شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
روزنامههای تهران، آیا اصولگرایان سرانجام یک نفر میشوند؟
- نویسنده, مسعود بهنود
- شغل, روزنامه نگار
- منتشر شده در
روزنامههای امروز صبح تهران، یکشنبه ۳ اردیبهشت در صفحات اول خود از ادامه رقابتها و مذاکرات و گمانه زنیهایی درباره ائتلافهای پشت پرده نامزدهای انتخاباتی نوشته و بیشتر به گمانی زنی در این باره پرداختهاند که آیا رییسی و قالیباف و میرسلیم به یک تن واحد تمکین خواهند کرد.
وعده های انتخاباتی و رد صلاحیت برخی از چهره های پرسروصدای شورای شهرتهران از جمله مطالب دیگر این روزنامه هاست. رسانه های اصلاح طلب که معمولا از رد صلاحیت های شورای نگهبان حمایت می کنند این بار به شدت با هیات مرکزی نظارت بر انتخابات شوراها مخالف و آنان را متهم کرده که دارند انتخابات را مهندسی می کنند.
اصلاح طلبان در انتخابات شوراها
مریم علیزاده منصوری در گزارش اصلی آفتاب یزد نوشته: پس از فتح بهارستان؛ قرار است این بار اصلاحطلبان، بهشت را به تسخیر خود در آورند. این خبر را میتوان با نظر افکندن به اسامی داوطلبان تایید صلاحیت شده انتخابات شوراهای اسلامی استان تهران دریافت.
به نوشته این گزارشگر فهرستی متشکل از نامزدهای تایید صلاحیت شده منتشر شد که اصلاحطلبان آن، این بار برآمده از پلن D و C این جناح سیاسی نبودند و از اعتدالگرایان و اصولگرایان معتدل هم به عاریت گرفته نشده بودند. بلکه کنشگران درجه یک و ریشه دوانده در زمین اصلاحات بودند که هزینه نگرش سیاسیشان را در طول سالیان گذشته پرداخته و از همین روی، در بلک لیست سپهر سیاسی ایران قرار داشتند و بایکوت شده بودند.
گزارشگر آفتاب یزد اظهار نظر کرده که: یک بار دیگر درخت تنومند و ریشه دوانده اعتماد مردم به اصلاحطلبان به ثمر نشست و مردم ایران توانستند میوه تَکرار اسامی لیست امید را که در هفتم اسفندماه ۹۴ در برگههای رای خود نگاشته بودند، در دوم اردیبهشت ماه ۹۶ برداشت کنند. شوراهای اسلامی استان تهران توانستند کاندیداهای اصلاحطلب را با ترازوی علم، شایستگی و قانون مداری بسنجند نه با غربال سیاسیکاری و بازیهای جناحی.
هياهوي رد صلاحيت
نيره ساري در روزنامه جوان به رد صلاحیت نامزدهای شورای شهر تهران انتقاد کرده و نوشته: عده ای معتقد بودند چه بسا انتخابات شوراي شهر از انتخابات رياست جمهوري مهمتر باشد. گويا اين اهميت نتيجه خود را در تأييد و رد صلاحيتهاي هيئت نظارت بر انتخابات نشان داد، چنانچه با ابلاغ نتايج به كانديداها مشخص شد كه وزارت كشور با تأييد صلاحيتها جناحي و سياسي برخورد كرده است؛ امري كه موضعگيري تأييد صلاحيتشدهها را هم به دنبال داشته است.
روزنامه سپاه پاسداران با تاکید بر این که از چند روز قبل نام عده ای به عنوان رد صلاحیت شده از شورای هیات های نظارت بر انتخابات شوراها بر سر زبان ها بود نوشته ابلاغ نتايج به كانديداها در حالي است كه قبل از اعلام رسمي تأييد صلاحيتها، زمزمههاي رد صلاحيت برخي افراد به گوش ميرسيد و جالب اين است كه غالباً گمانهزنيهاي مطرح شده با اعلام نهايي اسامي مورد تأييد واقع شد.
شرق نوشته در حالی که تنها ٣,٥ درصد از آنهایی که داوطلب ورود به شوراهای شهر و روستا در کل کشور بودند، رد صلاحیت شدهاند و از طرفی برخلاف نامه احمد جنتی نامزدی اقلیت ها هم برای انتخابات شورای شهر تهران اعلام شده است هیاهویی در انتقاد به رد صلاحیت برخی چهرهای وابسته به جریان اصولگرا و اعضای فعلی شورای شهر تهران به راه افتاده. کسانی مانند علیرضا دبیر، الهه راستگو، مرتضی طلایی، عباس جدیدی، حبیب کاشانی و حسین رضازاده معترض اند.
این روزنامه از قول پرویز سروری از اعضای جناح راست نوشته ظاهرا اصلاحطلبها که احساس کردند شرایط جامعه علیه آنها میشود و یک رویگردانی اجتماعی را حس کردند، تصمیم گرفتند تا انتخابات را مهندسی کنند و قرار است خودشان بگویند چه کسی وارد شورا بشود و چه کسی وارد نشود. این آقایان همانهایی هستند که در تمام دوران اقدامات شورای نگهبان را بهشدت زیر سؤال میبردند و حالا امروز میبینیم زمانی که خودشان به این نقطه رسیدهاند و این مسئولیت را قبول کردند به قلعوقمع نیروهای انقلابی پرداختهاند.
وعدههای انتخاباتی
شهروند در سرمقاله خود ضربالمثلي نقل کرده كه ميگويد، به سر نيزه ميتوان تكيه كرد ولي روي آن نميتوان نشست و بر آن افزوده: يكي از آقايان نامزدهای ریاست جمهوری هم شبیه سرنیزه عمل میکند و تعجب همه را برانگيخته است. وي در روز ثبتنام اعلام كرد كه درآمد كشور را در طول چهار سال دو برابر و نیم ميكند. همه كساني كه قدري با عدد و رقم آشنا بودند (نياز به آشنايي خيلي زياد هم ندارد) از اين اظهارنظر تعجب و آن را نقد و حتي چنين بياني را تحقير كردند. گويي كه گوينده آن درك درستي از آمار و ارقام و قول و قرار ندارد.
نویسنده مقاله بدون نام بردن از شهردار تهران که چنین ادعایی را برای بهبود اقتصاد کشور مطرح کرده بود نوشته بعد از آن که عده ای او را متوجه اشتباه خود در محاسبات و اعداد ادعایی کرده اند گفته اگر قرار باشد که همین روندها ادامه پیدا کنند و چهارسال دیگر هم با همین نحوه مدیریت سروکار داشته باشیم، معلوم است که چنین برنامهای غیرممکن است. مطمئن باشید اگر نمیتوانستم این کار را بکنم اصلا نامزد نمیشدم.»
شهروند در نهایت نوشته: اينكه بگويد من قولي را كه نتوانم انجام بدهم نميگويم، كافي نيست، چرا كه مردم عقل دارند و ميتوانند ميان قولهاي ممكن و ناممكن تفكيك قايل شوند. دو برابر و نیم شدن درآمد كشور در طول چهار سال غيرممكن است. حتي اگر قيمت نفت صد دلار شود، حتي اگر هيچ اختلافي با جهان خارج نداشته باشيم و همه مبادلات از مجاري عادي انجام شود، حتي اگر افراد لايق و كارآمدي مصدر امور قرار گيرند، حتي اگر هيچ اختلاف سياسي داخلي نباشد و... با فرض وجود همه اينها باز هم چنين رشدي ممكن نيست؛
مهرنوش جعفری در مقاله ای در شرق نوشته:مسائل ریز و درشت اقتصادیمحور، گفتمان واقعی موجود انتخابات پیشِروی ریاستجمهوری را چنان شکل داده است که اردوگاه حامی روحانی ناگزیرند مواضع دفاعی محکمی را در برابر حملات منتقدان و مخالفان ایشان سروسامان دهند. حتی نامزد دیگر اصلاحطلبان یعنی آقای جهانگیری، واجد شرایطی است که میتواند در برابر سیاهنماییهای منتقدان قدرتمند، از دستاوردهاي دولت دفاع کند. این آرایش اگرچه گریزناپذیر مینماید، اما باید توجه داشت تمرکز بر این گفتمان اقتصادی، برگ برنده چندان قاطعی نیست.
به نظر مدیرکل پیشین مطبوعات داخلی: دولت روحانی تلاشهای درخور تقدیری برای برونرفت از خرابیهای دوره احمدینژاد انجام داد، ولی نتوانست حقایق نهفته در مدیریت آن دوره را تبیین و تشریح کند و صرفا به پراکندهگویی دراینباره بسنده کرد. این روش هرچند مبتنی بر مصلحتسنجیهایی بود، اما این پیامد را به دنبال داشت که در افکار عمومی که از ناحیه منتقدان دولت بهشدت تحریک میشد، انتظاراتی شکل بگیرد که برآوردهکردن آن خارج از توان دولت و واقعیات موجود در عرصه اقتصادی و سیاسی کشور بود؛ ازاینرو تمرکز بیش از اندازه بر موضوعات اقتصادی نمیتواند برگ برنده قاطعی برای مبارزات انتخاباتی آقای روحانی تلقی شود.
نویسنده مقاله شرق در نهایت نوشته: یکی از امتیازات دولت آقای روحانی در گذشته چهارساله، تغییر ملموس آهنگ سیاست خارجی بوده که برجام نقطه عطف آن است که عجالتا در همان نقطه متوقف شده و دستگاه دیپلماسی ایشان هنوز آنطور که ظرفیت دارد، در جایگاهی قرار نگرفته که سایر مخاطراتی که پیرامون ایران شکل گرفته یا بهسرعت درحال شکلگیری است، بحرانهای موجود در سوریه و عراق و یمن و روابط چالشبرانگیز با شیخنشینهای خلیج فارس، بهویژه پس از حمله به سفارت این کشور که کاملا قابل پیشگیری بود، شرایطی را موجب شده که میتواند دستاوردهای درخشان دولت آتی آقای روحانی را به محاق ببرد.
تحلیل آرایشهای سیاسی
داود حشمتی در مقالهای در قانون نوشته: ردصلاحیت های شورای نگهبان مانند چهارسال پیش البته برای بسیاری قانع کننده نبود. همانگونه که در ۹۲ هاشمی ردصلاحیت شد و غرضی تایید گرفت، امسال نیز بدون هیچ توضیحی احمدینژاد، بقایی و بسیاری از افراد با سابقه مدیریتی وفعالیت سیاسی ردصلاحیت شدند و میرسلیم و هاشمی طبا، تایید شدند. یکی دیگر از موضوعات مهم در این بخش، ردصلاحیت دوباره زاکانی بود که امیدوار بود این دوره تایید شود.
به نوشته این روزنامه نگار: خروجی شورای نگهبان با حذف ضلع احمدی نژاد، یک سه وجهی ساخت که البته تنها یک ضلع آن دارای ثبات بیشتری است. از آنجا که پس از ریاستجمهوری هاشمی،در هر دوره کسانی انتخابات را بردند که کسی تصورش را نمی کرد. این بار نيز برخی امید دارند که ضلع مستقلها (هاشمی طبا و میرسلیم) بتواند بدرخشد و یک نفر از آنها ريیس جمهور شود. اما باید گفت هیچ کدام از آنها توانایی خلق «حماسه» را ندارند. نه در خودشان این توانایی هست، نه «عده» و «عُده ای» که برای ایجاد حماسه به آن نیاز هست، دراطراف آنها دیده میشود.
صرفنظر از این تاثیرگذاری، رقابت اصلی میان دو ضلع دولت و اصولگرایان خواهد بود. اما در این رقابت، دست بالا با ضلع دولت است. اصولگرایان در وضعیتی که امروز با آن روبه رو هستند شرایط خطرناکی دارند. هر دو کاندیدا ناچارند قبل از رقابت با روحانی خودشان را به عنوان رقیب اصلی روحانی تعریف کنند. از همین روست که هم قالیباف و هم رئیسی تلاش می کنند بیشترین حملات را به روحانی ساماندهی کنند. در این رقابت درونی اما وزن قالیباف کمتر است.
علی صوفی در مقاله ای در آرمان نوشته: در اردوگاه اصلاحطلبان اجماع بیسابقهای در حمایت از حسن روحانی شکلگرفته است، طوری که این مهم برای دو کاندیدای دیگرجریان اصلاحات پذیرفته شده است. ازسویی فارغ از اسحاق جهانگیری که هدف او در انتخابات پیش رو روشن است، بعید به نظر می رسد مصطفی هاشمی طبا به عنوان رقیب روحانی به حضور خود در صحنه ادامه دهد. او بهطور حتم به نفع روحانیکنار رفته و در نهایت صحنه را به روحانی میسپارد.
به نوشته این فعال اصلاح طلب: اما در طیف اصولگرایان به عنوان جریان رقیب سه کاندیدا وجود دارد که در ظاهر امر هر سه کاندیدا به صورت مستقل به صحنه آمدهاند. کاندیداتوری هر یک از آنها ربطی به یکدیگر ندارد، اگرچه بسیاری از کاندیداهای اصولگرایان صلاحیتشان احراز نشد و اگر تایید صلاحیتها بیشتر بود، اکنون صف طولانی از کاندیداهای اصولگرا مقابل روحانی را شاهد بودیم. اما به نظر هر سه نفر تایید صلاحیتشده اصولگرا تا اعلام نتیجه نهایی نتایج انتخابات در صحنه انتخابات باقی خواهند ماند. وجود سه کاندیدا در این طیف وضعیت اصولگرایان را شکننده میکند، زیرا به هر روی آرای این جریان میان سه کاندیداهای اصولگرا متفرق میشود.
مقاله آرمان احتمال داده: اصولگرایان وحامیان آنها به دنبال ایجاد یک فضای روانی در انتخابات پیشرو هستند، آنها میخواهند با ایجاد فضای روانی آرای روحانی را کاهش دهند. به تازگی زریبافان از رئیسی حمایت کرده و از سویی ظاهرا علی نیکزاد وزیر مسکن و شهرسازی دولت سابق به عنوان رئیس ستاد انتخاباتی رئیسی منصوب شد.در نتیجه این امکان وجود دارد که احمدینژاد از رئیسی حمایت کند و در این صورت آرای حامیان رئیس دولت دهم به سبد رئیسی ریخته خواهد شد. البته در صورت حمایت احمدینژاد از رئیسی حامیان وی از او تبعیت نخواهد کرد.
ابوالقاسم قاسم زاده در مقاله ای در اطلاعات با علامت تعجب نوشته: هر چهار سال یکبار در ایران معجزهای ظهور و بروز پیدا میکند! در مدت دو هفته درهای وزارت کشور براساس اجرای قانون انتخابات به روی همه هموطنان گشوده میشود تا هر که در دلش هوس ثبتنام برای نامزدی ریاست جمهوری دارد، ثبتنام کند. بعد از مرحله ثبتنام، در مدت ۵ روز اسامی نامزدهای منتخب از سوی شورای نگهبان به مردم برای انتخاب رئیس جمهور معرفی میشود. در انتخابات این دوره نیز، در مدت پنج روز از میان بیش از ۱۶۰۰ نفر که ثبتنام کردهاند، اسامی ۶ نفر حائزین شرایط معرفی شد.
به نظر نویسنده: سرعت تشخیص و تصمیمگیری شورای نگهبان نیز از معجزات است که آن را هیچ نهاد رسمی و غیررسمی در جمهوری اسلامی ندارد. اگر دیگر ارگانها و نهادها چنین سرعتی یا نزدیک به آن را در تشخیص و اجرا میداشتند، به یقین حال و هوای مدیریت کلان کشور به گونهای دیگر میبود. هر نقدی به شورای نگهبان داشته باشید، سرعت کار این نهاد از جمله اعجاز مدیریت در جهان است!
اطلاعات با اشاره به این که برخی میگویند، این روش، حق انتخاب مردم را محدود و در شمارش چند نفر مسدود میسازد نوشته: امسال شش نفر معرفی شدهاند مدعی شده در اغلب یا همه کشورها نیز چنین محدودیتی از آغاز ثبتنام و شروع رقابتهای انتخاباتی وجود دارد.
با توییت نمیشود
محمد ایمانی در یادداشت روز کیهان نوشته:میشد اتاقی به برخی دولتمردان توئیتر باز و تلگرام باز نظیر آقای مشاور یا آقای معاون سیاسی دفتر رئیسجمهور و یا برخی وزرا سپرد که جملگی در آن مشغول کامنتبازی و توئیتگذاری باشند؛ اما امور مردم با رویکرد تفننی و مجازی و تبلیغاتی نمیگردد. کشور بیش از هر زمان دیگری نیازمند مدیریت انقلابی، بانشاط و پرتلاش و مؤمن به ظرفیتهای انقلاب و توانمندیهای مردم خویش است.
این روزنامه تندرو به گفته ای از رهبر جمهوری اسلامی استناد جسته که گفته بود هر جا مدیریت انقلابی فعال و پرتحرک داشتیم، کار پیش رفته است، هر جا مدیریت ضعیف، کمجان، ناامید، غیرانقلابی و بیتحرک داشتیم، کارها یا متوقف مانده یا انحراف پیدا کرده است و نوشته: نیروهای مؤمن و انقلابی میتوانند با عبور از اختلاف سلیقهها و اولویت بخشیدن به موضوع بازگرداندن لکوموتیو دولت به ریل انقلاب، پویش پیشرفت و عدالت و عزت و کرامت را تبدیل به موج اجتماعی کنند. چهار هفته فرصت کمی نیست برای راهاندازی مطالبه اجتماعی «دولت عزت و اقتدار و اقدام و عمل ملی».
میایستم، میبینم و حسرت میخورم
بهروز بقایی در مقالهای به مناسبت روز جهانی زمین نوشته: زیبایی در محیط زیست ایران موج میزند، هرجای این کشور پهناور که بروید، منظرههای چشمنواز شما را تسخیر میکنند؛ اما گاه لکههای آغشته به کثیفی و زباله، این تصویر بینظیر را خدشهدار میکنند. مردم در نواحی مختلف ایران زمین را دوست دارند و این را در تاریخ و فرهنگ خود نشان دادهاند و شاید بههمیندلیل است که از زباله، بیش از هر چیز دیگری آزار میبینند.
این هنرمند اضافه کرده: دوری از کارخانههای بازیافت، میهمانهایی که حرمت زمین میزبان را رعایت نمیکنند، قانونهای نانوشتهای از احترام به زمین که نادیده گرفته میشود، همه و همه دستبهدست هم میدهد تا مردم سرزمین ما هر روز و بهویژه در روزی مانند امروز که به روز جهانی زمین پاک نامگذاری شده از خود بپرسند که آیا حقِ زمین این است؟ زمینی که به ما برکت خود را ارزانی میکند باید بالاترین جایگاه را در تفکر و زندگی امروز ما داشته باشد.
نویسنده با اشاره به سفرهای خود به نقاط مختلف ایران نوشته در سفرهایی که این اواخر به نقاط مختلف ایران داشتهام، هر زمان که با چنین صحنههایی روبهرو شدهام، ایستادهام، دیدهام، حسرت خوردهام و در بهترین حالت، توانستهام نمایی از ظلمی را که به طبیعت و محیط زیست ایران میشود در تلویزیون با مردم به اشتراک بگذارم. وظیفه ما است که میتوانیم در رفتوآمد به اینسو و آنسوی کشور، خواهان افزایش فرهنگ عمومی در زمینه مراقبت از هوا، آب و زمین باشیم. مردممان را بشناسیم، با ادبیات و فرهنگی که دارند و بیش از هر چه باید همدیگر را بیشتر دوست بداریم.
مناظره تندتند
شهرام شهيدي طنزنویس در صفحه طنز شهرونگ از مناظرهای دیگر بین نامزدهای انتخاباتی نوشته که اول از آن ها می پرسید کدام شغل از مشاغل پرخطر به حساب می آید روحانی جواب می دهد ریاستجمهوری خودش پرخطرترین شغل دراین کشور است. یعنی شما کافی است فقط به سرنوشت سه رئیسجمهوری قبل از من دقت کنید. میبینید کار من چقدر کار ریسکیای است.
و رئیسی می گوید : من تا حالا به شغل و کار اجرایی فکر نکرده بودم. اینم حرفیهها. من گفته بودم تو شعارهام شغل درست میکنم اما شغل پرخطر تو برنامههام نبود انگار. من اگه ممکنه درمناظره بعدی به این سوال جواب میدم.
به نوشته طنز نویس قالیباف: خیلی عجیبه چون به نظر من هم همان جوابی که جناب روحانی گفت، درسته و این امکان نداره که من با ایشون موافق باشم. برای پرستیژم بده اصلا. حالا شده دیگه. فقط من این نکته را اضافه میکنم که برای کاهش خطر این شغل برنامهای مردمی دارم و آن هم این است که خودم به جای دیگران جانفشانی میکنم. میله داغ را میگیرم و داخل گود میشوم و سختی و مرارت رئیسجمهوری را به جان میخرم که مردم ناغافل دراین آتش نسوزند. در واقع خودم را ققنوسوار فدا میکنم.
به نوشته طنزنویش شهرونگ مجری این بار درباره برگزاری کنسرت می پرسد و رئیسی جواب می دهد: بنده یک پدر خانمی دارم که مجبورم نظر ایشان درمورد برگزاری کنسرت درمشهد را درسراسر کشور اجرایی کنم. ریاستجمهوری جای خودش اما ما را با پدرخانم دعوا نیندازید بالاغیرتا. جهانگیری جواب می دهد: خیلی هم خوب است. من صدبار به این وزیر ارشاد گفتم مرا با خودش ببرد اما مدام جواد ظریف را میبرد. و قالیباف جواب می دهد: بستگی داره به زمان اجرا. نزدیک انتخابات باشه بگو تو ستاد من برگزار بشه. بعد از انتخابات باشه، اصلا برگزار نشه. تابع زمان و مکان باید باشه.