هفته هنر و فرهنگ، از خانه سایه تا سیمین و جلال راهی نیست

    • نویسنده, مسعود بهنود
    • شغل, روزنامه نگار
  • منتشر شده در

در هفته ای که گذشت همچنان بر بساط روزنامه فروشان کنار خیابان، فروش سیگار و آدامس بیش تر از روزنامه بود، فیلم درخشان پرفروشی بر اکران نبود، شهرنشینان با فیلترشکن های تازه آخرین فیلم تارانتیو را می بینند، و دور از کلانشهرها، سریال های خانوادگی و برنامه های اجتماعی و مسابقات فوتبال اروپا دیده می شود. دختران عکاسان همچنان زندان اند، هواداران محیط زیست هم، چندان که نام آوردن از آن ها اشک اسماعیل کهرم پیگیر دیرینه سال محیط زیست را سرازیر می کند.

در این احوال، در نمایش ها و فیلم های بیشتری، شرایط امروز جامعه ایرانی تجسم شد، تماشاگران بیشتری اشاره ها را دریافتند و البته نقاشی یک زندانی اوین در نمایشگاه جمعی درخشید و تهرانگردان بیشتر فرهنگی بودند و گاه هنری.

ستاره شناس

نمایش ستاره شناس نوشته دیدیه ون کولارت نویسنده فرانسوی ۳۸ ساله است و تاکنون سی رمان نوشته و جوایز ادبی بسیاری را برنده شده که چندتایی از این جوایز در سال ۱۹۸۳ برای همین نمایش بود. مترجم نمایشنامه و کارگردان نمایش اصغر نوری است و تنها در بخش پایانی نمایش اندکی از کار اصلی دور شده است. اما کاری موشکافانه و در عین حال شیرین که اجرایش به نوشته یک منقد سهل و ممتنع است، در دو هفته گذشته خاطره خوبی برای تئاتررو داشت.

لیلا زاهدی در نقدی در سایت سینما سینما درباره نمایش ستاره شناس نوشت: دو زن در مواجهه با یکدیگر شروع به گفتگو درباره ی گذشته، آمال و آرزوها و روابط خود می کنند، در حالی که این برون ریزی بخشی از یک تراپی از پیش تعیین شده است که توسط پزشک معالجشان طرح ریزی شده است. آنها در این گفتگو به نکات مشترکی با یکدیگر می رسند و دوستی بینشان شکل می گیرد. در این فاصله ما شاهد لحظاتی از گذشته ی این دو هستیم به همراه مردی که در زنگیشان پدیدار می شود.

بهروز عبدی در دیوار تیوال نوشت: نمایشنامه ستاره شناس حرف برای گفتن بسیار دارد، متن جدای از لحظاتی که باطنز موقعیت همراه است ،خیلی موشکافانه به تحلیل روانشناختی انسان در موقعیت های مختلف می پردازد تا حدی که گویا ما نیز بعنوان تماشاگر در مطب دکتر روانشناس هستیم.

نظر شاهین تفرشی چنین است:شروع نمایش فضایی رازآلود را در عین ساده گی تداعی می کرد، ابتدا به روایت دو شخصیت زن پرداخته می شود، اما با حضور شخص سوم ( مرد) رازها بر ملا می شود، اما این رازها از جنس راونکاوانه است، ستاره شناس با روایت داستانی ساده اما پر مفهوم ما را به درون ذهنمان هدایت می کند، گاهی میخندی، گاهی با خود شاید بگویی ( این که منم. برای منم همین اتفاق افتاد. چه جالب. گاهی آدمها چقدر شبیه هم می شوند، اما در ظاهرمان چیزی از آن شباهت نیست تا فرد مقابلمان متوجه شود...)

نمایش در تئاترشهر - سالن سایه به صحنه رفت. بازیگرانش احمد ساعتچیان، سهیلا صالحی، غزاله رشیدی و نازیلا باباپور، اصغر نوری خواننده ترانه ها بودند.

از ارغوان به سووشون

وسط گفتگوها درباره افزایش تعداد جهانگردان که در هر شهری گاه گاه دیده می شوند و حالا که عادت هم داده شدند به بیتوته در خانه های قدیمی و بازسازی شده یزد و کاشان و اصفهان و تبریز، به قول یکی از یزدی ها، با ما دخترخاله پسرخاله هم شده اند. و هر هفته خبر می رسد از ابتکاری که توربرها به کار گرفته و مقصد و راه تازه ای معرفی کرده اند.

چندی پیش یک موسسه جهانگردی تازه تاسیس اعلام داشت: این بار می‌خواهیم به جای بازدید از خانه‌های تاریخی، عمارت‌ها و کاخ‌های سلطنتی مجلل و اعیانی، به سراغ خانه‌های اهالی فرهنگ و هنر این مرز و بوم در تهران برویم و قصه‌های تولد و مرگ، عاشقی و معشوقی، خوشی و ناخوشی، شهرت و ماندگاری و... آنها را با هم مرور‌ کنیم. از خانه و درخت جاودان هوشنگ ابتهاج (سایه) تا دکتر علی شریعتی و جلال و سیمین...

با توضیح بیشتر معلوم شد مبدا حرکت تور: میدان هفت تیر است در ساعت ۹ صبح و ساعت ۴ بعد از ظهر هم تور پایان می گیرد. برگزارکننده تور، اتوبوس توریستی کولردار، راهنما و کارشناس مجرب در اختیار می گذارد اما هزینه ناهار بر عهده گردشگر است.

و تور از این خانه ها گذر خواهد کرد: محوطه خانه و درخت ارغوانِ هوشنگ ابتهاج (سایه) - خانه دکتر شریعتی - موزه خانه جلال آل احمد و سیمین دانشور - خانه استاد محمد معین بنیانگذار فرهنگ دهخدا و امیرجاهد ترانه‌سرای بزرگ.

مطابق برنامه، گروه ابتدا به خانه هوشنگ ابتهاج (سایه) شاعر جاودانه قلبها خواهند رفت و از درخت افسانه ای ارغوانِ ابتهاج بازدید خواهد کرد، درختی که داستانهای بسیار دارد و جایگاهی برای خود در ادبیات فارسی.یکی خواهد گفت این قصیده یادگار کجاست و سایه در کدام زندان این را سروده و به کدام سال یا سالیانی. آیا کسی ارغوان را در کنار آن درخت خواهد خواند:

پس از آن تهرانگردان به منزل دکتر علی شریعتی می روند. خانه ای که با تمام وسایل یک خانواده، روح زندگی در آن موج می زند. می‌توان در اتاق کار دکتر، عکس های یادگاری گرفت. در داخل خانه حدود ۲۵ دقیقه فیلم هایی دیده نشده و نایاب از زندگی دکتر شریعتی به نمایش در می آید. در ادامه به شرق تهران به خانه موزه دکتر محمد معین و استاد بزرگ موسیقی ایران، محمدعلی امیرجاهد. خانه ای که با حال و هوای دهه ۳۰

در ادامه تورگردان در رستورانی ناهار خواهند خورد و بعد به خانه سیمین دانشور و جلال آل احمد تا ساعتی را با نسخه خطی "مدیر مدرسه" و سووشون باشند. خانه‌ای که خشت به خشت آن به دست جلال و با عشق به سیمین ساخته شد. در نهایت برنامه حدود ساعت ۱۶ در متروی قیطریه پایان خواهد یافت.

فروش اثری از یک زندانی زندان اوین

در حالی که آخرین حراج تهران دهمین سال خود را با ۳۴ میلیارد تومان به پایان برد، فروش تابستانی گالری گلستان که ۲۷ سال از عمرش می گذرد، امسال پر شورتر، جوانانه‌تر و شهرستانی‌تر از همیشه برگزار شد و با فروش ٩٧ اثر به ٣٧٨میلیون تومان، به کار خود پایان داد.

لیلی گلستان، طراح این رویداد، این دوره را خیلی جوانانه و خیلی مردمی ارزیابی و ابراز خوشحالی کرد: "شهرستانی ها خوب فروختند. او فاش کرد که یک نفر از زندان اوین در نمایشگاه امسال حضور داشت و کارش هم به فروش رسید. به گفته وی "به جهت شرایط خاص اقتصادی احساس کردم الان نباید اثر گران قیمت بگذارم به همین دلیل از مجموعه‌دارانی که آثار پیشکسوتان را پیشنهاد می‌دادند، فقط چند اثر را به نمایش گذاشتم. "

به گفته خانم گلستان: از آنجا که یکی از شعارهای صد اثر صد هنرمند ،نمایش آثار جوانان کنار پیشکسوتان و بزرگان هنر است و خود این رویکرد نوعی تشویق جوانان و زمینه بیشتر دیده شدن آثار آنها است، آثار شماری از بزرگان را که توسط مجموعه داران پیشنهاد شد پذیرفتیم، از استادان به نام همچون پرویز کلانتری، محمد ابراهیم جعفری و غلامحسین نامی.

شهرونگ ۳ ساله شد

هادی حیدری دبیر شهرونگ، صفحه طنز روزنامه شهروند همزمان با سه سالگی شهروند نوشت: با خود می‌اندیشیدم اگر بهار هشتاد و هشت روزی که محمد قوچانی در روزنامه «اعتماد ملّی» مسئولیت راه‌اندازی صفحه روزانه کارتون و طنز «شبنامه» را به عهده‌ام گذاشت و به مدد پوریا عالمی و یک تیم کاربلد از طنزنویسان و کارتونیست‌ها، آن حرکت را کلید زدیم؛ روزنامه به محاق توقیف نمی‌رفت و شبنامه، پایدار می‌ماند، امسال دهمین سال انتشارش را جشن می‌گرفتیم.

به نوشته این طراح شناخته شده: غمی گوشه دلم را می‌گیرد که چرا ما جامعه‌ای کوتاه‌مدتیم و چرا دامنه شادی‌هایمان کوتاه و کارها و فعالیت‌هایمان محکوم به توقیف‌اند؟! فکر می‌کردم اگر ما در کشوری توسعه‌یافته می‌زیستیم با این میزان از انگیزه و تلاش در چه جایگاهی قرار داشتیم و تاثیرمان تا چه اندازه بود؟ اما توقیف‌های پی‌درپی، محدودیت‌ها و سانسورهای روزانه، سیّال و سلیقه‌ای، ما را از رو نبرد؛ پوستمان را کلفت‌تر و باورمان را به راهی که در پیش داریم، بیش‌از پیش کرد.

مانیفست بچه های شهروند امروز این است: ‌از توقیف روزنامه قانون با ضمیمه کارتون و طنز «بی‌قانون» و بی‌کار شدن شماری از همکارانمان بسیار ناراحتیم. از تعطیلی ستون‌های کارتون و طنز در سایر روزنامه‌ها که جایشان را به طرح‌های اینترنتی داده‌اند، حال خوشی نداریم. اما چه کنیم که چاره را در تلاش خستگی‌ناپذیر برای زدودن غبار غم از چهره مردم و نشاندن لبخند بر لبانشان می‌دانیم؛ هرچند که آن لبخند، تلخ باشد.