چرا «موج مکزیکی» احتمالا مکزیکی نیست و چرا بعضی تیم‌ها خواهان ممنوعیت آن هستند؟

    • نویسنده, دالیا ونتورا
    • شغل, بی‌بی‌سی موندو
  • منتشر شده در
  • زمان مطالعه: ۷ دقیقه

روی صندلی خود در ورزشگاه نشسته‌اید، به سمت راست خود نگاه می‌کنید و می‌بینید در حال نزدیک شدن است. لحظه‌به‌لحظه اوج می‌گیرد. موج در راه است.

وقتی به شما می‌رسد، از جا بلند می‌شوید، دست‌هایتان را بالا می‌برید و هر صدایی که به نظرتان مناسب می‌آید از خودتان درمی‌آورید. سپس دوباره می‌نشینید و موج به مسیر خود ادامه می‌دهد؛ گویی زندگی مستقلی پیدا کرده است.

این سنتی است که در ورزشگاه‌های سراسر جهان و در رشته‌های ورزشی گوناگون تکرار می‌شود.

بر اساس رکوردهای جهانی گینس، بزرگ‌ترین موج انسانی ثبت‌شده در سال ۲۰۰۸ و در جریان یک مسابقه اتومبیل‌رانی نسکار در شهر بریستول آمریکا شکل گرفت. در آن رویداد، موجی متشکل از ۱۵۷ هزار و ۵۷۴ نفر سراسر ورزشگاه را درنوردید، هرچند دوام آن به اندازه برخی موج‌های دیگر نبود.

گفته می‌شود طولانی‌ترین موج پیوسته ۱۷ دقیقه ادامه داشته و در سال ۲۰۱۵ در یک ورزشگاه ژاپن و در جریان یک کنسرت شکل گرفته است.

اکنون با شمارش معکوس برای جام جهانی فوتبال ۲۰۲۶، مکزیکوسیتی قصد دارد رکورد گینس بزرگ‌ترین موج انسانی جهان را بشکند.

محل انتخاب‌شده برای این تلاش، فضایی شهری و ایده‌آل برای گسترش یک موج قابل مشاهده و پیوسته است: خیابان نمادین «پاسئو دلا رفرما»، گذرگاه تاریخی، مالی و فرهنگی شهر که با الهام از بلوارهای اروپایی ساخته شده است.

خود شهر نیز انتخابی مناسب به نظر می‌رسد. دقیقا در همین شهر و به ویژه در ورزشگاه آزتکا بود که این شکل خاص از ابراز جمعی برای نخستین بار، ۴۰ سال پیش، توجه جهانیان را به خود جلب کرد.

از آن زمان، این پدیده با نام مکزیک گره خورده است. در بسیاری از کشورها آن را «موج مکزیکی» می‌نامند. هرچند این حرکت در جام جهانی ۱۹۸۶ مکزیک به محبوبیتی جهانی رسید، اما در واقع نخستین بار آنجا اجرا نشد.

از مکزیک تا سرتاسر جهان

به باور بسیاری، جورج هندرسون آمریکایی که با نام «کریزی جورج» (جورج دیوانه) شناخته می‌شود، نخستین کسی بود که موجی به این شکل را به راه انداخت و آن را هدایت کرد.

خود او معتقد است که این اتفاق در ۱۵ اکتبر ۱۹۸۱ و در جریان مسابقه بیسبال میان تیم‌های اوکلند اتلتیکس و نیویورک یانکیز در کالیفرنیا رخ داده است.

او به یاد می‌آورد: «اوکلند اتلتیکس دو بازی خارج از خانه را باخته بود. در دور سوم بازی به این فکر افتادم چیزی را امتحان کنم که هیچ‌کس تا آن زمان ندیده بود. سه بخش از ورزشگاه را انتخاب کردم و شروع کردم به توضیح دادن آنچه می‌خواستم آن‌ها انجام دهند.»

دو تلاش نخست شکست خورد، اما در سومین تلاش، موج توانست سراسر ورزشگاه را دور بزند. در چهارمین تلاش نیز او موفق شد موجی پیوسته ایجاد کند.

هندرسون می‌گوید: «ورزشگاه از هیجان منفجر شده بود.»

از آنجا که مسابقه به صورت تلویزیونی پخش می‌شد، این شیوه برای تهییج تیم‌ها به سرعت محبوب شد و هواداران رشته‌های دیگر نیز آن را به کار گرفتند.

این موج حتی در بازی‌های المپیک لس‌آنجلس در سال ۱۹۸۴ هم دیده شد، اما جام جهانی فوتبال ۱۹۸۶ در مکزیک بود که آن را در برابر مخاطبانی عظیم در سراسر جهان قرار داد و به پدیده‌ای جهانی تبدیل کرد.

پروژه‌ای عجیب

پانزده سال بعد، این پدیده توجه یک دانشمند از گروه فیزیک آماری و زیستی آکادمی علوم مجارستان در بوداپست را به خود جلب کرد.

ایلش فارکاش، فیزیکدان، به شبکه ان‌پی‌آر گفت: «آنچه ما را به موج‌های ورزشگاهی علاقه‌مند کرد این بود که انسان‌ها در بسیاری از موارد رفتاری شبیه ذرات فیزیکی دارند.»

او و دو همکارش، تاماش ویتسک و دیرک هلبینگ، تصمیم گرفتند قواعدی را که باعث شکل‌گیری موج می‌شوند شناسایی کنند.

آن‌ها به عنوان فیزیکدان می‌دانستند که ذرات، با پیروی از چند قانون ساده، می‌توانند پدیده‌ای ظاهرا پیچیده ایجاد کنند.

فارکاش می‌گوید این پروژه در ابتدا «یک پروژه تابستانی نسبتا عجیب» بود، اما «بعدها به کاری کاملا جدی تبدیل شد».

برای این پژوهش که در سال ۲۰۰۲ در نشریه علمی نیچر منتشر شد، این پژوهشگران ویدیوهای مربوط به موج‌های شکل‌گرفته در ورزشگاه‌های فوتبال با بیش از ۵۰ هزار تماشاگر را بررسی کردند و از یافته‌های خود شگفت‌زده شدند.

آن‌ها دریافتند که یک موج انسانی معمولی اغلب در جهت عقربه‌های ساعت حرکت می‌کند و سرعت آن حدود ۱۲ متر، یا تقریبا ۲۰ صندلی، در هر ثانیه است.

این موج با الگویی بسیار پایدار، معمولا پهنایی بین ۶ تا ۱۲ متر دارد؛ یعنی حدود ۱۵ صندلی را در بر می‌گیرد و در میان جمعیت پیش می‌رود.

شاید جالب‌ترین یافته آن‌ها مربوط به هسته اولیه بود. در ورزشگاه‌های بزرگ، تنها کافی است ۲۵ تا ۳۵ نفر هم‌زمان از جا بلند شوند تا موج آغاز شود.

به بیان دیگر، تعداد اندکی از افراد مشتاق می‌توانند ده‌ها هزار نفر را به حرکت درآورند.

مدل ریاضی که آن‌ها برای توضیح این رفتار طراحی کردند، پیش‌تر نیز در موارد دیگر به کار رفته بود؛ از جمله برای توضیح نحوه انتشار سیگنال‌های الکتریکی در بافت قلب و چگونگی گسترش آتش در جنگل‌ها.

تنها تفاوت این بود که در اینجا به جای سلول‌های قلب یا درختان، انسان‌ها نقش «عناصر تحریک‌پذیر» را ایفا می‌کردند.

فیزیکدانان به نتیجه‌ای رسیدند که بسیاری از هواداران احتمالا از قبل به آن پی برده بودند: موج معمولا زمانی به راه می‌افتد که اتفاق چندان هیجان‌انگیزی در زمین رخ نمی‌دهد. همین موضوع ما را با یک تناقض جالب روبه‌رو می‌کند.

نماد شور و هیجان یا نشانه بی‌حوصلگی؟

این موج در سراسر جهان نمادی از سرخوشی جمعی، حس همبستگی و شادی مشترک تلقی می‌شود.

اریک سالازار فلورس، استاد روان‌شناسی در مکزیک، می‌گوید: «وقتی موج را اجرا می‌کنیم، نشان می‌دهیم که فقط یک فرد نیستیم.»

از این منظر، موج تاییدی فیزیکی و قابل مشاهده بر مفهوم «ما» است.

با این حال در توضیح علت شکل‌گیری موج نوعی تناقض نیز وجود دارد.

اگرچه موج می‌تواند نشانه حمایت و مشارکت باشد، اما ممکن است بیانگر کاهش علاقه تماشاگران به جریان مسابقه و در نتیجه نوعی فاصله گرفتن از آن نیز باشد.

کریس هانت، نویسنده کتاب «داستان‌های جام جهانی»، به بی‌بی‌سی می‌گوید موج می‌تواند نوعی درخواست از بازیکنان برای تغییر روند بازی و همچنین راهی برای آن باشد که تماشاگران خودشان چیزی به جذابیت مسابقه اضافه کنند.

او توضیح می‌دهد: «وقتی بازی کش پیدا می‌کند و اتفاق جالبی در زمین نمی‌افتد، هواداران احساس می‌کنند این راهی است برای آنکه از پولی که بابت بلیت پرداخته‌اند بیشترین استفاده را ببرند.»

اگر فینال جام جهانی در دقایق پایانی با نتیجه مساوی دنبال شود، احتمالا خبری از موج نخواهد بود. اما اگر یک بازی دوستانه باشد و تیم میزبان با اختلاف زیادی پیش افتاده باشد، احتمال شکل‌گیری موج بسیار بیشتر است.

البته نه همیشه.

کارشناسان یادآور می‌شوند که موج گاهی در لحظات هیجان پیش از مسابقه، هنگام گرم کردن بازیکنان یا زمانی که نتیجه بازی عملا مشخص شده نیز شکل می‌گیرد و جشنی مستقل از اتفاقات داخل زمین به راه می‌اندازد.

با این حال، قابل توجه است که مشهورترین «پدیده خودجوش» ورزشگاه‌های جهان دقیقا زمانی رخ می‌دهد که اتفاقات زمین بازی نتواند توجه تماشاگران را به خود جلب کند.

روان‌شناسی برای این موضوع توضیحی دارد: هنگامی که توجه جمعی هدف مشخصی ندارد، گروه تلاش می‌کند محرک تازه‌ای برای خود ایجاد کند.

در چنین شرایطی، موج نه نتیجه هیجان جمعی، بلکه عاملی برای ایجاد آن است.

آیا هنوز محبوب است؟

چهل سال پس از آنکه این پدیده در مکزیک توجه جهانیان را به خود جلب کرد، موج همچنان در ورزشگاه‌های پنج قاره دیده می‌شود. با این حال، نگاه‌ها به آن دیگر به سادگی گذشته نیست.

برخی ناظران معتقدند که پس از موفقیت اولیه در دهه ۱۹۸۰، محبوبیت آن به تدریج کاهش یافت و حضورش در رویدادهای ورزشی پراکنده‌تر شد.

در برخی ورزش‌ها، به ویژه در مسابقات بیسبال آمریکا، موج به موضوعی بحث‌برانگیز تبدیل شده است.

برای مثال، در سال ۲۰۱۴ در ورزشگاه تیم واشنگتن نشنالز، کارزاری برای پایان دادن به موج شکل گرفت و پیراهن‌هایی با شعار علیه آن رواج پیدا کرد. حامیان این کارزار موج را «بی‌احترامی»، «توهین‌آمیز» و «حواس‌پرت‌کن» توصیف می‌کردند.

در سال ۲۰۱۹ نیز تیم گرین‌بی پکرز در لیگ فوتبال آمریکایی در مرکز این بحث قرار گرفت. «مت لافلور»، سرمربی تیم، از هواداران خواست هنگامی که تیمش توپ را در اختیار دارد، از اجرای موج خودداری کنند. آرون راجرز، کوارتربک تیم، نیز از این درخواست حمایت کرد و گفت بهتر است هواداران «زمان مناسب‌تری» را انتخاب کنند.

منتقدان در واقع از هواداران می‌پرسند: شما برای تماشای مسابقه به ورزشگاه آمده‌اید یا برای آنکه بخشی از نمایش باشید؟ به نظر می‌رسد پاسخ در چهار دهه گذشته هر دو بوده است و گاهی حتی به طور هم‌زمان.

کسانی که در موج شرکت می‌کنند می‌گویند این پدیده توانایی خلق لحظه‌ای شاد و جمعی را دارد، بی‌آنکه نیازی به دفترچه راهنما یا دستورالعملی داشته باشد.

تنها کافی است حضور داشته باشید و خودتان را به جریان آن بسپارید.