شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
زنانی که در شکلگیری آمریکا نقش داشتند؛ «مادران بنیانگذار» چه کسانی بودند؟
- نویسنده, آنالیا لورنته
- شغل, بخش موندو بیبیسی
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۱۲ دقیقه
در سال ۱۹۱۶، وارن هاردینگ، سناتور وقت ایالت اوهایو، در گردهمایی ملی حزب جمهوریخواه در شیکاگو عبارتی را به کار برد که بعدها برای اشاره به بنیانگذاران ایالات متحده رواج یافت.
او، بنا بر نقل قول ریچارد بی. برنستاین، تاریخنگار، در کتاب «بازنگری در پدران بنیانگذار» گفت: «امروز نیز باید همانقدر حقیقتا آمریکایی باشیم که پدران بنیانگذار در روزگاری بودند که مبارزه جاودانه خود را علیه ستمگریهای دنیای کهن آغاز کردند و جمهوری تازهای را بر پایه آزادی و عدالت بنا نهادند.»
آن زمان کمتر کسی به اصطلاح «پدران بنیانگذار» توجهی نشان داد، اما این تعبیر بهتدریج رواج یافت و به عنوان نامی برای کسانی به کار رفت که در شکلگیری هویت ملی آمریکا نقش داشتند؛ افرادی که نماد دموکراسی مبتنی بر قانون اساسی، الگوی پاکدستی در حکومت و از چهرههای برجسته میهنپرستی آمریکا به شمار میرفتند.
نامهایی که در فهرست «پدران بنیانگذار» قرار میگیرند، بسته به معیار انتخاب، متفاوت است. برخی فقط امضاکنندگان اعلامیه استقلال و قانون اساسی ایالات متحده را در این فهرست قرار میدهند. برخی دیگر معتقدند افراد بسیار بیشتری در بنیانگذاری این کشور نقش داشتهاند.
ریچارد بی. برنستاین مینویسد: «دستکم، این فهرست هفت چهره کلیدی را در بر میگیرد که ریچارد بی. موریس، تاریخنگار آمریکایی، در کتاب هفت نفری که سرنوشت ما را رقم زدند از آنها نام برده است: بنجامین فرانکلین، جورج واشنگتن، جان آدامز، توماس جفرسون، جان جی، جیمز مدیسون و الکساندر همیلتون.»
اما هرچند نامهای این فهرست ممکن است متفاوت باشد، یک نکته در فهرستهای گوناگون همواره ثابت است: همه آنها مرد هستند.
پس زنانی که دوشادوش مردان برای تاسیس ایالات متحده جنگیدند، کجا هستند؟ آیا «مادران بنیانگذار» هم وجود داشتند؟
مری بث نورتون، استاد بازنشسته گروه تاریخ دانشگاه کرنل در نیویورک، میگوید: «البته که وجود داشتند. ما معمولا آنها را همسران پدران بنیانگذار میدانیم، اما مادران بنیانگذار بسیاری بودند که لزوما همسر پدران بنیانگذار نبودند.»
کارول برکین، استاد بازنشسته تاریخ در دانشگاه شهری نیویورک نیز میگوید: «هنوزهم افرادی هستند که تاریخ انقلاب آمریکا را مینویسند، بدون اینکه زنان را در آن بگنجانند. من این را فراموشی جنسیتی مینامم.»
«مادران بنیانگذار» آمریکا چه کسانی بودند؟
زنان در انقلاب آمریکا نقشی فعال بر عهده داشتند و این نقش لزوما در کنار همسرانشان نبود.
اما نباید نقش آنان را با دستاوردها یا موفقیتهایی که مردان کسب کردند و در کتابهای تاریخ ثبت شد، یکسان دانست.
همچنین هیچ فهرست رسمی یا تعداد مشخصی از این زنان وجود ندارد و اصطلاح «مادران بنیانگذار» نیز از سوی هیچ سیاستمدار یا شخصیت شناختهشدهای ابداع نشده است.
مری بث نورتون توضیح میدهد: «این اصطلاح را تاریخنگاران زن به کار بردهاند تا آنها را از همسرانشان متمایز کنند و مطمئن شوند که میدانیم زنان نیز هنگام بنیانگذاری این کشور حضور داشتند.»
بیبیسی موندو با چهار تن از برجستهترین تاریخنگارانی که نقش زنان را در انقلاب آمریکا و شکلگیری ایالات متحده در قرنهای هجدهم و نوزدهم مطالعه کردهاند، گفتوگو کرده است.
آنها اطلاعات، روایتها و دلایلی ارائه کردند که نشان میدهد چرا نام برخی زنان باید در این فهرست فرضی از زنانی که نقشی کلیدی در شکلگیری این کشور داشتند، گنجانده شود.
آنچه در ادامه میآید، گزیدهای از نامهایی است که این تاریخنگاران همگی معتقدند شایسته برجسته شدن هستند.
۱. مارتا واشنگتن
نام مارتا واشنگتن (۱۷۳۱–۱۸۰۲) شاید آسانترین نامی باشد که بتوان به فهرست «مادران بنیانگذار» ایالات متحده افزود.
نه به این دلیل که تاریخ از او به عنوان یک قهرمان یا انقلابی یاد میکند، بلکه به این دلیل که او نخستین بانوی اول ایالات متحده بود. یعنی همسر نخستین رئیس جمهور این کشور، جورج واشنگتن، که از سال ۱۷۸۹ تا ۱۷۹۷ در این سمت بود.
کارول برکین، نویسنده کتاب «مادران انقلابی: زنان در مبارزه برای استقلال آمریکا» میگوید: «او شخصیتی به ویژه کاریزماتیک نداشت. به سیاست علاقهای نداشت. به همسرش وفادار بود و به همین دلیل در صحنه سیاسی حضور داشت.»
مارتا میتوانست در خانه بماند، در حالی که جورج در جنگ هفت ساله (۱۷۵۶ تا ۱۷۶۳) و سپس در جنگ استقلال ایالات متحده (۱۷۷۵ تا ۱۷۸۳) میجنگید. اما در ماههای زمستان، زمانی که نبردها متوقف میشد، او به اردوگاههای نظامی سفر میکرد تا در کنار همسرش باشد و با خوی اجتماعی خود، روحیه سربازان را حفظ کند.
بعد از آن هنگامی که بانوی اول شد، مارتا واشنگتن به الگویی برای دیگران تبدیل شد.
فلورا فریزر، زندگینامهنویس و نویسنده کتاب واشنگتنها، میگوید: «او بیتردید با رفتار خود برای همه زنان الگو بود. حتی زمانی که بعدها ابیگیل آدامز همین نقش را بر عهده گرفت، گفت که پر کردن جای او دشوار خواهد بود.»
او میافزاید: «به نظر من، او یک مادر بنیانگذار بود، زیرا نقش همسر رئیس جمهور را پایهگذاری کرد.»
۲. ابیگیل آدامز
ابیگیل آدامز (۱۷۴۴–۱۸۱۸) یکی دیگر از نامهای کلیدی این فهرست است.
او دومین بانوی اول ایالات متحده بود و از سال ۱۷۹۷ تا ۱۸۰۱ در دوران ریاست جمهوری جان آدامز در کنار او قرار داشت.
مری بث نورتون میگوید: «او شخصیتی بسیار برجسته بود. میهنپرستی پرشور بود و از بسیاری جهات حتی از همسرش نیز پرشورتر بود. او قویا از استقلال آمریکا حمایت میکرد.»
نامههای فراوانی که میان این دو رد و بدل شده، همچنان باقی مانده است و رابطه عاشقانه آنها و همچنین خواستههایی را که ابیگیل از همسرش داشت، نشان میدهد.
شاید یکی از مشهورترین این نامهها، نامهای باشد که در ۳۱ مارس ۱۷۷۶ نوشته شد و این بند از آن شهرت فراوان یافته است:
«بیصبرانه منتظرم بدانم که استقلال را اعلام کردهاید و راستی، در قانون جدیدی که گمان میکنم لازم است تدوین کنید، امیدوارم بانوان را از یاد نبرید و نسبت به آنان از نیاکان خود سخاوتمندتر و منصفتر باشید. چنین قدرت نامحدودی را به دست شوهران نسپارید. به یاد داشته باشید که اگر بتوانند، همه مردان مستبد خواهند شد. اگر توجه و مراقبت ویژهای نسبت به بانوان صورت نگیرد، ما مصمم هستیم شورش به راه بیندازیم و خود را مقید به هیچ قانونی که در آن صدا یا نمایندگی نداشته باشیم، نخواهیم دانست.»
بسیاری این سخنان را نادرست تفسیر میکنند و تصور میکنند ابیگیل آدامز خواهان حق رای زنان بوده است.
مری بث نورتون توضیح میدهد: «آنچه او خواستار آن بود، اصلاح قوانین مربوط به ازدواج بود (...) زیرا در آن زمان، زنان پس از ازدواج، همانند اموالشان، تحت اختیار شوهران خود قرار میگرفتند و شوهران نیز درباره فرزندان تصمیم میگرفتند.»
مری بث نورتون که نویسنده کتاب «مادران و پدران بنیانگذار: قدرت جنسیتی و شکلگیری جامعه آمریکا» است، میگوید: «در عمل ابیگیل نتوانست جان را متقاعد کند. موفق نشد. جان به حرف او خندید.»
اگر آن اصلاحات تصویب میشد و زنان به چنین برابری حقوقی دست مییافتند، چه اتفاقی میافتاد؟
کارول برکین میگوید: «شخصا معتقدم اگر او موفق شده بود و قوانین اصلاح میشد، این تغییر بیش از اعطای حق رای، زندگی زنان را دگرگون میکرد.»
اما اگرچه ابیگیل در این نبرد با همسرش، که اتفاقا رئیس جمهور ایالات متحده بود، شکست خورد، اما هرگز سکوت نکرد.
کارول برکین میگوید: «او درباره همه چیز نظر داشت و جان به حرفش گوش میداد. او مهمترین مشاور سیاسی جان بود. زنی باهوش، شوخطبع و از نظر سیاسی زیرک بود. مطمئنم که از همسرش سیاستمدار بهتری میشد.»
۳. مرسی اوتیس وارن
تاریخنگاران بر این باورند که مرسی اوتیس وارن (۱۷۲۸–۱۸۱۴) یکی از «مادران بنیانگذار» ایالات متحده است، زیرا خود او از نخستین کسانی بود که درباره روزهای انقلاب آمریکا نوشت و میهنپرستی متعهد بود.
مری بث نورتون میگوید: «او یکی از نخستین تاریخنگاران انقلاب بود. در طول جنگ، نمایشنامهها و شعرهایی در حمایت از آرمان استقلال آمریکا نوشت که منتشر شدند.»
او در جریان بحثها درباره قانون اساسی ایالات متحده در سال ۱۷۸۸، رسالهای با عنوان «ملاحظاتی درباره قانون اساسی جدید و کنوانسیونهای فدرال و ایالتی» منتشر کرد که آن را با نام مستعار «یک میهنپرست» نوشته بود.
او در این رساله با تصویب قانون اساسی مخالفت کرد و از گنجاندن منشور حقوق در آن دفاع کرد.
مرسی اوتیس وارن همچنین به طبقه نخبگان جامعه تعلق داشت. او همسر جیمز وارن، از سیاستمداران برجسته ایالت ماساچوست بود.
کاساندرا گود، استادیار تاریخ در دانشگاه مریمانت در ایالت ویرجینیا میگوید: «او دوست ابیگیل و جان آدامز بود و جان از مشورتهای سیاسی او استفاده میکرد، اما بعدها هنگامی که دیدگاههای سیاسیشان از هم فاصله گرفت، علیه او موضع گرفت. به نظر من او شخصیتی مهم است که مردم واقعا باید او را بشناسند.»
کارول برکین، تاریخنگار نیز میگوید: «مرسی اوتیس وارن مهمترین نوشتههای تبلیغاتی را در دهه ۱۷۷۰ در حمایت از مقاومت در برابر بریتانیا نوشت.»
او میافزاید: «او به نوعی زبان مشترکی به افکار عمومی آمریکا بخشید و تاریخ انقلاب را در چندین جلد نوشت. او زنی واقعا شگفتانگیز، مدافع برابری و آموزش زنان بود.»
۴. جودیت سارجنت موری
مری بث نورتون میگوید جودیت سارجنت موری (۱۷۵۱–۱۸۲۰) «از بسیاری جهات نخستین فمینیست آمریکایی» بود.
او نیز یکی دیگر از زنانی بود که در خانوادهای مرفه به دنیا آمد و از آموزش مناسبی برخوردار شد.
مری بث نورتون میگوید: «او مقالههای بسیاری را با نامهای مستعار نوشت. کاری که در آن زمان در نشریات آمریکایی بسیار رایج بود. این نوشتهها از نخستین استدلالها در حمایت از فمینیسم، آموزش برابر، حق زنان برای اداره خانواده و دارایی خود و جلوگیری از انتقال اموالشان به اختیار شوهرانشان بود.»
یکی از این مقالهها «درباره برابری دو جنس» بود که در دهه ۱۷۹۰ نوشته شد و جودیت سارجنت موری در آن از برابری معنوی و فکری زنان و مردان دفاع کرد.
خانم نورتون میگوید: «به نظر من او بیتردید شایسته عنوان مادر بنیانگذار است، هرچند در خود انقلاب نقش چندان برجستهای نداشت. او کمی جوانتر بود، اما در پایهگذاری فمینیسم آمریکایی نقشی بسیار مهم ایفا کرد.»
کارول برکین، تاریخدان نیز با این نظر موافق است و میگوید جودیت سارجنت موری یکی از مهمترین نظریهپردازان حقوق زنان بود.
او میگوید: «او استدلال میکرد که زنان از نظر فکری با مردان برابرند و کاملا توانایی هر کاری را که مردان انجام میدهند، دارند. با این حال، همچنان معتقد بود فعالیت اصلی زنان در خانه است.»
کارول برکین میافزاید: «جودیت سارجنت موری بر آموزش زنان تاکید داشت و معتقد بود دلیل اینکه زنان کمهوشتر از مردان به نظر میرسند، این است که هرگز آموزش رسمی ندیدهاند.»
۵. الیزابت پاول
الیزابت پاول (۱۷۴۳–۱۸۳۰) از زنان سرشناس جامعه فیلادلفیا بود که به خوبی میدانست چگونه با صاحبان قدرت ارتباط برقرار کند.
تاریخنگاران او را به دلیل ارتباط نزدیک با برجستهترین شخصیتهای زمان خود و تاثیری که بر آنان داشت، از «مادران بنیانگذار» میدانند.
او همسر ساموئل پاول، شهردار فیلادلفیا بود و با جورج واشنگتن دوستی داشت. او در نامهای به جورج واشنگتن نوشت که نباید پس از یک دوره ریاست جمهوری از قدرت کنارهگیری کند و باید بار دیگر نامزد شود.
کاساندرا گود میگوید: «همچنین گفته میشود که پس از پایان کنوانسیون قانون اساسی، او از بنجامین فرانکلین پرسید سرانجام چه نوع حکومتی به دست آوردهایم. فرانکلین پاسخ داد: یک جمهوری، اگر بتوانیم آن را حفظ کنیم.»
کاساندرا گود میافزاید: «این جمله بارها و بارها در تاریخ آمریکا تکرار شده است، اما معمولا گفته نمیشود که این پاسخ در واکنش به پرسش الیزابت پاول مطرح شد. خود او بعدها گفت به یاد نمیآورد چنین سوالی را پرسیده باشد، چون هر روز با آنها گفتوگو میکرد. انگار که در خانهاش دور هم جمع شده باشند.»
فلورا فریزر نیز با این نظر موافق است. او میگوید: «من هم او را یک مادر بنیانگذار میدانم. او با واشنگتن مکاتبه میکرد و از نامههایش پیدا است که خود را کاملا همتراز او میدانست.»
فلورا فریزر میافزاید: «الیزابت پاول نماد آزادی بود و صدای او در قلب انقلاب شنیده میشد.»
۶. فیلیس ویتلی
نام فیلیس ویتلی (۱۷۵۳–۱۷۸۴) شاید کمتر از دیگران در فهرست «مادران بنیانگذار» به ذهن برسد. آن هم در جامعهای که در آن زمان تحت سلطه نخبگان سفیدپوست و ثروتمند بود.
فیلیس ویتلی در غرب آفریقا به دنیا آمد، در هفت سالگی به بردگی فروخته شد و به آمریکای شمالی منتقل شد.
او به بردگی خانواده ویتلی در بوستون درآمد و در همان خانواده خواندن و نوشتن را آموخت.
اما فیلیس ویتلی توانست استعداد خود را شکوفا کند و نخستین نویسنده آفریقاییتبار آمریکایی بود که شعر سرود و کتابی منتشر کرد.
کارول برکین میگوید: «او واقعا به یکی از مهمترین شاعران انقلاب آمریکا تبدیل شد. جورج واشنگتن همه اشعار او را میخواند و تلاش کرد روزنامههای ویرجینیا آنها را منتشر کنند.»
با این حال، این تاریخنگار هشدار میدهد که شعرهای او با ارزشهای امروز جامعه چندان سازگار نیست.
کارول برکین میگوید: «یکی از چیزهایی که او گفته و باعث شده شخصیتی بحثبرانگیز باشد، این است که اصرار داشت آفریقاییتبارهای آمریکایی خوششانس بودهاند که حتی به عنوان برده به آمریکای شمالی آورده شدند.»
او میافزاید: «این موضوع بحثهای زیادی برانگیخته است، اما من فکر میکنم این بیشتر نوعی اغراق شاعرانه درباره فرصتهایی بود که پس از آورده شدن به این سرزمین شگفتانگیز آزادی به دست آورد.»
فیلیس ویتلی ازدواج کرد و به انگلستان رفت. جایی که در فقر درگذشت.
کارول برکین میگوید: «او اکنون شخصیتی است که همه دانشآموزان مدارس او را میشناسند. با وجود اینکه آن زمان دختری نوجوان بود، امروز در جایگاهی همتراز با پدران بنیانگذار قرار گرفته است.»
فلورا فریزر نیز موافق است و میگوید: «او یک مادر بنیانگذار است، زیرا از نخستین زنان آفریقاییتبار آمریکایی بود که وارد عرصه ادبیات شد و در جریان انقلاب صاحب صدا و نفوذ بود.»
او میافزاید: «در قرن نوزدهم، چنین چیزی هم در ایالات متحده و هم در بریتانیا، یعنی در سراسر جهان انگلیسیزبان، بسیار غیرمعمول بود.»
سایر «مادران بنیانگذار»
و این فهرست همچنان ادامه دارد.
نام زنانی را نیز میتوان به آن افزود که نقشی اساسی در انقلاب آمریکا ایفا کردند. از جمله استر د بردت رید (۱۷۴۶–۱۷۸۰) که به گفته مری بث نورتون، تصمیم گرفت در میان طبقه مرفه فیلادلفیا برای سربازان اعانه جمعآوری کند تا «به آنها نشان دهد زنان آمریکایی نیز در تلاشهای جنگی در کنارشان هستند.»
همچنین داستان بتسی راس و دوخت نخستین پرچم ایالات متحده نیز مطرح است.
مری بث نورتون میگوید: «گفته میشود این کار را او انجام داده است، اما ما هیچ نخستین پرچمی که بتوان آن را شناسایی کرد، در اختیار نداریم. این ایده را نوه او در مراسم صدمین سالگرد انقلاب در سال ۱۸۷۶ مطرح کرد، اما هیچ کس نمیتواند با قطعیت درباره آن اظهار نظر کند.»
برخی از این تاریخنگاران همچنین معتقدند در میان «مادران بنیانگذار»، زنان بومی آمریکا نیز حضور داشتند. از جمله مالی برنت (۱۷۳۶–۱۷۹۶)، رهبر قوم موهاک در نیویورک و کانادا در دوران انقلاب آمریکا که مسئول مذاکرات دیپلماتیک با بریتانیاییها بود.
یا الیزابت فریمن (۱۷۴۴–۱۸۲۹) از ایالت ماساچوست که با نامهای «بت»، «مام بت» شناخته میشد و نخستین زن آفریقاییتبار آمریکایی بود که برای به دست آوردن آزادی خود به دادگاه شکایت کرد و در این پرونده پیروز شد.
کاساندرا گود میگوید: «او نه تنها آزادی خود را به دست آورد، بلکه دادگاه ماساچوست عملا اعلام کرد که دیگر نباید بردهداری وجود داشته باشد. بنابراین، اقدامات او به پایان بردهداری در آن ایالت کمک کرد.»
و همچنین زنانی بودند که نقششان برای موفقیت انقلاب و بنیانگذاری کشور حیاتی بود، اما هویتشان هرگز ثبت نشد.
کارول برکین میگوید: «داستانهای فراوانی درباره زنانی وجود دارد که پیامرسان نیروهای نظامی بودند، دختران ۱۴ سالهای که جان خود را به خطر انداختند، زنانی که با خرابکاری مانع از پیدا کردن سلاحهای مخفیشده توسط ارتش بریتانیا شدند یا محصولات کشاورزی خود را آتش زدند تا ارتش بریتانیا نتواند از آنها تغذیه کند.»
او در پایان میگوید: «آنها نیز در فداکاریها سهیم بودند و روحیه میهندوستی سربازان عادی را حفظ کردند. و اگرچه نام بسیاری از آنها را نمیدانیم، آنها نیز مادران بنیانگذار هستند.»