شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
قاچاق سوخت از ایران به پاکستان؛ تجارت پرخطر در گرمای ۵۰ درجه بلوچستان
- نویسنده, سرویس جهانی بیبیسی
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۷ دقیقه
موتورسیکلت کوچک مزار آنقدر با دبههای پلاستیکی پر از بنزین بارگیری شده که به زحمت جایی برای نشستن خودش باقی مانده است.
موتور فرسوده او پنج مخزن ۷۰ لیتری حمل میکند که مجموع وزن سوخت داخل آنها حدود ۲۷۰ کیلوگرم است.
مخازن سوخت به شکلی خطرناک از دو طرف موتور آویزان شدهاند و تنها با طناب و ریسمان مهار شدهاند.
او این سوخت را از بازار روباز سوخت در مستونگ، واقع در بلوچستان، بزرگترین و فقیرترین ایالت پاکستان، خریده است. خود او هم در همان منطقه زندگی میکند.
وانتهایی که با مخازن پلاستیکی بارگیری شدهاند، سوختی را که از آنسوی مرز و از ایران قاچاق شده، برای فروش به این بازار میآورند.
اگرچه قاچاق غیرقانونی فرآوردههای نفتی از ایران به پاکستان دهههاست ادامه دارد، اما شواهد نشان میدهد که در ماههای اخیر و در پی جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، این فعالیتها افزایش یافته است.
با مختل شدن جریان انتقال نفت از طریق تنگه هرمز در نتیجه جنگ، قیمت سوخت افزایش یافته و این موضوع تقاضا در پاکستان برای بنزین و گازوئیل ارزانتر قاچاقشده از ایران را بالا برده است.
مزار، که برای حفظ امنیت او نامش را تغییر دادهایم، مانند هزاران قاچاقچی دیگر در بلوچستان، سوخت را به بازارهای روباز دیگر و جایگاههای غیررسمی بنزین منتقل میکند.
او خود را برای سفری ۳۵۰ کیلومتری از میان یکی از گرمترین مناطق جهان آماده میکند تا سوخت را به ایالت همسایه، یعنی سند، برساند.
دمای هوا در بلوچستان گاهی به ۵۰ درجه سانتیگراد میرسد و این گرما باعث باد کردن و نرم شدن مخازن پلاستیکی سوخت میشود.
اگر هنگام حرکت مزار یکی از این مخازن پاره شود یا درِ آن نشتی پیدا کند، خطر آتشگرفتن و حتی انفجار سوخت وجود دارد. قاچاقچیان بارها به همین شکل جان خود را از دست دادهاند.
اما اینجا خطرات دیگری هم وجود دارد.
بلوچستان دهههاست صحنه درگیری میان نیروهای پاکستانی و گروههای جداییطلبی است که خواهان خودمختاری بیشتر هستند. فعالان میگویند در جریان این درگیریها هزاران نفر ناپدید شدهاند.
مزار به سرویس جهانی بیبیسی میگوید: «این کار را میکنیم چون هیچ چاره دیگری نداریم.»
او میافزاید: «هوا گرم است، قیمتها بالاست و ما شب و روز در جاده هستیم.»
ابعاد دقیق عملیات قاچاق مشخص نیست، اما وبسایت ژاپنی «نیکی آسیا» در سال ۲۰۲۴ گزارش داد که بر اساس یک گزارش محرمانه فاششده از نهادهای اطلاعاتی پاکستان، سالانه سوختی به ارزش یک میلیارد دلار از ایران به پاکستان قاچاق میشود.
پنج پالایشگاه بزرگ نفت پاکستان در ماه مه امسال اعلام کردند که جریان ورود فرآوردههای نفتی از مرز در حال افزایش است و در نامهای خواهان مداخله دولت شدند.
همچنین شورای مشورتی شرکتهای نفتی پاکستان که نماینده صنعت نفت این کشور است، در ماه جاری در نامهای به دولت اعلام کرد فروش رسمی فرآوردههای نفتی در این فصل به پایینترین سطح خود در ۲۷ سال گذشته رسیده که بخشی از آن ناشی از افزایش قاچاق سوخت است.
مزار که نزدیک به ۴۰ سال دارد، نانآور اصلی خانواده بزرگی است که فرزندش و چندین برادرش را نیز شامل میشود.
او میگوید سه تا چهار ماه پیش، زمانی که خشکسالی ادامه کشاورزی را برایش ناممکن کرد، به قاچاق سوخت روی آورد.
بر اساس همان گزارش اطلاعاتی پاکستان که وبسایت نیکی آسیا به آن دست یافته، حدود ۲/۴ میلیون نفر در بلوچستان در قاچاق سوخت میان ایران و پاکستان مشارکت دارند.
قاچاق سوخت در پاکستان غیرقانونی است و مجازات آن از جریمه نقدی و توقیف خودرو در موارد کوچک تا حبس برای عملیاتهای بزرگتر متغیر است.
با این حال، فدا حسین دشتی، رئیس پیشین اتاق بازرگانی و صنایع کویته در بلوچستان، معتقد است این فعالیت برای اقتصاد منطقه حیاتی است، زیرا فرصتهای شغلی بسیار اندک هستند.
ایالت بلوچستان پاکستان که از غرب با ایران و از شمال با افغانستان هممرز است، حدود ۴۴ درصد از مساحت پاکستان را در بر میگیرد، اما تنها شش درصد جمعیت این کشور در آن زندگی میکنند.
با وجود برخورداری از منابع معدنی غنی، سطح فقر در بلوچستان با برخی از فقیرترین مناطق جهان قابل مقایسه است و همین موضوع به یکی از عوامل نارضایتی در منطقه تبدیل شده است.
آقای دشتی میگوید: «مردم درماندهاند و راه دیگری ندارند.» او معتقد است دولت پاکستان باید برای ایجاد فرصتهای شغلی در این منطقه تلاش بیشتری میکرد.
او میگوید: «حتی دانشجویی که مدرک کارشناسی ارشد میگیرد، در نهایت وارد همین تجارت نفت میشود.»
عرفان، که نام او نیز برای حفظ امنیتش تغییر داده شده، میگوید به دلیل معلولیتش هیچ کار دیگری نمیتواند انجام دهد.
او پس از ابتلا به فلج اطفال، در حرکت یکی از پاها و یکی از دستهایش با محدودیت شدید روبهرو شده است.
او نیز چند ماهی است که به قاچاق سوخت مشغول است.
عرفان گازوئیل حمل میکند، زیرا آن را ایمنتر از بنزین میداند و میگوید احتمال آتش گرفتن آن کمتر است.
او میگوید: «نمیتوانم بنزین حمل کنم. اگر آتش بگیرد چه؟ چون نمیتوانم سریع بلند شوم، به شدت خواهم سوخت.»
ابعاد سیاسی قاچاق سوخت پیچیده است، به ویژه در شرایطی که پاکستان در تلاش برای پایان دادن دائمی به درگیریها، نقش میانجی میان ایران و آمریکا را ایفا میکند.
پاکستان در دورههای مختلف با این تجارت غیرقانونی برخورد کرده، اما پس از مدتی سطح قاچاق دوباره افزایش یافته است.
متوقف کردن کامل این فعالیت دشوار است، زیرا بخشهای دورافتاده مرز ۹۰۰ کیلومتری دو کشور به سختی قابل کنترل هستند.
در دولت پاکستان نیز این درک وجود دارد که برای بسیاری از ساکنان بلوچستان، این کار تنها راه امرار معاش است.
علاوه بر این، شرکتهای نفتی به برخی مناطق بلوچستان سوخت نمیرسانند، زیرا هزینه حملونقل، مسائل امنیتی و رقابت با سوخت ارزان قاچاقشده، فعالیت در این مناطق را برای آنها دشوار کرده است.
ایران قاچاق سوخت را به گروههای مجرمی نسبت میدهد که با خرید بنزین و گازوئیل یارانهای در ایران، آن را به آن سوی مرزها قاچاق میکنند و با قیمت بالاتری میفروشند.
اما پدی جین از سازمان «ابتکار جهانی علیه جرایم سازمانیافته فراملی» که بازارهای غیرقانونی را رصد میکند، میگوید: «ما معتقدیم قاچاقچیان اصلی یا بخشی از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هستند یا ارتباط نزدیکی با آن دارند» و هدف آنها «طبیعتا دور زدن تحریمهای اعمالشده از سوی آمریکا» است.
به باور او گروههای مرتبط با حکومت ایران اکنون تلاش میکنند از افزایش قیمتها در نتیجه جنگ بهره ببرند و سوخت بیشتری قاچاق کنند.
بیبیسی از دولت ایران خواست درباره این ادعا که در قاچاق سوخت نقش دارد، اظهارنظر کند، اما پاسخی دریافت نکرد.
«جنگ شروع شد و ما نابود شدیم»
چندین قاچاقچی به بیبیسی گفتهاند که برخی مقامها و نیروهای امنیتی پاکستان در ازای دریافت رشوه، چشم خود را بر این فعالیتها میبندند.
دولت پاکستان هرگونه دخالت نهادهای دولتی یا نیروهای امنیتی این کشور در قاچاق سوخت را رد میکند.
دولت میگوید شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان، به نهادهای مجری قانون دستور داده با قاچاق سوخت برخورد کنند و نیروهای امنیتی طی یک سال گذشته سوختی به ارزش حدود ۱/۳ میلیارد روپیه پاکستان، معادل نزدیک به پنج میلیون دلار، ضبط کردهاند.
مزار میگوید جنگ هزینههای کار او را نیز افزایش داده است.
قیمت بنزین قاچاقی که میخرد بالا رفته، اما قیمت فروش آن تغییری نکرده است.
او میگوید پس از کسر هزینه سوخت، غذا و اجاره موتور، قبلا روزانه پنج هزار روپیه درآمد داشت، اما اکنون درآمدش به سه هزار روپیه کاهش یافته است؛ رقمی که با این حال حدود دو برابر حداقل دستمزد در پاکستان محسوب میشود.
او میگوید: «جنگ شروع شد و ما نابود شدیم.»
وقتی مزار و گروه ۱۱ نفره موتورسواران همراهش منطقه مستونگ در بلوچستان را ترک میکنند تا به سمت خانههایشان حرکت کنند، با طوفان گرما روبهرو میشوند؛ موج گرمایی طولانیمدتی که با طوفانهای گردوغبار همراه است.
وقتی از او درباره خطر جراحت یا حتی مرگ سوال میشود، پاسخ میدهد: «نگرانش نیستم.»
او میگوید: «بالاخره یک روز باید بمیرم. شاید همین حالا بمیرم، چه کسی میداند؟ این تصمیم خداست که مرا زنده نگه دارد یا جانم را بگیرد.»