بهایی که کشورهای جهان سوم برای رفاه در کشورهای ثروتمند می‌پردازند

    • نویسنده, امیر سلطانزاده
    • شغل, روزنامه نگار
  • منتشر شده در

مسئله محیط زیست در سالهای اخیر به مرکز توجه جهانیان تبدیل شده است. در غرب، آرای احزاب سبز افزایش چشمگیری داشته و گروه‌های حامی محیط زیست هم از مقبولیت بیشتری نسبت به گذشته برخوردار هستند. کشور ما ایران نیز از این موضوع مستثنا نیست. اگرچه ایران به علت موقعیت خاص جغرافیایی همیشه در معرض بلایای طبیعی قرار داشته، اما طی یک دهه اخیر مسائلی از قبیل ریزگردها، سیل، خشکسالی، انتقال آب و آلودگی هوا به معضلاتی بزرگ تبدیل شده است. موضوعاتی که هر کدام به تنهایی می¬تواند بر روند عادی زندگی تاثیر منفی بگذارد. اما سوالی که مطرح می شود این است که مسئولیت این تغییرات با کیست؟

با توسعه تکنولوژی، کیفیت زندگی نیز بالتبع آن افزایش یافت. انقلاب صنعتی قرن هجدهم، حال به بلوغ رسیده است. اما این انقلاب با خود دستاوردهای دیگری نیز به همراه داشته است. رشد مصرف باعث افزایش کیفیت زندگی شده است. همچنان شاهد تولیدات جدیدی هستیم که باعث افزایش رفاه و آسایش زندگی می‌شوند. البته در این میان، عدم رشد متوازن کیفیت زندگی و رفاه در جهان، بیش از گذشته به چشم می آید. اگر تا قبل از انقلاب صنعتی و رشد مصرف گرایی، شرایط زندگی در غرب و شرق عالم فاصله چندانی با هم نداشت، امروزه شاهد آن هستیم که در برخی کشورها سطح زندگی به عالیترین حد خود رسیده است، اما در بخش دیگری از جهان مردم همچنان به دنبال آب پاک و حداقل نیازهای زیستی هستند.

واقعیت این است که از زمان انقلاب صنعتی، به علت رشد تکنولوی در برخی کشورهای غربی، مصرف نیز در آنجا افزایش یافت. این افزایش مصرف اگرچه باعث رفاه بیشتر شده، اما عوارضی نیز به همراه داشته است. نابرابری، استثمار نیروی کار و عوارض زیست محیطی، از جمله عوارض آن بوده است. آنها سعی کردند در این ۳۰۰ سال، بر این مشکلات فائق بیایند. اما موضوعی که همچنان باقی ماند، نیاز به منابع طبیعی و بازار مصرف است. تداوم حفظ نیروی محرکه سرمایه¬داری، به حفظ و خلق بازارهای جدید مصرف وابسته است. از این رو بسیاری از کشورهای استعمار زده، به ابزار این کار تبدیل شدند. نخست و تا پیش از جنگ جهانی دوم آنها منابع اصلی مواد اولیه بودند، اما پس از آن تبدیل به بازار مصرف شدند. به عبارت دیگر با تغییر مدل مصرف، شکل استثمار نیروی کار، به استثمار اذهان عمومی برای مصرف بیشتر تغییر کرد.

بیش از ۶۵ درصد ثروت جهان در دست گروه جی ۸ قرار دارد. اگرچه به علت برخی اختلافات سیاسی، این گروه فعلا یک عضو خود را از دست داده، اما همچنان سلطه آن بر اقتصاد جهانی تداوم دارد. اکثر این کشورها از حدود ۳ قرن پیش شروع به مصرف منابع جهان کردند. علیرغم اینکه چین در میان آنها یک تازه وارد تلقی می شود، اما سرعت رشد آن به حدی بوده که باید پذیرفت او نیز به اندازه سایرین در مصرف بیشتر منابع طبیعی، سهم غیر قابل انکاری دارد. میزان مصرف مواد اولیه و انرژی نیز در این کشورها رشد شدیدی داشته است. اعضای گروه جی ۸، به مانند کارخانه ای منابع طبیعی را از سراسر جهان وارد می کنند و کالای تولید شده را به همان کشورها و سایر نقاط جهان گسیل می کنند. نتیجه این روند تجمع ثروت در کشورهای صنعتی است. این در حالی است که عوارض آن بر سایر نقاط جهان سایه انداخته است. با این حال خود این کشورها نیز از مصیبت های زیست محیطی فارغ نیستند. البته مسئولیت تنها بر عهده جی ۸ نیست. اخیرا هند و برزیل نیز به جرگه کشورهای تولید کننده بزرگ اضافه شده اند و سهم به سزایی در تولید گازهای گلخانه ای و مصرف منابع غیر قابل تجدید زمین دارند.

فعالان حوزه اقتصاد در غرب در توجیه عملکرد کشورهای ثروتمند غربی می گویند، برای کاهش سطح فقر در جهان باید آن چنان تولید را افزایش دهیم که قیمت تمام شده کالا پایین بیاید و امکان مصرف بیشتر برای مردم سایر نقاط جهان نیز فراهم شود. به عبارت دیگر آنها نسخه ای را می پیچند که شرایط کرده زمین را تا اینجا رقم زده، اما فقط خواهان افزایش سرعت آن هستند. اما موضوعی که لازم به یادآوری است این است که میزان تولید موادغذایی و کالاهای مصرفی در جهان در حال حاضر به حدی است که بتواند نیاز زندگی کلی اهالی این کره خاکی را تامین کند. به عبارت دیگر رشد و توسعه بازار مصرف جز با تاکید بر مصرف تظاهری امکان پذیر نیست. اما کشورهای تولید کننده این موضوع را پنهان می کنند. به عبارت دیگر ما باید مصرف کنیم تا هویت خود را بازسازی کنیم. این دقیقا همان مسیری است که سرمایه‌داری را در مسیر خود حفظ می‌کند.

بیشتر بخوانید:

اگر روند مصرف و بالتبع آن تولید با همین سرعت ادامه پیدا کند، با توجه به رشد سرسام‌آور جمعیت، عوارضی که طی ۳۰۰ سال بر زمین و محیط زیست ما گذشته، این بار طی چند دهه تکرار و افزایش می یابد. با این تفاوت که این بار زمین فرصت تعدیل آن را ندارد. برای مثال در چین میزان تصاعد گازهای گلخانه ای۲۹۳ نیروگاه جدید که با سوخت زغال سنگ کار می کنند، و ساخت آنها برای دوره ۲۴ساله آتی برنامه ریزی شده اند، ۱.۹ برابر بیشتر از سطح کنونی تصاعد گازهای گلخانه ای چین است. ذرّات سمی ناشی از این پروژه ها، بیش از مجموع همۀ اتومبیل های حاضر در شهرهای پکن، تیانجین، چونگ کینگ، شانگهای خواهد بود که موجب مرگ ۲۲۳ هزار نفر در طول این دوره خواهد شد. به گزارش ساینس مانیتور، سرانه هر شهروند هندی در ایجاد دی اکسید کربن سالی ۱.۶ کیلیوگرم است. این درحالی است که سهم هر شهروند آمریکایی حدود ۱۶ هزار کیلوگرم دی اکسید کربن است.

در حالی که کشورهای ثروتمند جهان از چند صده پیش به مصرف بیشتر منابع طبیعی و بالتبع آن تولید بیشتر گازهای گلخانه ای اقدام کرده اند، در کنفرانس های اقلیمی مانند پاریس، مسئولیت کنترل محیط زیست را بر عهده همان کشورهای استعمار زده سابق و بازارهای مصرف فعلی می گذارند. به عبارت دیگر آنها حاضر نیستند در مواجهه با افزایش سرسام آور عوارض طبیعی و موضوع اساسی مانند گرمایش زمین، اقدامی جدی صورت دهند. علیرغم تعهداتی که بر عهده این کشورها قرار دارد، به انحای گوناگون از اجرای آن سر باز می زنند. در همین حال به شکلی غیر مستقیم با تبلیغات کنترل جمعیت یا کاهش مصرف نیز مقابله می کنند. مدیریت اکثر رسانه های تاثیرگذار جهان در دستان همین کشورها قرار دارد. استفاده از تکنیک های مختلف برای اقناع افکار عمومی به مصرف بیشتر و تبلیغ سبک خاصی از زندگی متظاهرانه که نتیجه آن چیزی جز مصرف بیشتر نیست، در تمامی این رسانه ها دنبال می شود.

با این حال بسیاری از روشنفکران و فعالان حوزه های اجتماعی و محیط زیست سعی می کنند در برابر این هجمه رسانه ای و اراده پنهان بین المللی بایستند. مصرف مسئولانه و احترام به ارزشهای زیست محیطی به عنوان وظایف و حقوق افراد تبلیغ می شوند. اما فراموش نکنیم همان کشورهایی که خود پرچمدار تولید و مصرف بیشتر در جهان هستند، با تخصیص بودجه و کمک های بلاعوض به سازمان های حامی محیط زیست، سعی دارند همیت خود را در راستای حل مشکل گرمایش زمین فریاد بزنند. مبالغ اهدایی به این سازمانهای محیطزیستی در برابر سود سرشاری که از مصرف تصاعدی روانه کشورهای تولید کننده می شود، کاملا قابل چشم پوشی است.

واقعیت این است که عوارض زیست محیطی را نمی توان محدود به یک کشور خاص دانست. گرمایش زمین بر مشکلات زیست محیطی کشورهای نزدیک به قطب شمال نیز تاثیر گذاشته است. اگرچه این کشورها با توجه به منابع مالی کافی امکان جلوگیری از توسعه عوارض آن را دارند، اما اساسا نمی توانند آن را مهار کنند. اما شرایط در سایر کشورهای در حال توسعه و جهان سوم وخیم است. به عبارت دیگر هزینه زندگی با کیفیت یک انسان در کشورهای مرفه را، مردم کشورهای جهان سوم پرداخت می کنند. این هزینه هم به صورت ارزان سازی نیروی کار و هم به شکل مشکلات محیط زیستی پرداخت می شود.

اما چرا علیرغم علم به دلایل مشکلات زیستی محیطی ناشی از مصرف گرایی و شناخت مسببان آن، مقابله با آن شکلی جدی به خود نمی گیرد؟ ما در جامعه ای زندگی می کنیم که منافع طبقه حاکم بر صنایع و منابع مالی، با نیازهای ما پیوند خورده است. بنابراین هرگونه سرپیچی از قوانین حاکم بر پرخه تولید و مصرف، فرد را عملا از دایره امکان زیست شرافتمندانه خارج می کند. تقابل با چنین سیستمی نیازمند اتحادی فراگیر است که این اتحاد بدون رشد سطح آگاهی عمومی امکان پذیر نیست. بنابراین باید امیدوار باشیم که افزایش آگاهی عمومی روند اضمحلال محیط زیست و این کره خاکی را کاهش دهد.