شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
بی۵۲؛ چرا آمریکا هنوز به بمبافکنی ۷۰ ساله اعتماد دارد؟
سقوط اخیر یک فروند بمب افکن بی-۵۲ نیروی هوایی آمریکا در جنوب کالیفرنیا باعث شد این بمبافکن مشهور تاریخ معاصر بار دیگر در کانون توجهات قرار گیرد.
هواپیمایی که اندکی پس از برخاستن از پایگاه هوایی ادواردز سقوط کرد، صرفا یک هواپیمای نظامی در ماموریت آموزشی یا آزمایشی نبود، بلکه بمبافکنی راهبردی بود که نامش با جنگ سرد، بازدارندگی هستهای و جنگهای بزرگ آمریکا، از ویتنام تا عراق و افغانستان، گره خورده است.
در صحرای موهاوی کالیفرنیا، برخی از پیشرفتهترین و محرمانهترین هواپیماهای نظامی آمریکا آزمایش میشوند. از هواپیمایی سخن میگوییم که بیش از هفتاد سال پیش طراحی شد، اما هنوز هم بخشی از توان هوایی و ناوگان عملیاتی نیروی هوایی آمریکا به شمار میرود.
بمبافکن بی-۵۲ که در دهه ۱۹۵۰ میلادی طراحی شده، هنوز هم بهروزرسانی میشود تا در ناوگان عملیاتی باقی بماند. بخشی از این بهروزرسانیها نیز به سامانههای رادار، ناوبری و تسلیحات مربوط است.
بمبافکنی که سقوط کرد، هشت سرنشین داشت و تمامی آنها جان باختند.
تاریخچه بی-۵۲ چیست؟
بمبافکن بی-۵۲ در دهه ۱۹۵۰ میلادی و در اوج مسابقه تسلیحاتی میان ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی ساخته شد.
هدف از ساخت آن، در اختیار داشتن هواپیمایی بود که بتواند مسافتهای بسیار طولانی را طی کند، حجم عظیمی از بمبها، از جمله تسلیحات هستهای، حمل کند و به اهداف دوردست در عمق خاک دشمنان برسد.
این هواپیما در سال ۱۹۵۵ رسما وارد خدمت شد و از آن زمان، به دلیل توان بالا، امکان پرواز طولانی مدت و ظرفیت حمل حجم زیادی از مهمات در مسافتهای طولانی، به یکی از نمادهای اصلی قدرت هوایی آمریکا تبدیل شده است.
نام کامل آن استراتوفورترس، به معنای «دژ راهبردی» است. این نام همان نقشی را نشان میدهد که بی-۵۲ برای آن طراحی شد: بمبافکنی عظیم و دوربرد، با توان اجرای ماموریتهای بازدارندگی هستهای یا حملات گسترده با تسلیحات متعارف.
بی-۵۲ با بدنه بزرگ، بالهای کشیده و هشت موتور خود، از نظر ظاهر، صدا و حضور در آسمان به یکی از شاخصترین هواپیماهای نظامی تبدیل شده است.
در دوران جنگ سرد، بی-۵۲ بخشی از سازوکار بازدارندگی هستهای آمریکا بود. در آن دوره، جهان نگران احتمال رویارویی مستقیم میان واشنگتن و مسکو بود. اما نقش این هواپیما به بازدارندگی هستهای محدود نماند.
این بمبافکن بعدها به یکی از ابزارهای اصلی آمریکا در جنگهای متعارف تبدیل شد، از جنگ ویتنام که از دهه ۱۹۶۰ میلادی بهطور گسترده در آن به کار گرفته شد، تا جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱، جنگ افغانستان پس از سال ۲۰۰۱، حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ و در سالهای بعد، عملیات جدیدتر علیه گروه موسوم به دولت اسلامی در سوریه و عراق از سال ۲۰۱۴.
چرا بی-۵۲ تا امروز در ناوگان هوایی آمریکا باقی مانده است؟
ایالات متحده این هواپیما را به دلیل قابلیت مداوم آن برای بهروزرسانی حفظ کرده است. بمبافکن بی-۵۲ بهعنوان سکویی عظیم و دوربرد ساخته شد که میتواند مقادیر زیادی مهمات حمل کند و مسافتهای طولانی را بپیماید.
با گذشت چندین دهه، ایالات متحده بیش از آنکه به تغییر ساختار کلی این هواپیما نیاز داشته باشد، سامانههای داخلی آن را بهروز کرده است. این تغییرات سامانههای ناوبری، ارتباطی، راداری، تجهیزات جنگ الکترونیک و انواع تسلیحاتی را شامل میشود که بی-۵۲ میتواند حمل کند.
بی-۵۲ دیگر صرفا بمبافکنی نیست که برای هدف قرار دادن مواضع دشمن، ناچار باشد بمبهای خود را مستقیما بر فراز هدف رها کند. این هواپیما اکنون میتواند موشکها و بمبهای هدایتشونده را از فاصلههای دور شلیک کند، قابلیتی که به آن امکان میدهد بدون نزدیک شدن به محدوده خطرناک سامانههای پدافند هوایی، حملات خود را انجام دهد.
اندازه بزرگ این هواپیما نیز، که در عصر هواپیماهای رادارگریز ممکن است نقطه ضعف به نظر برسد، مزیتی مهم برای آن ایجاد میکند: بی-۵۲ میتواند در یک ماموریت، مجموعه متنوعی از تسلیحات را حمل کند.
به همین دلیل، واشنگتن به بی-۵۲ فقط به چشم هواپیمایی قدیمی نگاه نمیکند. آن را سامانهای قابل توسعه میداند که با تغییر ماهیت جنگها، میتوان آن را به فناوریهای تازهتر مجهز کرد.
از همین رو، بی-۵۲ با وجود ظهور بمبافکنهای پیشرفتهتری مانند بی-۱ و بی-۲ و با اینکه آمریکا برای بهکارگیری بمبافکنهای جدیدتر آماده میشود، همچنان در ناوگان هوایی این کشور حضور دارد.
تواناییهای نظامی آن چیست؟
اهمیت بی-۵۲ زمانی بیشتر روشن میشود که تواناییهای آن را با اعداد و ارقام بررسی کنیم. این بمبافکن عظیم میتواند مسافتهای بینقارهای را طی کند و برد آن بدون نیاز به سوختگیری در آسمان به هزاران کیلومتر میرسد. این برد را میتوان با کمک هواپیماهای سوخترسان باز هم افزایش داد.
بی-۵۲ با هشت موتور پرواز میکند و همین ویژگی به آن امکان میدهد محموله بسیار سنگینی از مهمات را حمل کند، محمولهای شامل بیش از ۳۱ تن بمب و موشک.
این هواپیما میتواند تسلیحات متعارف هدایتشونده، از جمله بمبهای هوشمند و موشکهای دوربرد، حمل کند. بی-۵۲ همچنین برای حمل تسلیحات هستهای بهعنوان بخشی از بازدارندگی آمریکا طراحی شده است.
خدمه آن معمولا پنج نفرند، از جمله خلبان، کمکخلبان و افسرانی که مسئولیت ناوبری، سامانههای تسلیحاتی و جنگ الکترونیک را بر عهده دارند.
با وجود اندازه عظیم هواپیما از بیرون، فضای داخلی آن برخلاف تصور، چندان راحت نیست. داخل بی-۵۲ بیشتر به یک مرکز فشرده عملیات نظامی شباهت دارد، فضایی پر از تجهیزات، نمایشگرها و ابزارهای کنترل.
این بمبافکن در ارتفاع بالا پرواز میکند و میتواند ساعتهای طولانی در آسمان بماند. همین ویژگی آن را برای ماموریتهای دوربرد و پیچیده مناسب میکند.
با وجود این، بی-۵۲ هواپیمای رادارگریز نیست و برای پنهان ماندن از رادارها طراحی نشده است. توان این بمبافکن بیشتر بر برد بلند، ظرفیت حمل مهمات، شلیک تسلیحات دقیق از فاصلههای دور و همراهی با یک شبکه هوایی بزرگتر تکیه دارد، شبکهای که جنگندهها، هواپیماهای شناسایی و هواپیماهای سوخترسان را نیز دربرمیگیرد.
در چه جنگهایی شرکت کرده است؟
بی-۵۲ فقط نماد بازدارندگی هستهای در دوران جنگ سرد نماند، بلکه از دهه ۱۹۶۰ میلادی در شماری از مهمترین جنگها و عملیات نظامی آمریکا حضور داشته است.
گستردهترین حضور رزمی بی-۵۲ در جنگ ویتنام بود. ایالات متحده در آن جنگ از این هواپیما برای بمباران وسیع مواضع، مسیرهای تدارکاتی و نیروهای ویتنامی استفاده کرد. نام بی-۵۲ همانجا با اصطلاح «بمباران فرشی» گره خورد، یعنی ریختن حجم زیادی بمب بر مناطق وسیع، در یکی از فشردهترین و بحثبرانگیزترین نمونههای جنگ هوایی.
سپس این بمبافکن در جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ و در جریان عملیات «طوفان صحرا» علیه عراق، بهطور گسترده به کار گرفته شد. در آن جنگ، بی-۵۲ حملات دوربردی انجام داد که برخی از آنها از پایگاههایی در داخل ایالات متحده آغاز میشد. این هواپیماها در آسمان سوختگیری میکردند، اهدافی را در عراق بمباران میکردند و سپس بازمیگشتند یا در پایگاههای دیگری فرود میآمدند.
در اواخر دهه ۱۹۹۰، بی-۵۲ در عملیات هوایی بر فراز یوگسلاوی سابق و کوزوو، در چارچوب کارزار ناتو شرکت کرد. پس از حملات ۱۱ سپتامبر نیز این هواپیما در سال ۲۰۰۱ بار دیگر در افغانستان به کار گرفته شد و از ارتفاع بالا، با مهمات هدایتشونده دقیق، از نیروهای زمینی پشتیبانی کرد.
بی-۵۲ همچنین در جنگ عراق در سال ۲۰۰۳ شرکت کرد و پس از آن نیز در عملیات علیه گروه موسوم به دولت اسلامی در عراق و سوریه حضور داشت. به این ترتیب، این بمبافکن از نقش اولیه خود بهعنوان ابزار بازدارندگی هستهای در برابر اتحاد جماهیر شوروی فراتر رفت و به یکی از ابزارهایی تبدیل شد که واشنگتن در جنگهای متعارف، حملات دوربرد و عملیات پشتیبانی هوایی به کار میگیرد.
رابطه آن با بازدارندگی هستهای چیست؟
بی-۵۲ ارتباطی تنگاتنگ با ایده بازدارندگی هستهای آمریکا دارد. این بمبافکن از ابتدا برای آن طراحی شد که اگر در دوران جنگ سرد رویارویی هستهای بزرگی با اتحاد جماهیر شوروی آغاز میشد، بخشی از توان آمریکا برای وارد کردن ضربهای دوربرد باشد.
بازدارندگی هستهای لزوما به معنای استفاده از سلاح هستهای نیست، بلکه یعنی رقیب به این نتیجه برسد که هر حمله هستهای با پاسخی ویرانگر روبهرو خواهد شد. به همین دلیل، ایالات متحده به ابزارهای مختلفی برای رساندن سلاح هستهای نیاز داشت: موشکهای بالستیک قارهپیما، زیردریاییهای هستهای و بمبافکنهای راهبردی دوربرد.
بمبافکنهایی مانند بی-۵۲ نقشی متفاوت از موشکها و زیردریاییها دارند؛ موشک بالستیک با سرعتی بسیار زیاد پرتاب میشود و پس از شلیک دیگر قابل متوقف کردن نیست، اما بمبافکن را میتوان به حرکت درآورد و به ماموریت اعزام کرد، آن را در آسمان نگه داشت یا دستور ماموریتش را تغییر داد، یا حتی پیش از بهکارگیری سلاح، آن را فراخواند.
این انعطافپذیری، بی-۵۲ را همزمان به ابزاری نظامی و سیاسی تبدیل میکند، زیرا امکان ارسال پیامی روشن درباره بازدارندگی را فراهم میآورد، بیآنکه وضعیت بلافاصله به نقطه بیبازگشت برسد.
اما اهمیت امروز بی-۵۲ فقط از تواناییهای هستهای قدیمی آن ناشی نمیشود، بلکه به نقش دوگانهاش نیز برمیگردد. این هواپیما میتواند، همانطور که در چندین جنگ دیده شده است، در ماموریتهای متعارف به کار گرفته شود و در عین حال، همچنان بخشی از محاسبات بازدارندگی راهبردی باقی بماند.
پایگاه ادواردز؛ جایی برای آزمودن توان پرندههای نظامی آمریکا
این پایگاه صرفا باندی نظامی برای برخاستن و فرود هواپیماها نیست، بلکه یکی از مهمترین مراکز آزمایش و ارزیابی در تاریخ هوانوردی آمریکا و مقر مرکز آزمایش نیروی هوایی است، جایی که سامانههای هوایی، فضایی و سایبری پیش از استقرار یا ارتقا مورد آزمایش و ارزیابی قرار میگیرند.
به گفته نیروی هوایی آمریکا، ماموریت این مرکز انجام آزمایشهای دقیق و ارائه دادههای عینی به تصمیمگیران نظامی است.
پایگاه ادواردز جایگاه خود را از همین پیوند با آزمودن مرزهای توان هواپیماها به دست آورده است، از آزمایش سرعت و ارتفاع گرفته تا سامانههای کنترل، رادارها، تسلیحات و تغییرات تازه.
به همین دلیل، حضور بی-۵۲ در پایگاه ادواردز عجیب به نظر نمیرسد. این بمبافکن سالها است در چارچوب برنامههای بهروزرسانی قرار دارد. این برنامهها به آن امکان میدهند با وجود عمر طولانی، همچنان در ناوگان عملیاتی باقی بماند.
گزارش رسانههای آمریکایی نشان میدهد هواپیمایی که اخیرا سقوط کرد، در ماموریتی آزمایشی مرتبط با برنامه بهروزرسانی رادار شرکت داشت.
نقش بوئینگ در ماندگاری بی-۵۲ تا امروز چیست؟
پشت نام بی-۵۲ شرکت بوئینگ قرار دارد. این شرکت در دهه ۱۹۵۰ میلادی این بمبافکن را برای نیروی هوایی آمریکا طراحی و تولید کرد، در دورهای که واشنگتن به دنبال هواپیمایی راهبردی بود که بتواند تسلیحات هستهای حمل کند و در فضای جنگ سرد به اهداف دوردست برسد.
اما رابطه بوئینگ با این هواپیما به مرحله تولید محدود نماند. بیش از هفت دهه بعد، بی-۵۲ همچنان با سامانههای راداری، ارتباطی و تسلیحاتی مدرنتر بهروزرسانی و توسعه داده میشود تا در ناوگان عملیاتی باقی بماند.
و به این ترتیب، بمبافکن از یک محصول نظامی قدیمی به پروژهای مستمر برای افزایش عمر یکی از مهمترین سکوهای قدرت هوایی آمریکا تبدیل شد.