دومین حریف ایران در جام جهانی؛ آخرین فرصت باقیمانده نسل طلایی بلژیک یا آغاز نسل بعدی؟

منتشر شده در
زمان مطالعه: ۷ دقیقه

فوتبال بلژیک در دو دهه گذشته داستانی متفاوت از بسیاری از قدرت‌های سنتی فوتبال اروپا داشته است. این کشور نه سابقه قهرمانی جهان را دارد، نه مانند آلمان، ایتالیا یا فرانسه دهه‌ها در میان قدرت‌های اصلی فوتبال جهان دیده می‌شد.

با این حال، از اواسط دهه ۲۰۱۰ تا امروز، کمتر تیمی به اندازه بلژیک «در بحث استعداد فردی» در فوتبال اروپا و حتی جهان، مورد توجه قرار گرفته است.

در این سال‌ها، نسلی کم‌نظیر از بازیکنان بلژیکی در سطح اول فوتبال اروپا ظهور کردند؛ نسلی که تیبو کورتوا، کوین د‌بروینه، روملو لوکاکو، ادن آزار، یان فرتونخن، توبی آلدرویرلد و دریس مرتنس تنها بخشی از آن بودند.

رسانه‌های اروپایی خیلی زود نام «نسل طلایی» را بر این گروه گذاشتند؛ نسلی که قرار بود فوتبال بلژیک را به نخستین قهرمانی در یک تورنمنت مهم برساند.

اما داستان همیشه مطابق انتظار پیش نمی‌رود. بهترین نتیجه این نسل، مقام سوم جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه بود. نتیجه‌ای هرچند تاریخی برای فوتبال بلژیک اما در مجموع بسیار کمتر از آن‌چه که بسیاری از کارشناسان برای این نسل پیش‌بینی می‌کردند.

حالا در آستانه جام جهانی ۲۰۲۶، بلژیک در نقطه‌ای حساس از تاریخ فوتبالش قرار گرفته است. بسیاری از ستاره‌های نسل طلایی از فوتبال ملی خداحافظی کرده‌اند، برخی دیگر به سال‌های پایانی دوران حرفه‌ای خود نزدیک شده‌اند و در کنار آنها، نسل جدیدی در حال شکل‌گیری است.

نسلی که کارشناسان فوتبال جهان را برآن داشته که آرام‌تر در موردش نظر بدهند. دیگر کسی به بلژیک لقب «نسل طلایی» یا «مدعی قهرمانی» را نمی‌دهد، اما نامش را کنار تیم‌هایی که باید در این جام دیده شوند یادداشت می‌کنند.

جام جهانی ۲۰۲۶ برای بلژیک فقط یک تورنمنت دیگر نیست. این مسابقات می‌تواند آخرین فصل باقیمانده نسل طلایی و نخستین آزمون واقعی نسل بعدی باشد.

رودی گارسیا و ماموریت عبور از دوران گذار

یکی از نشانه‌های ورود بلژیک به مرحله‌ای جدید، تغییر روی نیمکت تیم ملی بود.

پس از پایان دوران دومنیکو تدسکو، فدراسیون فوتبال بلژیک هدایت تیم ملی این کشور را به رودی گارسیا سپرد؛ مربی فرانسوی باتجربه‌ای که سال‌ها در سطح اول فوتبال اروپا فعالیت کرده و سابقه هدایت باشگاه‌هایی مانند رم، مارسی، لیون و ناپولی را در کارنامه دارد.

گارسیا از آن دسته مربیانی نیست که با ایده‌های انقلابی یا سبک‌های خاص تاکتیکی شناخته شوند. شهرت او بیشتر به توانایی در مدیریت رختکن، ایجاد ثبات و ساختن تیم‌هایی منظم بازمی‌گردد.

شاید دقیقا به همین دلیل بود که فدراسیون فوتبال بلژیک در مقطع فعلی به سراغ او رفت. بلژیک امروز بیش از هر چیز به ثبات نیاز دارد. تیمی که میان دو نسل قرار گرفته و باید بدون از دست دادن کیفیت، دوران انتقال را طی کند.

ماموریت گارسیا فقط انتخاب ترکیب یا طراحی تاکتیک نیست. او باید میان بازیکنانی که بیش از یک دهه ستون‌های اصلی فوتبال بلژیک بوده‌اند و نسل تازه‌ای که می‌خواهد جای آنها را بگیرد، تعادل برقرار می‌کرد؛ چه از نظر فنی و چه از روحی و رفتاری. کنار گذاشتن ستاره‌ها و میدان دادن به جوانان هرگز ساده نیست.

در چنین شرایطی، موفقیت این مربی نه فقط با نتایج، بلکه با «کیفیت این انتقال نسل» سنجیده خواهد شد.

سبک بازی؛ میان تجربه گذشته و انرژی نسل جدید

بلژیک سال‌ها یکی از جذاب‌ترین تیم‌های فوتبال اروپا بود. تیمی که می‌توانست مالکیت توپ را در اختیار بگیرد، از خلاقیت هافبک‌هایش استفاده کند و با ترکیبی از تکنیک و قدرت بدنی به حریف ضربه بزند.

نسخه فعلی بلژیک هنوز بخشی از آن ویژگی‌ها را حفظ کرده است، اما تفاوت‌های مهمی نیز با گذشته دارد.

در مرکز زمین همچنان کوین د‌بروینه مغز متفکر تیم است؛ ستاره‌ خوشفکری که هرچند پا به سن گذاشته اما هنوز قابل اعتماد برای مربیان به نظر می‌رسد.

بسیاری از حملات بلژیک از او آغاز می‌شود و توانایی او در پیدا کردن فضاها و ارسال پاس‌های کلیدی همچنان بزرگ‌ترین سرمایه هجومی تیم محسوب می‌شود.

در کناره‌ها، جرمی دوکو نقش متفاوتی به تیم داده است. او یکی از معدود بازیکنانی است که می‌تواند در موقعیت‌های یک‌به‌یک مدافعان حریف را پشت سر بگذارد و تعادل دفاعی آنها را بر هم بزند.

در خط حمله نیز روملو لوکاکو همچنان نقطه پایان بسیاری از حملات است. حتی در سال‌هایی که عملکرد او مورد انتقاد قرار گرفته، هیچ مهاجم دیگری نتوانسته جایگاهش را در تیم ملی تهدید کند.

در پشت این ستاره‌ها، حضور بازیکنانی مانند آمادو اونانا اهمیت زیادی دارد. بازیکنی که شاید کمتر در مرکز توجه قرار بگیرد، اما مسئول حفظ تعادل میان خطوط مختلف تیم است.

در ادامه نگاهی می‌اندازیم به پنج ستاره تیم ملی فوتبال بلژیک:

کوین دبروینه؛ آخرین بازمانده رهبران نسل طلایی

کوین دبروینه در ۳۵ سالگی همچنان مهم‌ترین مغز متفکر تیم ملی بلژیک است. هافبکی که در شهر درونگن متولد شد و پس از درخشش در خنک و وولفسبورگ، به سرعت پله‌های ترقی را برای تبدیل شدن به یکی از کامل‌ترین بازیکنان فوتبال جهان پیمود.

بخش مهمی از دوران حرفه‌ای دبروینه در منچسترسیتی گذشت؛ جایی که او یکی از موفق‌ترین هافبک‌های نسل خود شد و در قهرمانی‌های متعدد این تیم نقش محوری داشت.

در تیم ملی نیز نقش او فراتر از یک هافبک بازیساز است. دبروینه رهبر فنی نسلی محسوب می‌شود که فوتبال بلژیک را متحول کرد. او نه فقط شکل حرکت تیمش که ریتم مسابقه را هم تعیین می‌کند، مسیر حملات را پیش می‌برد و این توانایی را دارد که با یک پاس ساختار دفاعی حریف را برهم بزند.

برای بسیاری از هواداران بلژیک، جام جهانی ۲۰۲۶ آخرین فرصت دبروینه برای نزدیک شدن به رویایی است که نسل طلایی هرگز به آن نرسید.

روملو لوکاکو؛ گلزن تاریخ‌ساز

اگر دبروینه را مغز متفکر بلژیک در نظر بگیریم، روملو لوکاکو مهم‌ترین سلاح هجومی این تیم است. یکی دیگر از ستاره‌های نسل طلایی بلژیک.

مهاجم متولد آنتورپ سال‌هاست که بهترین گلزن تاریخ تیم ملی بلژیک شده است و در طول دوران حرفه‌ای خود برای باشگاه‌هایی مانند اندرلخت، چلسی، اورتون، منچستریونایتد، اینتر و ناپولی بازی کرده است.

قدرت بدنی، حضور موثر در محوطه جریمه و توانایی تمام‌کنندگی باعث شده لوکاکو حتی در سال‌هایی که مورد انتقاد قرار گرفته، همچنان جایگاه خود را حفظ کند.

برخی از کارشناسان، لوکاکو را «اسلحه پنهان» بلژیک می‌دانند. مهاجمی تعویضی که به محض ورودش به زمین، ساختار دفاعی حریف را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

جرمی دوکو؛ نماد نسل جدید

اگر قرار باشد یک بازیکن نماینده آینده فوتبال بلژیک در این فهرست شود، احتمالا آن بازیکن جرمی دوکو است.

گوش متولد آنتورپ که فوتبال حرفه‌ای خود را در اندرلخت آغاز کرد و پس از درخشش در رن فرانسه راهی منچسترسیتی شد، امروز یکی از هیجان‌انگیزترین بازیکنان فوتبال اروپا به شمار می‌رود.

ویژگی اصلی دوکو سرعت، دریبل‌زنی و توانایی عبور از مدافعان است. در فوتبال مدرن که بسیاری از تیم‌ها با بلوک دفاعی فشرده بازی می‌کنند، داشتن بازیکنی که بتواند تعادل دفاعی حریف را بر هم بزند ارزش زیادی دارد.

در بلژیک امروز، دوکو مهم‌ترین چهره نسلی است که باید جای خالی ستاره‌های قدیمی را پر کند.

آمادو اونانا؛ نقطه تعادل تیم

شاید آمادو اونانا به اندازه دبروینه یا لوکاکو مشهور نباشد، اما بسیاری از تحلیلگران او را یکی از مهم‌ترین بازیکنان تیم ملی بلژیک می‌دانند.

هافبک متولد داکار سنگال که در نوجوانی به بلژیک مهاجرت کرد، در سال‌های اخیر یکی از مهره‌های کلیدی فوتبال این کشور شده است.

اونانا از آن دسته بازیکنانی است که بخش مهمی از کارهای پنهان فوتبال را انجام می‌دهد؛ قطع حملات حریف، پوشش فضاها، بازپس‌گیری توپ و ایجاد تعادل میان خطوط مختلف تیم.

در تیمی که ستاره‌های هجومی فراوانی دارد، وجود بازیکنی با ویژگی‌های اونانا برای حفظ تعادل تاکتیکی ضروری است.

زنو دباست؛ رهبر آینده خط دفاع

در سال‌هایی نه چندان دور، خط دفاع بلژیک به نام‌هایی مانند ونسان کمپانی، یان فرتونخن و توبی آلدرویرلد شناخته می‌شد. اکنون زنو دباست یکی از مهم‌ترین امیدهای فوتبال بلژیک برای آغاز فصل جدیدی در خط دفاعی است.

مدافع متولد هاله که فوتبال حرفه‌ای خود را در اندرلخت آغاز کرد و سپس راهی اسپورتینگ لیسبون شد، به عنوان یکی از استعدادهای مهم نسل جدید فوتبال بلژیک شناخته می‌شود.

ویژگی مهم دباست فقط توانایی دفاعی نیست. او در بازیسازی از عقب زمین نیز نقش موثری دارد و همین موضوع باعث شده بسیاری از کارشناسان او را یکی از مهره‌های کلیدی آینده فوتبال بلژیک بدانند.

در جام جهانی ۲۰۲۶، دباست بیش از هر چیز نماینده نسلی خواهد بود که باید ثابت کند فوتبال بلژیک پس از پایان نسل طلایی نیز می‌تواند در بالاترین سطح رقابت کند.

نقاط قوت و ضعف

بزرگ‌ترین نقطه قوت بلژیک همچنان کیفیت فردی بازیکنانش است. کمتر تیمی در این گروه می‌تواند مجموعه‌ای از بازیکنان با تجربه لیگ قهرمانان اروپا و حضور مداوم در بالاترین سطح فوتبال جهان را در اختیار داشته باشد.

تجربه تورنمنتی نیز مزیت مهم دیگری است. بازیکنانی مانند دبروینه، لوکاکو و کورتوا بارها در مسابقات بزرگ حضور داشته‌اند و با فشار این سطح از رقابت آشنا هستند.

اما مهم‌ترین سوال درباره بلژیک به نقاط ضعف آن بازمی‌گردد.

نخستین نگرانی، پایان تدریجی نسل طلایی است. بسیاری از ستاره‌های اصلی تیم دیگر در اوج دوران حرفه‌ای خود قرار ندارند و هنوز مشخص نیست نسل جدید بتواند همان سطح از کیفیت را تکرار کند.

دومین نگرانی به خط دفاعی مربوط می‌شود. بلژیک دیگر از تجربه فوق‌العاده فرتونخن، کمپانی و آلدرویرلد بهره نمی‌برد و مدافعان جوان‌تر باید خود را در سطح جام جهانی ثابت کنند.

سومین نقطه ضعف نیز وابستگی نسبی تیم به چند ستاره کلیدی است. اگر دبروینه یا لوکاکو از جریان مسابقه خارج شوند، بخش مهمی از توان هجومی تیم کاهش پیدا می‌کند.

شانس صعود

در بیشتر پیش‌بینی‌ها، بلژیک یکی از دو شانس اصلی صعود از گروه محسوب می‌شود.

این تیم شاید دیگر در سطح مدعیان اصلی قهرمانی جهان قرار نگیرد، اما همچنان از نظر کیفیت فردی، تجربه و عمق ترکیب در جایگاه بالاتری نسبت به بسیاری از تیم‌های حاضر در جام جهانی قرار دارد.

با این حال، تفاوت مهم بلژیک ۲۰۲۶ با بلژیک ۲۰۱۸ در میزان اطمینانی است که پیرامون آن وجود دارد. هشت سال پیش بسیاری این تیم را یکی از مدعیان اصلی می‌دانستند؛ امروز اما سوال‌های بیشتری درباره آن مطرح می‌شود. همین ابهام، بلژیک را به یکی از جالب‌ترین تیم‌های جام جهانی تبدیل کرده است.