«در حاشیۀ یک بیت حافظ»

منبع تصویر، AFP
سلام. شاید شما هم مثل خیلی از فارسی زبانهای شعر دوست، یکی از چند تا کتاب دَمِ دستتان دیوان «حافظ شیرازی» باشد، مثلاً به اهتمام «سیّد ابوالقاسم انجوی شیرازی» (۱)، یکی از بسیار مصحّحان و حاشیه نویسان این رند خراباتی. بازش کرده اید و دارید غزلی را می خوانید که به یاد ماندنی ترین بیتش این است:
پدرم روضۀ رضوان به دو گندم بفروخت،
ناخلف باشم اگر من به جوی نفروشم!
می بینید مصحّح در حاشیۀ این بیت، مصراع دوّم را به نقل از چهار مصحّح حاشیه نویس دیگر (۲)، به دو صورتِ «من چرا ملک جهان را به جویی نفروشم» و «من چرا باغ جهان را به جوی نفروشم» آورده است. بسیار خوب! امّا شما، چون مصحّح و حاشیه نویس نیستید، روی «روضۀ رضوان» که به نظرتان منطقی نمی آید، تأمل می کنید.

منبع تصویر، .
اوّل از علاّمه دهخدا می پرسید «روضه» را چی معنی می کند، و او بعد از معنیهای فرعی (۳)، در معنی اصلی آن می گوید: «باغ، باغچه، مرغزار، سبزه زار، چمنزار.»
و از او می پرسید «رضوان» را چی معنی می کند، و او می گوید: «نگاهبان بهشت، نام فرشتۀ موکّل و نگهبان بهشت، نام دربان بهشت...» و اضافه می کند که «رضوان» به معنی خود «بهشت» هم به کار رفته است (۴). اینجاست که شما به خودتان، امّا طوری که مصحّحانِ حاشیه نویس هم بشنوند، می گویید:
«باغ بهشت را خدا خودش درست کرد. این را «موسی کلیم الله» صریحاً در «توراة»، چنین فرموده است: «و خداوند خدا باغی در عدن به طرف مشرق غرس نمود و آن آدم را که سرشته بود، در آنجا گذاشت!(۵)»
حالا بیاییم به اصل قضیۀ بهشت و جهنّم کاری نداشته باشیم، امّا کسر شأنِ خدا می دانیم که مردم بهشتِ او را با اسمِ دربانش بشناسند. شما اگر اینجا تو لندن کاخ ملکه را به اسم یکی از صدتا «دربان» گمنامش معرّفی بکنید، به زندانتان نمی اندازند، امّا مسخره تان می کنند. به نظر من «روضۀ رضوان» که «حافظ» آن را به یک «جو» می فروشد، حساب و کتاب دیگری دارد!

منبع تصویر، .
این را همین طور الکی نمی گویم. تمام آیه هایی را که توی آنها کلمۀ «رضوان» به کار رفته است، پیدا کرده ام و خوانده ام، و دیده ام (۷) که خود خدا در همۀ آن آیه ها منظورش از «رضوان» فقط «خوشنودی» خودش بوده است، و به شرط «خوشنودی» خودش به همه وعدۀ بهشت داده است. آخر نمی شود که «رضوان» هم صاحب بهشت باشد، هم دربان بهشت، هم خود بهشت. شما به این آیه از سیزده تا آیۀ رضوانی(۸)، که آیۀ بیست و یکم از سورۀ «التّوبه» است، توجّه بفرمایید: «پروردگارشان به رحمت و «رضوانِ» خود، یعنی خشنودیِ خود و به بهشتی که در آن نعمتهای جاوید باشد، بشارتشان می دهد (۹).»
با این حساب می پرسم: وقتی کلمۀ فارسیِ «پردیس» به معنی «باغ محصور» در عربی شده باشد «فردوس»، به معنی «باغ بهشت»، نمی شود که کلمۀ «رزبان» (۱۰) یا به قول دهخدا «رزوان»ِ فارسی هم که علاوه بر «تاکبان» به معنی مطلقِ «باغبان» هم به کار می رفته است، در عربی بشود «رضوان» و «فردوس بانی» بکند؟ فقط می پرسم! می گویید نه! خوب، پس می پرسم: نمی شود که بر اساس آیه های رضوانیِ قرآن، مردمِ بهشت خواهِ خدا دوست، برای بهشتِ خدا دربانی به اسم «رضوان»، یعنی «خشنودی» پیدا کرده باشند؟ فقط می پرسم!
_____________________________
۱- دیوان خواجه حافظ شیرازی، با تصحیح و سه مقدّمه و حواشی و تکمله و کشف الابیات، به اهتمام سیّد ابوالقاسم انجوی شیرازی – سازمان انتشارات محمّد علی علمی – چاپ دوّم – ۱۳۴۶
۲- سه نفر از این چهار مصحّح حاشیه نویس دیگر عبارتند از علاّمه قزوینی، قاسم غنی، و پژمان بختیاری که به جای «ناخلف باشم اگر من به جوی نفروشم»، «من چرا ملک جهان را به جویی نفروشم» را اصیل دانسته اند، و نفر چهارم دکتر پرویز ناتل خانلری است که «من چرا باغ جهان را به جوی نفروشم» را اصیل دانسته است.
۳- معنیهای فرعی «روضه» در لغتنامۀ دهخدا: ۱- نوحه سرایی بر مصائب اهل بیت رسول (ص) به نثر. مأخوذ از روضةالشّهداء، تألیف ملاّ حسین واعظ کاشفی، مقابل تعزیه که نوحه سرایی به نظم است. (از یادداشت مؤلف). ذکر مصیبت حضرت حسین. ملاحسین کاشفی معاصر سلطان حسین بایقرا و امیر علیشیر نوایی در قرن دهم هَ . ق . کتابی در این مورد به نام روضةالشهدا نوشت که در مجالس سوگواری آن حضرت عیناً آن کتاب را برای مردم می خواندند و خوانندگان را «روضةالشهدا خوان» می گفتند و کم کم «روضةالشهداخوان» را «روضه خوان» گفتندی و کلمه ٔ «روضه» را بر ذکر مصیبت اطلاق نمودندی . (ناظم الاطباء). ۲- گور. قبر. تربت . مزار. (از یادداشت مؤلف ). مقبره . مرقد : روضه ٔ مقدس پیغمبر(ص ) با بسیار صحابه آنجا [ در مدینه ] است . (حدود العالم ). ۳- (اصطلاح فقه ) مقدار فاصله ای که بین قبر پیغمبر (ص ) و منبر در مسجدالنبی (در مدینه ) موجود است . (یادداشت مؤلف ).
۴- مثلاً «اوحدی مراغه ای»، ، شاعر عارف منش قرن هشتم هجری، صاحب دیوان: شامل قصاید، غزلیات، ترکیبات، ترجیعات و رباعیات؛ جام جم: شامل مثنویهای اوحدی او؛ و منطق العشّاق (یا ده نامه، محبتنامه)، در این بیت «رضوان» را به معنی مطلق «بهشت» یا «جنّت»: «مگو از جنّت و رضوان حکایت بیش از این با من/ که حیران است صد جنّت در آن رضوان که من دیدم».
۵- کتاب مقدّس، عهد عتیق، سفر پیدایش، بخشی از باب دوّم: «... این است پیدایش آسمانها و زمین در حین آفرینش آنها در روزی که یهوه خدا زمین و آسمانها را بساخت و هیچ نهال صحرا هنوز در زمین نبود و هیچ علف صحرا هنوز نروییده بود که کار زمین را بکند و مِه از زمین بر آمده تمام روی زمین را سیراب کرد خداوند خدا پس آدم را از خاک بسرشت و در بینی وی روح حیات دمید و آدم نفس زنده شد و خداوند خدا باغی در عدن به طرف مشرق غرس نمود و آن آدم را که سرشته بود در آنجا گذاشت و خداوند خدا هر درخت خوشنما و خوش خوراک را از زمین رویانید و درخت حیات را در وسط باغ و درخت معرفت نیک و بد را...»
۶- معمولاً دربان و نگهبان بهشت، مثل دربانها و نگهبانهای این دنیا، باید موجود قوی و قلچماق و قلدری باشد که بتوانند هرکس خواست به زور وارد بهشت شود، دماغش را به خاک بمالند و با یک اردنگ بیندازدش توی جهنّم، امّا باغبان کارش کاشت و پرورش گل و گیاه و درختهای میوه است و معمولاً موجودی ملایم طبع و اهل صفا و دوستدار زیبایی. مگر اینکه «رضوان» همه فن حریف باشد.
۷- برای اینکه شما احتیاجی به صرف وقت نداشته باشید، آن آیه ها و ترجمۀ فارسی آنها را از سایت «پارس قرآن» در اینجا می آورم:
(یک) - *** قُلْ أَؤُنَبِّئُکُم بِخَیْرٍ مِّن ذَلِکُمْ لِلَّذِینَ اتَّقَوْا عِندَ رَبِّهِمْ جَنَّاتٌ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا وَأَزْوَاجٌ مُّطَهَّرَةٌ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللّهِ وَاللّهُ بَصِیرٌ بِالْعِبَادِ ﴿۱۵﴾
بگو آیا شما را به بهتر از اینها خبر دهم براى کسانى که تقوا پیشه کردهاند نزد پروردگارشان باغهایى است که از زیر [درختان] آنها نهرها روان است در آن جاودانه بمانند و همسرانى پاکیزه و [نیز] خشنودى خدا [را دارند] و خداوند به [امور] بندگان [خود] بیناست (۱۵)
(دو)- *** وَعَدَ اللّهُ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا وَمَسَاکِنَ طَیِّبَةً فِی جَنَّاتِ عَدْنٍ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللّهِ أَکْبَرُ ذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ ﴿۷۲﴾
خداوند به مردان و زنان با ایمان باغهایى وعده داده است که از زیر [درختان] آن نهرها جارى است در آن جاودانه خواهند بود و [نیز] سراهایى پاکیزه در بهشتهاى جاودان [به آنان وعده داده است] و خشنودى خدا بزرگتر است این است همان کامیابى بزرگ (۷۲)
(سه)- *** یُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُم بِرَحْمَةٍ مِّنْهُ وَرِضْوَانٍ وَجَنَّاتٍ لَّهُمْ فِیهَا نَعِیمٌ مُّقِیمٌ ﴿۲۱﴾
پروردگارشان آنان را از جانب خود به رحمت و خشنودى و باغهایى [در بهشت] که در آنها نعمتهایى پایدار دارند مژده مىدهد (۲۱)
(چهار)- *** أَفَمَنْ أَسَّسَ بُنْیَانَهُ عَلَى تَقْوَى مِنَ اللّهِ وَرِضْوَانٍ خَیْرٌ أَم مَّنْ أَسَّسَ بُنْیَانَهُ عَلَىَ شَفَا جُرُفٍ هَارٍ فَانْهَارَ بِهِ فِی نَارِ جَهَنَّمَ وَاللّهُ لاَ یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ ﴿۱۰۹﴾
آیا کسى که بنیاد [کار] خود را بر پایه تقوا و خشنودى خدا نهاده بهتر استیا کسى که بناى خود را بر لب پرتگاهى مشرف به سقوط پىریزى کرده و با آن در آتش دوزخ فرو مىافتد و خدا گروه بیدادگران را هدایت نمىکند (۱۰۹)
(پنج)- *** اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَیَاةُ الدُّنْیَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِینَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَیْنَکُمْ وَتَکَاثُرٌ فِی الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ کَمَثَلِ غَیْثٍ أَعْجَبَ الْکُفَّارَ نَبَاتُهُ ثُمَّ یَهِیجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ یَکُونُ حُطَامًا وَفِی الْآخِرَةِ عَذَابٌ شَدِیدٌ وَمَغْفِرَةٌ مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانٌ وَمَا الْحَیَاةُ الدُّنْیَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ ﴿۲۰﴾
بدانید که زندگى دنیا در حقیقت بازى و سرگرمى و آرایش و فخرفروشى شما به یکدیگر و فزونجویى در اموال و فرزندان است [مث ل آنها] چون مث ل بارانى است که کشاورزان را رستنى آن [باران] به شگفتى اندازد سپس [آن کشت] خشک شود و آن را زرد بینى آنگاه خاشاک شود و در آخرت [دنیا پرستان را] عذابى سخت است و [مؤمنان را] از جانب خدا آمرزش و خشنودى است و زندگانى دنیا جز کالاى فریبنده نیست (۲۰)
(شش)- *** ثُمَّ قَفَّیْنَا عَلَى آثَارِهِم بِرُسُلِنَا وَقَفَّیْنَا بِعِیسَى ابْنِ مَرْیَمَ وَآتَیْنَاهُ الْإِنجِیلَ وَجَعَلْنَا فِی قُلُوبِ الَّذِینَ اتَّبَعُوهُ رَأْفَةً وَرَحْمَةً وَرَهْبَانِیَّةً ابْتَدَعُوهَا مَا کَتَبْنَاهَا عَلَیْهِمْ إِلَّا ابْتِغَاء رِضْوَانِ اللَّهِ فَمَا رَعَوْهَا حَقَّ رِعَایَتِهَا فَآتَیْنَا الَّذِینَ آمَنُوا مِنْهُمْ أَجْرَهُمْ وَکَثِیرٌ مِّنْهُمْ فَاسِقُونَ ﴿۲۷﴾
آنگاه به دنبال آنان پیامبران خود را پىدرپى آوردیم و عیسى پسر مریم را در پى [آنان] آوردیم و به او انجیل عطا کردیم و در دلهاى کسانى که از او پیروى کردند رافت و رحمت نهادیم و [اما] ترک دنیایى که از پیش خود درآوردند ما آن را بر ایشان مقرر نکردیم مگر براى آنکه کسب خشنودى خدا کنند با این حال آن را چنانکه حق رعایت آن بود منظور نداشتند پس پاداش کسانى از ایشان را که ایمان آورده بودند بدانها دادیم و[لى] بسیارى از آنان دستخوش انحرافند (۲۷)
(هفت)- *** فَمَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَ اللّهِ کَمَن بَاء بِسَخْطٍ مِّنَ اللّهِ وَمَأْوَاهُ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِیرُ ﴿۱۶۲﴾
آیا کسى که خشنودى خدا را پیروى مىکند چون کسى است که به خشمى از خدا دچار گردیده و جایگاهش جهنم است و چه بد بازگشتگاهى است (۱۶۲)
(هشت)- *** فَانقَلَبُواْ بِنِعْمَةٍ مِّنَ اللّهِ وَفَضْلٍ لَّمْ یَمْسَسْهُمْ سُوءٌ وَاتَّبَعُواْ رِضْوَانَ اللّهِ وَاللّهُ ذُو فَضْلٍ عَظِیمٍ ﴿۱۷۴﴾
پس با نعمت و بخششى از جانب خدا [از میدان نبرد] بازگشتند در حالى که هیچ آسیبى به آنان نرسیده بود و همچنان خشنودى خدا را پیروى کردند و خداوند داراى بخششى عظیم است (۱۷۴)
(نه)- **** یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تُحِلُّواْ شَعَآئِرَ اللّهِ وَلاَ الشَّهْرَ الْحَرَامَ وَلاَ الْهَدْیَ وَلاَ الْقَلآئِدَ وَلا آمِّینَ الْبَیْتَ الْحَرَامَ یَبْتَغُونَ فَضْلًا مِّن رَّبِّهِمْ وَرِضْوَانًا وَإِذَا حَلَلْتُمْ فَاصْطَادُواْ وَلاَ یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ أَن صَدُّوکُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ أَن تَعْتَدُواْ وَتَعَاوَنُواْ عَلَى الْبرِّ وَالتَّقْوَى وَلاَ تَعَاوَنُواْ عَلَى الإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ ﴿۲﴾
اى کسانى که ایمان آوردهاید حرمت شعایر خدا و ماه حرام و قربانى بىنشان و قربانیهاى گردنبنددار و راهیان بیت الحرام را که فضل و خشنودى پروردگار خود را مىطلبند نگه دارید و چون از احرام بیرون آمدید [مىتوانید] شکار کنید و البته نباید کینهتوزى گروهى که شما را از مسجد الحرام باز داشتند شما را به تعدى وادارد و در نیکوکارى و پرهیزگارى با یکدیگر همکارى کنید و در گناه و تعدى دستیار هم نشوید و از خدا پروا کنید که خدا سخت کیفر است (۲)
(ده)- *** مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاء عَلَى الْکُفَّارِ رُحَمَاء بَیْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُکَّعًا سُجَّدًا یَبْتَغُونَ فَضْلًا مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا سِیمَاهُمْ فِی وُجُوهِهِم مِّنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِکَ مَثَلُهُمْ فِی التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِی الْإِنجِیلِ کَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ یُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِیَغِیظَ بِهِمُ الْکُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِیمًا ﴿۲۹﴾
محمد [ص] پیامبر خداست و کسانى که با اویند بر کافران سختگیر [و] با همدیگر مهربانند آنان را در رکوع و سجود مىبینى فضل و خشنودى خدا را خواستارند علامت [مشخصه] آنان بر اثر سجود در چهرههایشان است این صفت ایشان است در تورات و مثل آنها در انجیل چون کشتهاى است که جوانه خود برآورد و آن را مایه دهد تا ستبر شود و بر ساقههاى خود بایستد و دهقانان را به شگفت آورد تا از [انبوهى] آنان [خدا] کافران را به خشم دراندازد خدا به کسانى از آنان که ایمان آورده و کارهاى شایسته کردهاند آمرزش و پاداش بزرگى وعده دادهاست (۲۹)
(یازده)- *** لِلْفُقَرَاء الْمُهَاجِرِینَ الَّذِینَ أُخْرِجُوا مِن دِیارِهِمْ وَأَمْوَالِهِمْ یَبْتَغُونَ فَضْلًا مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا وَیَنصُرُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُوْلَئِکَ هُمُ الصَّادِقُونَ ﴿۸﴾
[این غنایم نخست] اختصاص به بینوایان مهاجرى دارد که از دیارشان و اموالشان رانده شدند خواستار فضل خدا و خشنودى [او] مىباشند و خدا و پیامبرش را یارى مىکنند اینان همان مردم درست کردارند (۸)
(دوازده)- *** یَهْدِی بِهِ اللّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلاَمِ وَیُخْرِجُهُم مِّنِ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَیَهْدِیهِمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ ﴿۱۶﴾
خدا هر که را از خشنودى او پیروى کند به وسیله آن [کتاب] به راههاى سلامت رهنمون مىشود و به توفیق خویش آنان را از تاریکیها به سوى روشنایى بیرون مىبرد و به راهى راست هدایتشان مىکند (۱۶)
(سیزده)- *** ذَلِکَ بِأَنَّهُمُ اتَّبَعُوا مَا أَسْخَطَ اللَّهَ وَکَرِهُوا رِضْوَانَهُ فَأَحْبَطَ أَعْمَالَهُمْ ﴿۲۸﴾
زیرا آنان از آنچه خدا را به خشم آورده پیروى کردهاند و خرسندیش را خوش نداشتند پس اعمالشان را باطل گردانید (۲۸)
۸- «آیه های رضوانی» به آیه هایی می گویم که در آنها کلمۀ «رضوان» به کار رفته است، و هیچ اشاره ای به دربان بهشت ندارد و فقط به معنی «خشنودی» آمده است.
۹- یُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُم بِرَحْمَةٍ مِّنْهُ وَرِضْوَانٍ وَجَنَّاتٍ لَّهُمْ فِیهَا نَعِیمٌ مُّقِیمٌ. «پروردگارشان به رحمت و خشنودیِ خود و به بهشتی که در آن نعمتهای جاوید باشد، بشارتشان می دهد.»
۱۰- در لغتنامۀ دهخدا دربارۀ «رزبان» آمده است: «پرورندۀ رز یعنی تاک انگور. (آنندراج ) (انجمن آرا). محافظ باغ انگور. (فرهنگ فارسی معین ). انگورکار. رزوان . (یادداشت مؤلف ) . || باغبان . (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین ) (برهان ). گاه از رزبان مطلق باغبان اراده شود. ناطور. دخو. تاک نشان . (یادداشت مؤلف ).






























