شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
درگذشت جلال ملکشا؛ شاعر درد و رنج و آرزوها
- نویسنده, ژیار گل
- شغل, بیبیسی
- منتشر شده در
جلال ملکشاه، شاعر کرد ایرانی، شب گذشته در سن ۶۹ سالگی در سنندج درگذشت. او که یکی از مشهورترین شاعران کرد ایرانی است ابتدا به فارسی می نوشت اما پس از انقلاب به کردی نوشت. آقای ملکشاه بارها، پیش و پس از انقلاب، به خاطر اشعار و نوشته هایش زندانی شد. پنج سال پیش مراسم تجلیل از او با حکم نماینده رهبر ایران در استان کردستان لغو شد. جلال ملکشاه قبل از انقلاب، عضو کانون نویسندگان ایران بود.
در صدا و شعر جلال ملکشاه حزنی بود که گویی تمام رنج و درد تاریخ سرزمنیشن در آنها نهفته است. این بود که او را محبوب دل بسیاری از آنان که به اشعار کردی و فارسی او آشنا بودند کرده بود، به خصوص جوانان.
جلال ملکشا شاعر کرد شعر نو بود. در سال ۱۳۳۰ در روستای ملکشا از توابع سنندج در استان کردستان متولد شد. او پیش از انقلاب با سرودن شعر و نثر فارسی وارد عرصه ادبیات شد.
شعرهای جلال ملکشا آینهایی برای واقعیت سیاسی و اجتماعی جامعه او بود. او از جوانان نسل انقلاب بود که هم در دوران محمد رضا شاه پهلوی به زندان رفت و هم در دوران جمهوری اسلامی ایران. اشعار او هیچ گاه در برابر حاکمان و مشکلات معیشتی سر خم نکرد. به قول خودش "زندانی نمانده که روی دیوار آن یادگاری ننوشته باشم" این خصوصیت او را محبوب جوانان کرده بود. او پیش از انقلاب فعال سیاسی بود و بیشتر به احزاب چپ گرایش داشت.
جلال ملکشا با بزرگانی همچون احمد شاملو رفت و آمد داشت. از آقای شاملو نقل شده که گفته بوده "اگر کسی در آینده در شعر فارسی حرفی برای گفتن داشته باشد، جلال ملکشا است." اما ملشکا بعد از انقلاب بیشتر به کردی شعر سرود. اشعاری که بارها او را به بازداشتگاه های اداره اطلاعات ایران کشاند که منجر به زندان شد.
جلال ملشکا پس از انقلاب سال ۵۷ ایران برای چهارده سال در انتشارات کردی صلاح الدین ایوبی به عنوان روزنامه نگار و نویسنده فعال بود. مسئول بخش ادبی نشریه سروه بود. در اربیل کردستان عراق هم برای مدتی سردبیر نشریه ادبی "پرشنگ" بود.
کتاب "زڕهی زنجیری وشه دیلهکان / نالهٔ زنجیر واژگان اسیر ' شعرهای کردی جلال کلشکا در سال ۱۳۸۳ در سنندج به چاپ رسید.
شاعر نامی کرد، شیر کو بیکس او را "زبان رسا و دقیق ادبیات کردی" خواند که اشعارش از دل بر می آید که بر دل می نشیند.
"تاسه، تاوانیار و کاوه کورم" از اشعار به یاد ماندنی اوست.
حدود ۱۸ سال پیش در سنندج با او دیداری داشتم. وضعیت جسمی مناسبی نداشت. از او در باره شعر مشهور او پرسیدم. از کجا الهام گرفته بود که "کاوه کورم (پسرم کاوه)" را سرود.
گفت روزی جلو گاراژ اتوبوس سنندج نشسته بودم. آنزمان صدا حسین در عراق حاکم بود. یک از دلالان گاراژ از من پرسید، "روزی خواهد آمد من اینجا فریاد بزنم سنندج سنندج سلیمانیه!" او گفت و این انگیزهای شد برای سرودن شعر "پسرم کاوه" شد.
'آه، روزی خواهد رسید که پسرم کاوه! رخت سفر بر دوش، دلال های گاراژ مسافربری سنندج فریاد بزنند: سلیمانیه! سلیمانیه!
مجموعه شعرهای "عقاب و کلاغ و درخت پیر" از معروفترین شعرهای اوست که به ده زبان ترجمه شده است.
فصل، فصل زرد پاییز است...
آسمان دلگیر و خاموش و زمین سرد و غم انگیز است
روی عمر سبز جنگل، گوئیا پاشیده بذر مرگ
همچو اشک ان سان که انسانی به حسرت
روز تلخ آحتضار خوش
می چکد از چشم جنگل، دانه ها ی بزرگ....
هنگام حمله داعش به کوبانی ملکشا شعری در باره کوبانی نوشت، اداره اطلاعات سنندج او را فراخواند و به هشدار داد که آن را منتشر نکند.
در سال ۲۰۱۵ قرار بود مراسمی برای تجلیل از جلال ملشکا در مرکز هنری فجر سنندج قرار بر گزار شود، اما با حکم مقامات دولتی نیروی انتظامی از برگزاری مراسم جلوگیری کرد.
زندگی جلال ملکشا شباهت زیادی با زندگی بسیاری از هنرمندان ماندگار ایران و جهان دارد. در فقر مالی زندگی کرد ، اما هیچ گاه تسلیم حاکمان نشد. او با نفس آخر با مردم ماند و در اوج فقر مالی جایگاه بلند معنوی نزد مردم داشت.
جلال ملکشا ۱۱ آبان در سن ۶۹ سالگی در سنندج دار فانی را وداع گفت. جلال ملکشا، شاعر درد و رنج و آرزوها
بیشتر بخوانید: