تاریخچه ۴ دهه نماز جمعه تهران؛ از اختلافات پنهانی تا رسوایی‌ مالی

    • نویسنده, حسام محبوبی
    • شغل, روزنامه‌نگار
  • منتشر شده در
  • زمان مطالعه: ۱۱ دقیقه

در پی پذیرش استعفای کاظم صدیقی، امروز نماز جمعه تهران به امامت محمد جواد حاج علی اکبری برگزار می‌شود. زمانی که آقای حاج علی اکبری در سال ۱۳۹۷ با حکم آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی امام جمعه موقت تهران شد با ۵۴ سال سن جوان‌ترین امام جمعه این شهر بود. او از شاگردان درس خارج فقه علی خامنه‌ای بوده و رئیس شورای سیاست‌گذاری ائمه جمعه است.

استعفای کاظم صدیقی از امامت جمعه تهران که در پی ماه‌ها جنجال مالی مرتبط با پسرانش روز یکشنبه ۱۲ مرداد از سوی رهبر جمهوری اسلامی مورد پذیرش قرار گرفت، اولین کناره‌گیری یک امام جمعه تهران در دوران پس از انقلاب ایران به شمار نمی‌رود.

نماز جمعه تهران با وجود این که از ابتدای شکل‌گیری‌اش پیوندی عمیق با دستگاه حاکمیت داشته، طی بیش از چهار دهه گذشته، مسیر پر پیچ و خمی را طی کرده و چالش‌های بر سر راهش، حتی دامنگیر خود حکومت نیز شده است.

نمازجمعه چیست؟

نماز جمعه را مسلمانان به جای نماز ظهر جمعه می‌خوانند، اما اهمیت اصلی آن به خطبه‌هایی است که همراه با این نماز توسط امام جمعه خوانده می‌شود.

با وجود اشاره به برگزاری نماز جمعه در قرآن، کتاب مقدس مسلمانان، هنوز بر سر چگونگی برگزاری آن میان فقهای شیعه اختلاف نظر وجود دارد.

حسن یوسفی اشکوری، پژوهشگر مسائل اسلامی و از منتقدان حکومت ایران به بی‌بی‌سی فارسی می‌گوید: «از دوران صفویه به بعد، ما امام جمعه داشتیم اما تا انقلاب ۱۳۵۷ نمازجمعه عملا تعطیل بود، زیرا اکثریت قریب به اتفاق فقهای شیعه، اقامه نمازجمعه را از شئونات حاکم معصوم، و در دوران غیبت منتفی می‌دانند.»

بر اساس قانون‌های اساسی پیش و پس از انقلاب ایران، مذهب رسمی ایران شیعه بوده و نمازجمعه تهران به عنوان پایتخت کشور، اهمیت ویژه دارد.

پس از خروج حسن امامی، آخرین امام جمعه تهران در دوران پهلوی از ایران، اولین بار پس از انقلاب، محمد صادقی تهرانی، از روحانیون تهران، نمازجمعه این شهر را برپا کرد، اما او امام جمعه رسمی تهران نشد.

در سال ۱۳۵۸، پیشنهاد برگزاری نمازجمعه رسمی تهران از سوی روحانیون نزدیک به روح‌الله خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی به او ارائه شد.

آقای یوسفی اشکوری در مصاحبه با بی‌بی‌سی فارسی می‌گوید: «کسانی مثل آیت‌الله طالقانی یا آیت‌الله منتظری به وجوب نمازجمعه در زمان غیبت معتقد بودند، اما آن چه در میان روحانیون غلبه داشت حرمت نمازجمعه در دوران غیبت بود.»

بر اساس کتاب خاطرات حسینعلی منتظری، او پیش از انقلاب در زندان نماز جمعه برگزار می‌کرد و محمود طالقانی، روحانی سرشناس و از مؤسسان نهضت آزادی ایران، نیز به او می‌پیوست.

یوسفی اشکوری تاکید دارد: «امامان جمعه در هر شهری که باشند و در هر مقام مذهبی که باشند، به عنوان نماینده حاکم و بخشی از ساختار حکومت تلقی می‌شود، نه ساختار جامعه. از این نظر، فرقی میان جمهوری اسلامی و ایران پیش از انقلاب و حتی کشورهای سنی‌مذهب وجود ندارد.»

در دهه‌های نخست پس از انقلاب، به‌ویژه در دوران جنگ و سال‌های نخست پس از پایان آن، نماز جمعه تهران مهم‌ترین تریبون رسمی حکومت برای اعلام سیاست‌های کلان و تعیین جهت‌گیری‌های سیاسی، فرهنگی و اقتصادی کشور بود. در شرایطی که رسانه‌ها محدود و پراکنده بودند، خطبه‌های نماز جمعه نه تنها بازتاب‌دهنده مواضع رسمی حکومت، بلکه ابزار اصلی بسیج افکار عمومی و هماهنگ‌سازی جامعه با تصمیمات حاکمیت به شمار می‌رفتند.

اولین امام جمعه تهران چگونه منصوب شد؟

در قانون اساسی جمهوری اسلامی درباره چگونگی انتصاب امامان جمعه از جمله امام جمعه تهران دستورالعملی ذکر نشده، اما در عمل پس از انقلاب، اختیار چنین کاری به «ولی‌فقیه» سپرده شد.

روزنامه اطلاعات چهارم مرداد ۱۳۵۸ نوشت که پس از طرح پیشنهاد برگزاری نماز جمعه، رهبر وقت جمهوری اسلامی در سوم مرداد با ارسال پیامی به آقای طالقانی، به او «تکلیف کرد» که از این پس نماز جمعه را «به وکالت» از رهبر در تهران برگزار کند.

به این ترتیب، طالقانی در ۵ مرداد ۱۳۵۸ نه با حکم کتبی بلکه با یک پیام شفاهی اولین نماز جمعه رسمی بعد از انقلاب را در دانشگاه تهران خواند.

رضا علیجانی، تحلیلگر سیاسی ساکن پاریس در این ارتباط به بی‌بی‌سی فارسی گفت: «آیت‌الله طالقانی نمازجمعه را به عنوان نهادی می‌دید که بر اساس امر به معروف و نهی از منکر، می‌تواند قدرت را نقد کند، اما جمهوری اسلامی به سرعت این نهاد را به نهاد رسمی و تریبون اسلام حکومتی تبدیل کرد.»

محمود طالقانی یک ماه و نیم بیشتر امام جمعه تهران نبود و در ۱۹ شهریور همان سال درگذشت.

چه کسی اولین بار از امامت جمعه تهران کناره گرفت؟

پس از محمود طالقانی، روح‌الله خمینی در ۲۱ شهریور ۵۸ در حکمی کتبی حسینعلی منتظری را که در آن زمان به دلیل ریاست مجلس خبرگان قانون اساسی ساکن تهران بود، به امامت جمعه این شهر منصوب کرد.

اما آقای منتظری پس از پایان کار این مجلس به قم بازگشت و خودش از آقای خمینی خواست که فرد دیگری را به امامت جمعه تهران منصوب کند.

در ۲۴ دی ۱۳۵۸، روح الله خمینی در حکمی علی خامنه‌ای از بنیانگذاران حزب جمهوری اسلامی را به امامت جمعه تهران منصوب کرد.

حسینعلی منتظری در خاطراتش نوشته است: «من به احمد آقا [فرزند خمینی] گفتم آقای خامنه‌ای برای امامت جمعه مناسب‌ترند. چون رکن نماز جمعه، خطبه است و ایشان در خطابه تسلط دارند.»

اما او بعدا اضافه کرد که پس از آغاز ریاست‌جمهوری آقای خامنه‌ای، میان این دو در زمینه مدیریت دبیرخانه ائمه جمعه اختلاف پیش آمد: «من می‌گفتم دبیرخانه باید در قم باشد. این کار مربوط به روحانیت است و به جاست که در قم باشد تا قداست نمازجمعه محفوظ بماند. ولی آقای خامنه‌ای که در آن وقت رئیس‌جمهور بود، نظرش این بود که باید این تشکیلات در تهران، و در اختیار دولت و حکومت باشد.»

امامان موقت جمعه تهران چه کسانی هستند؟

از آن جا که یک نفر نمی‌تواند به طور مرتب هر جمعه امامت نماز جمعه را برعهده گیرد، تهران مثل دیگر شهرها به امامان جمعه موقت نیز نیاز داشت.

در دوران رهبری روح‌الله خمینی، امامان جمعه موقت تهران شامل عبدالکریم موسوی اردبیلی، اکبر هاشمی رفسنجانی، محمد امامی کاشانی، یوسف صانعی، محمدرضا مهدوی کنی، محمدمهدی ربانی‌املشی، و محمد یزدی حکمی کتبی برای این مقام نگرفتند.

آقای یوسفی اشکوری درباره خط مشی امامان جمعه به بی‌بی‌سی فارسی گفت: «اوایل، امامان جمعه تهران مثل آیت‌الله طالقانی یا آیت‌الله منتظری یا حتی آیت‌الله خامنه‌ای حرف‌های خودشان را می‌زدند اما از زمان یکدست شدن حکومت و حوادث ۳۰ خرداد، امام جمعه روز به روز بیشتر نماینده حکومت شد.»

از آن جا که ربانی املشی سال ۱۳۶۴ درگذشت مدت امامت جمعه او کوتاه بود، اما بقیه امامان جمعه موقت تهران، پس از درگذشت آقای خمینی همچنان به کار خود ادامه دادند.

اکبر هاشمی رفسنجانی، یکی از تاثیرگذارترین امامان جمعه موقت تهران، در دوران جنگ و سال‌های پرتنش پس از انقلاب نقش پررنگی در جهت‌دهی به افکار عمومی ایفا کرد. به گفته خودش، تریبون نماز جمعه در آن سال‌ها «در مقاطع بسیار حساس، انقلاب را نجات داد و آینده حرکت انقلابی مردم را بیمه کرد». او در توصیف جایگاه نماز جمعه، آن را «یکی از برنامه‌های ابتکاری اسلام» می‌دانست که باید پلی میان مردم و حاکمیت باشد، نه ابزاری برای رقابت‌های جناحی. رفسنجانی معتقد بود امام جمعه باید از یک‌سو «سخنگوی رسمی نظام» باشد، و از سوی دیگر، اعتماد عمومی را جلب کند؛ کسی که مردم او را «بارانداز روحی» خود بدانند و مسائل روزشان را از تریبون او بشنوند.

برخی تحلیل‌گران بر این باورند که خطبه‌های او، به‌ویژه دردوران جنگ ایران و عراق و شرایط بحرانی اقتصادی یا سیاسی، می‌توانستند با ایجاد حس امید و همبستگی، فضا را در جامعه بویژه درمیان بدنه اصلی طرفداران حکومت ایران تغییر دهند و نوعی بسیج روانی به نفع حاکمیت ایجاد کنند.

تلاش برای سازگاری بیشتر امامان جمعه تهران پس از آغاز دوران رهبری آیت‌الله خامنه‌ای افزایش یافت.

علی خامنه‌ای در مقام رهبر جدید، ضمن حفظ سمت امامت جمعه تهران، تعداد دیگری از روحانیون را به صورت کتبی یا شفاهی، به سمت امام جمعه موقت این شهر منصوب کرد: احمد جنتی، حسن طاهری خرم‌آبادی، احمد خاتمی، کاظم صدیقی، محمدعلی موحدی‌ کرمانی، محمدحسن ابوترابی‌فرد و محمدجواد حاج‌علی‌اکبری.

حضور علی خامنه‌ای در اقامت نماز جمعه در سال‌های اخیر کمرنگ شده است. هر چند هر بار در نماز جمعه شرکت می‌کند نشان از اهمیت خاص این مراسم و تلاش حکومت برای باشکوه برگزار کردن بیشتر آن دارد.

آقای خامنه‌ای آخرین بار پس از ۸ سال، در ۱۷ ژانویه ۲۰۲۰ در مصلی امام خمینی تهران، نماز جمعه را اقامه کرد.

کسانی که از امامت نماز جمعه تهران کنار کشیدند؟

در دوران رهبری خامنه‌ای، شرایط به گونه‌ای شد که دو امام جمعه موقت مهم باقیمانده از دوران رهبری آیت‌الله خمینی هرچند به طور رسمی برکنار نشدند اما در یک برهه زمانی خاص، بدون هیچ توضیح علنی و شفاف، دیگر نماز جمعه اقامه نکردند: عبدالکریم موسوی اردبیلی و اکبر هاشمی رفسنجانی.

آیت‌الله موسوی اردبیلی ۳ دی ۱۳۷۲ در آخرین نماز جمعه‌ای که برگزار کرد سخنانی درباره تعیین مرجعیت شیعه مطرح کرد که همزمان با طرح بحث‌هایی در مورد مرجعیت علی خامنه‌ای و در مخالفت با آن تلقی شد. بسیاری بر این باورند که او بعد از این سخنرانی از امامت نماز جمعه تهران کنار گذاشته شده یا به دلیل نارضایتی از فشارها از امامت نماز جمعه پرهیز می‌کند. او البته بعد از برگزاری همین نماز جمعه سکته می‌کند و عامل بیماری هم گاه به عنوان علت کناره‌گیری او مطرح شده است.

در دهه ۶۰ موسوی اردبیلی به عنوان دادستان کل کشور و یا رئیس دیوان عالی کشور فعالیت می‌کرد و چند هزار زندانی سیاسی به حکم قضات شرع و دادگاه‌های انقلاب استان های مختلف اعدام شدند. او که به جریان موسوم به چپ مذهبی در درون حکومت نزدیک بود حدود یک سال پس از انتخابات سال ۱۳۸۸، بیانیه‌ای صادر کرد و از آنچه «رفتارهای خلاف اخلاق در کشور تحت عنوان دفاع از اسلام و حکومت اسلامی» می‌نامید، انتقاد کرد.

اکبر هاشمی رفسنجانی در میان امامان جمعه موقت تهران، دارای هویت مستقل و متفاوتی بود. آقای رفسنجانی به دلیل شخصیت فردی، هویت سیاسی خود را از رهبر جمهوری اسلامی وام نگرفته بود. او که اغلب در زمینه سیاست خارجی نگاهی متفاوت با علی خامنه‌ای داشت پس از ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد در سیاست داخلی نیز با حکومت زاویه پیدا کرد و خطبه‌هایش در نمازجمعه گاه لحن انتقادی گرفت.

آخرین نماز جمعه‌ای که آقای رفسنجانی برگزار کرد، نماز جمعه ۲۶ تیر ۱۳۸۸ بود. آن نماز جمعه یک ماه پس از انتخابات ریاست‌جمهوری درحالی برگزار می شد که اعلام سریع پیروزی محمود احمدی نژاد در برابر میرحسین موسوی و مهدی کروبی اعتراضات گسترده‌ای را به دنبال داشت.

هاشمی رفسنجانی در این خطبه انتقادی نسبت به بی اعتمادی در جامعه ابراز نگرانی کرد و گفت: «اعتماد را به عنوان هدفی مقدس باید به مردم باز گرداند.» آقای رفسنجانی از جمله خواستار آزادی کسانی شد که پس از انتخابات در جریان اعتراضات دستگیر شده بودند.

پس از نمازجمعه ۲۶ تیر ۸۸ درگیری‌هایی میان مخالفان حکومت با پلیس و نیروهای بسیج گزارش شد.

از جمله حوادث رخ داده در این روز حمله لباس شخصی‌ها به مهدی کروبی نامزد معترض انتخابات ریاست جمهوری و هم چنین عبدالله نوری وزیر پیشین کشور بود.

در این نماز جمعه حضور بخشی از معترضان به نتایج انتخابت هم توجه رسانه‌ها را جلب کرد. اقامه نماز با کفش توسط بعضی از آنها که از طرف گروهی از ناظران «حضور انتقادی» تعبیر شد، بشدت مورد انتقاد رسانه‌ها و شخصیت‌های نزدیک به حکومت قرار گرفت. به گفته آنها «فتنه گران حتی ابتدایی‌ترین آداب نماز را هم بلد نبودند و با اقدامات خارج از شأن و عرف خود، موجب ناراحتی خاطر نمازگزاران را فراهم کردند.»

رضا تقوی رئیس وقت شورای سیاستگذاری ائمه جمعه ایران با انتقاد از خطبه‌های این نماز جمعه پیش‌بینی کرده بود: «فکر نمی‌کنم که ایشان (هاشمی رفسنجانی) باز برای نماز جمعه بیایند.»

سال ۱۳۹۱ هاشمی رفسنجانی در گفتگویی با ویژه نامه آرمان گفت:‌ «اوایل مدتی دعوت می​‌کردند که من نمی‌​رفتم. وقتی نرفتم، دیگر دعوت نمی​‌کنند.»

با این حال سال ۱۳۹۲ به دنبال انتشار گفته‌های رئیس شورای سیاستگذاری نماز جمعه در ایران مبنی بر اینکه بحث بازگشت اکبر هاشمی رفسنجانی به نماز جمعه «تمام شده است»، رئیس دفتر آقای هاشمی رفسنجانی به این موضوع واکنش نشان داد و گفت «تصمیم قطعی درباره این موضوع باید از‌ سوی مراجع ذی‌ربط گرفته شود که هنوز از‌ سوی آنان چیزی در این‌باره گفته نشده است.»

«قدرت نرم نظام» یا «پروپاگاندای حکومت»

رضا علیجانی معتقد است این رویداد مذهبی-سیاسی روندی نزولی داشته و امامان جمعه در سال‌های رهبری آقای خامنه‌ای، «به بخشی از دستگاه تبلیغاتی و پروپاگاندای حکومت» بدل شده‌اند.

او به بولتن‌هایی که از سوی حکومت به طور سراسری برای امامان جمعه نشر و پخش می‌شود اشاره می‌کند و آن را نشانه‌ای از «تبلیغ سیاست‌های حکومت در جای جای کشور» می‌داند که این امامان موظف به دنبال کردن آن هستند.

مقام‌های جمهوری اسلامی، از جمله آیت‌الله خامنه‌ای، نماز جمعه را «یکی از مظاهر قدرت نرم نظام» می‌دانند که هدفش «تأثیرگذاری بر دل‌ها و ذهن‌هاست.»

آقای علیجانی معتقد است با وجود تاکید بر بسیج نیروهای حکومتی برای شرکت در نمازجمعه، افشای فساد مالی پسران کاظم صدیقی در «ریزش شرکت‌کنندگان سنتی» موثر بوده است. مخالفان حکومت ایران از جمله رضا علیجانی بر این باورند که «این نهاد مرتب ضعیف‌تر و نحیف‌تر شده و نمازجمعه به نمادی از حکومت اقلیت بر اکثریت در ایران تبدیل شده است» و برای قشر وسیعی از جامعه این کشور دیگر «نماد وحدت» نیست.

به نظر می‌رسد خود حکومت ایران هم کم شدن میزان اقبال به نماز جمعه را می‌پذیرد. آیت‌الله خامنه‌ای سال ۱۴۰۱ در دیدار با امامان جمعه سراسر ایران به «کاهش مشارکت در نماز جمعه» اشاره کرده و گفته بود نباید آن را به «ضعف ایمان مردم» نسبت داد. او گفته بود که این کاهش مشارکت می‌تواند نشانه‌ای از «نقص در عملکرد ما» باشد و از امامان جمعه خواست این ضعف را برطرف کنند.