شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
فوتبال ایران بدون خارجیها؛ نشانههای مثبت با چشمانداز نگرانکننده
- نویسنده, پویا عنایتی
- شغل, خبرنگار
- منتشر شده در
فوتبال ایران در چند سال گذشته، دوره ویژهای از تاثیر حضور مربیان خارجی را تجربه کرد. حضور همزمان کارلوس کیروش و برانکو ایوانکوویچ در فوتبال ایران، هرچند با چالشهای شدیدی میان این دو مربی همراه بود، اما بخشی از پیگیری با تداوم این چالشها از سوی رسانهها و مخاطبان فوتبال، موفقیت نسبی و ادامهدار کیروش و برانکو در تیم ملی و باشگاه پرسپولیس بود.
تیم ملی ایران با سرمربیگری کیروش، دو صعود متوالی به جام جهانی را تجربه کرد و در سالهای پایانی فعالیت این مربی پرتغالی، تیم ملی به ثبات محسوسی رسیده بود.
در پرسپولیس هم برانکو موفق شد باشگاهی که حدود یک دهه به ناکامی عادت کرده بود را تبدیل به باشگاهی کند که عادت به قهرمانی و موفقیت در لیگ برتر ایران و لیگ قهرمانان آسیا داشته باشد.
این دو مربی نمادی از اثرگذاری مربیان خارجی در فوتبال ایران در دهه ۱۳۹۰ ایران بودند، اما مربیان و بازیکنان خارجی دیگری هم بودند که در دهه ۹۰ در فوتبال ایران، اثر مثبت ایجاد کردند و البته مربیان و بازیکنانی هم بودند که کیفیت مناسبی نداشتند و به رغم قراردادهای سنگین، ارزش افزودهای در فوتبال ایران ایجاد نکردند.
فوتبال ایران اما در فصلی که گذشت، متاثر از شرایط اقتصادی ایران و ناتوانی برخی باشگاهها در تسویه حساب به موقع با نیروهای خارجی، برای اولین بار پس از سالها، یک فصل "بدون مربی و بازیکن خارجی" را تجربه کرد. البته بازیکنانی که با تیمهای خود قرارداد داشتند، مجاز به ادامه حضور در تیم خود بودند.
این وضعیت، چه تاثیری بر لیگ فصل اخیر گذاشت و در ادامه چه اثراتی بر فوتبال ایران خواهد داشت؟
ظهور نویدکیا، مجیدی و گلمحمدی
شاید اگر قانون منع جذب مربیان خارجی در کار نبود، محرم نویدکیا به راحتی به نیمکت سپاهان نمیرسید؛ مربیای که در نخستین تجربه سرمربیگری خود، آن هم در بالاترین سطح فوتبال ایران، همه را شگفتزده کرد.
سپاهان با نویدکیا هم رشد فنی محسوسی کرد و بهترین نتایج ۴ فصل اخیر را گرفت و هم یک فصل آرام با حداقل تنش را سپری کرد؛ چیزی که متاثر از شخصیت آرام اما مقتدر نویدکیا به عنوان سرمربی سپاهان بود.
سپاهان درحالی با ۶۵ امتیاز نایبقهرمان لیگ بیستم شد که در نوزده دوره قبلی، کسب ۶۵ امتیاز، به معنای قهرمانی در لیگ بود. درواقع این یک نمونه از اثر قانون منع جذب مربی خارجی است.
در همین راستا میتوان از فرهاد مجیدی و حتی یحیی گلمحمدی هم نام برد؛ دو مربیای که استقلال و پرسپولیس با سرمربیگری آنها، هم در لیگ ایران عملکرد خوبی داشتهاند و هم در لیگ قهرمانان اسیا.
به طور خاص در مورد استقلال، اگر ممنوعیت جذب مربی خارجی در کار نبود، سایه سنگین اندرهآ استراماچونی روی کادرفنی استقلال همچنان در کار بود و یا یک مربی خارجی دیگر در پایان فصل گذشته یا پس از محمود فکری، به عنوان سرمربی استقلال استخدام میشد، نه مجیدی.
بنابراین ممنوعیت استخدام مربی خارجی، عملا موجب قرار گرفتن چند مربی مستعد و قوی در چالشهای مهم شده و از زاویهای خاص، برخی اثرات فنی مثبت را در پی داشته است.
از مورینیو تا گواردیولا؛ پشتوانه تیم ساوتگیت
این موضوع را اما نمیتوان تنها از یک منظر بررسی کرد. درواقع نمیتوان با مثال زدن از نویدکیا و مجیدی و گلمحمدی، به یک نتیجه روشن رسید.
فوتبال یک پدیده ورزشی-اجتماعی چندوجهی است؛ پدیدهای که هم در داخل زمین، هم روی نیمکت مربیان و هم در بعد مدیریت، نیاز به افکار متفاوت از فرهنگها و کشورهای متفاوت دارد.
در بالاترین سطح فوتبال اروپا یعنی لیگ برتر فوتبال انگلیس، یکی از مهمترین شناسههای این لیگ، حضور مربیان نخبه از کشورها و فرهنگهای متفاوت است.
شاید در انگلیس هم در صورت ایجاد محدودیت یا ممنوعیت برای استخدام مربی و بازیکن خارجی، برخی اثرات مثبت در کوتاه مدت ایجاد شود و برخی بازیکنان و مربیان انگلیسی با قرار گرفتن در چالشهای جدی، پیشرفت کنند اما در نمای باز، پیامدهای چنین محدودیتی، فقط مثبت و مفید نخواهد بود.
از اوایل سده کنونی، ژوزه مورینیو با پیوستن به چلسی، نگرشی تازه وارد فوتبال انگلیس کرد و در ادامه آلکس فرگوسن برای رقابت با چلسی، تحولات تازهای در منچستریونایتد ایجاد کرد.
تیم ملی انگلیس با سرمربیگری گرث ساوتگیت در جام جهانی ۲۰۱۸ به نیمه نهایی رسید و نایب قهرمان یورو ۲۰۲۰ شد اما تیم پرستارهای که ساوتگیت در اختیار دارد، محصول کار مربیانی از سیستمهای آموزشی و فلسفه فوتبال متفاوت در دو دهه اخیر است؛ از پرتغال گرفته، تا فرانسه و ایتالیا و آلمان و آرژانتین.
نتایج خوب در آسیا با محدودیتها
به نظر میرسد که مدیران فدراسیون فوتبال ایران هم به این نتیجه رسیدهاند که حذف مربی و بازیکن خارجی از لیگ برتر، فقط با اثرات مثبت همراه نیست و به همین دلیل مدیران فدراسیون در ماههای اخیر چندین بار از بررسی طرحهایی برای تغییر این قانون محدودکننده خبر دادهاند.
فوتبال ایران از نظر نیروی انسانی، چه در داشتن بازیکنان نخبه و چه داشتن مربیان مستعد، از غنیترین کشورهای آسیاست. کافی است به یاد بیاوریم که تیمهای پرسپولیس، استقلال و تراکتور با تمام محدودیتهای اقتصادی و البته همین محدودیت در استفاده از نیروهای غیر ایرانی، چه نتایج خوبی در مرحله گروهی رقابتهای این فصل لیگ قهرمانان آسیا گرفتند و به مراحل حذفی صعود کردند.
در این میان آنچه قطعی به نظر میرسد این است که استفاده از بازیکنان و مربیان خارجی از فرهنگها و سیستمهای آموزشی مختلف و نگرشهای متفاوت، چقدر میتواند روی خروجی فوتبال باشگاهی و ملی فوتبال ایران، موثر واقع شود.
یک مورد خاص؛ کمبود مهاجم
در چند دهه اخیر سابقه نداشته که فوتبال ایران چندین مهاجم باکیفیت در لیگهای اروپایی یا غرب آسیا داشته باشد. اکنون اما مهدی طارمی و سردار آزمون از مهاجمان موفق اروپا هستند، کاوه رضایی در لیگ بلژیک حضور دارد، کریم انصاریفرد برای آ-ا-ک یونان بازی میکند و علی علیپور هم عضو ماریتیمو پرتغال است.
اما همین موضوع مثبت و امیدوارکننده از فوتبال ایران وقتی با ممنوعیت جذب بازیکن جدید خارجی همراه شد، به بسیاری از باشگاههای ایرانی در طول فصل اخیر فشار وارد کرد.
درواقع چند تا از مهاجمان نخبه ایرانی راهی لیگهای اروپایی شدند و برخی باشگاههای لیگ برتر ایران برای پر کردن خط حمله خود، با کمبود گزینه مطلوب مواجه بودند.
این یکی از پیامدهایی است که ممنوعیت ورود بازیکنان خارجی جدید به فوتبال ایران برای برخی باشگاهها ایجاد کرد.
تداوم این محدودیت در همکاری با نیروی انسانی خارجی، میتواند در بلندمدت چالشهای بزرگتری برای فوتبال ایران ایجاد کند. درواقع درپی این محدودیت قانونی، برخی مربیان و بازیکنان، با پیشرفت چشمگیری که داشتند، نشانههای مثبتی را بروز دادند اما به در بلندمدت، چشمانداز فوتبال ایران با ادامه ممنوعیت همکاری با نیروی انسانی خارجی، شاید روشن نباشد.