جدال بر سر توافق ایران و آمریکا در اسرائیل؛ منتقدان نتانیاهو چه می‌گویند؟

منتشر شده در
زمان مطالعه: ۱۰ دقیقه

تنها چند ماه پیش، زمانی که آمریکا و اسرائیل حملات گسترده خود علیه ایران را آغاز کردند، بسیاری از مقام‌ها، تحلیلگران و رسانه‌های اسرائیلی از «فرصتی تاریخی» سخن می‌گفتند؛ فرصتی که به باور آنها می‌توانست نه تنها برنامه هسته‌ای ایران، بلکه کل ساختار جمهوری اسلامی را متزلزل کند و توازن قدرت در خاورمیانه را برای همیشه تغییر دهد.

اما اکنون و پس از امضای یادداشت تفاهم میان تهران و واشنگتن، فضای رسانه‌ای و سیاسی اسرائیل به صحنه یک بحث گسترده تبدیل شده است؛ بحث درباره اینکه چه شد که بعد از آن جنگ و درگیری که بسیاری به آن امید بسته بودند، حالا کار به جایی رسیده که رئيس جمهور آمریکا در پنهان و نهان، نخست وزیر اسرائيل را مورد انتقاد قرار می‌دهد، امضایش در کنار امضای رئيس جمهور ایران دیده می‌شود و حتی نسبت به احتمال دیدار با رهبر جدید جمهوری اسلامی ابراز تمایل می‌کند.

اختلاف اصلی در اسرائیل بر سر یک پرسش است: هدف جنگ چه بود؟ اگر هدف صرفا تضعیف توان نظامی ایران بود، بسیاری از مقام‌های اسرائیلی از موفقیت سخن می‌گویند. اما اگر هدف تغییر حکومت یا بازطراحی موازنه منطقه‌ای بود، منتقدان معتقدند نتیجه نهایی با آن تصویر فاصله زیادی دارد.

بررسی رسانه‌ها، اندیشکده‌ها و تحلیلگران اسرائیلی نشان می‌دهد که اگرچه هنوز اجماع کاملی وجود ندارد، اما بخش قابل توجهی از ناظران اسرائیلی معتقدند فاصله میان اهداف اولیه جنگ و نتیجه نهایی آن بسیار بیشتر از چیزی است که در آغاز تصور می‌شد.

شوک اولیه؛ توافقی که بسیاری در اسرائیل بعید می‌دانستند

یکی از رسانه‌های شناخته شده اسرائيلی به نام «تایمز آو اسرائيل» در این مدت در یادداشت‌ها و تحلیل‌های خود نقدهای جدی را نسبت به تفاهم‌نامه ایران و آمریکا مطرح کرده است. در یکی از این مطالب این نشریه می‌گوید نتانیاهو کوشیده خود را از توافق آمریکا و ایران جدا نشان دهد و تاکید کند اسرائیل طرف این توافق نیست. او گفت این توافق تصمیم رئیس‌جمهور آمریکاست و ترامپ باور دارد می‌تواند هم بازگشایی تنگه هرمز و هم لغو برنامه هسته‌ای ایران را با هم پیش ببرد.

همین گزارش تاکید کرد که ایران از توافق به عنوان دستیابی به «همه خواسته‌های خود» یاد کرده است.

در همین فضا، راز زیمت، پژوهشگر موسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل، در شبکه ایکس در تحلیلی به واکنش‌ها در اسرائيل اشاره می‌کند و می‌نویسد: «افکار عمومی اسرائیل نباید از توافق شگفت‌زده شود، چون تنها چند هفته پیش رسانه‌های اسرائیلی به نقل از مقام‌های ارشد سیاسی و نظامی می‌گفتند شکاف تهران و واشنگتن چنان عمیق است که احتمال تفاهم اندک است.» او هشدار داد همان مقام‌ها اکنون درباره بعید بودن توافق نهایی هم همین نوع ارزیابی را تکرار می‌کنند، در حالی که نتیجه فقط به میزان انعطاف ایران بستگی ندارد، بلکه به آمادگی دولت ترامپ برای مصالحه هم وابسته است.

سکوت محتاطانه نتانیاهو؛ حمله آشکار راست اسرائیل

تایمز آو اسرائیل در گزارشی جداگانه نوشت نتانیاهو از انتقاد مستقیم از توافق خودداری کرده و در عوض مدعی شده اهداف اصلی جنگ محقق شده است. به نوشته این رسانه، او تاکید کرده اسرائیل طرف توافق نیست و تصمیم درباره آن را دولت آمریکا گرفته است، هرچند همچنان اصرار دارد دستاوردهای اصلی جنگ حفظ شده‌اند.

اسرائیل هیوم رسانه دیگر، روز ۱۵ ژوئن در تحلیلی نوشت که صحنه سیاسی اسرائیل پس از توافق «منفجر» شده است. این رسانه گزارش داد گادی آیزنکوت، ژنرال بازنشسته اسرائيل، ایتامار بن‌گویر، وزیر امنیت ملی و یائیر گولان، سیاستمدار و نظامی بازنشسته اسرائيلی از زوایای مختلف به نتانیاهو یا توافق حمله کرده‌اند. بن‌گویر تاکید کرده اسرائیل خود را ملزم به توافق ترامپ نمی‌داند، و گولان گفته است: «بازدارندگی که با خون سربازان به دست آمده بود، اکنون در حال از دست رفتن است.»

یائیر لاپید، رهبر اپوزیسیون اسرائیل، نیز از زاویه‌ای متفاوت به توافق واکنش نشان داد. او توافق را «فاجعه» توصیف کرد و گفت دولت نتانیاهو نتوانسته به اهدافی که برای جنگ تعریف کرده بود دست پیدا کند.

لاپید همچنین از این موضوع انتقاد کرد که مذاکرات پایان جنگ بدون حضور اسرائیل انجام شده و تاکید کرد اسرائیل باید آزادی عمل خود را برای مقابله با تهدیدهای ایران حفظ کند. موضع او نشان می‌دهد حتی بخشی از مخالفان نتانیاهو نیز نسبت به نتیجه توافق رضایت ندارند، هرچند علت نارضایتی آنها با انتقادهای راست افراطی متفاوت است.

این شکاف نشان می‌دهد که حتی در میان مخالفان توافق، مقصر واحدی وجود ندارد. راست افراطی بیشتر ترامپ را متهم می‌کند که زود عقب نشسته است؛ بخشی از اپوزیسیون نتانیاهو را مقصر می‌داند؛ و برخی مقام‌های امنیتی سابق، کل هدف‌گذاری جنگ را زیر سوال می‌برند.

روایت راست اسرائیل؛ آیا ترامپ مقصر است؟

در بخش‌هایی از رسانه‌های راستگرای اسرائیل، توافق نه به عنوان شکست اسرائیل، بلکه به عنوان عقب‌نشینی ترامپ تصویر می‌شود. اسرائیل هیوم در ۱۲ ژوئن، پیش از امضای نهایی توافق، در تحلیلی با تیتر «ترامپ نقد پرداخت می‌کند و ایران چک مدت‌دار می‌نویسد» نوشت که رئيس‌جمهور آمریکا در برابر بازگشایی فوری تنگه هرمز، به ایران پول، مشروعیت، فرصت تنفس برای حزب‌الله و فضای مانور در لبنان می‌دهد؛ در حالی که بسیاری از وعده‌های تهران به آینده و مذاکرات بعدی موکول شده است.

همین خط در جروزالم پست نیز دیده می‌شود. این نشریه در ۱۸ ژوئن در تحلیلی نوشت تصمیم ترامپ درباره ایران بیش از آنکه فقط از نگرانی‌های هسته‌ای ناشی شده باشد، احتمالا تحت تاثیر ترس از رکود جهانی، افزایش قیمت سوخت و هزینه‌های سیاسی داخلی برای جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای بوده است.

در این روایت، ترامپ زمانی که دید ادامه جنگ می‌تواند بازار انرژی و موقعیت سیاسی او را تهدید کند، مسیر توافق را انتخاب کرد. نتیجه، از نگاه این گروه، آن است که اسرائیل در میانه جنگی که هنوز می‌توانست اهرم‌های فشار بیشتری ایجاد کند، با تصمیم واشنگتن متوقف شد.

اما همه در اسرائیل این روایت را نمی‌پذیرند. اگر بخشی از رسانه‌های راستگرا انگشت اتهام را به سمت ترامپ گرفته‌اند، گروه دیگری از تحلیلگران معتقدند مشکل اصلی نه در واشنگتن، بلکه در فرض‌هایی بود که دولت نتانیاهو از آغاز جنگ بر مبنای آنها تصمیم گرفت.

روایت منتقدان امنیتی: نتانیاهو مقصر است؟

در سوی دیگر، تحلیلگرانی مانند دنی سیترینویچ، افسر پیشین اطلاعات نظامی اسرائیل و پژوهشگر امنیتی، خود نتانیاهو را مسئول اصلی می‌دانند. او در چند یادداشت در شبکه ایکس نوشت نتانیاهو پس از پیام معروف ترامپ با مضمون «کمک در راه است»، تصور کرد فرصتی تاریخی برای کشاندن آمریکا به جنگی تعیین‌کننده علیه ایران پیدا کرده است.

آقای سیترینویچ معتقد است مشکل این بود که فرض‌های اصلی اسرائیل از ابتدا غیرواقعی بودند: اینکه فشار نظامی از هوا بتواند به تغییر حکومت منجر شود، کردها یا گروه‌های مخالف وارد عمل شوند، یا اپوزیسیون تبعیدی بتواند موجی داخلی ایجاد کند. او این نگاه را «راهبرد» نمی‌داند، بلکه «آرزوپردازی» توصیف می‌کند.

او در توییت دیگری نوشت یکی از طنزهای بزرگ جنگ این است که کسانی که کارنامه سیاسی خود را بر ایده سرنگونی جمهوری اسلامی بنا کرده بودند، اکنون شاهد نتیجه‌ای تقریبا معکوس هستند: حکومتی که به جای فروپاشی، همچنان پابرجاست و حتی از نظر دیپلماتیک دوباره به بازیگری مهم تبدیل شده است.

برخی تحلیل‌های منتشرشده در هاآرتص نیز به نتیجه‌ای مشابه رسیده‌اند و نسبت به فاصله میان اهداف اولیه جنگ و نتایج کنونی هشدار داده‌اند. هاآرتص در ۱۵ ژوئن در تحلیلی نوشت ترامپ توافق با ایران را در اولویت قرار داده و نتانیاهو دیگر گزینه‌های زیادی ندارد. این روزنامه تاکید کرد حمله اسرائیل به بیروت و تهدیدهای تازه ایران نشان داد، در حالی که ترامپ به سمت توافق با تهران حرکت می‌کند، آزادی عمل اسرائیل در حال محدود شدن است.

موساد و ارزیابی‌های اطلاعاتی زیر سوال

بخش دیگری از بحث در اسرائیل به این پرسش مربوط است که برآوردهای اولیه درباره ایران از کجا آمده بود. اگر واقعا بخشی از هدف جنگ، ایجاد شرایط برای شورش داخلی یا فروپاشی حکومت بود، چه کسی این سناریو را قابل تحقق ارزیابی کرده بود؟

در این زمینه، تحلیل‌های دنی سیترینویچ و راز زیمت با هم تلاقی دارند. آقای سیترینویچ می‌گوید اسرائیل درک دقیقی از الگوی رفتاری جمهوری اسلامی و توان بقای آن نداشت. راز زیمت نیز به خطاهای مکرر در ارزیابی احتمال توافق اشاره کرده و گفته نتیجه مذاکرات فقط به میزان سرسختی ایران وابسته نیست، بلکه به انعطاف واشنگتن هم بستگی دارد.

این تردیدها فقط به مقام‌های سابق اطلاعاتی محدود نبود. برای مثال انستیتوی اورشلیم برای استراتژی و امنیت (JISS) نیز در مقاله‌ای که در ماه مارس منتشر کرد، نسبت به برآوردهای خوش‌بینانه درباره فروپاشی سریع جمهوری اسلامی هشدار داده بود و استدلال می‌کرد ساختار قدرت در ایران همچنان از انسجام و توان کنترل قابل توجهی برخوردار است.

این تحلیل، اکنون در پرتو توافق، اهمیت بیشتری پیدا کرده است، چون نشان می‌دهد حتی در فضای جنگی نیز همه تحلیلگران اسرائیلی به سناریوی فروپاشی سریع باور نداشتند.

توافق بد است یا باید دید چه تضمین‌هایی دارد؟

در کنار مخالفان صریح توافق، گروهی از تحلیلگران اسرائیلی محتاط‌تر برخورد می‌کنند. آنها می‌گویند قضاوت نهایی باید بر اساس جزئیات اجرایی باشد: سرنوشت ذخایر اورانیوم ۶۰ درصدی چه می‌شود؟ دسترسی بازرسان چگونه خواهد بود؟ توان موشکی ایران محدود می‌شود یا نه؟ و آیا اسرائیل آزادی عمل خود را حفظ می‌کند؟

در مقابل، برخی گزارش‌ها تصویری پیچیده‌تر ارائه می‌کنند. تایمز آو اسرائیل به نقل از مقام‌های آمریکایی نوشت نتانیاهو از روند کلی مذاکرات بی‌اطلاع نبوده و حتی اگر در روزهای پایانی متن کامل توافق را دریافت نکرده باشد، در جریان خطوط اصلی آن قرار داشته است. این مقام‌ها گفته‌اند نتانیاهو اگرچه نسبت به اجرای توافق بدبین بوده، اما می‌توانسته آن را در صورت اجرا شدن یک دستاورد بزرگ بداند.

همین رسانه همچنین گزارش داد نتانیاهو قصد دارد از سناتورهای حامی اسرائیل و چهره‌های رسانه‌ای راستگرا برای تاثیرگذاری بر شرایط توافق نهایی آمریکا و ایران استفاده کند. به نوشته تایمز آو اسرائیل، نتانیاهو باور دارد توافق نهایی احتمالا امضا خواهد شد، اما ایران به تعهدات خود پایبند نخواهد ماند.

این یعنی حتی در نگاه نزدیک به دفتر نتانیاهو، تمرکز اکنون از جلوگیری کامل از توافق به سمت سخت‌تر کردن شروط و ایجاد ضمانت‌های اجرایی رفته است.

نگرانی امنیتی: ایران زمان می‌خرد

جروزالم پست روز ۱۸ ژوئن در گزارشی نوشت مقام‌های دفاعی اسرائیل نسبت به توافق آمریکا و ایران نگران‌اند و می‌ترسند ایران فقط در حال «خریدن زمان» باشد و در نهایت به توافق نهایی پایبند نماند.

این نگرانی در اسرائیل هیوم هم دیده می‌شود. این روزنامه در ۱۷ ژوئن گزارش داد اسرائیل نگران است ایران از توافق با آمریکا برای شتاب دادن به برنامه هسته‌ای خود استفاده کند. این نگرانی در مطالب دیگر این رسانه در کنار گزارش‌هایی درباره فشار ترامپ بر اسرائیل برای محدود کردن اقدامات نظامی‌اش مطرح شده بود.

بر این اساس، راه‌حل پیشنهادی این گروه ادامه فشار، حفظ گزینه نظامی، و جلوگیری از تبدیل توافق موقت به فرصتی برای بازسازی ایران است.

لبنان و حزب‌الله؛ آزمون آزادی عمل اسرائیل

یکی از مهم‌ترین نگرانی‌های اسرائیل به لبنان مربوط است. اسرائیل هیوم در ۱۴ ژوئن در مطلبی به این موضوع پرداخته و اشاره کرده که اسرائیل با حمله به اهداف حزب‌الله در ضاحیه بیروت می‌خواست نشان دهد حتی در صورت امضای تفاهم میان واشنگتن و تهران، آزادی عمل خود را در لبنان حفظ خواهد کرد. این رسانه نوشت مقام‌های لبنانی امید دارند توافق با ایران بتواند به آتش‌بس کمک کند، اما اسرائیل پیام می‌دهد هرگونه حمله به خاکش، حتی در قلب بیروت پاسخ خواهد گرفت.

جروزالم پست نیز در تحلیلی برداشت مشابهی دارد و می‌نویسد: ایران گفته که هرچند اسرائیل بخشی از توافق نیست، اما انتظار دارد واشنگتن این کشور را وادار به توقف جنگ علیه حزب‌الله کند؛ موضوعی که می‌تواند به آزمون تازه‌ای در روابط واشنگتن و اسرائیل تبدیل شود.

بنابراین بخشی از واکنش اسرائیلی‌ها نه فقط درباره برنامه هسته‌ای ایران، بلکه درباره این است که توافق تا چه اندازه آزادی عمل اسرائیل علیه حزب‌الله را محدود می‌کند.

اختلاف بر سر معنای جنگ

برآیند واکنش‌ها در اسرائیل نشان می‌دهد توافق ایران و آمریکا بیش از آنکه به یک بحث فنی درباره بندهای توافق محدود بماند، به جدالی درباره معنای جنگ تبدیل شده است.

اگر هدف جنگ، وارد کردن ضربه سنگین به توان نظامی ایران بود، دولت نتانیاهو و حامیانش می‌توانند از دستاوردهای مهم سخن بگویند. اما اگر هدف، تغییر حکومت، بازطراحی منطقه، پیشبرد عادی‌سازی با عربستان و پایان دادن به تهدید جمهوری اسلامی بود، منتقدان می‌گویند نتیجه با آن تصویر فاصله زیادی دارد.

در این میان، سه پرسش اصلی در اسرائیل باقی مانده است: آیا ترامپ اسرائیل را پیش از رسیدن به هدف نهایی متوقف کرد؟ آیا نتانیاهو از ابتدا اهدافی غیرواقعی تعریف کرده بود؟ و آیا دستگاه اطلاعاتی اسرائیل درباره ظرفیت بقای جمهوری اسلامی و احتمال شورش داخلی اشتباه محاسبه کرده بود؟

پاسخ قطعی هنوز روشن نیست، اما آنچه از رسانه‌ها و تحلیلگران اسرائیلی برمی‌آید این است که توافق ایران و آمریکا، به بحثی عمیق‌تر در اسرائیل دامن زده است؛ بحثی درباره اینکه آیا می‌توان آینده سیاسی ایران را با تکیه بر قدرت نظامی از بیرون تغییر داد یا نه.