شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
محمود دعایی؛ شاگرد نزدیک آیتالله خمینی و ۴۲ سال مدیریت موسسه اطلاعات
محمود دعایی که روز یکشنبه درگذشت پیش از انقلاب ۱۳۵۷ از نزدیکترین افراد به آیتالله خمینی در نجف بود. او پس از انقلاب نیز سفیر ایران در عراق، نماینده شش دوره مجلس و سرپرست موسسه اطلاعات بود. او با وجود این سوابق در موضوعات سیاسی به ندرت اظهار نظر میکرد.
یکی از فرازهای زندگی در نجف تلاش برای جلب حمایت آیتالله خمینی از مجاهدین خلق و اجرای یک برنامه در بخش فارسی رادیو عراق موسوم به رادیو بغداد بود. دعایی نماینده آیتالله خمینی در روزنامه اطلاعات بود و این حکم او توسط آیتالله خامنه ای نیز تایید شد. روزنامه اطلاعات در فضای سیاسی در مقابل روزنامه کیهان قرار داشت هرچند به رغم پرهیز از ادبیات تند کیهان، همچنان مشی محافظهکارانهای داشت.
محمود دعایی در سال ۱۳۲۰ در یزد متولد شد و در کرمان و حوزه علمیه قم، تحصیلات حوزوی داشت. گفته که پدرش ساکن یزد و روحانی بوده و به دلیل سخنرانی علیه رضا شاه به کرمان تبعید شده و سپس در یزد زندانی شده است.
دعایی گفته که مدتی در تجارتخانههای فرش و یک کارخانه برق به حسابداری مشغول بوده و سپس به حوزه قم رفته است.
او گفته که پیش از رفتن به قم نماینده نشریه مکتب اسلام در کرمان بوده و سپس در قم در نشریه بعثت با برخی از روحانیون از جمله اکبر هاشمی رفسنجانی، محمدرضا باهنر و محمدتقی مصباح یزدی فعالیت کرده است. اکبر هاشمی رفسنجانی نیز نوشته که در سال ۱۳۴۳ دعایی و برخی افراد دیگر کار چاپ این نشریه را انجام می دادند.
آقای دعایی گفته که پس از بازداشت هاشمی رفسنجانی و ترس از بازداشت به عراق رفته است. هاشمی رفسنجانی زمان بازداشت خود را سال ۱۳۴۶ ذکر کرده است.
رابط سازمان مجاهدین خلق و مجری برنامه «نهضت روحانیت» در رادیو بغداد
محمود دعایی در عراق به توصیه مصطفی خمینی در بخش فارسی رادیو عراق مشهور به «رادیو بغداد» برنامه «نهضت روحانیت» را اجرا میکرد.
آقای دعایی در دوره حضور در بغداد چند بار رابط سازمان مجاهدین خلق با آیتالله خمینی بوده است. تراب حقشناس از اعضای این سازمان که روحانی بوده و دعایی را در حوزه علمیه می شناخته در خاطرات خود چندین بار به واسطه شدن محمود دعایی برای انجام این ملاقاتها و پیگیری امور مجاهدین خلق اشاره کرده و او را «یک سمپات» خوب سازمان مجاهدین معرفی کرده که بعدها «دشمن مجاهدین و کمونیست ها شد.»
خود آقای دعایی نیز گفته بود: «من در مقطعی نسبت به سازمان مجاهدین اولیه ـ که بنیانگذاران آن مرحوم حنیفنژاد و دیگران بودند ـ سمپات، ارتباط و همکاری داشتم و حتی در مقطعی عضو شدم. من نخستین کسی بودم که آنها را با امام مرتبط کردم.»
او همچنین گفته که پس از امتناع آیتالله خمینی در محکومیت شکنجه اعضای سازمان مجاهدین خلق به خصوص اصغر بدیع زادگان از بنیانگذاران سازمان مجاهدین خلق با آیتالله خمینی چند ماه قهر بوده است.
آقای دعایی در پاریس نیز همراه آیتالله خمینی بود. در فیلمی از آرشیو خبرگزاری آسوشیتدپرس که نزدیک محل اقامت آیتالله خمینی در نوفل لوشاتو گرفته شده، او و محمد خاتمی در حال گفتوگو با صادق قطبزاده دیده میشوند.
سفیر ایران در عراق و اعتراض به «اقدامات تحریکآمیز»
پس از انقلاب ۵۷ محمود دعایی به عنوان سفیر ایران در بغداد منصوب شد اما گفته که به دلیل تشدید اختلافات دو کشور قبل از عید نوروز سال ۱۳۵۹ به ایران فراخوانده شد. بر اساس روایت او آیتالله خمینی گفته بود که معرفی دعایی سمبولیک است چرا که او در دوره تبعید رابط او و مقامات عراقی بوده است.
برخی از چهرههای سیاسی اعلام کردهاند که دعایی به آیتالله خمینی گفته است: «صدام گفته یا من میآیم ایران و یا شما کسی را برای مذاکره بفرستید و به هر حال، ما تسلیم هستیم.» بر اساس این روایت آیتالله خمینی گفته است: «گوش به حرفش ندهید.»
خود آقای دعایی اما گفته که وزیر خارجه عراق پیام صدام را به او منتقل کرده که خواستار معرفی یک نماینده تام الاختیار از طرف آیتالله خمینی برای سفر به عراق و حل مشکلات شده اما آیتالله خمینی با این پیشنهاد مخالفت کرده و گفته که «عراقی ها مطالباتی دارند و نمی توانیم این مطالبات را اجرا کنیم.»
به گفته دعایی، آیتالله خمینی این پیام را به عراق داده که مذاکرات به پس از برگزاری اولین انتخابات ریاست جمهوری و مجلس در ایران موکول شود.
بر اساس برخی روایتهای دیگر دعایی درباره احتمال حمله عراق به ایران و همچنین اقدامات تحریک آمیز ایران هشدار داده و حتی گریه کرده است.
دعایی این روایتها را تکذیب کرده و در عین حال گفته که درباره اقدامات تحریک آمیز مقامات و رسانههای ایران از جمله رادیو اهواز علیه عراق هشدار داده است.
وساطت برای آزادی زندانیان سیاسی
دعایی پس از بازگشت از عراق به عنوان نماینده آیتالله خمینی در روزنامه اطلاعات معرفی و همچنین به عنوان نماینده مجلس اول انتخاب شد.
در آن دوران محمد خاتمی مدیر مسئول روزنامه کیهان بود و دعایی مدیر مسئول روزنامه اطلاعات و بر اساس برخی روایتها در این دوره مشی روزنامه اطلاعات علیه مخالفان ملایمتر بوده است.
دعایی در این دوره همچنین پیگیر وضعیت تعدادی از زندانیان سیاسی بوده است. طاهر احمدزاده فعال ملی-مذهبی و اولین استاندار خراسان پس از انقلاب، در کتاب خاطرات خود نوشته که پس از بازداشت در سال ۶۱، آقای دعایی به همراه هادی خامنهای و محمدعلی هادی، دو نماینده دیگر مجلس به دیدن او آمدهاند.
بر اساس این روایت، در زمان حضور این سه نفر خبری از رادیو پخش شده مبنی بر اینکه طاهر احمدزاده، استاندار دولت موقت در مرز بازرگان با اسناد و مدارک دستگیر شد. طاهر احمدزاده در خاطرات خود گفته که دعایی به این خبر رادیو اعتراض کرد و خطاب به هادی خامنهای گفت که «این چه بساطی است» و هادی خامنه ای در جوابش گفت: «آقای لاجوردی است دیگر و روش کارش همین است.»
به گفته آقای احمدزاده، این سه نماینده مجلس همچنین به نزد آیتالله خمینی رفته و نسبت به این موضوع و دیگر اقدامات لاجوردی اعتراض کردهاند.
برخی از دیگر چهرههای سیاسی بازداشت شده در آن زمان از جمله محمد جعفری مدیر مسئول روزنامه انقلاب اسلامی نیز گفتهاند که آقای دعایی در زمان بازداشت برای آزادیشان تلاش کرده است.
او در عین حال روابط نزدیکی با دفتر آیتالله خمینی داشت و پس از عملیات "فروغ جاویدان" و حمله مجاهدین خلق به ایران، سوژهای از احمد خمینی را با نام مستعار احمد پوربختیار فرد در ستون «دو کلمه حرف حساب» روزنامه اطلاعات و تحت عنوان «نامه وارده» منتشر کرد که در آن تلویحا از کشته شدن اعضای سازمان مجاهدین خلق در اسلام آباد ابراز خشنودی کرده و آن را با روند قضایی برای اعدام «با قاطعیت» زندانیان مقایسه کرده بود.
مطالب جنجال برانگیز روزنامه اطلاعات
پس از درگذشت آیتالله خمینی روزنامه اطلاعات در مقابل روزنامه کیهان که محمد خاتمی دیگر مدیر مسئول آن نبود محلی برای انعکاس اخبار جریان چپ مذهبی و مجمع روحانیون مبارز بود، هر چند که این روزنامه نیز برخی از اطلاعیههای مجمع روحانیون مبارز را منتشر نمیکرد و آنان به فکر انتشار روزنامه سلام افتادند.
مقاله مذاکره مستقیم عطاءالله مهاجرانی در توصیه به مذاکره مستقیم با آمریکا و مقاله علیاکبر سعیدی سیرجانی، نویسنده و پژوهشگر برجسته در تاریخ و ادبیات، در حمایت از دولت اکبر هاشمی رفسنجانی از جمله مطالب بحث برانگیز روزنامه اطلاعات در دهه ۷۰ بود.
آقای دعایی اما با روزنامههای منتشر شده پس از دوم خرداد ۱۳۷۶ زاویه داشت و موسسه اطلاعات انتشار روزنامه جامعه در چاپخانه خود را متوقف کرد.
شش دوره نمایندگی مجلس
محمود دعایی در شش مجلس اول ایران همواره نماینده مجلس بود. پس از انشقاق روحانیون حامی آیتالله خمینی نیز دعایی معمولا در هر دو فهرست جامعه روحانیت مبارز و مجمع روحانیون مبارز قرار داشت.
او با وجود اینکه به صورت سنتی عضو جریان چپ محسوب میشد اما از دولت اکبر هاشمی رفسنجانی نیز حمایت میکرد و در مجلس سوم در مخالفت با استیضاح محمدعلی نجفی وزیر آموزش و پرورش سخن گفت.
همچنین با وجود حذف جریان موسوم به چپ در مجلس چهارم او در این مجلس و مجلس پنجم نیز حضور داشت. آقای دعایی همچنین در مجلس ششم در مخالفت با استیضاح عبدالله نوری سخن گفت.
روابط نزدیک با خاتمی
پس از ممنوعیت انتشار اخبار و تصاویر محمد خاتمی توسط دادستانی تهران، محمود دعایی در یادداشتی در خبرگزاری فارس نوشت که مدتی پیش یکی از مقامهای دفتر آیتالله خامنهای به خاطر انتشار اخبار محمد خاتمی به روزنامه اطلاعات اعتراض کرده و آقای دعایی به همین خاطر به رهبر ایران نامه نوشته است.
به گفته مدیرمسئول اطلاعات، او در این نامه درباره علاقه و «وفاداری» خود به محمد خاتمی توضیح داده و از آقای خامنهای برای ادامه «همراهی» با محمد خاتمی اجازه خواسته بود. محمود دعایی افزود که رهبر ایران در پاسخ این نامه گفته است: «من هم مثل تو فکر میکنم، اما نه به نرمی دل تو.»
با این حال در سال ۱۳۹۴ محمود دعایی در پی انتشار دو خبر درباره آقای خاتمی به دادگاه ویژه روحانیت احضار شد. غلامحسین محسنی اژهای، سخنگوی وقت قوه قضاییه گفت به او تفهیم اتهام شده و با قرار آزاد شده و پروندهاش آماده رفتن به دادگاه است.
شوخیهای خاص و متفاوت
یکی از ویژگی هایی محمود دعایی شوخیهای خاص او بوده است. خودش گفته که وقتی به یک نماینده ارمنی مجلس میرسیده صلیب میکشیده و او صلوات میفرستاده و همچنین به یکی از نمایندگان آشوری مجلس پیشنهاد کرده که زیر صندلیش خمره کشمش بگذارد و به تعبیری شراب بگذارد.
او گفته بود که با نمایندگان «کج و کوله» به شوخی، فراکسیونی به نام فراکسیون «مه پیکران» تشکیل دادهاند و شعارشان این بوده که «ما از خداوند صوت زیبای داوود را می خواستیم خداوند به ما صوت یابو و حسن یوسف را داد.»
او گفته بود که این فراکسیون شعار دیگری نیز داشته که نمیتوان بیان کرد و به صورت خصوصی به خبرنگار میگوید چون باید نزاکت را رعایت کرد.
این روایت یادآور روایتهای گوناگونی است که برخی نمایندگان مجلس و آشنایان دعایی درباره شوخیها و جوکهای گاه رکیک او گفتهاند.