شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
هفته هنر و فرهنگ؛ دیدار مولانا و شمس بی مدعی، قفلی دیگر بر خانه پدری
- نویسنده, مسعود بهنود
- شغل, روزنامه نگار
- منتشر شده در
فرهنگ و هنر در هفته دوم از ماه دوم پاییز، هفته رونق و فروش سینما بود و گرمای گالری های نقاشی، گرچه خانه پدری تا عنوان پرفروش ترین هفته را گرفت، یاد مراقبان سلامت روانی جامعه افتاد که تکه هایی از خشونت در جان فیلم کیانوش عیاری به جا مانده است. دو سه نمایشگاه عکس و نقاشی هم به اشاره ابرو بازرسان افتتاح نشدند.
یک ماه بعد از آخرین اجرای نمایش عروسکی مولانا، هنوز لذت دیدار این نمایش، با صدای همایون شجریان و محمد معتمدی حفظ شده است. کتابداران وضعیت ثابتی داشتند. چند کتابفروشی محله که حداکثر ده سال از تاسیسشان می گذشت، بسته شدند. مطبوعات چندان در زندگی مردم اثر داشتند که دوشنبه بین التعطیل بیشترشان منتشر نشدند و کک کسی را نگزید. خبری نیست از نمایشگاه سالانه مطبوعات که ۲۰ سال پیش با شکوه و جلال گشوده شد. کسی هم نمی پرسد: نمایشگاه چه شد.
دیداری که هنوز آتشش به جان هاست
همچنان که بازیگران بیشتری برای بازی در فیلم مست عشق شناخته می شوند و عکس های رسیده نشان می دهد شهاب حسینی و پارسا پیروزفر در هیات شمس و مولانا، با سماع عارفانه آشناتر می شوند، یک اجرای دیگر از اپرای عروسکی مولوی، کار درخشان بهروز غریب پور، در تهران به تماشای بازی صدعروسک و صحنه دیدار مولانا و شمس نشستند. اپرایی که ده سال است می گردد و هر بار بهتر و دقیق تر از پیش به دل ها می نشیند. دیدار مولانا و شمس آتش به جان همان دیداری ست که سخن گفتن از آن، آتش به عبای سنت گرایان می زند تا باز اعلام موضع کنند و جدایی حساب خود را از مدرنیست های مذهبی نشان دهند.
در این اپرا چنان که مریم شهبازی در روزنامه ایران نوشت: بیش از صد عروسک ریسمانی در صحنه اند. مریم اقبالی، علی پاکدست، علی ابوالخیریان، مرجان احمدی، مرضیه سرمشقی، نسیم امیرخسرو، هانی حسینی، سارا اقبال، مهرنوش صادقیان، صدف بیگدلی و... به عنوان عروسک گردان و محمدرضا صادقی، علی خدایی، حسین علیشاپور، ملیحه مرادی و مصطفی محمودی هم از جمله هنرمندانی هستند که نام آنها در فهرست آواگران اپرای عروسکی مولوی آمده است.
اپرا عروسکی مولوی اثر درخشان بهروز غریب پور که بعد از اپرای حافظ، آوا و آوازه اپرای عروسکی ایران به گوش دنیا رسانده، براساس اشعار مثنوی و غزلیات مولانا در دیوان شمس تبریزی نوشته شده و موسیقی آن هم براساس دستگاه ها و ردیف های آواز سنتی موسیقی اصیل ایرانی است که همایون شجریان در نقش شمس و محمد معتمدی در نقش مولانا، روایت های آوازی را برعهده دارند.
آخرین اجرای اپرای عروسکی مولوی، یک هفته در تالار فردوسی روی صحنه بود.
نمایشی بدیع و نامنتظر
دیدنی ترین نمایش هفته از دید بسیار از کسانی که به دنبال نمایشی ابتکاری و بدیع می گردند، همین نمایش هله هین هان [هلا] که نشمینه نوروزی آن را نوشته و در پشت بام عمارت روبه رو به اجرا در آمد به کارگردانی مشترک حمید پورآذری و لیلی رشیدی.
بازیگران نمایش عبارتند از: محمد آجیلی، زهرا اسدالله تبار، هومن اردکانی، سانیا احتجاب، آرمان پسیان، پویا حاجیکریم، حنانه حسینزاده، علی حنفیان، سوگل خوشقدم، عرشیا رحمانی، حسام رضاییان، آرین شمیرانی، امیرمحمد صادقی، پویا غفاری، آروین فقیه، یاس فرخنده، اریسا گودرزی، نیکا مشهدی، ثمین مصطفیلو، فاطمه هانی
تهیه کننده این نمایش پرهزینه که عده زیادی را در خدمت دارد مدرسه سینما تئاتر هنرهفتم معرفی کرده اند. نوع نمایش به گونه ای است که به جز بازیگران و عوامل فنی تازه با همراهی: حمیدرضا جمشیدی، آبان حسینآبادی، سجاد حمیدیان، مریم حیدری، مینا زمان، سوده سعدایی، مهدی شاهدی، تینا یونستبار اجرا شده. تازه نسیم ناصرزارع، سارا عزتآبادیپور گروه راهنمایی هستند و مشاورین اجرا عبارتند از: پویان باقرزاده، ماکان اشگواری، حسین پوریانیفر، احسان شایان فرد، سحر صبا. علاوه بر این ها تمرین دهندگان بهنود بهلولی، سجاد حمیدیان، مهدی شاهدی و کیوان محمدی هستند و مدیران صحنه: مهروش علیزاده، مرسده نقی زاده.
در بروشور نمایش تاکید شده که گروه اجرایی: آنتوان لازار، سورنا صحت، جواد کارگر و پویا عربگری هستند و طراح و کارگردان ویدئو VR سهیلا گلستانی است.
چه بسیار کسان که با توجه به آوازه کارگردانان - پورآذری و رشیدی- مایل بودند به دیدار نمایش بروند ولی با تماشای عوامل اجرا از خود پرسیدند مگر چه خبر است؟
برای راهنمایی خریداران بلیت، فقط تذکر داده شده که لباس خیلی گرم همراه داشته باشید و در توضیح پیرامون موضوع نمایش آمده: نمایش هله هین هان هلا در سه زنگ و در دو زنگ تفریح در اتاق ها، پشت بام، حیاط، پلتفرم و ملک مجاور عمارت رخ می دهد.
پس تماشاگران باید مطابق راهنمایی راهنمایان حاضر و توسط نرده کشی ها در هر زنگ از طبقه ای به طبقه دیگر بروند و منتظر یک امر غیرطبیعی باشند، که تا سرشان به آن گرم می شود، زنگ به صدا در می آید و باید رفت.
اما مهم ترین نکته دروغی نمایش با بافت مدرن و بدیع آن، زمانی است که تماشاگران و بازیگران یکی می شوند و در درون کلاس ها جا می گیرند و در این جاست که ضعف های سیستم آموزشی به قدر بهت آمیزی آشکار می شود. چه رسد که در این میان وسایل فوق مدرن ارتباطات و شناخت و دید هم به میدان در می آمیزد و زنگ های تفریح و درس معنای تازه ای می یابد. معنایی که همه درباره آن تجربه داریم بی آن که این همه شفاف و بی پرده به زخمی پی برده باشیم که به جانمان بوده است.
یکی از تماشاگران گفته است تا یک ساعت بعد از نمایش نمی خواستم با کسی حرف بزنم. دوست داشتم که دریافته هایم را در ذهنم منظم کنم. انگار مغزم درگیر کاری شده بود که هرگز وزنش را احساس نکرده بودم. لحظاتی هم بغض می کردم.
قفل بر خانه پدری
یک هفته بعد از شادمانی مردم از این که یکی از فیلم های کیانوش عیاری از بند آزاد شد، و با رضایت وی برای حذف یک صحنه، تهمت خشونت از فیلم پاک شده، و در حالی که فیلم پرفروش ترین فیلم ها شد و ۴۰۰ میلیون تومانی در سینماها فروخت، اما توقیف زود هنگام خانه پدری جدیترین رقیب هزارتو را کنار زد تا با فروشی نزدیک به یک میلیارد تومان در صدر پرفروشهای هفته جا خوش کند. با اعلام توقیف دوباره فیلم فغان از همه برخاست، حتی از کسانی که با این فیلم عیاری موافق نبوده و آن را ضعیف توصیف می کردند.
احمد زیدآبادی، نویسنده و پژوهشگر در پاسخ به حمله برخی رسانههای اصولگرا به اکران فیلم "خانۀ پدری" نوشت: نمیدانم چطور ممکن است روایت جنایت یک پدر متعصب و نادان در صد سال پیش علیه دخترش، که روزانه دهها مورد شبیه آن در کشورهای مختلف جهان ساخته میشود، خودتحقیری جامعۀ ایرانی باشد، اما توصیف تقریباً تمام روشنفکران ایرانیِ سدۀ اخیر به "جرثومههای فساد" و متهم کردن بسیاری از چهرههای بلندپایۀ سیاسی و دینی این کشور از جمله بعضی از مسئولان رده بالای همین حکومت به "مزدوری برای آمریکا و اسرائیل" خود تحقیری نیست و مایۀ بزرگی و عزت و عظمت جامعه است؟
پنج فیلم پرفروشِ هفتهی پیش سینماهای کشور مشخص شدند در حالی که این هفته سینماهای کشور به دلیل ایام سوگواری دو روز تعطیل و دو روز نیمه تعطیل بودند. با این وجود میزان فروش فیلم «هزارتو» که صدر نشین این هفته است؛ در مقایسه با میزان فروش پرفروش ترینهای هفتههای اخیر، تفاوت چندانی نداشته است.
خانه پدری که از ۱ آبان ماه اکران شد و تنها سه روز و نیم روی پردهی سینماها بود و دوشنبه به حکم دادستانی توقیف شد در کنار هزارتو فیلم ساخته امیرحسین ترابی با بازی شهاب حسینی و ساره بیات پرفروش ترین بودند و کمتر از یک میلیارد تومان فروختند.
توقیف خانه پدری باعث شد که هزارتو بلامنازع بر اول جدول پرفروش ها قرار گرفته و بعد از آن مسخره باز، ماجرای نیمروز۲ و کلوپ همسران.
چرا بی تفاوتی
با آن که هر هفته چون میزان فروش سینماها اعلام می شود، با همه گرانی بلیت، ارقام نشان می دهد که به طور کلی صنعت سینما سرنوشتی بهتر از دیگر رشته های هنری دارد، اما در زیر ظاهری که آمار و ارقام تصویر می کنند، صنعت سینما با مشکلات بزرگ تری هم برخورد دارد. رسول صدر عاملی که بعد از انقلاب از جمله اولین سازندگان فیلم های مردمی و پرهوادار بوده است در مصاحبه مفصلی با ایران روزنامه دولت گلایه ها از بی تفاوتی مردم به سینما کرد و گفت شش سال بیکاری و جلوگیری رسمی از فیلم ساختن من باعث شد تا با نگاهی کنجکاوانه به جامعه نگاه کنم.
به گفته این فیلمساز: باید به سمتی رفت و کاری کرد که نسل تازه این کشور را دوست داشته باشد و بداند خود، زندگی و اهدافشان کجای امنیت ملی این کشور قرار دارد. باید فهمید بیتفاوتی این نسل از کجا میآید؟
رسول صدرعاملی که روحانی زاده و از خانواده ای قدیمی است از جمله ایرادهایش به حرکات ایذایی و محدود کننده است و به روزنامه ایران با اشاره به توقیف مجدد فیلم خانه پدری گفته: چند ماه مانده به آغاز جشنواره فیلم فجر، با همین حرکتها، رعشهای به اندام کل بدنه سینما افتاده است. اینکه قرار است فیلمهای ما به چه سرنوشتی دچار شود و این شاید مطلوب همان عدهای باشد که نداشتن سینما را به داشتن آن ترجیح میدهند.
پوشیدگی تخیل برانگیز
شهره مهران از سی سال قبل زمانی که به دانشگاه می رفت، به طوری جدی نقاشی می کند و از جمله چهره های تثبیت شده در هنرهای تجسمی است.
هنوز شهرها جنگ زده بودند که اولین نمایشگاه خود با موضوع حجاب را برپا داشت و در آن همه چیز را از دیوار و گلدان و انسان را در حجاب دید. و چندان بر این نقطه پافشاری کرد که دیگر در سطح جهانی و نمایشگاه های معتبر، به همین پوشیدگی شهرت دارد.
مهران چندی پیش در مصاحبه ای و در پاسخ خبرنگاری که از همین پنهان شدن زیر همه چیز می پرسید گفت «هرچه زیرِ پوشش قرار میگیرد، تخیلم را به پرواز درمیآورد. اینجا چه چیزی پنهان شده؟ آن چیست که نباید دیده شود؟ در پسِ هر استتار رمزی نهفته و رازی جاری است. لابهلای چین و واچینِ زندگی روزمره، اشیایی را میبینم که در پارچههای ضخیم پیچیده شدهاند. بند و سنگ و طناب و سیم مانع میشوند که پرده کنار رود و شی خود را برملا کند. وضوح ممکن نیست، شفافیت مخدوش شده. گوشهی پیادهرو، کنار جاده، گرد تیرآهنها، روی سنگ و سیمان، سرتاسر آسمان: آنچه نباید دیده شود همهجا هست، پوشیده و خاموش و ما استتار را میپذیریم.»
تازهترین نمایشگاه انفرادی شهره مهران در گالری شماره یک اعتماد دو هفته برپاست و در آن جا ۱۵ تابلوی رنگ روغن بهنمایش گذاشته شده است که چهار تابلو در ابعاد بزرگ و بقیه در اندازهی ۱۰۰- ۱۵۰ و همه متعلق به دو سال اخیر. سوژههایی که پنهان بودنشان تخیل بهوجود میآورد.
زاد لاکچری
یک مقام بهداشتی ایران گفته تولد نوزادان روز هشتم آبان ۳۰۰ درصد رشد داشته است. و این حاصل تفکر «لاکچری» است که دوست دارد روز تولد فرزند روند باشد ۸/۸/۹۸ مشهور به تولد لاکچری که برخی مادران را وادار کرده که به سزارین متوسل شوند و برخی دیگر با کمک دفتر بیمارستان ها و زایشگاه ها توانسته اند تاریخ شناسنامه فرزندشان را جلو و عقب برند که سرانجام به رقم «لاکچری» برسد.
در فیلم مستندی که در این باره ساخته شد از پدری پرسیده اند که چرا این روز مهم است وی با افتخار گفت لاکچری است مثل پورشه. مادری هم گفت: بعدا از ما متشکر خواهد شد که این همه به فکرش بوده ایم.
اما برخی از پیش، لاکچری بوده اند، مانند برادران دوقلوی علی و محمد سعیدی، آوازخوانان موفق مکتب اصفهان. آنان پیشاپیش در هشتم آبان زاده شده بودند، به همین مناسبت هم آلبوم تازه ای با عنوان گیسوی نگار در این روز «لاکچری» منتشر کرده اند. آنان شاید از نخستین آوازخوانان باشند که ترانه هایی با لهجه شیرین اصفهانی خوانده اند مانند نگاری منی، که در آلبوم جدیدشان قرار دارد.