«شکسپیر یا کتاب مقدّس؟»

چند وقت پیش، صبح یکشنبه، که اینجا در لندن، برای آدم غربت نشین بی روح تر و خالی تر از بقیۀ روزهای هفته ست، درست موقعی که اخبار تلخ و تاریک دنیا سخت پریشان و پکرم کرده بود، فرشتۀ نجات با دستِ من کانالِ تلویزیون تجارتی را عوض کرد، بُرد روی کانال اوّل تلویزیون ملّی بریتانیا، که به ش می گوییم «بی بی سی یک».
یکدفعه به کلّی حالم عوض شد. درست مثل اینکه یک پیر مرد را، از مجلس عزای برادر بزرگش، در یک چشم به هم زدن، بُرده باشند به مجلس عروسی نوۀ خودش. شروعِ برنامۀ هفتگیِ کم نظیرِ «پرسشهای بزرگ»(۱) بود، آن هم با این پرسش که: «آیا آثار شکسپیر، در مقایسه با کتاب مقدّس، حقیقتِ بیشتری در بر دارد؟» (۲)
برای شرکت در مجلسِ بحث و اظهار نظر دربارۀ این «پرسش بزرگ» از کیها دعوت کرده بودند؟ از استادان دانشگاه در رشته های علوم انسانی، پژوهشگرهایِ صاحبِ تألیف در بررسیِ جنبه های فکری و فلسفی و فرهنگیِ آثار ویلیام شکسپیر، معروف ترین شخصیت ادبی در تاریخ ملّت انگلیس و سایر ملّتهای انگلیسی زبان، اکثراً مسیحی مذهب، به اضافۀ چند نفری از روحانیهای فارغ از تعصّب و ادبیات فهمِ، و هنرپیشه ها و کارگردانهای آشنا با دنیای درونی و بیرونیِ شخصیتهایِ نمایشنامه های شکسپیر.

مجری برنامه ، بعد از خوشامد گویی به «حضّار محترمِ» مختلف الصّنفِ مختلف المذهبِ مختلف العقیدۀ مشترک الوطنِ مشترک القانونِ مشترک المنافع، با لبخند دربارۀ موضوعِ «پرسشِ بزرگ» هفته توضیح داد و در روشناییِ صورتهای «مختلف الرّنگ» و «مشترک اللبخندِ» (۳) حضّار و کف زدنِ پر حرارتِ آنها، و اظهار اوّلین «نظر»، بحث و مناظره شروع شد.
خوب، در میان «حضّار محترم» باید می بودند، و عجبا که نبودند، کسانی که با صورتِ از خشم برافروخته و صدای از غیرت لرزان به مجری برنامه بگویند: «شما چه طور به خودتان جرئت می دهید که کلام خداوندِ قاهر مُتَعال را با کلام یکی از بندگانِ عاصی او مقایسه کنید، و با نیتِ شیطانی بپرسید که حرفهایِ خودِ خدا بیشتر حقیقت دارد، یا حرفهای یک بندۀ ناچیزِ خدا! بروید تا آتش قهر و غضب خدا بیشتر شعله ور نشده است، از درگاهِ غفار الذنوب (۴) طلب عفو و آمرزش کنید!»
و در میان «حضّارِ» همچنان «محترم»، بودند کسانی که با لبخند صلح و صفا خلاصۀ نظرشان این بود که ویلیام شکسپیر، تقریباً در همۀ این سی و هفت تا نمایشنامه ای که نوشته است، از حقیقت، یا واقعیتهای زندگی فردی و اجتماعیِ آدمها در روی زمین حرف زده است، در حالی که در «کتاب مقدّس» بیشتر شخصیتها افسانه ای، و بیشتر واقعه ها تمثیلی و استعاری است.

به عبارت دیگر، بیشتر حکایتها و حرفهای کتاب مقدّس، مثل داستانهای شکسپیر با «فکر» و «زبان» حسّی و تجربیِ این دنیایی نوشته نشده است، یا به قول یکی از حضّار محترم، «کتاب مقدّس به ما می گوید باید چی فکر کنیم، و شکسپیر به ما می گوید باید فکر کنیم.»
حالا که بگویم همچین مجلسی با خرسندی خاطر حضّار محترم، در فضایی روشن از لبخندهای صلح و صفا خاتمه یافت، متوجّه می شوید که چرا تماشای این برنامه تلخی و تاریکیِ صبح یکشنبۀ منِ غربت نشین را به شیرینی و روشناییِ صبحِ یکی از جمعه های خوب قدیم مبدّل کرد.
۱- عنوان انگلیسی و کانال تلویزیونی برنامۀ «پرسشهای بزرگ» یا «سؤالهای گنده» این است: The Big Questions, BBC One
۲- عنوان انگلیسی برنامۀ آن روز یکشنبه، «آیا آثار شکسپیر، در مقایسه با کتاب مقدّس ، حقیقتِ بیشتری در بر دارد؟»، این بود: “Is there more truth in Shakespeare than the Bible?”
۳- بله، می دانم که شما می دانید که ترکیبهای نصف عربی، نصف فارسی «مختلف الرّنگ» و «مشترک اللبخندِ»، نه عربی ست، نه فارسی، امّا فکر می کنم معنی «تو دار» آنها از خیلی از ترکیبهای «پارسی سره» و «عربی خالص» روشن تر باشد.
۴- «غفار الذنوب» (The Forgiver of Sins)، به معنی «بسیار آمرزنده گناهان» ، در خیلی جاها، از جمله در «دعای جوشن کبیر»، به عنوان یکی از صفات باریتعالی آمده است: « یَا عَلامَ الْغُیُوبِ یَا غَفَّارَ الذُّنُوبِ یَا سَتَّارَ الْعُیُوبِ یَا کَاشِفَ الْکُرُوبِ یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ یَا طَبِیبَ الْقُلُوبِ یَا مُنَوِّرَ الْقُلُوبِ یَا أَنِیسَ الْقُلُوبِ یَا مُفَرِّجَ الْهُمُومِ یَا مُنَفِّسَ الْغُمُومِ .»





























