بهترین پیراهن‌های تاریخ جام جهانی؛ چه چیز آن‌ها را ماندگار کرده است؟

    • نویسنده, الکس بایساوت
    • شغل, بی‌بی‌سی
  • منتشر شده در
  • زمان مطالعه: ۱۲ دقیقه

می‌گویند عمر آدم را می‌شود با جام‌های جهانی سنجید. چوب‌خط‌هایی چهار ساله بر دیوار زندگی که گذار انسان را از کودکی مبهوت تا نوجوانی غرق در فوتبال و مراحل فراتر از آن ثبت می‌کند. آلبومی زنده از خاطرات فوتبال، از تیم‌هایی که عاشقشان بودیم، قهرمانانی که ستایش می‌کردیم و پیراهن‌های خاطره‌انگیزی که بر تن آن‌ها می‌دیدیم.

امروز ما به همین پیراهن‌ها چشم دوخته‌ایم. لباس‌هایی که داستانی برای گفتن دارند، شاهکارهایی فراتر از زمان. اما چه چیزی یک لباس ورزشی را این‌ چنین ماندگار می‌کند؟

متیو ولف بیشتر برای طراحی لباس‌ بسیار محبوب نیجریه در جام جهانی ۲۰۱۸ میلادی و همین‌ طور پیراهن و شورت فرانسه، قهرمان آن دوره، معروف است.

در کارنامه این طراح آمریکایی، همکاری با پاری‌سن‌ژرمن، تعدادی از تیم‌های لیگ برتر فوتبال مردان و زنان آمریکا و حتی باشگاه «ورمونت گرین» در لیگ اتحادیه فوتبال آمریکا، که خود از بنیان‌گذاران آن بوده است، به چشم می‌خورد. به این ترتیب، او چم‌‌‌‌ و‌خم طراحی لباس‌های ورزشی را به‌خوبی می‌شناسد.

متیو ولف می‌گوید: «بیشتر لباس‌های فوتبال محبوب من به دوران کودکی‌ام در دهه‌های ۱۹۹۰ و اوایل دهه ۲۰۰۰ میلادی برمی‌گردد. همان دوره‌‌ای که بازیکنانش واقعا شبیه ابرقهرمانان هستند و لباس‌هایشان بسیار جادویی جلوه می‌کند.»

«لباس تیم ملی مکزیک در ۱۹۹۸، همین‌طور پیراهن و شورت آمریکا در ۱۹۹۴، لباس آلمان در ۱۹۹۰ و ۱۹۹۴و لباس تیم ملی ژاپن در ۱۹۹۸، مجموعه‌ لباس‌های نایکی در ۲۰۰۲ و حتی پیراهن بدون آستین کامرون در همان سال، این‌ها در ذهن من لباس‌های ویژه‌ای هستند، چون وقتی یک پسر بچه بودم، ابهت و شکوه عجیبی برایم داشتند.»

«یک پیراهن فوتبال، بخشی از ماندگاری‌اش را مدیون اتفاقاتی است که هنگام پوشیدنش در زمین رخ می‌دهد. از طرفی، گذر زمان هم نگاه ما را به یک لباس تغییر می‌دهد و باعث می‌شود ارزش واقعی آن را بهتر درک کنیم.»

با این حال، ولف معتقد است که امروزه رسیدن به جایگاه یک طرح واقعا «ماندگار» سخت‌تر شده است: «فضا تغییر کرده و بازار جهانی اشباع شده است. تعداد تیم‌ها و لباس‌های جدید (هم برای باشگاه‌ها و هم برای تیم‌های ملی) آنقدر زیاد شده که متمایز شدن و به چشم آمدن یک پیراهن خاص واقعا سخت است.»

«اگرچه دیدن جلوه‌های زیبایی شناختی و فرهنگ ملت‌ها در طراحی لباس‌های ورزشی الهام‌بخش است، اما همزمان پرسش‌هایی را هم در رابطه با مصرف‌گرایی ایجاد می‌کند. سوال‌‌هایی نظیر این‌که چه میزان از این طرح‌ها بیانگر اصالت فرهنگی هستند و چه میزان از آن محصول چرخه‌های تولید؟ یا این‌ که با چه سرعتی در حال تولید انبوه این لباس‌ها هستیم.»

رتبه‌بندی ۱۰ لباس ماندگار تاریخ جام جهانی

با این اوصاف، می‌خواهیم سری به گذشته بزنیم. ممکن نیست سراغ مرور لباس‌های قدیمی برویم و نوستالژی به سراغ‌مان نیاید. همان خاطرات مبهم کودکی که اینبار از پشت یک فیلتر طلایی و رویایی به آن‌ نگاه می‌کنیم.

آدم بدجور وسوسه می‌شود که یک راست به سراغ کلکسیون متنوع دهه‌های۹۰ و اوایل ۲۰۰۰ برود و غرق در آن طرح‌های جسورانه و پیراهن‌های گشاد شود، یا روی طراحی‌های اواخر دهه ۸۰ که دوباره مد شده‌اند، دست بگذارد.

بنابراین، برای جلوگیری از افتادن در چنین دامی، یک معیار برای انتخاب‌مان تعیین کرده‌ایم: حداکثر یک پیراهن از هر جام جهانی و یک پیراهن از هر کشور.

۱۰. لباس اول کامرون، ۲۰۰۲

انتخاب این لباس کمی بحث‌برانگیز است، چون در واقع هرگز به جام جهانی نرسید، اما همین ویژگی بود که آن را ماندگار کرد.

کامرون در جام ملت‌های آفریقا پیراهن بدون آستین پوشید. اما وقتی نوبت به جام جهانی ۲۰۰۲ ژاپن و کره جنوبی رسید، فیفا ساز دیگری کوک کرد و به آن‌ها اجازه پوشیدن پیراهن بدون آستین را نداد.

اریک دجمبا دجمبا، هافبک پیشین این تیم، به بخش آفریقای بی‌بی‌سی اسپورت گفت: «همه در آفریقا می‌خواستند آن پیراهن را بپوشند.»

حتی سرنا ویلیامز، ستاره تنیس جهان هم در مسابقات اوپن فرانسه همان سال،‌ لباسی بر تن کرد که از لباس ممنوعه تیم ملی کامرون الهام گرفته شده بود. البته برگزارکنندگان این مسابقات با درخواست او برای چاپ شماره شانسش یعنی ۲۶ بر پشت این لباس مخالفت کردند.

در نهایت شرکت تولید پوشاک پوما ناچار شد برای جام جهانی به این لباس آستین اضافه کند.

البته این آخرین باری نبود که طراحان لباس کامرون روسای فیفا را از کوره به در می‌بردند. دو سال بعد، یک لباس سرهمی آن‌ها (که در آن پیراهن و شورت ورزشی به هم دوخته شده بودند) باز هم با ممنوعیت از سوی نهاد حاکم بر فوتبال جهان روبه‌رو شد.

۹. لباس دوم انگلستان، ۱۹۶۶

این پیراهن به سرعت قابل شناسایی است و قطعا در تابستان امسال در دورهمی‌ها در سراسر انگلستان دیده خواهد شد.

پیراهن سرخ‌رنگ «سه شیرها» به این دلیل ماندگار شد که یادآور تنها قهرمانی انگلیس در جام جهانی است؛ پیروزی بزرگ در زمین مقدس ومبلی، هت‌تریک جف هرست و توپی که (شاید) از خط دروازه عبور کرد.

این لباس بی‌درنگ تصویر بابی مور را به ذهن‌ها می‌آورد که جام ژول ریمه را روی شانه هم‌تیمی‌هایش بالای سر برده است.

لباس‌ سال‌های ۱۹۸۲ و ۱۹۹۰ هم نامزد قرار گرفتن در این فهرست بودند، ولی اگر قرار باشد تنها یک پیراهن از انگلستان در این لیست جای بگیرد، قطعا همین گزینه است.

۸. لباس اول فرانسه، ۱۹۸۲

میشل پلاتینی، کاپیتان فرانسه، با یادآوری شکست تیمش در مرحله نیمه‌ نهایی در برابر آلمان غربی در سال ۱۹۸۲ میلادی گفت: «آن بازی زیباترین بازی من بود. هیچ فیلم یا نمایشی هرگز نمی‌تواند این همه تضاد و احساسات را دوباره زنده کند. بازی بی‌نقص و شگفت‌انگیزی بود.»

خطای هولناک هارالد شوماخر، دروازه‌بان آلمان، روی پاتریک باتیستون، تساوی هیجان‌انگیز ۳ بر ۳ پس از وقت‌های اضافه و اولین ضربات پنالتی در تاریخ جام جهانی، همگی در این مسابقه رقم خوردند.

فرانسه در تمام طول بازی در گرمای سوزان سویا، با این لباس اول بی‌نظیر خود که شاهکار تمام ادوار جام جهانی به شمار می‌رود، کاملا جذاب و خونسرد به نظر می‌رسید.

۷. لباس اول هلند، ۱۹۷۴

سرکش، سرسخت و بی‌نقص. یوهان کرویف نماد انقلاب «توتال فوتبال» هلند بود.

کرویف پیش از حضور در جام جهانی ۱۹۷۴ (که مشهورترین صحنه دوران حرفه‌ایش در آن رقم خورد) سه بار با آژاکس قهرمان جام باشگاه‌های اروپا شده و دو بار جایزه توپ طلا را از آن خود کرده بود.

حرکت مشهور «چرخش کرویف» در ورزشگاه وستفالن دورتموند و در دیدار هلند مقابل سوئد در حالی متولد شد که او لباسی متفاوت با هم‌تیمی‌هایش (که سه خط معروف آدیداس روی آستین‌هایشان نقش بسته بود) بر تن داشت.

کرویف با شرکت پوما قرارداد داشت و پیش از آن هم از پوشیدن کفش‌های آدیداس سر باز زده بود. در پی اختلاف میان این برندها، بازیکنان و مقامات فوتبال هلند، تصمیم بر آن شد که یکی از خطوط لباس او حذف شود.

کرویف در زندگی‌نامه خود نوشت: «فدراسیون فوتبال هلند بدون اطلاع بازیکنان با آدیداس قرارداد بسته بود. آن‌ها فکر می‌کردند نیازی نیست به بازیکنان چیزی بگویند چون پیراهن متعلق به آن‌هاست. اما من به آن‌ها گفتم کله‌ای که از آن پیراهن بیرون می‌آید مال من است.»

۶. لباس اول کرواسی، ۱۹۹۸

تصویر داور شوکر در جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه، با چهارخانه‌های سرخ و سفیدی که روی شانه‌هایش نقش بسته بود، باوقار و باشکوه در ذهن‌ها باقی مانده است. این طرح به نشان ملی کرواسی تبدیل شد و آن‌ها را در زمین فوتبال متمایز کرد.

کرواسی دو سال پیش از آن در جام ملت‌های اروپا هم تحسین‌برانگیز ظاهر شده بود و لباس فوق‌العاده‌ای بر تن داشت. اما این مسابقات لحظه‌ای تعیین‌کننده در تاریخ کشوری بود که هفت سال پس از اعلام استقلال، در نخستین جام جهانی خود رقابت می‌کرد.

داور شوکر به همراه روبرت یارنی، زفونمير بوبان، روبرت پروسینچکی و دیگر بازیکنان، تیم را به نیمه‌نهایی رساندند، طوری که مهاجم رئال مادرید تیمش را ۱ بر صفر از میزبان جلو انداخت، اما فرانسه با درخشش لیلیان تورام بازی را برگرداند.

کرواسی که لباس دوم آبی‌رنگ و به همان اندازه ماندگار خود را بر تن داشت، در بازی رده‌بندی هلند را شکست داد و به مقام سوم رسید.

۵. لباس اول نیجریه، ۲۰۱۸

لباس سال ۲۰۱۸ نیجریه یک پدیده بود. نمونه‌ای کمیاب از پیراهنی که نه به خاطر بازیکنانی که در زمین آن را به تن داشتند، بلکه به دلیل بازتاب فرهنگی و تاثیرش در محافل مد ماندگار شد.

سه میلیون نفر این پیراهن را پیش‌خرید کردند و به محض عرضه‌اش خریداران بیرون فروشگاه اصلی نایکی در لندن صف کشیدند.

ولف، طراح این لباس می‌گوید: «ایده این طرح مستقیما از تاریخچه لباس‌های خود نیجریه گرفته شد. منبع الهام ما لباس سال ۲۰۰۲ بود. می‌خواستم آن طیف درخشان رنگ سبز را دوباره زنده کنم. همچنین به طور مشخص از لباس سال‌های ۱۹۹۵-۱۹۹۴ هم الهام گرفتیم.»

«هدف ما اختراع چیزی از هیچ نبود، بلکه می‌خواستیم از عناصری استفاده کنیم که پیش از آن در هویت فوتبالی این کشور وجود داشت.»

«زمان‌بندی از بسیاری جهات عالی بود. نیجریه دوران شکوفایی خود در زمینه‌های مختلف از جمله مد، موسیقی، شعر، هنر و سینما در سطح جهانی را تجربه می‌کرد. این لباس درست در میانه این موج به بازار آمد و فکر می‌کنم دلیل ماندگاری‌اش این بود که با اوج‌گیری آن همراه شد.»»

«باید از کل تیم نایکی که دست‌ به‌ دست هم دادند تا این اثر خلق شود، قدردانی کرد. یک لباس تنها به خاطر یک طراح به پدیده تبدیل نمی‌شود، بلکه زمانی پدیده می‌شود که همه اعضای تیم، کارشان را حساب‌شده و بی‌نقص انجام دهند.»

۴. لباس اول برزیل، ۱۹۷۰

احتمالا برزیل تنها تیم فوتبال جهان است که فقط با یک رنگ شناخته می‌شود.

پیراهن‌های زرد قناری آن‌ها در جام جهانی ۱۹۷۰ مکزیک،‌ حتی در فیلم‌های قدیمی و بازسازی‌شده بی‌کیفیت هم پر‌‌رنگ و لعاب و چشمگیر به نظر می‌آمد. لباسی درخور برای بازیکنانی قدرتمند که آن‌ را زیر آفتاب مکزیک بر تن داشتند.

پله، کارلوس آلبرتو، ریولینو و جرزینیو. فیلم‌های آرشیوی که در هر جام جهانی به نمایش درمی‌آیند، حس حضور در ورزشگاه آزتکا و تماشای پیروزی درخشان برزیلی‌ها بر ایتالیا را زنده می‌کنند. پیراهن‌های زیبای زرد رنگ و درعین حال ساده آن‌ها شاهکاری در فرهنگ عامه فوتبال به حساب می‌آید.

۳. لباس دوم آمریکا، ۱۹۹۴

آلن روتنبرگ، رئیس پیشین فدراسیون فوتبال آمریکا، در مورد انتخاب این کشور برای میزبانی جام جهانی ۱۹۹۴ می‌گوید: «بیرون از خاک آمریکا، خیلی از هواداران فوتبال در دنیا به این تصمیم شک داشتند. همه مات و مبهوت مانده بودند و می‌گفتند: «کشوری که فوتبال ندارد، چطور می‌خواهد از پس برگزاری چنین رویدادی بربیاید؟»»

چیزی که بازیکنان آمریکایی نمی‌خواستند، این بود که مایه خنده دیگران شوند. فوتبالیست‌هایی که بیشترشان به جای باشگاه‌های حرفه‌ای مستقیما با خود فدراسیون فوتبال آمریکا قرارداد داشتند.

اما وقتی آدیداس از لباس‌های این مسابقات رونمایی کرد، الکسی لالاس، مدافع میانی تنومند این تیم و هم‌تیمی‌هایش فکر کردند سرکار گذاشته شده‌اند.

ستاره‌های بسیار بزرگ روی پارچه‌ای به رنگ جین سنگ‌شور شاید نماد اصیل فرهنگ آمریکایی بود، اما در دنیای فوتبال طرحی غلوآمیز و ناهنجار به شمار می‌رفت و اعضای تیم نگران بودند سوژه خنده بازی‌ها شوند. جای شکرش باقی بود که طرح پیشنهادی برای به کار بردن رنگ‌رزی گره‌ای (‌ تای-دای: تکنیکی است که با گره‌زدن، تا‌کردن یا پیچاندن پارچه و سپس رنگ‌کردن آن، الگوهای رنگارنگ و منحصربه‌فردی خلق می‌کند) در لباس تیم در همان نطفه خفه شد.

با این حال، این لباس ماندگار شد و هم بازیکنان و هم هواداران آن را ستایش کردند. بدون شک عملکرد ایالات متحده در آن مسابقات و صعود تا یک‌ هشتم نهایی و حذف در برابر برابر برزیل (قهرمان آن دوره) به این محبوبیت کمک کرد.

قرار گرفتن این پیراهن در میان سه لباس برتر شاید تحت تاثیر بازگشت جام جهانی به آمریکا در تابستان امسال باشد. با این حال، سال ۱۹۹۴ میلادی مسابقاتی با لباس‌های به یادماندنی بود.

۲. لباس دوم آرژانتین، ۱۹۸۶

دیدار یک‌ چهارم نهایی جام جهانی ۱۹۸۶ که با پیروزی آرژانتین مقابل انگلیس به پایان رسید، شاهد دو مورد از مشهورترین گل‌های تاریخ فوتبال بود: گل «دست خدا»ی دیگو مارادونا و آن دریبل خیره‌کننده و مهارناپذیر او از زمین خودی.

اما داستان پیراهنی که آرژانتینی‌‌ها در آن روز بر تن داشتند هم به همان اندازه شگفت‌انگیز است.

فیفا به آرژانتینی‌ها گفت برای اینکه رنگ لباسشان با پیراهن سفید انگلیس تداخل نداشته باشد، باید کیت دوم یعنی پیراهن‌های سرمه‌ای رنگ‌‌شان را بپوشند. مشکل اینجا بود که بازیکنان در بازی قبلی مقابل اروگوئه فهمیده بودند این لباس در گرمای شرجی و سوزان مکزیک، تا چه اندازه گرم و خفه‌کننده است.

شرکت «لو کوک اسپورتیف» (Le Coq Sportif)، تولیدکننده این لباس‌، جایگزینی برایشان نداشت. ظاهرا داستان از این قرار بوده که کارلوس بیلاردو، سرمربی آرژانتین، اعضای کادر فنی را به محله تپیتو در مکزیکوسیتی که به فروش کالاهای تقلبی شهرت دارد، فرستاده تا لباس‌ جدیدی برای تیم پیدا کنند.

می‌گویند وقتی لباس‌های جدید را آوردند، مارادونا از بین آن‌ها یکی را انتخاب کرد و این جمله ماندگارش را به زبان آورد : «عجب پیراهن زیبایی کارلوس. با همین لباس کار انگلیسی‌ها را تمام می‌کنیم.»

مسئولان تدارکات تیم، ۲۴ ساعت تمام وقت صرف کردند تا شماره‌ها و آرم فدراسیون فوتبال آرژانتین را روی پیراهن‌های جدید بدوزند.

۳۶ سال بعد، استیو هاج، هافبک انگلیس، پیراهنی که در پایان بازی با مارادونا عوض کرده بود را، به حراج گذاشت. این پیراهن به قیمت ۹/۲ میلیون دلار فروخته شد.

۱. لباس اول آلمان غربی، ۱۹۹۰

رتبه نخست به یک شاهکار در طراحی اختصاص دارد. پیراهنی که مجموعه‌داران به دنبالش هستند و همیشه به عنوان پیشگام نسل جدیدی از پیراهن‌های ورزشی از آن یاد می‌شود. لباس ماندگار آلمان غربی در جام جهانی ۱۹۹۰ میلادی.

جان بلر، نویسنده کتاب «فرهنگ لباس‌های ورزشی»، به بی‌بی‌سی گفت: « باید این لباس را با توجه به آنچه قبل از آن وجود داشته، بررسی کرد. تا پیش از آن، پیراهن‌ها طرح‌هایی کاملا ساده و معمولی داشتند. این پیراهن ترکیبی است از یک طراحی کاملاً متمایز در دوران خود، یک تیم برنده، و ظهور اولین نمونه از طراحی‌های خلاقانه و پرمعنی در دنیای فوتبال.»

با این حال، این پیراهن نزدیک بود قبل از جام جهانی کنا‌ر گذاشته شود. چون اولین بار در یورو ۱۹۸۸ پوشیده شده بود، یعنی همان تورنمنتی که میزبان در مرحله نیمه‌ نهایی شکست خورد و حذف شد.

اینا فرانتسمن، طراح لباس، کار روی طرح جدید را آغاز کرده بود اما فرانتس بکن‌باوئر، سرمربی تیم، شخصا وارد عمل شد گفت می‌خواهد همان طرح اولیه حفظ شود.

فرانتسمن که برای آدیداس لباس‌های تنیس هم طراحی می‌کرد و علاقه‌ای به فوتبال نداشت، مامور شده بود تا «انقلابی کوچک» در پیراهن تیم ملی ایجاد کند.

او گفت: «خود هورست داسلر (پسر آدولف داسلر، بنیان‌گذار شرکت) ایده استفاده جزئی از رنگ را مطرح کرد، بنابراین بدیهی بود که سراغ رنگ‌های پرچم آلمان برویم.»

داسلر در ۱۹۸۷ درگذشت و نتوانست قهرمانی آلمان غربی و درخشش این لباس‌ را در جام جهانی ۱۹۹۰ ایتالیا ببیند. این یک دستاورد تاریخی و باشکوه برای فرانتسمن بود، هرچند که ارزش واقعی شاهکار او، ده‌ها سال بعد نمایان شد.

فرانتسمن در ادامه گفت: «این پیراهن سال‌ها بعد به یک شاهکار تبدیل شد. من واقعا به این حجم از استقبال افتخار می‌کنم. همه می‌خواهند داستان پشت طراحی آن را بدانند.»