جلو زندان‌ها شلوغ، هنرمند و خبرنگار دربند، درگذشت بهزاد غریب‌پور

    • نویسنده, مسعود بهنود
    • شغل, روزنامه‌نگار
  • منتشر شده در

شلوغ‌ترین محل شهرها، جلو نانوایی‌ها بود، از قدیم. زندان شهرهم  گاهی میزبان عده‌ای بود، فقط در روزهای اوج انقلاب - که قرار بود زندان‌ها گلستان شوند- زندان‌ها اما در ماه‌ها و سال‌های پیش، بخش مشخصی از جامعه بودند، بیشتر سیاسی‌ها. آمده بودند تا با زندانیانی ملاقات کنند. اینک جلو زندان، مردان و زنان ساده‌ای ایستاده‌اند، پدرو مادران پردلهره و خون به دل، سخن از جوانانی می‌گفتند با اشک و فریاد که پرونده‌های دادگستری در طول تاریخ ایران آنان را به یاد ندارد. 

پیام اعزام و حذف 

عباس عبدی در روزنامه اعتماد درباره اعدام معترضان نوشته است: پاسخ‌ها پذیرفتنی نیست، هیچ حکم اعدامی با روال طبیعی به این سرعت به نتیجه منتهی نمی‌شود، در کوتاه‌ترین زمان‌ها نیزماه‌ها طول خواهد کشید. چگونه ممکن است که دادگاه در ۲۹ آبان برگزار شود و حکم نهایی در ۱۷ آذر اجرا شود؟ یعنی فقط با ۱۸ روز فاصله. به‌علاوه اگر این حکم حق وی بود، پس با توجه به شرایط عمومی و حساسیت اجتماعی لازم بود که دادگاهش علنی و با حضور وکیل انتخابی و ترجیحا با حضور سه قاضی به اتهامات وی رسیدگی می‌شد تا همه مردم مطلع از اتهامات و قانون شوند و طبعا مردم نیر از تطبیق درست رفتار مجرم به ماده قانون حمایت می‌کردند و اگر واقعا این حکم حق وی بود، رسیدگی غیرعلنی با وکیل غیرانتخابی، بی‌معنا است و هیچگاه نمی‌تواند حمایت عموم مردم را در حکم صادره به دست آورد. 

در ادامه مقاله اعتماد آمده: ولی اگر این حکم و اجرای سریع آن با هدف درس دادن به دیگران و استفاده از عامل ترس برای بازدارندگی آن بود، باید گفت که چنین اقدامی ذاتا در تقابل با حقوق فردی است. به علاوه اگر اعدام به خودی خود بتواند چنین نقشی را ایفا کند، کشته‌های خیابان و زندان کردن افراد نیز می‌توانسته چنین کند و اگر تاکنون منجر به نتیجه نشده است، حتما ایرادی در این تحلیل وجود دارد. این اعدام ممکن است واجد پیام سومی هم باشد اینکه در مواجهه با اتفاقات اخیر، ذره‌ای همراهی و همدلی وجود ندارد و پیام رسمی اعدام و حذف است و بس. 

کاوه فولادی نسب، نویسنده و مترجم در مقاله‌ای پیرامون سالگرد انقلاب، در مجله تجربه  نوشته: بعضی‌ها می‌گویند «من سیاســی نیســتم.» فرقی ندارد نویسنده یا دندانپزشک یا بقال، این حرفشــان من را متعجب می‌کند. دلم می‌خواهد به این دوســتان دیده و نادیده بگویم در این زمانه و زمینه، حتی نفس کشیدن شما هم امری سیاسیست دوست عزیز؛ چه برسد به بیان و آزادی بیان و آزادی پس از بیانتان، چه برسد به دیدگاههای اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی‌تان و چه حتی ســبک زندگیتان. مگر ندیده‌اید پروپاگاندیســتهای نظام سیاسی کشورمان، این روزها چقدر درباره  سبک زندگی حرف می‌زنند؟ 

او در ادامه آورده: تا اطلاع ثانوی زیست ما ایرانیان- همین ساده‌ترین و بدیهی‌ترین حق بشری- امری سیاسیست؛ چه توی ایران باشیم، چه بیرون از آن. به قول دکتر بیژن عبدالکریمی، استاد فلسفه که گفت (نقل به مضمون): سیاســت در ایران دریده است. به فرهنگ می‌گوید نباش، من هستم. به اقتصاد می‌گوید نباش، من هســتم. به ورزش می‌گوید نباش، من هســتم... چطور می‌شود به این فکر کرد که نویسنده و کلمه و داســتان و ادبیات ممکن است، هیچ نسبتی با سیاست نداشته باشند. 

علی ربیعی هم از دولتمردان پیشین نوشت: چه دشوار است اینجا ایستادن. جمعي پر از دلشوره و حال ناخوش‌ از آنچه در سرزمين‌شان می‌گذرد، در ميانه‌ ايستاده‌اند؛ در ميانه ايستادن از عاقبت‌انديشی است نه عافيت‌طلبی. آنها كه دلسوزانه در ميانه ايستاده‌اند؛ نه برای آن است كه صدای خودشان را در اين هياهو بلندتر كنند، بلكه می‌خواهند دو طرف را به شنيدن دعوت كنند و قصد رساندن صداها بدون پارازيت و ايجاد امكان گفت‌وگو را دارند.  

شیفته شاملو؛ نقاشی‌ها و مجسمه‌ها

کدام موجود فارسی زبان است که از زمان نخست وزیری رضا شاه شعری از شاملو شنیده باشد و در درون خود با وی عشقی در نوردیده نباشد. یکی از آنها جوانی است که مجسمه می‌سازد و نقاشی می‌کند و چنان که خود گفته: «اتفاقا چندی پيش خودم به اين موضوع فكر مي‌كردم و وقتي دقيق شدم متوجه شدم كه اين ترانه و موسيقي بود كه زمينه آشنايي من را در دوراني كه با شعر و ادبيات آشنايي نداشتم با شاملو فراهم كرد. پس از آن شاملو برای من مهم شد و به خواندن شعرهای او روی آوردم.» 

امیرمحمد قاسمی‌زاده در گفت‌وگو با مریم آموسا به مناسبت زادروز شاملو در روزنامه اعتماد گفته: شاملو شاعر هميشه است وهمه نسل من به شكل‌های مختلف با شاملو خاطره دارد. من بيش از ۲۰ سال است كه دارم شعر او را به تصوير می‌كشم. شاملو و شعرش در دورانی كه من شور و هيجان جوانی داشتم و نسبت به مسائل سياسی و اجتماعی شتاب‌زده رفتار می‌كردم، توانست حال من را خوب كند و كمك كند تا بتوانم با جهانم ارتباط برقرار كنم و با تمركز روی يك شخصيت و شعرهايش كار كنم، طرح بزنم. نقاشي كنم مجسمه بسازم. 

نقاش جوان تاکید می‌کند: شاملو شاعر‌ی است كه درد انسان را در طول قرن‌ها فرياد زده است و شعر و كلامش آن‌قدر قدرتمند است كه بر جان می‌نشيند و بدون اغراق شعر شاملو يقه نسل ما را كه پس از انقلاب متولد شديم و تجربه جنگ و سال‌های پس از آن را داريم، گرفت و رها نكرد. شاملو شاعر، روشنفكر و هنرمندی چندوجهی است و همين موجب می‌شود كه بيش از شاعران هم‌عصرش جوانان مجذوب شعر او شوند. 

مریم آموسا در این گفت‌وگوی خواندنی در روزنامه اعتماد درباره قاسمی‌زاده نوشته: در كارنامه اين نقاش، برپايي نمايشگاهی از نقاشی‌های او با عنوان «ياد بامداد» كه شامل پرتره‌هايی از احمد شاملو بر اساس آثار شاعر است، ديده می‌شود. او كل اين مجموعه را به آيدا سركيسيان، همسر احمد شاملو اهدا كرد. نمايشگاه «برف و بوم» دومين نمايشگاهی بود كه او از پرتره‌های شاملو به‌ مناسبت نودمين سالروز تولدش در گالری مينا برپا كرد.  

حال مردم و سینما، هردو خوب نیست 

انجمن منتقدان تئاتر و انجمن منتقدان سینمایی، دو هفته پیش در بیانیه‌ای خبر دادند که به جشنواره نمی‌روند، با توجه به اینکه شمار زیادی از فعالان سینمایی یا بازداشت هستند یا با مشکلاتی همچون ممنوع‌الخروجی رویارو شده‌اند.

در ادامه این بیانیه، جعفر گودرزی رئیس انجمن منتقدان سینمایی هفته پیش گفت: «شــأن منتقد فیلم قلم زدن در سینمایی است که تصویر واقعی مردم و غم و شادیهای آنها را بی‌پرده بر پرده بیندازد و در ترسیم امید دچار تردید نباشد. منتقد کارش چراغ راه بودن و کنشگری است. کارش بهره‌گیری از عقلانیت اســت و فرایند تفکر را مدنظر قراردادن؛ و یکی از پایه‌های عقلانیت پرسشــگری و روشــنگری است. انسان به اندازه‌ای که پرســش و نقد می‌کند، خردمند است. اگر مسائل را به چالش نکشــیم و از غربال نقد نگذرانیم، مانعی می‌شــود برای زندگی عاقلانه و دوراندیشانه. کنشگری معیار انسان بودن است». 

جعفر گودرزی در بخش دیگری از سخنانش به نحوه برگزاری جشــنواره‌ها نیز اعتراض کرد و گفت: « وقتی حال مردم و سینما هر دو خوب نیست، برگزاری هر جشن و جشنواره‌ای انکار رنج مردم و سینماست. رســالت منتقد فقط نقد نوشتن درباره فیلم‌ها نیست، نقدکردن سینما و مناسباتش هم هست. ما به عنوان بخشــی از خانواده بزرگ سینما نمی‌توانیم به جشنواره سینمایی برویم، درحالی که سینما در سوگواره حال پریشان خود و شرایط گرفتار است...».  

از آغاز اعتراضات، افراد، هنرمندان و روزنامه‌نگاران به دلایل مختلف دستگیر و بازداشت شده‌اند یا برایشان پرونده تشکیل شده است. در این میان، صنوف درصدد برآمدند تا وضعیت اعضای خود را به نحوی پیگیری کنند.  

پیشتر هم کمیته پیگیری وضعیت روزنامه‌نگاران بازداشتی با حضور بدرالســادات مفیدی، کامبیز نوروزی، الیاس حضرتــی، محمد مهاجری و مهدی رحمانیان تشــکیل شد.   

مسعود سمیعی نویسنده و کارگردان: سیدعلی تدین صدوقی بازیگران:  اصغر صابری، مروارید ‌افسری، لادن بنکدار، علیرضا نادی، بهار حسینی، افشین ‌رضایی. شاهین زرگر.

خلاصه: نمایش در خصوص زن شوهری است که برای رسیدن به ثروت، قدرت و تثبیت موقعیت خود علیه یکدیگر دسیسه چینی می‌کنند. ظرافت و زیرکی و درایت زنانه با درامی تراژیک در برابر قدرت، نیرنگ و جاذبه مردانه قرار گرفته و خودنمایی می‌کند. 

مصطفی برزویان در ستون نظریات این نمایش نوشته: تا کنون این نمایش را دوبار به تماشا نشسته‌ام و گمان می‌کنم بارها انجامش بدهم. آرمان‌های این دو شخصیت را می‌توان در اشارات ایشان به سخنان بلند نظرانه بزرگانی دریافت که با لحنی گزنده بیان می‌شوند، هر چند که گویا پس از چرخش این زوج به سوی شر و آز، همچنان در وجودشان زنده است. آرمان‌هایی که گویا دیگر به آن باور ندارند، ولی به تیغی در دست هر یک از ایشان برای آزار دیگری تبدیل شده است و چه آشناست این گفتگوها برای زندگی امروز ما. 

پاهای آدم چقدر میتونه دراز باشه

یک متن آرام  بر اساس فانتری‌های فرنگی که شبیه به آن به شکل‌های مختلف در کشورهای دیگر اجرا و تماشا شده است. مجید ابراهیم‌زاده در نقش کارگردان تسلط نشان داده و به ویژه توانسته جذابیت نمایش را به جایی بکشاند که بتواند سالن را پر کند.

بازیگران:  فوژان تاجیک، آرمین ‌افتخار ‌زاده، مرجان ‌افروز، سیاوش زنگی، میلادرمضانی، مهسا منفرد، الهه ادبی، آرام ‌نیک ‌بین، آریانا ‌عباسی، میلاد ‌پرموزه، علی ناصری، فرحان ‌فریضه

یک تماشاگر نوشته: درباره وودی آلن و فیلمی‌ست که پس از ۵ سال وقفه در فیلمسازی، می‌خواهد به دو شخصیت ادبی تاثیرگذار، کافکا و صادق هدایت بپردازد اما داوطلبانی که برای نقش اصلی به او مراجعه می‌کنند، همگی زن هستند؛ همزمان به یکی از پرونده‌های دادگاهی او که متهم به آزار جنسی دخترخوانده‌اش است و روایتی واقعی‌ست نیز پرداخته می‌شود. گروه نوازندگان و موسیقی نمایش، حرفه‌ای، مسلط و با قطعاتی گیرا از شاخصه‌های تاثیرگذار اجرا است.

مرتضی کمالی بعد از تماشای نمایش نظر خود را سنجاق کرد و نوشت: روایت جذاب و کلاژ گونه مجید ابراهیم‌زاده از داستان زندگی اشخاص، با ایجاد فضای فانتزی، تاریخی و اجتماعی در کنار موسیقی بسیار بجا و هماهنگ، بازی‌های درخور، طنز خلاق، صحنه‌بندی‌های چشمگیر،«پاهای یه آدم چقدر می‌تونه دراز باشه ؟» رو به یک اثر نمایشی با ارزش تبدیل کرده.

كاش می‌شد در وطن در آغوشت بگيرم

درگذشت بهزاد غریب‌پور، گرافیست و تصویرگر، این هفته در صدر اخبار بود؛ خبری که خیلی‌ها از طریق خانواده‌اش از آن مطلع شدند.

بهزاد غریب‌‌پور،‌ زاده سنندج بود و انتشار خبر درگذشت او در روز سه‌شنبه جدای از اندوهش، اهالی هنرهای تجسمی و علاقه‌مندان آثار این هنرمند را شگفت‌زده کرد، چراکه او‌ زاده سال ۱۳۳۶ بود و تنها ۶۵ سال داشت.

برادر بزرگ بهروز،  نویسنده و کارگردان تئاتر و سینما نوشت: «برادر عزیزمان، بهزاد، هنرمند گرافیست و تصویرگر نام‌آوربین‌المللی از میان‌مان به لطافت یک پرنده پر کشید و رفت. جایش تا ابد خالی خواهد ماند.»

روایت برادر کوچکش، کیانوش که او هم طراح گرافیک، تصویرگر و مدیر هنری است، از این قرار است: «بدرود برادرم! بدرود استاد! تو جاودانه‌ای، به اعتبار نام و جای بلندی که در هنر و قلب ما ساختی. همچنان مهربان و خندان و گرم در قلب من، عزیزان‌مان و دوستدارانت خواهی درخشید. تو پهلوان زنده همه میدان‌های خاطرات و افتخاراتی که ساختی و پرداختی می‌مانی. ما چه خوشبختیم که در این جهان چنین بهزادی در میان‌مان بود و چه خوشبختند آنان که از امروز روح مهربانت را میزبانند. کاش بودی تا روزی دوباره در وطن همدیگر را در آغوش بگیریم و چشمی از شوق و چشمی به یاد جوانان وطن با اشک بشوریم. بهزاد غریب‌پور، برادر، استاد و جانم، دیشب در غربت، به دیدار آشنایان آسمان رفت. روح مهربانش تابان.»

مجله ماه  

ماهنامه اندیشه پویا چندین سال پیش با همه محدودیتها متولد شد اکنون شماره ۸۲ منتشر شده با تصویری از زنی در جستجوی یک زندگی معمولی.

مجله به آن چه در همه این ماه‌ها گذشت پرداخته؛ اینک با عنوان جامعه شناسی اعتراضات آثاری از مراد تقفی، عباس عبدی، محمد مهدی مجاهدی و جواد حیدری. در عین حال با حضور محمد جواد کاشی و مقصود فراستخواه، سیدحسین سراج زاده و محمدرضا کاهی… نیازها، امیدها و رویاهای یک نسل.