شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
هفته هنر و فرهنگ؛ قورباغه در صف، جوکرهای تجریش، گورهای بیسنگ و سایه
- نویسنده, مسعود بهنود
- شغل, روزنامه نگار
- منتشر شده در
تئاتر با همه فریاد اهل نمایش، با همه تذکرها به بیکاری حدود ۵۰۰ بازیگر و عوامل تئاتر، همچنان در تعطیل است. گرچه نام های بلند و باسابقه با کلاس های درس و آماده شدن برای بعد از کرونا، مشغولند.
چنان که اسماعیل خلج پیردیر نمایش اجتماعی هم قصد دارد "گلدونه خانم" و "حالت چطوره مش رحیم" را همان طور که هست، بعد از کرونا بر صحنه برد. به گفته خودش "هیچ چیزی را عوض نمیکنم و عین همان متن اول را روی صحنه میآورم. حتی در جایی که درباره قیمتها صحبت میشود، همان قیمتهای دهه ۵۰ را میگذارم."
احمد بیستونی، کارگردان و بازیگر تئاتر، هم معتقد است که پیش از شیوع کرونا، نفسی برای تئاتر نمانده بود و این بیماری شرایط را بدتر کرد.
موسیقی، به همت و هنر زنانی که در این سال ها، پیش استادان آواز خواندند، و صدا را در پستوی خانه نهان کردند، در دنیای مجازی چندان اوج گرفته است که به گفته اهل موسیقی بیش از" ۱۰۰ خواننده زن متبحر" صدایشان در خانه ها پخش می شود. نوازنده های منتظر هم اینک یا از راه دور و یا نزدیک (همراه ماسک) کنسرت های خانگی را همراهی می کنند. دیر نیست که این موج بیش از این ها به روز (آنلاین) شود.
بعد از اعتراض ها به اعدام روحالله زم، مدیرکانال آمدنیوز که با برخورد تند مراجع بین المللی هم روبرو شد، واکنش اتحادیه اروپا به نقض حقوق بشر در ایران، و نامه بیش از ۱۳۰۰ نفر در اعتراض به احکام تند دادگاه ها علیه سه تن از اعضای کانون نویسندگان، از جمله برخوردهای جهانی بود که بخش عمده ای از اهل فرهنگ و هنر ایران هم با آن همصدایی نشان داد.
در بخشی از این بیانیه خطاب به مردم ایران آمده است: "ما امضاکنندگان این بیانیه خواهان لغو این احکام ناعادلانه و ستمگرانه و آزادی فوری و بی قید وشرط رضا خندان (مهابادی)، بکتاش آبتین، کیوان باژن و همهی زندانیان سیاسی و عقیدتی هستیم، و همهی شما مردم آزادیخواه را به اعتراض علیه این ظلم و تعدی و آزادیکشی فرامیخوانیم."
چهاردهمین جشنواره بین المللی سینمای حقیقت که به فیلم های مستند اختصاص دارد در میانه هفته چنان که رسم دوران کروناست، آنلاین کار خود را آغاز کرد. نوشتند که ۱۴۲ مستند ایرانی و ۲۵ اثر مستند خارجی نمایش داده می شوند که از چند وب سایت شناخته شده پخش هم شد. سامانه "هاشور" نام خانه جشنواره را برگزید و نظامات این پخش را به عهده گرفت. فرصتی برای نشان دادن استعدادهایی که این سال ها، به مراتب بیشتر از ساخت فیلم های سینمایی رشد کرده اند.
در شباهتی با کارتونیست های جوان، مستندسازان ایرانی هم در کمتر جشنواره ای در جهان است که حاضر نشوند و از آن جا جوایزی هم دریافت نکرده باشند.
در بساطی که بساطی نیست
روزنامه ها، جز یک دوتایی، همچنان بی فروغ اند. منتظرند شاید انتخابات آینده داغ شود. امیدی که هیچ نشانه ای از آن هویدا نیست. اما مجلات هر روز دارند مسیر تازه ای می روند و ابتکار تازه ای می زنند، امیدها دارند. هم اکنون هم روی میز روزنامه فروشان مجلات (بخصوص کتامج ها) می درخشند. نقش و سهمی که در گذشته ها نیز بر دوش مجلات قرار داشت، بعد از سالیان دراز انگار بار دیگر طلوع می کند، اگر محرمعلی خان از ترس کرونا در خانه نباشد، و زود به کار برنگردد. (این یک اصطلاح قدیمی از اهل قلم است که از زمان رضاشاه، محرمعلی مطبوعات مامور نظارت بر مطبوعات را، معمول بوده است).
آن روزنامه ها که جانی دارند، یک مخرج مشترک یافته اند و آن تهیه گزارش های میدانی (که سال هاست از روزنامه ها رخت بربسته) است از جاهای دور که همواره از دسترس رسانه های تصویری دور می مانند. گزارشی از دیرباز در روزنامه ایران، کار زهرا کشوری از دهی در میان راه مشهد و نیشابور می گوید که مردمانش چنان به آداب تصفیه محیط زیست، جلوگیری از انهدام مرتع ها و هدر رفتن آب و خاک موفق شده اند که باورکردنی نیست. دهیار و دبیر شورا را خود برگزیده اند و حقوق می دهند و مراتعشان را به میلیون ها تومان اجاره نمی دهند که در آن دامداری کنند. از دولت چیزی نمی خواهند آسمان و زمین و آب پاک ارزانی شان.
در گزارش دیگری به نوشته عاطفه رشتویی می خوانیم: "چغازنبیل نیایشگاه باستانی تمدن عیلام که اولین اثر ایرانی است که در فهرست میراث جهانی ثبت شد، از یونسکو هشدار گرفت. دارند کارخانه قند در حریم بنایی ۱۲۵۰ ساله می سازند. "
و این ها و ده ها گزارش دیگر از گوشه و کنار کشور، ترغیب کننده خوانندگانی می تواند بود که از متحدالمآل های سیاسی خسته اند و شب های کرونایی شان وقتی روشن می شود که برای هم از روزنامه همشهری می خوانند که مدیران ذوب آهن متوجه شده اند که در میان ضایعات ارسالی، در صف بازیافت توپ جنگی دوران صفویه دیده شده که سال ها در عالی قاپو نصب بود.
قورباغه در صف
این که شبکه های خانگی، رضایت مردم را بیش از "رسانه ملی" فراهم می آورند، کم کم دارد "انحصارملی" را وارد صحنه می کند. در سه سال گذشته بنا به تصریح اهل هنر، شبکه های خانگی جانی گرفته اند اما به نسبت هر استقبال مردمی، سازمانی به نهادهای ناظر و بازبین اضافه شدند. آن قدر که قورباغه بیجان را به گوشه ای پرتاب کرده اند. سریالی که از ناظر دولتی و قانونی (وزارت ارشاد) و سازمان تازه تاسیس برای تنظیم مقررات صوت و تصویر فراگیر (ساترا) مجوز گرفته بود تا موسسه ناجی هنر (گفته شده برادرخوانده ناجا)؛ اما به جایی نرسیده و قورباغه نوپدید در قفس.
سریال "قورباغه" که به گفته کارگردانش (هومن سیدی) سه سال کار برده و دست درکارانش معتقدند که یکی از نوگراترین ساخته های تصویری است، از جهاتی شبیه به سرنوشت سریال سلطان صاحبقران ساخته علی حاتمی شده است. آن سریال هم نزدیک بود که ممنوع از پخش شود چرا که نماینده ساواک نظر داده بود که بخش آخر آن (ترور ناصرالدین شاه) تعلیم شاه کشی است. قورباغه هم گفته شده مشکلش این است که در قسمت اولش با نشان دادن کشته شدن پاسبانی، "پاسبان کشی" را تشویق کرده است.
سریال که از همه سدهای پیشینی و نیز تازه تاسیس به سلامت گذشته بود، قرار بر این بود که مهرماه در وب سایت نمآوا پخش شود. گویا در آخرین لحظه، بلیه ای که بر سر بیشتر فیلم های ۴۰ سال گذشته آمده نازل شد. تابستان مردم منتظر پخش این سریال بودند اما اتفاق نیفتد تا اواخر مهرماه پس از صدور پروانه نمایش، تاریخ انتشار سریال "قورباغه" ۳ آذرماه گذاشته شد. اما هومن سیدی با انتشار یادداشتی در صفحه اینستاگرامش فاش کرد قرار به ۲۴ آذر افتاد، آن روز گفتند متاسفانه قورباغه نرسید به موقع.
همزمان با هر یک از این تحولات نشریات جناح اصولگرا با مخالفت با سریال ندیده نشان می دادند که آب از کجا گل آلودست. یکی دیگر از مسایلی که به تاخیر پخش انجامید مربوط به خبرهایی درباره سرمایه گذار سریال بود که نوشته شد دچار مشکل مالی شده بود. خبری که کارگردان و دستندرکاران تکذیب کردند. در همین زمان اعلام شد «با بازبینی مجدد توسط ساترا، تماشای این سریال برای زیر ۱۸ سال ممنوع شد. اما این هم نوعی شوخی برای آن ها که از خانه تماشا می کنند در نتیجه فعلاً برای افراد بالای ۱۸ سال هم ممنوع اعلام شده است.
قورباغه بنا به گفته سازندگان مانند بقیه ساخته های سیدی و فیلم هایی که نوید محمدزاده بازی کرده است از عمق جامعه و دردهایش خبر می دهد. یک سریال بهبود طلب اجتماعی است که نوید محمدزاده، سحر دولتشاهی، فرشته حسینی، صابر ابر و مهران غفوریان در آن بازی دارند و صحنه هایی از کشور تایلند به مدد سریال - هم در روند قصه و هم زیبایی تصویر- می آید.
لاله زار زنده می شود؟
چندان که ماجرای تخریب سینما ایران، به گوش روزنامه نگاران رسید و چند گزارش از آن با عکس و تفصیلات غم انگیز و متن های نوستالژیک چاپ شد، خبرهای خوشی هم از اطراف آمد که نشان داد لاله زاری که ویرانیش از دهه چهل شروع شده بود، دارد آباد می شود. در آن زمان کاباره ها و سینماها از رمق افتادند و مارک های مشهور از "شانزه لیزه ایران" رفتند بالای شهر و لاله زار شد محل تجمع لوازم الکترونیک و خیاط خانه ها و ساختمان های درهم ریخته و ویران.
یک هفته بعد از آن که ماهنامه آنگاه لاله زار را موضوع خود قرار داد، خبرگزاری ها هم به کار افتادند. ایسنا نوشت وقتي صادق هدايت فيلم "كينگ كونگ" را در سينما ايران تماشا كرد، اولين "قضيه" كتاب وغوغ ساهاب را به آن اختصاص داد و حالا اين سينما كه روزگاری پاتوق چهرههای مطرح هنری و سياسي بوده در آستانه تخريب قرار گرفته است.
اشاره نویسنده ایسنا به اولين قضيه كتاب وغوغ ساهاب است که شرح ماجرای جوانكی قد كوتوله است كه در خيابان لالهزار ميان جمعيت زيادی خانم شيک و قشنگی را ميبيند و قربان صدقهاش ميرود. هدايت نوشته: "رفت خانم تو سينماي ايران، جوانک هم به دنبالش دوان، بليت خريد و رفتش بالاخونه، پسره هم دنبالش مثل ديوونه، توی لژ پهلوی زنيكه نشست."
گزارش ایسنا از زبان عباس بهارلو منتقد و پژوهشگر سينما نوشته میتوان سينما ايران را پاتوقی براي شخصيتهای سياسی و فرهنگی دانست. سهامداران اين سينما در سال ۱۳۱۴ سالن تابستانی سينما ايران را با نمايش فيلم «ملكه كريستين» (با بازي گرِتا گاربو) افتتاح كردند كه پاتوق مناسبی برای آدمهايي بود كه دستشان به دهانشان ميرسيد.
اما اطلاعات تازه از سردبیر آنگاه است که: لاله زار ققنوس وار دارد زنده می شود.
به گفته آرش تنهایی یک نفر از بخش خصوصی همه کافه های لاله زار را خریده، تا بازسازی کند.
این خبر در زمانی می رسد که خانه اتحادیه (محل فیلمبرداری دایی جان ناپلیون) بازسازی شده است و خانه پیرنیا نیز خریداری شده و در دست باز سازی است.
بر این خبر باید افزود پارک و ساختمان وثوق الدوله در شرق تهران که گفته شده تا سال آینده به مجموع بناهای فرهنگی و پارک های تهران اضافه می شود.
جوکرهای شادی ساز تجریش
در این عرصات کرونایی که بازگشت اوج آن جهانی را به فریاد آورده و بسیاری از کشورهای غربی از خیر مراسم کریسمس (محکم ترین مراسم مذهبی و اجتماعی شان) گذشتند و با اعلام حکومت نظامی واری با جریمه های سنگین، از مردم خواستند امسال را از گردهم آیی و دورهمی در زادروز پیامبر بگذرند، پرسش این است که آیا ایرانی ها از گردهم آیی های یلدایی می گذرند. کمدین می پرسد: پس این همه هندوانه و آجیل میلیونی چه می شود؟
در همین زمان یک گروه هم تدارک دیدند که از شب یلدا تا میدان تجریش با ماسک جوکر در میان مردم بگردند. البته این هم ممکن نشد. ماند برای بعد یلدا.
پرفورمنس "خودم شروع می کنم" همان است که کارگردانش مجید امینی از آن به عنوان تئاتر کاربردی نام می برد. وی معتقد است: تئاتر ابزاری برای اصلاح جامعه است و بازیگران تئاتر کاربردی مانند پزشکانی هستند که در مواقع بحران به سراغ بیماریهای جامعه میروند. حالا که ویروس کرونا دنیا را غافلگیر کرده است. وی در عین حال از پرفورمانس به عنوان «پویش خودم شروع میکنم» یاد می کند که: را راه اندازی کردیم و در غالب یک کارناوال شاد موسیقیایی به مبارزه با کرونا در سطح خیابانهای شهر تهران پرداختیم."
به نوشته خبرگزاری جوان: در این پرفورمنس، جوکرها لباسهایی شبیه به دلقک را پوشیدهاند و با رعایت دقیق دستورالعملهای بهداشتی و ماسکهایی که روی صورتشان است، در قالب یک کارناوال شادی در سطح شهر تهران حرکت میکنند. این کارناوال حال مردم را خوب کرده و به صورت جدی به مقابله با کرونا میپردازند.
خبرنگار از کارگردان "از خودم شروع می کنم" پرسیده هدف اجرای این پرفورمنس چیست و او جواب داده: هدف ما این است که پیام سلامتی را به همه شهروندان برسانیم. باید یاد بگیریم تنها زمانی مشکلات شهر و کشورمان حل میشود که همه شهروندان و مسئولان دست در دست هم جهت رفع مشکل به وجود آمده گام بردارند.
کارگردان جوان دیگر وظایف تئاتر را برنشمرد.
سهولت تهیه فیلم های مستند و امتیازات و امکاناتی که تکنولوژی در اختیار فیلم سازانی گذاشته، باعث شده که بیشتر فیلم ها را خود کارگردانی و هم فیلمبرداری کرده اند، در حالی که در اکثر موارد سناریو را هم خود نوشته اند.
گورها بیسایه
باربد گلشیری که خود را گورنگار می خواند و مدام دلشوره گورستان هایی را دارد که تخریب شدنی قلمداد شده اند، هفته ای که گذشت چون یکی از روایات حکایت از زادروز دکتر مصدق داشت، بار دیگر به ابن بابویه رفت و چند کد کیوآر چسباند تا به یاد آورد که همزمان با خرد شدن سنگ قبر نوید افکاری، گورستانی که آرامگاه تختی، کشته شدگان سی تیر، دکتر سامی و بسیاری از نامداران نهضت های آزادیخواهی ایران آن جاست، نیز آرام نماند. دست تخریبگر در کار است.
گلشیری در هفته گذشته خبر از سنگی داد که از خشت و خاکستر و آب ساخته (با خط فارسی، کار مصلحی خطاط) با عنوان "جغرافیای شادی" تا بر مزار شادی جمشیدی از کشته شدگان هواپیمای اوکراینی نصب شود.
او ماه پیش، چند روزی پیش از درگذشت امیرعلی سردار افخمی سازنده سنگ گور صادق هدایت خبر داد که درخت کنار آن گور در گورستان پرلاشز پاریس ضربدری علامت خورده و صدای اره برقی می آید. گلشیری حالا عکسی از پرلاشز منتشر کرد که نشان می دهد درختی که ۶۸ سال بالای سر هدایت سایه داشت، بریده شده است.
تصویر شاعرانه از گورهایی که مراقبت از آنان نمی توانیم، کار احمد شاملو بود که از مزد گورکن گفت و بهای جان آدمی.
این خبر آدمی را نگران درختی می کند که هر چند روز بهمن فرمان آرا به دیدارش می رود در گورستان لواسان، همان درختچه ای که بر بالای سر دوستش عباس کیارستمی ایستاده است.