شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
بازگشت خطرناک: مینها زندگی شهروندان را در سوریه تهدید میکنند
- نویسنده, هبه الله بيطار، لينه شيخونی
- شغل, بیبیسی عربی - سوریه
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۷ دقیقه
ایغاد هرگز فکر نمیکرد که رویای بازگشت به زمین کشاورزیاش به کابوس تبدیل شود.
او در حالی که در میان درختان زیتون در کنار مزرعه خود در استان ادلب، در شمال غرب سوریه، ایستاده، تصویری از پدرش را به ما نشان می دهد که مرده است. او به سختی جلوی اشکش را میگیرد و لبخند میزند.
این عکس پنج سال پیش و چند ماه قبل از تسلط نیروهای وابسته به دولت سابق سوریه بر روستای آنها در نزدیکی شهر سراقب گرفته شده بود.
این شهر برای سالها یک پایگاه استراتژیک برای جناحهای مخالف حکومت سوریه بود تا اینکه نیروهای متحد با رژیم سرنگون شده بشار اسد در پایان سال ۲۰۱۹ حملهای را علیه شورشیان در استان ادلب آغاز کردند.
نیروهای اسد تا اوایل سال ۲۰۲۰ چندین پایگاه دیگر شورشیان را در شمال غربی تسخیر کردند و صدها هزار نفر از ساکنان شهر از خانههای خود گریختند.
ایغاد و پدرش از جمله آوارگان بودند.
ایغاد در حالی که اشک چشمانش را پر میکند، می گوید: «به خاطر جنگ و حملات هوایی مجبور شدیم آنجا را ترک کنیم. پدرم از رفتن امتناع میکرد و دلش میخواست در سرزمینش بمیرد.»
پدر و پسر از آن زمان در آرزوی بازگشت بودند. و هنگامی که نیروهای مخالف دولت در نوامبر ۲۰۲۴ کنترل روستا را به دست گرفتند، رویای آنها در شرف تحقق بود. اما به زودی فاجعهای رخ داد.
ایغاد شرح میدهد که: «ما برای برداشت زیتون به مزرعه خود میرفتیم. ما با دو ماشین جداگانه رفتیم. پدرم مسیر دیگری را برای بازگشت به خانهمان در ادلب در پیش گرفت. من به او در این مورد هشدار دادم اما او اصرار داشت از همان مسیر برود و ماشینش به مین برخورد کرد و منفجر شد.»
پدر ایغاد در دم کشته شد. او در آن روز نه تنها پدرش، بلکه منبع اصلی درآمد خانواده را نیز از دست داد. زمین کشاورزی آنها که ۱۰۰۰۰۰ متر مربع وسعت داشت و پر از درختان زیتون ۵۰ ساله بود، به عنوان یک میدان مین خطرناک تشخیص داده شد.
به گفته هیلو تراست، که یک سازمان بین المللی متخصص پاکسازی مین و سایر وسایل انفجاری است، از زمان سقوط رژیم بشار اسد در اوایل دسامبر، حداقل ۱۴۴ نفر، از جمله ۲۷ کودک، بر اثر انفجار مینهای زمینی و بقایای منفجر نشده سایر مهمات باقی مانده از جنگ جان خود را از دست دادهاند.
سازمان دفاع غیرنظامی سوریه - معروف به کلاه سفیدها - به بیبیسی گفت که بسیاری از کشتهشدگان کشاورزان و زمیندارانی بودند که میخواستند با فروپاشی رژیم اسد به اراضی خود بازگردند.
بقایای منفجر نشده مهمات جنگی تهدیدی جدی برای زندگی در سوریه است. این ادوات به دو دسته اصلی تقسیم میشوند: مهمات منفجر نشده مانند بمبهای خوشهای، خمپاره و نارنجک و مین.
حسن طلفاح، سرپرست تیم کلاهسفیدها برای پاکسازی بمبهای منفجر نشده در شمال غرب سوریه، توضیح میدهد که پاکسازی این اقلام کمتر چالش برانگیز است زیرا معمولا روی زمین قابل مشاهده هستند.
کلاه سفیدها می گویند که بین ۲۷ نوامبر و ۳ ژانویه، حدود ۸۲۲ بمب و سایر اقلام منفجر نشده را در شمال غربی سوریه پاکسازی کردند.
آقای طلفاح میگوید چالش بزرگتر در دسته دوم مهمات نهفته است - مین. او توضیح میدهد که نیروهای دولت سابق صدها هزار از آنها را در مناطق مختلف سوریه - عمدتا در زمین های کشاورزی - کاشتند.
به گفته کلاه سفیدها، اکثر تلفات ثبت شده از زمان سقوط رژیم اسد در محل خطوط مقدم نبرد سابق اتفاق افتاده است و بیشتر کشتهشدگان مرد بودهاند.
آقای طلفاح ما را به دو میدان بزرگ مین برد. خودرو ما در یک جاده خاکی طولانی، باریک و پر پیچ و خم دنبال خودرو او حرکت میکرد. این تنها راه امن برای رسیدن به این میدان است.
در کناره جاده، کودکان در اطراف منطقه میدوند. حسن به ما می گوید آنها از خانوادههایی هستند که اخیرا به مناطق خود برگشتهاند اما خطر انفجار مین در اطراف آنها وجود دارد.
از خودرو که پیاده میشویم، او به حصاری در دوردست اشاره میکند.
او میگوید: «این آخرین نقطهای بود که مناطق تحت کنترل نیروهای دولتی را از مناطق تحت کنترل گروههای مخالف در استان ادلب جدا میکرد».
او میافزاید که نیروهای اسد هزاران مین را در مزارع آن سوی دیوار کار گذاشتند تا از پیشروی نیروهای شورشی جلوگیری کنند.
زمانی به جای میدان مین اطراف محلی که ما ایستادهایم زمینهای کشاورزی بودند. امروزه همه آنها بایر هستند و به جز انتهای سبزرنگ مینهای زمینی که با دوربین قابل مشاهده هستند، هیچ فضای سبزی مشاهده نمیشود.
کلاه سفیدها که تخصص در پاکسازی مینهای زمینی ندارند تنها میتوانند میدانهای مین را علامتگذاری کنند و با نصب تابلو، به مردم هشدار بدهند که به این محلها نزدیک نشوند.
آنها همچنین با اسپری پیامهای هشدار دهنده را روی زمین و دیوار خانههای اطراف میدانهای مین مینویسند. این نوشتهها هشدار میدهند: «خطر! مینهای زمینی».
آنها کارزاری را هم برای افزایش آگاهی مردم محلی در مورد خطرات ورود به زمینهای آلوده به مین راه انداختهاند.
در راه بازگشت ما با یک کشاورز ۳۰ ساله مواجه میشویم که به تازگی به منطقهاش بازگشته است. او به ما میگوید که مقداری از این زمینها متعلق به خانواده اوست.
محمد میگوید: «ما نتوانستیم هیچکدام از آنها را تشخیص دهیم.» او که آشکارا سرخورده شده است میافزاید: «ما قبلا گندم، جو، زیره و پنبه میکاشتیم اما حالا کاری از دستمان برنمیآید. و تا زمانی که نتوانیم این زمینها را کشت کنیم، وضعیت اقتصادی ما بد خواهد ماند.»
کلاه سفیدها میگویند که در کمتر از یک ماه حدود ۱۱۷ میدان مین را شناسایی و اطراف آن را مشخص کردهاند.
آنها تنها کسانی نیستند که برای پاکسازی مین و مهمات منفجر نشده فعالیت میکنند اما به نظر میرسد که بین سازمانهای مختلف هماهنگی کمی وجود دارد.
در مورد مناطق آلوده به بمبهای منفجر نشده و میدان مینهای زمینی آمار دقیقی وجود ندارد. اما سازمانهای بینالمللی مانند هیلو تراست نقشههای تقریبی تهیه کردهاند.
دیمین اوبراین، مدیر برنامه هیلو سیریا میگوید که باید یک بررسی جامع انجام شود تا میزان آلودگی این کشور شناسایی شود. او تخمین میزند که برای حفاظت از جان غیرنظامیان در سوریه باید حدود یک میلیون مهمات و مینهای زمینی از بین برود.
آقای اوبراین میگوید: «به احتمال زیاد در اطراف هر موضع ارتش سوریه مینهای زمینی متعددی به عنوان یک اقدام دفاعی کار گذاشته شده بود.»
او میافزاید: «در مکانهایی مانند حمص و حماه، گاه کل محلهها تقریبا به طور کامل ویران شدهاند و هرکس که برای هر منظوری، چه تخریب بناهای نیمه ویران و چه بازسازی به این محلهها میرود باید از وجود انبوه گلوله، مهمات خوشهای، نارنجک، و خمپاره منفجر نشده در آنجا آگاه باشد.»
کلاه سفیدها به گنجینهای دست یافتهاند که میتواند در تلاش برای پاکسازی مین کمک فراوانی بکند.
در دفتر این سازمان در شهر ادلب، آقای طلفاح مجموعهای از نقشهها و اسناد را به ما نشان میدهد که نیروهای دولتی به جا گذاشتهاند.
این اسناد مکان، تعداد و انواع مینهای کاشته شده در میدانهای مین مختلف در شمال غرب سوریه را نشان میدهند.
آقای طلفاح میگوید: «ما این اسناد را به نهادهایی که مستقیما با پاکسازی مینهای زمینی سروکار دارند تحویل خواهیم داد.»
اما به نظر نمیرسد که تخصص محلی موجود در سوریه برای مقابله با خطرات جدی مهمات منفجر نشده برای زندگی غیرنظامیان کافی باشد.
آقای اوبراین تاکید دارد که جامعه بینالمللی باید در کنار دولت جدید در سوریه برای ارتقاء تخصص در این زمینه همکاری کند.
او میگوید: «آنچه ما از کمککنندگان میخواهیم، بودجه است تا بتوانیم ظرفیت کاری خود را افزایش دهیم، که به معنای استخدام افراد بیشتر، خرید ماشینآلات بیشتر و فعالیت در یک منطقه وسیعتر است.»
برای آقای طلفاح، پاکسازی مهمات منفجرنشده و افزایش آگاهی در مورد خطرات آنها به یک رسالت شخصی تبدیل شده است. ده سال پیش، او یک پای خود را هنگام خنثی کردن یک بمب خوشهای از دست داد.
او میگوید که این واقعه و مشاهدات دلخراش او از کودکان و غیرنظامیان آسیب دیده از مهمات انفجاری تنها انگیزه او برای ادامه کار را افزایش داده است.
او میگوید: «من هرگز نمیخواهم هیچ غیرنظامی یا عضو تیم آنچه را که بر من گذشت تجربه کند! من نمیتوانم احساسی را توصیف کنم که هنگام برطرف کردن خطر از جان غیرنظامیان به من دست میدهد.»
اما تا زمانی که تلاشهای بینالمللی و محلی برای خنثی کردن خطر مینهای زمینی هماهنگ نشود، جان بسیاری از غیرنظامیان بهویژه کودکان در خطر خواهد بود.