شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
گروگانگیری روی پرده سینما؛ از هالیوود تا جواد شمقدری
گروگانگیری در سفارت آمریکا، در چهار دهه اخیر بارها الهام بخش سینماگران در ایران و آمریکا بوده است. یکی از شناخته شدهترین این آثار فیلم هالیوودی «آرگو» است به کارگردانی و بازی بن افلک که برنده چندین جایزه اسکارشد. این فیلم که در سال ۱۳۹۱ ساخته شد به موضوعی کمتر شناخته شده میپردازد.
مامور مخفی سی آی ای تونی مندز (افلک) به تهران سفرمیکند تا شش دیپلمات آمریکایی که در جریان حمله به سفارت از آنجا به طور مخفیانه خارج شدهاند و به منزل سفیر کانادا پناه بردهاند را نجات دهد. مندز به عنوان یک کارگردان کانادایی وارد تهران میشود و اینطور وانمود میکند که برای فیلمی علمی-تخیلی به نام «آرگو» به دنبال مکانی مناسب برای فیلمبرداری است. فیلم سراسر دارای صحنههای میخکوب کننده است و با طنز گاه و بیگاه تنش را برای بیننده کم میکند.
ولی آثار اقتباسی هالیوود معمولا با اتفاقات واقعی تفاوتهایی دارند واین فیلم هم از این اصل مستثنی نیست.
گزارشهای ویژه چهل سالگی اشغال سفارت آمریکا:
یکی از دیپلماتهای آمریکایی، مارک لیجک در سال ۹۲ در مصاحبهای با بیبیسی گفت قسمت پایانی فیلم که نیروهای سپاه پاسداران را در حالی که اسلحه به دست با سرعت به سمت هواپیمای مسافربری سوئیسی میرانند نشان میدهد، در واقع هیچ وقت اتفاق نیفتاده است.
سال بعد هم حساب کاربری اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) در توییتر لیستی از تفاوتها در فیلم را منتشر کرد.
به آرگو انتقاداتی وارد شده بود که نقش کانادا در فراری دادن دیپلماتها را کمرنگ جلوه داده بود ولی در فیلمی تلویزیونی که بلافاصله بعد از پایان گروگانگیری ساخته شد چنین نبود.
یک فیلم تلویزیونی کانادایی-آمریکایی با عنوان "فرار از ایران: یک ماجرای کانادایی" در سال ۱۳۶۰ با کارگردانی لمُنت جانسون درباره موضوع فرار شش دیپلمات ساخته شد. این فیلم شرح دقیقتری از وقایع میدهد و از سبک مرسوم در هالیوود فاصله دارد. اما نقش سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا به هیچ وجه در این فیلم عنوان نشد به دلیل اینکه این سازمان تا سال ۱۹۹۷ به دست داشتن در این ماموریت اذعان نکرده بود.
در سال ۱۳۷۰ یک سریال تلویزیونی با عنوان "ایران: روزهای بحران" در آمریکا ساخته میشود. این سریال به وقایعی میپردازد که منتهی به حمله به سفارت شده و همچنین اتفاقاتی که به دنبال آن موجب آزادی گروگانها بعد از ۴۴۴ روز میشود. داستان فیلم بیشتر بر تجربیات شخصی افرادی مانند جان لیمبرت ،یکی از گروگانها ، و همسرش پروانه تمرکز دارد. جیمی کارتر رئیس جمهوری وقت آمریکا و محمد رضا پهلوی هم نقش پررنگی در فیلم دارند.
هویت از دست رفته
یک دهه بعد، رامین سِری کارگردان ایرانی-آمریکایی ، فیلمی به نام "مریم" میسازد که روایتگر داستان نوجوانی از خانوادهای ایرانی، در آمریکا است که خودش را بیشتر یک آمریکایی میداند. اما زندگی او بعد از حادثه گروگانگیری دستخوش تغییرات ناخواستهای میشود. این فیلم به تجربیات ایرانیانی میپردازد که به دلیل تار شدن روابط بین دو کشور در آمریکا با تبعیض مواجهه میشوند. در این فیلم شهره آغداشلو در نقش مادر مریم ظاهر میشود.
بابک شکریان، کارگردان ایرانی-آمریکایی دیگری است که با موضوعی مشابه در مورد هویت از دست رفته و طرد شدگی در جامعه در سال ۱۳۸۰ فیلمی تحت عنوان "آمریکا بسیار زیباست" ساخت. این فیلم زندگی یک مهاجر ایرانی را به تصویر میکشد که به دنبال رویای آمریکایی خود میگردد ولی "تعصبهای نژادی" علیه او بعد از بحران گروگانگیری زندگی او را تحت الشعاع قرار میدهد. تعدادی از بازیگران شناخته شده ایرانی ساکن آمریکا در این فیلم نقش آفرینی کردند مانند هوشنگ توزیع، شهره آغداشلو و منصور، خواننده پرطرفدار ایرانی.
ماموریت الهی
موفقیت تجاری فیلم آرگو در ایران بازخورد خوبی نداشت و انتقادهای فراوانی در پی داشت. تعدادی از خبرگزاریها و رسانههای نزدیک به اصولگرایان به شدت به فیلمسازان ایرانی تاختند که چطور فرصت را برای ساختن فیلمی در مورد تسخیر سفارت آمریکا از دست دادند.
با اینکه در ایران شمار زیادی مسند درباره اشغال سفارت آمریکا ساخته شد، تنها یک فیلم سینمایی در این زمینه روی پرده رفت و آن فیلم طوفان شن ساخته جواد شمقدری در سال ۱۳۷۵ بود.
داستان فیلم به عملیات نجات دیپلماتها میپردازد. سرهنگ چارلز بکویث که نقش او را احمد نجفی بازی میکند یکی از اعضای تشکیل دهنده نیروی دلتا در آمریکاست و مصمم است تا با انجام یک ماموریت نظامی پرخطر تحت عنوان "پنجه عقاب" به ایران حمله کند و ۵۲ دیپلمات را به کشورشان بازگرداند. نظامیان وقتی به منطقهای کویری نزدیک طبس میرسند با یک اتوبوس مسافربری مواجه میشوند و مسافران را در برای چند ساعت گروگان میگیرند و با آنها رفتاری خشن دارند. در پایان داستان، هلیکوپتر آنها با هواپیمای سوخت رسان برخورد میکند و ماموریت ناکام میماند و نظامیان از ایران خارج میشوند.
طوفان شن با سخنان آیت الله خمینی به پایان میرسد: "چه کسی این هلیکوپترهای آقای کارتر را که میخواستند به ایران بیایند ساقط کرد؟ ما ساقط کردیم؟ شنها ساقط کردند. شنها مامور خدا بودند."