شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
هفته هنر و فرهنگ؛ محرم کرونایی، مصدق و شجریان در یادها
- نویسنده, مسعود بهنود
- شغل, روزنامهنگار
- منتشر شده در
هفته به محرم رسید و هفته هنرهای مذهبی و تعطیل سینماها و تیاترها، در ضمن محدود شدن تظاهرات سنتی عزاداران، که شکل سینماییتری به این مراسم داد. هفته در پیش، مخصوص برنامههای تلویزیزنی و عزاداریهای از راه دور خواهد بود. اینترنت، ماهواره، دوربینهای قوی و سیستمهای مخابره از دور، صدا و سیما را چنان که خود گفتهاند به تکیه خانهای در چند کانال تبدیل کرده و وقت هنرنمایی هنرمندان دسته گردان. در همین حال در شهرهای قرنطینهای و کرونازده، پشت بامها در اختیار زنان و مردان نوازنده است که گاه از دور، صدای سازشان، در شهرهای مغموم شنیده میشود.
روز پزشک بود، خوش ذوقی نگر که فارغ التحصیلان بر مزار ابن سینا، جشن گرفتند و کلاهها به هوا فرستادند. روز عکس هم بود. محرمی چنین نورباران، با سیل دوربینهای عکس و فیلمبرداری، کس به یادگار ندارد.
در عالم هنر، مهمترین تکان هفته زمانی بود که مردم شنیدند شجریان راهی بیمارستان شد، و چنان در هم شوریدند که روزنامه کیهان که از تجمع محرم غم به دل راه نداده بود، خبر داد که نگران است و «غم این خفته چند، خواب در چشم ترم میشکند». امسال سهم دکتر مصدق هم در مطبوعات و مناسبتهای هنری بیش از همیشه بود. چرا؟ جز در شبکههای مجازی، کسی نپرسید ورقه احضار کیوان صمیمی فعال مدنی و روزنامه نگار، چطور ناگهان بر سامانه قوه قضاییه جلوه کرد. زندانها خالی و استریل بود یا...؟ صمیمی نوشت «نیروهای امنیتی میخواهند پرونده قضاییم کماکان در دست آنها باشد، گمان میکنند که با زندانی کردن یک ملی مذهبی قدیمی که علنی از جنبش اجتماعی مطالبه محور دفاع میکند، میتوانند ضربهای به اعتراضهای مسالمتآمیز تهیدستان وارد کنند». به نوشته سردبیر مجله راه فردا (مجله عزت سحابی که اینک تعطیلش کردهاند): از درون حبس چه بسا بیش از اکنون خواهم توانست در تقویت حق طلبی کارگران و عدالت طلبی موثر باشم.»
سینما و تیاتر نفسی میکشند، آن قدر که به قول یکی از کارگردانها «تلاشی است تا چراغ تیاتر خاموش نشود». اما سینمای فیلم فارسی میفروشد و هم فیلمهای خارجی. باری در قرنطینه، اگر حریف خیالهای پریشان شوند، راهها هست که خانه تنگ نباشد. مرگ یکی از مفیدهای شهر قصه موجب تحولی در میان اعضای سینما شد. روزنامهها فراوان نوشتند که او دق کرد و اما نامه بهرام بیضایی مطابق معمول زنگی بود که در گوشها صدا کرد.
آزاد شدن گنجینههای هنری و تاریخی و علمی توسط موزهها و مراکز فرهنگی، و قرار گرفتن دیجیتال هر کدام به رایگان در دسترس مردم، هیچ نمیتوان گفت اثر ندارد. در وبگاه جدید موسسه دهخدا صفحه آنلاین رسمی لغت نامه دایر گشت. از نظر فنی، معانی مختلف کلمه و هویتهای دستوری در آن مشخص و بارز شدهاند. همچنین کاربر میتواند علاوه بر جستوجو در مدخلها، در معانی هم جستوجو کند.»
تکیهخانه دیجیتال
از بیانیهها و مصاحبهها و برنامههایی که خبرش به گوشها رسیده، قصد اینست که امسال، برای پرهیز از سرایت ویروس کرونا، به جای اجتماعهای زنده، از طریق صدا و سیما و برنامههای جنبی وسیع، مردم در خانه به عزاداری بپردازند. این تدارک اثری در عزاداری خانگی که بنا به سنت در هر محلهای برپا میشود، نداشت. در هر محله خانهای پرچم برافراشت و همان همسایگان همیشگی و نوحه خوانان و روضه خوانان همیشگی، گیرم دستمزدها، همپای تورم از پانزده ریال زمان انقلاب به ده میلیون تومان رسیده است.
از تکیه خانه دیجبتال اولین برنامهای که خبرش به گوشها رسید نمایشگاه «سوگ نگاره» های وزارت ارشاد است. فتوآرت، دیجیتال آرت و ویدیوآرت رشتههایی است که شرکت دارد با دو نمونه کانسپچوال آرت. و به گفته دبیراجرایی این نمایشگاه که بدان جشنواره میگویند: تاکنون چنین نگاهی به محرم و واقعه کربلا نبوده است. گمان میرود پنجاه اثر در نمایشگاه شرکت کنند که چندتای از آنها متعلق به هنرمندان شناخته شده و بزرگ است و بقیه بیشتر نقاشی قهوه خانهای.
همزمان خبری اعلام شد که به نظر میرسد با توصیههای وزارت بهداشت نمیخواند. خبر این بود که با توجه به برپایی همه ساله همایش شیرخوارگان حسینی، ۳۱ شهریورماه مصادف با اولین روز از ماه محرم مراسم شیرخوارگان حسینی در نقاط مختلف کشور برپا میشود که شبکه دو سیما، پوشش تصویری این مراسم از مشهد و تهران را بر عهده خواهد داشت. و هر روز محرم به صورت زنده روانه آنتن میشود.
اما در آخرین روزهای هفته آشکار شد که همایش شیرخوارگان حسینی بدون حضور مادران و نوزادان برگزار میشود. و به جای آن «گزارشهایی از احوالات مادران شیفته امام حسین و نوزادانش» از تلویزیون پخش میشود.
در عالم نقاشان
گالریها و دنیای نقاشان پر رونق شده است. دارد نمایشگاهها با حفظ پروتکل حفاظتی، و مراقبت از فاصلهها، خود را پیدا میکنند. دو حادثه بزرگ یکی نمایشگاه کاشان و دیگری فروش آنلاین صد تابلو صد هنرمند در گالری گلستان، نشان میدهد که هنرهای تجسمی زندهاند. ابتکاری باید به کار برد تا دوستداران را به حرکت آورد.
نمایشگاهی با پایان هفته افتتاح شد، در گالری راه ابریشم ، که اول بار خبرش را بزرگمهر حسینپور داد با پوستری که شاهین کاظمی کشیده بود. و به همین هم اکتفا نکرد بلکه روز جمعه راهی محل نمایشگاه شد و در اینستاگرام خود در یک برنامه لایو، نمایشگاه را به تماشا گذاشت. خبر این بود: «جمعی هنرمند چندی پیش تصمیم گرفتند به کاشان سفر کنند و در مورد کاشان نقاشی کنند. این گروه خلاق قرار بر این دارند هر بار به شهری بروند و برداشتشان را در مورد آن شهر به تصویر بکشند...راویانی که ایران را به روایت خودشان تصویر میکنند. قصه اینبار قصهی کاشان است».
هنرمندانی که کارشان در گزارش زنده بزرگمهر حسین پور در اینستاگرام دیده شد ۳۳ نفر بودند که از قلم و همت و پشتکارشان آشکار بود که شاگردان وی هستند. عزت آسا، مهتاب ابریشم چی، احسان احسنی، شیرین اشراقی، علیرضا امامی، زهرا انصاری راد، سمیه ایزدی، ساناز بایگانی، کتایون برزگرزاده، نسترن بهشتی تهرانی، پرند پری، مقصود تیموری، شیما جاودانه، صبا حق جویی، حسین حسین پور، صبا حیدری، نوشین خرمایی، مهنوش خسروی، موسی ربانی، مینا روستایی، نسترن ریاضی، سمن زرگرزاده، ناهید شادیده، سمیه شکوری، متین شعبانی، فرحناز کاظمی، غزاله کامیاب، زهرا کریمی، سمانه گلزاری، احسان محجوب، آرمینا نامداری، گلناز هامی راد و فایزه یزدانی.
این نمایشگاه، به گفته بزرگمهر حسین پور در حقیقت رونمایی کوششی شش ماهه است که نقاشان جوان در اولین تجربه حرفهای خود با سفر به کاشان، عکس و فیلمبرداری از هر گوشه آن، گفتگو با مردم و آشنا شدن با خلقیاتشان شکل دادند. نمایشگاه در مهرماه به شهر کاشان کمال الملک و سهراب سپهری میرود که نقششان در چند تابلو پیدا شد.
فیلم خارجی یا فیلم فارسی
نگاهی به سامانه فروش آنلاین فیلمها در سینمای ایران نشان می دهد که سهم نمایش فیلمهای خارجی با فیلم های داخلی شش به چهار است (بین ستارهای، گودزیلا، ۱۹۱۷، جنگ برای سیاره میمونها، جوکرو احضار۲)؛ (قتل عمد، تا ابد، زنها فرشتهاند۲، خوب، بد، جلف۲و ارتش سری). اما همین گزارش ها نشان می دهد که در آستانه تعطیلات یازده روزه سینماهای کل کشور به حرمت محرم، زن ها فرشته اند۲ رکورد فروش را به دست دارد.
این فیلم بدون شباهتی به فیلمی به نام زنها فرشتهاند که در سال ۱۳۴۲ با بازی فردین و روفیا ساخته شد، این بار با بازی محمدرضا شریفی نیا، سحر قریشی و نیوشا ضیغمی ساخته شده با آواز ایرج خواجه امیری. آیا این به منزله بازگشت فیلم فارسی است؟
روزنامه اعتماد در گزارش کاملی نشان داد که با توجه به مصاحبه تازه دبیر شورای صنفی، قرار است فیلمهای خارجی هم به صورت جدی در سینمای ایران اکران شوند. مرتضی شایسته خبر از ضابطهمند شدن اکران فیلم خارجی داد و این که قرار بر این نیست اکران این فیلمها در سینماها متوقف شود و اتفاقا قرار است با قاعدهتر شود.
گزارشگرابتدا سراغ پرویز نوری منقد با سابقه سینما رفته و وقتی از بازگشت فیلم های جاری گفته «نوری لحظاتی به فکر فرو میرود و بعد آه عمیقی میکشد و میگوید: «مرا یاد آن روزها انداختید که سینما زیباتر از امروز بود.»
به گفته این روزنامه نگار قدیمی: « تازگیها تماشای فیلم 'لنگر کشتی ' مرا برد به آن دوران سینما و تداعیکننده آن روز جلوی سینما ایران که در صف ایستاده بودیم برای خرید بلیت فیلم 'یک امریکایی در پاریس ' ... هنوز هم آن سینما محل خواب و خیالهای من است. هنوز هم این سینما مثل رکس و دیانا، و پارک هما - که مرحوم شدهاند - برایم یادآور خاطرههایی دلپذیرند. خلاصه اینکه سینمای سادهدلانه و نیالوده و شیرین هم با این سینماها رفتند.»
اما امیرحسین علم الهدی که در سالهای اخیر مسوولیتهای اجرایی در توزیع و نمایش فیلم داشته، با تاکید بر این که ایران دارای بالاترین رتبه قاچاق محصولات فرهنگی است گفته: تنها راه نمایش فیلم خارجی، قاچاق فیلمهاست بدون رعایت قانون کپیرایت و خب از این طریق یک کشور مسلمان با همه آموزههای دینی خود رتبه اول دزدی در همه دنیا شده است. باید گفت دستتان درد نکند که به دلیل سوء مدیریتهایتان باز هم ما در بدترینها اول شدیم.
مردگانی در محله خود
نمایش جوادیه بیست متری عنوان نمایشی است که کهبد تاراج آن را نوشته، چهار بازیگر دارد. هر کدام وارد صحنه میشوند و مونولوگ خود را اجرا میکنند. تماشاگران همه راضی. با شلیک خنده بر مونولوگ شهرام تاکسی (آرش فلاحت پیشه) شروع میشود و درست وقتی میرود در فضای ایجاد شده توسط موسیقی متن گم شود، تماشاگران با بغض و اشک دنبالش میکنند. سه دیگر همین هستند.
کهبد تاراج طراح و کارگردان است و بازیگران آرش فلاحت پیشه، آیه کیان پور، امیرعدل پرور، مومن بنایی.
قصه چهار نفر از بچه محلهای جوادیه تهران است که در دهه شصت هر کدام زندگی خود را داشتهاند. حالا که آنها مردهاند به محله خود میآیند و خاطرات محله وزندگی خود را در گذشته بیان میکنند. در پایان هر بخش موسیقی دلنشینی تماشاگر را با متن همراهتر میکند و آن گاه سکوت. تا صدایی دیگر برخیزد.
با این نمایش که در تطبیق با شرایط و پروتکل دوران کرونا همخوان شده است، محلهای پرجمعیت و فقیرنشین زنده میشود. یکی از تماشاگران در دیوار سایت تیوال نوشته بود: شما به زیبایی ما را با خود به دهه شصت بردید، در جنوبیترین منطقه تهران، جایی که جوانانش با امید چشم به انقلابی دوخته بودند که تصور میرفت به رنجهایشان پایان دهد! جایی که انسانهایش بعد از انقلاب چشم به برابری اجتماعی و شرافت انسانی داشتند (از حداقلهای حقوق بشر)، آنها همراه شدند و چه تاسفانگیز که در دهه نود همچنان بدنبال حداقلهای خود هستند!
هومن بنایی هم در نقد نمایشنامه جوادیه نوشته: کاش دیالوگهای (جوادیه) را بر در و دیوار شهر مینوشتم. کاش تندیسی میساختم در میادین شهر. کاش تابلو میشدیم بر دیوار خانهها، کاش درس میشدیم در کتاب کودکان، کاش جامعهای آزاد اندیش پرورش میدادیم. فیلم میشدیم با نام (گذر از ظلمات دهه شصت) چشم بر هم بزنید تنها چند شب، چند ساعت کوتاه مانده تا قطار ما را متوقف شود. در این معدن تاریکی ساکت نمانید و چراغهای کلاه خود را خاموش نکنید. دلم میخواهد در میان میلیونها تن آهن، سنگ و گاز اشکآور فریاد بزنم، تا طعم تلخ سکوت و تاریکی غلیظ را شما هم بچشید. چه رازی است در این سکوت.
همین بغل بود، پیدا شد
آلبوم عکسهای ناصری که گم شده بود، پیدا شد. شنوندگان خبر نفس راحتی کشیدند، اهل فرهنگ اما نگران شدند وقتی که به گفته خانم امانی مدیر مجموعه کاخ گلستان «معلوم شد چنین اثری گرانبها، همین بغل بود. توی یکی از طبقات».
خبر چندان مهم بود که یک خبرگزاری با ذکر زمان دقیق یعنی ساعت ۱۱ و ۳۶ دقیقه خبر داد که صبح ۲۸ مرداد ۹۹ آلبوم کاخ گلستان، که پنج ماه از مفقود شدنش میگذشت، پیدا شد. گویا این آلبوم در جایی دور از دسترس افتاده و حاوی ۱۰۰ عکس از زنان ناصرالدینشاه و برخی خدمه دربار و حرمسرای اوست که برخی توسط خود شاه عکاسی شدهاند.
زهرا کشوری روزنامهنگار و پیگیر میراثهای فرهنگی و بومی کشور نوشت: داستان گم شدن آلبوم خانه سلطنتی با گم شدن جام سفالین شهرسوخته شباهتهای بسیاری دارد. از این جام سفالی به نخستین تصاویر متحرک جهان یاد میکنند. این جام پنج هزار ساله سال ۹۴ گم شد. بعد از اطلاعرسانی و پیگیریهای رسانهای در جایی دور از دسترس پیدا شد.