جرمی بوئن: توافق با ایران به جنگ ترامپ پایان داد؛ جنگی که محدودیت قدرت آمریکا را نشان داد

    • نویسنده, جرمی بوئن
    • در, Beirut
  • منتشر شده در
  • زمان مطالعه: ۶ دقیقه

این جنگ بدترین اشتباه دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، دست‌کم تا اینجا در سیاست خارجی بوده است.

این جنگ بازدارندگی آمریکا در برابر دشمنانش را دشوارتر می‌کند.

این جنگ به اتحاد آمریکا با حکومت‌های عربی تولیدکننده نفت در خلیج فارس آسیب زده است. کشورهایی که مدل اقتصادی‌شان بر پایه ثبات در میان آشوب خاورمیانه بنا شده و ترمیم این آسیب سال‌ها زمان خواهد برد.

مقام‌های این کشورها در محافل خصوصی از هم‌اکنون درباره متنوع کردن اتحادهای خود و ضرورت یافتن راه‌هایی برای همزیستی با ایران صحبت می‌کنند. چین نیز با دقت نظاره‌گر بوده است که آمریکا چگونه ذخایر تسلیحاتی خود که جایگزینی آن دشوار است را مصرف کرد و با محدودیت‌های قدرتش روبه‌رو شد.

این توافق، اگر در آخرین لحظات با مانعی مواجه نشود، به جنگی پایان می‌دهد که بر پایه برداشت نادرست آمریکا و اسرائیل از قدرت دشمنشان در ایران شکل گرفته بود. این امر موجب آسودگی خاطر عظیمی برای همه کسانی خواهد شد که زندگی‌شان بر اثر این جنگ زیر و رو شده است. از جمله غیرنظامیانی که در خط مقدم قرار داشتند.

دونالد ترامپ می‌گوید این توافق تنگه هرمز را دوباره باز می‌کند و فشار را از اقتصاد جهانی و زندگی واقعی صدها میلیون انسان تحت فشار در سراسر جهان برمی‌دارد.

هزاران نفر در خاورمیانه کشته شده‌اند. خانه‌ها و کسب ‌و کارها ویران شده‌اند. تاثیر این جنگ بر تولید کودهای شیمیایی که به محموله‌های عبوری از تنگه وابسته بودند، می‌تواند موجب گرسنگی مردم در کشورهای فقیر در اواخر سال شود و کشورهای آفریقای جنوب صحرا بیش از همه در معرض خطر هستند.

این توافق یک معاهده صلح نیست. متن کامل آن که مذاکره‌کنندگان گفته‌اند شامل ۱۴ بند در دو صفحه است، هنوز منتشر نشده است. اما افزون بر بازگشایی تنگه، این یادداشت تفاهم آتش‌بس را تمدید می‌کند و محاصره بنادر ایران توسط نیروی دریایی آمریکا را پایان می‌دهد.

این توافق دشوارترین مسائل را به مذاکرات آینده موکول می‌کند. این دستور کار شامل آینده برنامه هسته‌ای ایران و میزان کاهش تحریم‌هایی خواهد بود که در برابر امتیازهای ایران ارائه می‌شود.

سرانجام خط پایانی بر جنگی کشیده شده است که آمریکا و اسرائیل در ۲۸ فوریه آغاز کردند.

اکنون زمان را به ۲۷ فوریه بازگردانید. زمانی که نیروهای آمریکایی و اسرائیلی در حال آماده شدن برای حمله بودند، هواپیماهای خود را مسلح می‌کردند، به خدمه توضیح می‌دادند و اهداف موشک‌های خود را برنامه‌ریزی می‌کردند.

در ژنو، ایران و آمریکا درگیر مذاکراتی بودند که به جهان گفته شده بود برای مهار برنامه هسته‌ای ایران ضروری است. منابع متعددی به من و دیگران گفته‌اند که مذاکره‌کنندگان ایرانی باور داشتند در یک روند جدی قرار دارند و علاوه بر خواسته‌های خود، امتیازهایی نیز روی میز گذاشته بودند.

در ورودی خلیج فارس، تنگه هرمز باز بود و امکان عبور حدود ۲۰ درصد از نیاز جهان به نفت و گاز طبیعی را فراهم می‌کرد. همچنین محصولات جانبی صنعت پتروشیمی که به اجزایی حیاتی در زندگی مدرن تبدیل شده‌اند، از جمله کودهای کشاورزی و نیمه‌رساناها.

این یادداشت تفاهم راه را برای از سرگیری مذاکرات هسته‌ای و عبور کشتی‌ها از تنگه باز می‌کند. این دقیقا همان وضعیتی است که ۲۴ ساعت پیش از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل وجود داشت.

در نخستین حمله از مجموعه حملات غافلگیرانه و ویرانگر، اسرائیل آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر ایران، و نزدیک‌ترین مشاوران او را کشت.

تقریبا هم‌زمان، تحقیقات متعدد نشان داده‌اند که یک حمله آمریکایی مدرسه‌ای را در میناب در جنوب ایران با خاک یکسان کرد. بیش از ۱۵۰ غیرنظامی کشته شدند، از جمله دست‌کم ۱۲۰ دانش‌آموز که بیشتر آنان دختران زیر ۱۲ سال بودند.

دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، هر دو با پیام‌های ویدیویی آغاز جنگی را اعلام کردند که تصور می‌کردند کوتاه، سریع و پیروزمندانه خواهد بود. این یک اشتباه محاسباتی حیرت‌آور بود.

سخنرانی‌های آنان سقوط حکومت در تهران را پیش‌بینی می‌کرد. اما در عوض، بقای حکومت موجب تقویت آن شد. بدترین کابوس حکومت ایران تلاش تمام‌عیار آمریکا و اسرائیل برای تغییر حکومت بود. این اتفاق رخ داد و شکست خورد.

چهره‌های سرسختی که در تهران زنده ماندند، جسورتر از پیش ظاهر شدند.

علی خامنه‌ای و مشاورانش به سرعت جایگزین شدند. پسرش مجتبی به عنوان رهبر و نسل جوان‌تری از فرماندهان که عمدتا از رهبران ارشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بودند، قدرت را در دست گرفتند. آنان به همان اندازه نسل پیشین ایدئولوژیک هستند، اما کمتر محتاط هستند و آماده‌اند در آنچه به‌درستی آن را نبردی برای بقای نظام جمهوری اسلامی در ایران می‌دانستند، ریسک‌های بیشتری بپذیرند.

آنها راهبردی از پیش طراحی‌شده برای بستن تنگه هرمز و حمله به همسایگان عرب ایران، نیروها و پایگاه‌های امریکایی و همچنین خود اسرائیل را تا نهایت توان اجرا کردند. لفاظی‌های جنگ‌طلبانه پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، که مدعی شده بود قدرت آمریکا نیروهای مسلح ایران را فلج کرده است، اغراق‌آمیز و نادرست از آب درآمد.

اسرائیل شریک کامل آمریکا در این جنگ بود. اما از مذاکرات مربوط به یادداشت تفاهم کنار گذاشته شد و اکنون با ناامیدی به این توافق نگاه می‌کند.

بنیامین نتانیاهو در ۲۸ فوریه گفته بود که تمام عمر سیاسی خود در انتظار فرصتی برای نابودی جمهوری اسلامی بوده است. حکومتی که آن را خطرناک‌ترین دشمن اسرائیل می‌داند. اکنون او از سوی رقبای سیاسی خود به دلیل به خطر انداختن امنیت اسرائیل مورد حمله قرار گرفته است.

نتانیاهو تا زمان انتخابات سراسری که به‌سرعت نزدیک می‌شود و باید پیش از پایان اکتبر برگزار شود، با پیامدها و تبعات این وضعیت دست‌وپنجه نرم خواهد کرد.

یکی از موانع احتمالی، اصرار اعلام‌شده اسرائیل بر ادامه اشغال بخش گسترده‌ای از جنوب لبنان است. منطقه‌ای که غیرنظامیان از آن اخراج شده‌اند و هزاران ساختمان در آن ویران شده است.

وزیر دفاع اسرائیل گفت که این کشور اشغال اراضی در لبنان، سوریه و غزه را «برای مدت نامحدود» ادامه خواهد داد.

بنیامین نتانیاهو تحت فشار تندروهای کابینه و مخالفان سیاسی خود قرار دارد تا اقدامات تهاجمی بیشتری در لبنان انجام دهد. برخی خواستار الحاق جنوب لبنان هستند. او باید بسنجد که آیا می‌تواند با نادیده گرفتن دونالد ترامپ، که در مجموعه‌ای از مصاحبه‌ها در آمریکا نارضایتی خود از آقای نتانیاهو را ابراز کرده است، خطر وارد کردن آسیب بیشتر به اتحاد اسرائیل و آمریکا را بپذیرد یا نه.

حمله هوایی اسرائیل به حومه جنوبی بیروت در روز یکشنبه تلاشی آشکار برای برهم زدن مذاکرات در لحظه‌ای حساس بود. اما به نظر می‌رسد به جای آن، روند مذاکرات را تسریع کرده باشد. زیرا زمان برای گفت‌وگو در حال پایان یافتن بود.

اکنون فرصتی برای توقفی کوتاه و نفس تازه کردن وجود دارد. هنوز بسیار زود است که نتیجه بگیریم این یادداشت تفاهم می‌تواند به توافقی بزرگ میان آمریکا و ایران تبدیل شود. توافقی از این دست می‌تواند خاورمیانه را دگرگون کند.

اما ایدئولوژی و نبود کامل اعتماد، آن را به رویایی دوردست تبدیل کرده است.

این ماجرا برای همه طرف‌های درگیر تجربه‌ای تلخ بوده است. مردم ایران که دونالد ترامپ در ۲۸ فوریه به آنان چشم‌اندازی از آزادی وعده داده بود، همچنان تحت حاکمیت حکومتی بی‌رحم زندگی می‌کنند که در ژانویه هزاران نفر از شهروندان خود را به دلیل اعتراض در خیابان‌ها کشت.

آمریکا همچنان از قدرت عظیم اقتصادی و نظامی برخوردار است. اما تصمیم شتاب‌زده دونالد ترامپ برای ورود به جنگ با ایران اکنون بیش از پیش شبیه اقدام یک ابرقدرتی به نظر می‌رسد که برای حفظ سلطه خود در جهانی در حال تغییر، با دشواری روبه‌رو است.