از جنگ تا آتشبس با هانس بلیکس؛ «به رفسنجانی گفتم همیشه ممکن است چیزی نامرئی وجود داشته باشد»

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, حسین اسماعیلی
- شغل, بیبیسی
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۱۱ دقیقه
در روزهایی که اسرائیل جنگ را با ایران شروع کرد و سپس آمریکا با بمباران مراکز هستهای ایران به جنگ پیوست، هانس بلیکس خاطرهای از دیدار ۱۱سال قبلش با اکبر هاشمی رفسنجانی در تهران را به یاد میآورد که کلید بحران کنونی است.
دیدار او با هاشمی رفسنجانی چند ماه پس از توافق موقت هستهای بین ایران و قدرتهای جهانی، در اردیبهشت ۱۳۹۳/ مه ۲۰۱۴ در تهران و کاخ مرمر بود.
نقل قولهایی که در این متن منتشر شده، اظهارنظرهای او در روزهای جنگ اسرائیل و ایران و پس از آن است.
هانس بلیکس سومین مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی از دسامبر ۱۹۸۰ (دی ۱۳۶۰) تا دسامبر ۱۹۹۷ (آذر ۱۳۷۶) است. نام او با پرونده برنامه اتمی صدام حسین در عراق گره خورده است. پروندهای با برخی از مشابهتهای خیرهکننده با وضعیت کنونی جمهوری اسلامی ایران. اختلاف بر سر برنامه اتمی و نحوه بازرسیها همراه با برنامه موشکهای بالستیک ایران که از نظر اروپاییها و آمریکا قابلیت حمل کلاهک اتمی دارد اما ایران آن را رد کرده است..
مهر ۱۳۹۲/ اکتبر ۲۰۱۳ یعنی در روزهایی که مذاکراتی داغ بین ایران و عمدتاً آمریکا برای رسیدن به توافقی اتمی شروع میشد یکی از قفلها، قطعنامههای تحت فصل هفتم منشور در شورای امنیت بود که تا آن زمان هیچ حکومتی بدون ساقط شدن از زیر آن خارج نشده بود.
در سالهای اخیر هانس بلیکس مشاور دولت امارات متحده عربی در امور هستهای بوده و از نزدیک تحولات مربوط به برنامه اتمی ایران را هم دنبال کرده است.
آقای بلیکس در ۹۷ سالگی از ویلای تابستانیاش در استکهلم مدام در حال ارزیابی وضعیت منطقه است. همانند یک دهه پیش که تحولات مربوط به مذاکرات اتمی ایران و قدرتهای جهانی را لحظهبهلحظه دنبال میکرد. او میگوید:«امارات در توافق همکاری هستهای با آمریکا، پذیرفت تا زمانی که دیگران نیز چنین کنند، از غنیسازی و بازفرآوری اورانیوم چشمپوشی کند.»

منبع تصویر، Spencer Platt/Getty Images
پیش از توافق برجام که هنوز توافقی بین ایران و قدرتهای جهانی شکل نگرفته بود سؤالی مطرح بود که چطور میشود، شورای امنیت راضی به کنار گذاشتن تحریمها شود بدون اینکه این قطعنامهها حتی یک ساعت توسط ایران اجرا شده باشد.
آن زمان آقای بلیکس به بیبیسی فارسی گفته بود:«با تصویب یک قطعنامه دیگر در شورای امنیت شاید بشود همه قطعنامههای قبلی را لغو کرد.»
به هانس بلیکس گفتم در تابستان ۱۳۹۴ همه تصور میکردند که بحران اتمی ایران برای همیشه حلوفصل شده اما حالا در سالگرد ۱۰ سالگی آن، وسط جنگ هستیم. بلیکس میگوید: «برجام پس از مذاکراتی بسیار طولانی و دشوار حاصل شد. این توافق با مقاومت شدید اسرائیل و تندروهای آمریکا مواجه شد، اما بهخوبی عمل کرد. خروج دولت ترامپ از آن یک اشتباه بزرگ بود.»
«کلاه شرعی» عراقچی و «حرفهای زننده»

منبع تصویر، Fred Merz/Bloomberg via Getty Images
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
تأسیسات اتمی ایران زمانی بمباران شد که سه کشور اروپایی هنوز، ضربالاجلی برای احیای قطعنامههای ده سال پیش شورای امنیت در صورت عدم توافق تازه به ایران نداده بودند. از هانس بلیکس پرسیدم بهنظر شما راهحلی باقی مانده است؟
او به بیبیسی فارسی گفت: «راهحل قابل اجرا برای روابط ایران و آمریکا در تیر ماه ۱۴۰۴ / ژوئیه ۲۰۲۵ بهنظر من، نوعی از مدل کنسرسیوم محتمل، هرچند پیچیده است. منع کامل ایران از غنیسازی اورانیوم که با غرور ملی این کشور در تضاد است شاید عاملی غیرقابل برای عبور از وضعیت کنونی باشد. این موضوع همچنین با معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای غنیسازی در کشورهایی مانند آرژانتین هم در تضاد است. بهنظر میرسد ایران و عربستان به ایده کنسرسیوم علاقه مثبت نشان دادهاند و فکر میکنم برخی از مشکلات میان آمریکا و عربستان را هم میتوان از این طریق حل کرد. طرح محوری برای جلوگیری از اشاعه هستهای در خلیج فارس بر مبنای همکاری منطقهای است؛ هدفی که ایران، عربستان، امارات، آمریکا، اسرائیل و دیگران باید در آن منافع مشترک داشته باشند.»
اما در میانه هیاهوی جنگ و حملات به تأسیسات اتمی ایران، آقای بلیکس مطمئن نبود که طرح کنسرسیوم بتواند به موفقیت برسد و درباره آن تردید داشت: «ایده کنسرسیوم سؤالات زیادی ایجاد میکند؛ اینکه تولید در کجا انجام شود؟ احتمالاً از نظر سیاسی غیرممکن و پرهزینه خواهد بود اگر از تأسیسات موجود و تعمیرشده ایران استفاده نشود.»
دونالد ترامپ گفته است در صورت تعمیر و ترمیم تاسیسات هستهای ایران، آمریکا آنها را دوباره بمباران خواهد کرد.
مدتی بعد از آتشبس، عباس عراقچی وزیر خارجه ایران اعلام کرد : «آمریکا نهایتاً ایده کنسرسیومی را که ایران یکی از شرکای آن باشد و غنیسازی در داخل این کشور صورت گیرد نپذیرفته بود.» به گفته آقای عراقچی «این طرح کلاه شرعی برای تداوم غنیسازی اورانیوم در داخل خاک ایران با حاکمیت مستقیم جمهوری اسلامی بود که میتوانست راه حل میانه باشد.» راه حلی که به گفته او: «مطلوب ما نبود ولی نهایتا آنها هم قبول نکردند.»
در این گفتوگو عباس عراقچی همچنین به جزئیات و برخی از مسائل پشت پرده جنگ اسرائیل و ایران پرداخت که واکنش رئیس جمهور آمریکا را در پی داشت. آقای ترامپ فردای انتشار مصاحبه حرفهای عراقچی را «زننده» خواند و گفت:« اگر لازم باشد باز هم تأسیسات ایران را بمباران میکند.» ایران همچنان بر غنیسازی اصرار دارد و آمریکا مخالف آن است.
آقای بلیکس با اشاره به تاکید ایران بر غنیسازی و مخالفت آمریکا با آن میگوید: «نمیدانم آمریکا اکنون دقیقاً مایل است درباره چه چیزی مذاکره کند. آیا همچنان خواهان تعهد ایران به غنیسازی صفر است؟ یا تهدید به بمباران اسرائیل و شاید آمریکا علیه هرگونه اقدام برای بازسازی تأسیسات تخریبشده؟»
در سالهای گذشته راهحلهای متنوعی پیشنهاد و حتی عملی شد تا شاید به نحوی جوابگوی اصرار ایران به غنیسازی اورانیوم در داخل این کشور باشد.
یکی از این راهحلها تأسیس یک بانک سوخت اتمی زیر نظر آژانس بود که در قزاقستان ایجاد شد اما همزمانی آن با توافق برجام، دعوت از ایران برای مراجعه به این بانک را بلاموضوع کرد.
آیا یک بار دیگر باید سراغ آن طرح رفت؟ هانس بلیکس ایده بانک سوخت را «ابتکار سازندهای» میداند و می گوید: «هدف آن این بود که اطمینان حاصل شود سوخت هستهای همواره در دسترس خواهد بود و در نتیجه، هیچ دلیل موجهی برای توسعه ظرفیتهای پرهزینه غنیسازی ملی باقی نمیماند. اما آیا میتوان به تصمیمگیری عادلانه چنین بانکی اطمینان داشت؟ من فعالیتهای آن را، اگر اصولا فعالیتی داشته، بررسی نکردهام.»
در ادامه گفتوگو به نظر میرسید که آقای بلیکس دیگر ایده بانک سوخت را پاسخگوی پیچیدگیهای کنونی بحران هستهای ایران و اصرار جمهوری اسلامی به غنیسازی اورانیوم نمیداند.

منبع تصویر، Isna
آتشبس با اسرائیل و مقاله ظریف در گاردین
آتشبس بین ایران و اسرائیل هم آقای بلیکس را از دلمشغولیاش جدا نمیکند. او هر روز موضوع را دنبال میکند و سؤال میکند: «مقاله ظریف را خواندهای؟»
محمدجواد ظریف، وزیر خارجه پیشین، همراه با سفیر سابق جمهوری اسلامی در لندن، در مقالهای در روزنامه گاردین از یک طرح با محتوای کموبیش قدیمی اما با نام تازه «مناره» برای وضعیت کنونی در خاورمیانه، اما در اصل برای رفع بنبست کنونی در پرونده اتمی ایران نوشتند.
آقای بلیکس یکیدو روز بعد از انتشار مقاله مشترک آنها به من گفت: «ظریف پیشنهاد ایجاد "شبکه تحقیقات و پیشرفت هستهای در خاورمیانه" را مطرح کرده است. هدف این شبکه انجام فعالیتهای مشترک و استفاده مشترک از امکانات، از جمله در بخش غنیسازی است.»
او چندان مطمئن نبود که این طرح بتواند در داخل حکومت ایران توجهی را جلب کند: «ممکن است دولت ایران در حال حاضر موافق ورود کشورهای دیگر به چنین پروژهای نباشد.»
به نظر میرسد با توجه به موضع گیری درباره طرح کنسرسیوم غنیسازی اورانیوم نه حکومت ایران و نه دولت آمریکا به این پیشنهاد روی خوشی نشان نمی دهند. وزارت خارجه ایران هم چند روز بعد از انتشار این مقاله اعلام کرد که حرف آقای ظریف، حرف جدیدی نیست و در واقع تکرار همان ایده کنسرسیوم است.
چند روز بعد از انتشار این مقاله، عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران هم یادداشتی در یک روزنامه ژاپنی نوشت وپیشنهاد داد که ایران و ژاپن وارد توافقی شوند که هدف اصلی آن ایجاد منطقه عاری از سلاحهای کشتار جمعی از جمله سلاحهای اتمی باشد.
آقای بلیکس به چنین طرحهایی هم چندان خوشبین نیست و میگوید: «طرح منطقه عاری از سلاحهای هستهای در خاورمیانه بلندپروازانهترین گزینه و در شرایط فعلی غیرقابل تحقق است، چراکه اسرائیل حاضر به کنار گذاشتن زرادخانه هستهای خود نیست.»

منبع تصویر، ATTA KENARE/AFP via Getty Images
آیا جانشین شما در آژانس «مقصر» جنگ ۱۲ روزه بود؟
از سال ۱۳۸۲/ ۲۰۰۳ که پرونده اتمی جمهوری اسلامی بهشکل فوقالعاده در آژانس مطرح شد، ایران اساساً روابط گرمی با هیچکدام از مدیران آژانس نداشته است. همواره بیطرفی آنها و گزارشهایشان را زیر سئوال برده و «زمینهساز فشار بینالمللی» به تهران خوانده است.
چه آن زمان که محمد برادعی از مصر مدیرکل بود، چه زمانی که یوکیا آمانوی ژاپنی مدیریت آن را برعهده داشت و توافق برجام به دست آمد و چه در زمان مدیرکل کنونی، رافائل ماریانو گروسی، دیپلمات آرژانتینی که بیش از همه مدیران قبلی به ایران سفر کرده است.
حمله اسرائیل به ایران یک روز پس از پایان جلسه شورای حکام بود که در آن گزارش جامع آقای گروسی درباره برنامه اتمی ایران بررسی شد. او گفته بود ایران در همکاری پادمانی با آژانس قصور میکند و علیرغم توافقهای پیدرپی با مدیرکل، به آن پایبند نبوده است.
پس از آن بود که مقامهای ایران بهسرعت انگشت اتهام خود را به سوی آقای گروسی گرفتند و گفتند که گزارش او زمینهساز حمله اسرائیل شده و حتی یک شکایت علیه او در قوه قضائیه ایران ثبت شد.
مدیرکل آژانس گفته بود صرفاً به وظیفهاش عمل کرده اما سخنگوی وزارت خارجه ایران گزارش او را زمینهساز جنگ خواند و خواستار محاکمه گروسی شد و آقای ظریف هم لزوم برکناریاش را مطرح کرد.
بلیکس با توجه به تبادل این اتهاماتات گفت: «من قصد ندارم درباره اقدامات هیچکدام از جانشینانم در سمت مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی اظهار نظر کنم. تنها میگویم که برای جامعه جهانی حیاتی است که آژانس، مدیران و کارکنان آن بهطور حرفهای، بیطرفانه، و صرفاً بر اساس شواهدی که خودشان قادر به راستیآزمایی آن هستند، عمل کنند.» او سپس توضیح داد که چرا کار مدیرکل آژانس و دسظتیارانش که گزارشهایش را بر اساس یافتههای بازرسان مینویسد، ماهیتاً بسیار دشوار است.
به گفته این مدیر پیشین آژانس: «یک مشکل کلی در بازرسیها این است که نمیتواند جز در برخی موارد خاص، "نبود" چیزی را اثبات کند. بازرسان میتوانند گزارش دهند که با حرفهایگری و دقت جستوجو کردهاند و چیزی نگرانکننده نیافتهاند، اما همیشه این امکان وجود دارد که دیگران ادعاهایی کموبیش معتبر و کموبیش صادقانه مطرح کنند که [موضوعی برای نگرانی هست]. این اتفاق میافتد.»
او در ادامه گفت: «از بازرسان و مدیرکل آژانس وقتی در مورد این ادعاها سئوال میشود، ممکن است از یک سو مجبور شوند بگویند: "ما همه ادعاها را بررسی کردهایم و مستندی برای تأیید آنها نیافتهایم، اما نمیتوانیم احتمال وجود تخلف را هم کاملاً رد کنیم" و از سوی دیگر بگویند: "ما بدون مانع در مناطق و تأسیسات گسترده با شمار زیادی بازرسان حاضر شدیم و نشانهای از برنامه تسلیحاتی ندیدهایم…" در نهایت، این کشورها هستند که باید قضاوت کنند.»
در جریان آخرین نشست شورای حکام آژانس پیش از حمله اسرائیل و آمریکا، این شورا درباره گزارش مدیرکل ابراز نگرانی کرد و در یک قطعنامه از ایران خواست که فوراً نگرانیهای فزاینده را با همکاری با آژانس رفع کند.
بلیکس که از سرشناسترین حقوقدانان زنده جهان است، سعی میکند در قضاوت شخصی جانب انصاف را رعایت کند.
او سالها پیش در زمان مذاکرات برای توافق برجام گفته بود: «غنیسازی اورانیوم به مقادیر و غلظتهایی که توجیه اقتصادی ندارند، این سوءظن را برمیانگیزد که نیت ساخت سلاح هستهای وجود دارد و این سوءظنها ممکن است – و در این مورد خاص توانسته – پیامدهای سیاسی بسیار مخربی داشته باشد.»
آقای بلیکس تجربه کشورش را یادآوری کرده بود و گفته بود: «به احتمال زیاد میشود این سوخت را با قیمتی ارزانتر وارد کرد مثل سوئد که ۱۰ راکتور اتمی تولید برق دارد اما سوخت این راکتورها را در بازار رقابتی بینالمللی خریداری میکند.»

منبع تصویر، Getty Images
کلاف سردرگرم پرونده و سئوال هاشمی رفسجانی از هانس بلیکس
بلیکس از قبل معتقد بود این ادعا که غنیسازی اورانیوم باید در ایران انجام نشود «یک استدلال حقوقی تحمیلی» است و در بسیاری از موارد این احساس را القا کرده که لحن مورد استفاده «تحقیرآمیز» بوده است. اما او همان زمان گفته بود: « تعلیق غنیسازی اورانیوم تا زمان رفع سوءتفاهمهای موجود، که ایران قویا آن را رد میکند، می تواند فکر خوبی باشد اقدامات یکجانبه از نظر حقوقی عمل متقابلی را بههمراه ندارند، اما به احتمال زیاد به موازات خود پاسخهای مثبتی را بهدنبال خواهند داشت.»
کلاف سردرگم پرونده اتمی ایران احتمالاً بیشترین پیشنهادهای مطرح در جهان را برای حلوفصل داشته؛ از ایده کنسرسیوم غنیسازی اورانیوم و بانک سوخت اتمیتا تعلیق غنیسازی اورانیوم، تداوم آن با نظارت سنگین آژانس و سرانجام حمله نظامی؛ اما به نظر میرسد هیچکدام از آنها در شرایطی که روابط خارجی، خصوصاً با ایالات متحده و وضعیت داخلی ایران ملتهب بوده، برای حل نهایی بحران کامیاب نبودهاند.
خاطره آقای بلیکس از ملاقات ۱۱ سال پیش او با اکبر هاشمی رفسنجانی در تهران، احتمالاً به فشردهترین حالت، دلیل این بحران ربع قرنی را توصیف میکند: «هاشمی رفسنجانی از من پرسید چرا نمیتوان گواهی سلامت کامل [نبود برنامه مخفی اتمی] به ایران داد و من توضیح دادم که حتی پزشکان هم هیچوقت نمیتوانند گواهی سلامت کامل به آدم بدهند. همیشه ممکن است چیزی کوچک، پنهان و نامرئی وجود داشته باشد.»
۱۱ سال پس از آن روزها، آقای بلیکس میگوید آن جواب به هاشمی رفسنجانی همچنان معتبر است: «شما نمیتوانید نبود چیزی را اثبات کنید. این جمله در مورد عراق سال ۱۳۸۲/ ۲۰۰۳ صادق بود، در مورد ایران هم همینطور و در حال حاضر هم همچنان صادق است... هرچه بازرسیها دقیقتر و حرفهایتر باشند، احتمال اینکه نتایج آنها متکی به نبود شواهد [برنامههای اتمی پنهان] باشد بیشتر خواهد بود.»


































