثر میتواند حال فرد مومن را بهتر کند و نه بیش.
این کارکردی است که یاسر میردامادی هم میپذیرد و معتقد است به رای اشعریون که ذات و افعال خدا را ثابت میپندارند.
به عقیده وریا امیری الهیات اسلامی، دعا را بیهوده میسازد به این معنی که اگر خدا کمال مطلق و خیر محض است، فارغ از اینکه مخلوقش او را دعا کند یا نه، آنچه خیر میپندارد را محقق میکند.
ولی یاسر میردامادی تاکید میکند که در تعریف او از خداباوری میتوان به «پایان باز بخشی از آینده» باور داشت: «اشتراکاتی در کمالی که انسان انتظار آن را میکشد و کمالی که خدا برای انسان مقرر کرده وجود دارد. کمالی که مورد انتظار انسان است وابسته به تمنای او از خالق است و در صورتی که انسان آن را از خدا نخواهد، آن کمال هم محقق نخواهد شد.»
بر اساس این تحلیل، آقای میردامادی کمال الهی را در ناسازگاری با کمال دلخواه انسان نمیبیند و تاکید میکند که خواستن ما بخشی از فرایند تحقق آن کمالات است.
وریا امیری میگوید بر اساس تحلیل بالا «خدا برنامه دقیقی برای مدیریت هستی ندارد» و اجازه میدهد مخلوقش «برنامهریزی او برای آینده جهان» را دستکاری کند.
بحث فلسفه دعا خواهناخواه با مباحث پیچیدهای چون اختیار انسانی و زنجیره علت و معلول ارتباط نزدیکی دارد که تا حد امکان در برنامه طرح میشوند هرچند هر یک، بحثهای جداگانهای میطلبند.