شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
دو سال از مرگ محمود کیانوش گذشت
- نویسنده, عنایت فانی
- شغل, بیبیسی
- منتشر شده در
بیستوسوم دیماه مصادف است با دومین سالگرد درگذشت محمود کیانوش، شاعر، نویسنده، مترجم، منتقد ادبی و برنامهساز رادیو.
محمود کیانوش سرودن شعر و نوشتن داستان را از سالهای دبیرستان شروع کرد و اولین داستانش را زمانی که در کلاس چهارم دبیرستان بود برای هفتهنامهٔ نیروی سوم فرستاد که نشریهٔ بسیار معتبر آن زمان بود و اکثر گردانندگانش از خلیل ملکی تا جلال آل احمد انشعاب کنندههای حزب توده بودند. آن داستان کوتاه زیر عنوان «حسن کاکل و سگش» با نام مستعار م. شباهنگ چاپ شد. خودش میگوید:
«باور نمیکردم که داستان من درست در همان صفحاتی چاپ شود که هفتهٔ قبلش داستان جلال آل احمد چاپ شده بود.»
کیانوش بعد از کلاس چهارم دبیرستان به دانشسرای مقدماتی رفت و بعد در روستائی نزدیک تهران معلم شد. در دوران معلمی چهار داستان دیگر را هم در نشریهٔ نیروی سوم چاپ کرد. در این دوران با انتشار مجلهٔ هفتگی خوشه که در آن شعرهای شاعرانی مثل احمد شاملو، نادر نادرپور، محمد زهری و دیگران چاپ میشد، کیانوش را که پیشتر سرودن غزل و سبکهای دیگر شعر کلاسیک را شروع کرده بود به طرف سرودن شعرنو کشاند و اولین شعر به قول خودش «شاملو وار» ش را برای مجلهٔ خوشه فرستاد و چاپ شد. خودش میگوید: «در این زمان دومین دورهٔ فعالیت ادبیام را شروع کردم.»
او همزمان ترجمه هم میکرد و اولین کتاب ترجمهاش زیر عنوان «به خدائی ناشناخته» اثر جان اشتاین بک چاپ شد.
«اولین کتاب به نام من چاپ میشد و اثری از خود من نبود، من تازه بیستودو سالم بود.»
کیانوش از آن پس به نویسندهای پرکار تبدیل شد ولی برخلاف هنرمندان دیگر بسیار گوشهگیر و تکرو بود و کمتر در محافل ادبی آن زمان ظاهر میشد، تا اینکه روزی تصمیم گرفت که:
«از خانه بیرون بیایم و با بعضی از این قلمزنان معروف آشنا شوم. شعر تازهام را برداشتم و به دفتر مجلهٔ بامشاد رفتم تا شاملو را ببینم.»
آن دیدار منجر به دوستی بسیار نزدیکی بین او و شاملو شد. اگر چه منجر به وابستگی او به گروهبندیهای ادبی و فرهنگی نشد و رفتوآمدهای گاه به گاهی او به این محافل تنها باعث سرخوردگی او از این گروهبندیها و انزوا و تکروی بیشتر او شد. کیانوش بعدها علل این سرخوردگیها و دوری جستنهایش از این محافل را در دو کتاب «بردار اینها را بنویس آقا، دفتر تذکره» و «بگذار اینها را چاپ کنیم، دفتر تکمله» بیپرده شرح داد.
کیانوش میگوید به دلیل نقدهای صریح و بیپردهاش و به دلیل اینکه هرگز خودرا به گروهبندیهای ادبی رایج وابسته نکرد با وجود اینکه یکی از پرکارترین هنرمندان ایران چه از نظر کمی و چه از نظر کیفی در عرصهٔ شعر و داستان و ترجمه و نقد ادبی بود، کارهایش آنطور که باید و شاید معرفی نمیشد و بسیاری از آثارش ناشناخته مانده است.
محمود کیانوش از سال ۱۳۶۰ ابتدا با نام مستعار استاد مصلحالدین زشکی در برنامهٔ «مجلهٔ شفاهی» و بعد با نام علیزادهٔ طوسی در رادیوی بخش فارسی بیبیسی برنامههای درخشانی تولید کرد؛ از جمله پانصدوبیست برنامهٔ «نامهای از لندن» که برای ده سال هر هفته از رادیو پخش میشد.
یکی از افتخارات من در سالهای سردبیریام در برنامههای غیر خبری رادیوی بیبیسی فارسی کارهای بسیار ارزشمندی است که محمود کیانوش در آن بخش تولید و اجرا کرد، از جمله هفتاد برنامهٔ «در حکایت و شکایت زبان فارسی» و چهارده برنامهٔ بیست دقیقهای «هزار سال غزل فارسی».
یکی از خصلتهای نیکوی کیانوش دانشپژوهشی بیوقفهٔ او بود و درد بزرگش بیخردی انسانهایی که عقاید و باورهای رایج را بی چون و چرا میپذیرفتند و به قول خودش به جهالت خود خو کرده بودند. ولی او انگار حاضر نبود این عادت نامیمون انسانها را بپذیرد و در مغازه و کوچه و خیابان، در تاکسی و اتوبوس با مردم وارد بحث میشد و در ذهن مخاطبانش سؤال میکاشت و آنها را به فکر وامیداشت. ماحصل این جدلها سرانجام کتابی شد زیر عنوان «بیشکی، بیسؤالی».
در دومین سال نبود این انسان فکور و خلاق، جایش هم در فضای ادبی و هم در زندگی شخصیام به عنوان رفیق شفیقِ به قول خودش «همدل و همدرد و همراز» بشدت خالی است.
برنامههای «هزار سال غزل فارسی»
از زمان رودکی تا به امروز، در ميان قالبهای کلاسيک قصيده، غزل، مثنوی، ترکيببند، ترجيعبند، مسمّط، رباعی، قطعه، مستزاد و غيره، قالب غزل بيشترين کاربرد را داشته است و ماندگارترين قالب در شعر فارسی بوده است.
امروزه غير از همين قالب غزل و بعد از آن رباعی، شاعران از ديگر قالبها برای شعر جّدی، به ندرت استفاده میکنند، و اين قالبهای ديگر بيشترين کاربرد را در شعر طنزآميز دارد که در آن به قصد از قالبها و شيوههای کلاسيک استفاده میشود.
اما در هزار سال گذشته، در دورههای پياپی، قالب غزل برای بيان عشق زمينی، عشق عرفانی، حديث نفس، انتقاد اجتماعی و سياسی، تأملات فلسفی، و مانند اينها به کار گرفته شده است، چنانکه در چند دهه اخير که بسياری از شاعران نوپرداز اصلاً به اوزان درست عروضی و قالبهای کلاسيک، و حتی اوزان شکسته يا نيمايی اعتنايی ندارند.
بسيارند شاعرانی که هر مضمونی را در قالب کلاسيک غزل بيان کردهاند و میکنند، و بعضی از آنان، از آن جمله اميری فيروزکوهی، پژمان بختياری، رهی معیری، فريدون توللی، ابوالحسن ورزی، مهدی اخوان ثالث، هوشنگ ابتهاج (سايه)، سيمين بهبهانی، حسين منزوی، محمد قهرمان، نوذر پرنگ، سخت اين قالب را جدی گرفتهاند و میگيرند، به طوری که انگار اين قالب هميشه تازه و نو بوده است.
رشته برنامههای «هزار سال غزل فارسی» کوششی است در بررسی تحولات مضمونی و زبانی و بيانی غزل، و معرفی خصوصيات غزلهای شماری از برجستهترين غزلسرايان ايران در ده قرن گذشته، در گفتوگو با بعضی از شاعران، استادان و نويسندگان معاصر، و در پايان هم چند برنامه به غزلسرايی در تاجيکستان، افغانستان، پاکستان، ترکيه، شعر انگليسی امروز در قالب غزل فارسی، و ترجمههای غزل فارسی به زبان انگليسی اختصاص داده میشود.
این برنامهها را محمود کیانوش با نام رادیوئی عليزاده طوسی در سال ۱۳۸۵ تهيه و اجرا کرد و در چهارده برنامهٔ نیمساعته از رادیو پخش شد.