شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
حضور معنادار زنان در حکومت و در صلح چگونه تامین میشود؟
- نویسنده, شکوفه غفوری
- شغل, فعال اجتماعی
- منتشر شده در
در این مطلب که برای صفحه ناظران فرستاده شده، نویسنده باور دارد که نمایندگی برابر زن و مرد در جامعه و در سیاست منجر به تصمیمهای سیاسی مشارکتی میشود. این مشارکت خود منجر به ایجاد جامعهای هماهنگتر شده و بنیانی محکم برای صلح پایدار فراهم میکند.
افغانستان در آستانه گفتگوهای صلح با گروه طالبان قرار دارد تا برای جنگ ۱۹ ساله افغانستان با این گروه، نقطه پایانی جستجو شود. مذاکراتی سخت در میان انبوهی از اختلاف نظرهای جدی و ساختاری میان دو طرف.
طالبان خواهان برپایی نظام "امارت اسلامی"، تعدیل قانون اساسی و ایجاد یک نظام مبتنی بر قوانین شریعت اسلامی اند، دولت افغانستان اما به حفظ قانون اساسی کنونی، نظام جمهوری و حفظ ارزشهای اجتماعی موجود تاکید دارد.
اختلاف نظر بر سر تغییر یا عدم تغییر قانون اساسی، در کابل نیز پابرجاست. عبدالله عبدالله،رییس شورای مصالحه ملی گفته است که تغییر قانون اساسی ممکن و محتمل است، اما اشرف غنی رییس جمهوری کشور میگوید که قانون اساسی خط سرخ مذاکرات صلح است.
یکی از موارد پر از ابهام در این میان، چگونگی رفتار طالبان با مساله حقوق زنان است.
دوران حکومت طالبان بین سالهای ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۱، یکی از بدترین نمونهها در زمینه رعایت حقوق زنان است. آنان زنان را از حق آموزش، حق کار و حق گشتوگذار بدون داشتن همراه مرد محروم کرده بودند. قانون اساسی افغانستان پس از فروپاشی حاکمیت طالبان، برابری مرد و زن را در ماده ۲۲ که "اتباع افغانستان اعم از زن و مرد در برابر قانون دارای حقوق و وجایب مساوی میباشند" تضمین کرده است.
آنچه حالا سبب شده فعالان حقوق بشر و حقوق زنان، نگران آن باشند که اگر رویکرد طالبان تغییر نکرده باشد و آنان در این مذاکرات بتوانند به خواستهایشان در تعدیل قانون اساسی برسند، ممکن است افغانستان بار دیگر به جهنمی برای زنان بدل شود.
پس از فروپاشی حاکمیت طالبان و روی کار آمدن نظام جمهوری در ۲۰۰۱، پیشرفت حضور زنان در عرصههای مختلف اجتماعی و سیاسی هرچند قانع کننده نه، اما قابل مشاهده است.
با افزایش نگرانیها از افت وضعیت حقوق زنان در افغانستان، اصطلاح "حضور معنادار زنان" در ساختارهای کشوری، به یک بحث داغ بدل شده است. بسیاری از سیاستمداران افغانستان بر حفظ دستاوردهای ۱۹ سال گذشته، تأکید میکنند.
وضعیت زنان، در ساختار دولت افغانستان چگونه است؟
با وجود تلاشها برای افزایش نقش زنان در جامعه و دولت، آخرین گزارش یوناما یا نمایندگی سازمان ملل در افغانستان که در آغاز ماه سپتامبر امسال نشر شد، نشان میدهد که افغانستان کماکان بدترین کشور دنیا برای زنان است.
میزان بالای خشونت در برابر زنان در این کشور ثبت میشود، بر بنیاد آمار وزارت امور زنان افغانستان ۲۵۸۲ قضیه خشونت در شش ماه نخست سال ۱۳۹۹ خورشیدی ثبت شده است.
بر اساس آمار بانک جهانی، ۴۸.۶ درصد نفوس افغانستان را زنان تشکیل میدهند. زنان شاغل همچنان ۲۱ درصد از نیروی کار کشور هستند.
گزارش سالانه کمیسیون اصلاحات اداری و خدمات ملکی افغانستان در سال ۲۰۱۹ حضور زنان در بستهای اداری را ۲۷.۵ درصد گزارش داده است. حضور تعداد محدودی از زنان نیز به بستهای استراتیژیک و کلیدی از جمله وزارتخانهها و کمسیونهای مستقل دست یافتهاند.
بر اساس یک پژوهش در سال ۲۰۱۹، تنها ۴ وزارت غیر کلیدی به شاخص ۳۰ درصد کارمند زن رسیده اند. همین طور در تعداد نزدیک به ده وزارت و ریاست دیگر، کمتر از ۵ درصد حضور زنان مشهود است. این تحقیق همچنان نشان میدهد که تنها ۱۵ درصد از زنان در سطوح تصمیمگیری و استراتیژیک نقش داشته اند. در اخیر سال ۲۰۱۹، حضور زنان در بستهای ۱ و ۲ تنها به ۶.۷ درصد میرسید.
رییس جمهوری افغانستان در گفتگو با تلویزیون دولتی این کشور اعلام کرد که ۴ زن در کابینه دولت جدید او گماشته خواهند شد، ۱۴ درصد از تمام کرسیهای کابینه.
با در نظر داشت آمار ذکر شده، حضور زنان در برنامههای سیاسی کلان بیشتر نمادین و با قدرت ضعیف تصمیمگیری و پالیسیسازی همراه بوده است. حضور معنادار زنان در سیاست، نیازمند سهم قوی آنان در پستهای کلیدی و استراتیژیک است.
مشارکت زنان؛ کلیدی برای صلح
تاریخ بشریت از ابتدا تا اینجا لحظهای جدا از جنگ و صلح نبوده است. اهمیت گسترده جنگ و صلح از ابعاد مختلف مورد توجه و تأمل دانشمندان و فیلسوفان ادوار مختلف گردیده است. شمار زیادی از این دانشمندان برای جنگ و صلح، مدیریت منازعات و پایداری صلح، شاخصها و راه کاری های متعدد ارائه کرده اند. از این میان، کانت متفکر روشنگر آلمانی سده نوزدهم فلسفه "صلح ابدی جهانی" را مطرح کرد. بخشی از فلسفه کانت ارایه اصل برابری قانونی برای هر فرد به عنوان شهروند است. کانت باور داشت صلح پایدار کودکی است که در لحظه به دنیا میآید اما سالها طول میکشد که این کودک بر اثر رشد و مراقبت به بلوغ برسد. او همچنان معتقد بود هر فرد باید به گونه مساوی بخشی از روند سیاسی باشد و بر همین اساس، نظام در زمان جنگ و صلح متعلق به مردم است تا عواقب تصمیمهای سیاسی خویش را بپردازند.
در سال ۲۰۱۶، سازمان ملل متحد دو قطعنامه مهم صلحسازی را تصویب کرد. بر اساس این دو قطعنامه سازمان ملل معتقد است صلح پایدار با عدم وجود جنگ تعریف نمیشود بلکه به طور کلی مربوط به عدم وجود خشونت است.
صلح پایدار مستلزم مشارکت برابر همه شهروندان - زنان و مردان - در عرصه عمومی کشور و جامعه است یعنی نقش و مشارکت زنان بخشی مهم و اساسی صلح پایدار است. نهاد زنان سازمان ملل متحد همچنان معتقد است که نمایندگی برابر منجر به تصمیمات سیاسی مشارکتی میشود. این مشارکت خود منجر به ایجاد جامعه ای هماهنگتر شده و بنیانی محکم برای توسعهی صلح پایدار فراهم میکند.
روند زمانگیر، اما راهحلی پایدار
شهروندان افغانستان پس از تجربه تلخ چهار دهه جنگ و کشتار، صلح را بهترین گزینه برای پیشرفت و توسعه میدانند، اما صلح بدون برابری اساسی جنسیتی و عدالت در مشارکت سیاسی یک رویای دست نیافتی باقی خواهد ماند.
حضور فعالانه و معنادار زنان در صلح روندی یک روزه نه، بلکه مسیری طولانی از ردههای پایین اجتماع به بالا است. دموکراسی در افغانستان نیازمند محلیسازی است. قدرت و آزادی باید از ردههای پایین جامعه به شهروندان داده شود. آزادی و مشارکت زنان از حضور در انتخابات شورای ولسوالیها، تا حمایت از فعالیتهای اقتصادی نوپا میرسد. اینگونه دموکراسی و سهم گیری فعالانه زنان در بافت اجتماعی، اقتصادی و سیاسی کشور نهادینه میشود.
در متن توافقنامه طالبان با آمریکا هیچ تضمین صریحی بر مشارکت سیاسی زنان و برابری وجود ندارد. هرچند جامعه جهانی و دولت افغانستان بر دفاع از حقوق زنان تأکید میکنند و گاهی آنرا "خط سرخ" میدانند، اما مهم است که چه اقدامات اساسی و بنیادی برای پشتیبانی از این خواست روی دست گرفته میشود.
توانمندسازی زنان و سهمدهی آنان در عرصههای اقتصادی و اجتماعی ابتدا در پایین ترین ردههای جامعه، و بعد دادن فرصت به افراد شایسته و نخبهی این قشر در پستهای کلیدی؛ به گونهی خودکار متضمن مشارکت معنادار زنان در صلح پایدار است. صلحی که میتواند فراتر از یک توافق و یک روند کوتاه مدت باشد و آب سردی بر آتش صلحخواهی زنان افغانستان نباشد.