سپاه پاسداران مستقیم با مخاطب آمریکایی سخن گفت؛ دلیل این تصمیم چیست؟

    • نویسنده, مهرنوش پورضیایی
    • شغل, بی‌بی‌سی
    • در, واشنگتن
  • منتشر شده در
  • زمان مطالعه: ۸ دقیقه

گفت‌وگوی مستقیم مقام‌های ارشد سپاه پاسداران با رسانه‌های آمریکایی رویدادی نادر است. از همین رو، حضور محمدرضا نقدی، مشاور عالی فرمانده کل سپاه پاسداران و از چهره‌های شناخته‌شده امنیتی و نظامی ایران، مقابل دوربین شبکه پی‌بی‌اس توجه بسیاری را جلب کرد. او در این مصاحبه با رضا سیاح، خبرنگار این شبکه، به تشریح مواضع جمهوری اسلامی پرداخت.

محمدرضا نقدی مشاورعالی فرمانده کل سپاه، با سابقه امنیتی و اطلاعاتی در نقاط مختلف از لبنان و عراق و سپاه قدس گرفته تا بسیج و اطلاعات سپاه در کانون نظامیانی است که رهبران آمریکا بارها آنها را «جانی و آدم‌کش» خوانده‌اند.

او نه تنها به دلیل آنچه آمریکا نقش‌آفرینی در بی‌ثباتی منطقه می‌خواند در فهرست تحریم‌های واشنگتن قرار دارد، بلکه به اتهام ایفای نقش در نقض حقوق بشر از سوی سازمان ملل متحد نیز تحریم شده است.

اینکه دقیقا چرا سپاه پاسداران شرایط فعلی را برای نشستن در برابر دوربین یک رسانه‌ آمریکایی انتخاب کرده روشن نیست. خود آقای نقدی در این گفتگو تصریح کرده که «هیچ وقت از ما تقاضایی نشده که بخواهیم رد کنیم». او می‌گوید «ما دوست داریم که صدایمان به مردم غربی برسد. این رسانه‌های غرب هستند که نمی‌خواهند این اتفاق بیفتد.»

انتخاب شبکه پی‌بی‌اس توسط سپاه پاسداران برای اولین مصاحبه خود احتمالا بی‌دلیل نیست.

این شبکه ۲۲ سال پیاپی در نظرسنجی‌ها معتمدترین نهاد رسانه‌ای آمریکا شناخته شده، یک پژوهش دانشگاهی منتشرشده در ژورنال ارتباطات نشان می‌دهد این اعتماد مرز حزبی ندارد. ۵۴/۵ درصد کسانی که خود را «محافظه‌کار تندرو» خوانده‌اند و ۵۸/۵ درصد «لیبرال‌های تندرو» پی‌بی‌اس را منبع اصلی خبری‌شان دانسته‌اند.

در هر حال روشن است که سپاه پاسداران تصمیم گرفته این بار بدون واسطه حرف‌های خود را به مخاطب غربی برساند. برخی ناظران ممکن است این مصاحبه را نشانه تلاش سپاه برای رساندن مستقیم پیام خود به افکار عمومی آمریکا تلقی کنند. این از محتوای پاسخ‌های صریح آقای نقدی هم کم و بیش مشخص است.

محمدرضا نقدی صریحا پای تقویم انتخاباتی آمریکا را به میان می کشد و می‌گوید از نظر سپاه پاسداران ایران یکی از راه‌های رسیدن به بازدارندگی «ادامه دادن جنگ تا دوره بعدی ریاست‌جمهوری و فرسایشی کردن آن است تا هر کسی بخواهد به ایران حمله کند بداند که چنین اقدامی هزینه دارد».

او حتی موضوع جنگ را به فساد مالی در دولت آمریکا پیوند می‌زند و می‌گوید «به محض بسته شدن بازار سهام، جنگ به راه می‌اندازند و وقتی بازار باز می‌شود، پیام‌های مثبت می‌فرستند تا قیمت سهام بالا برود. اگر من در کنگره آمریکا بودم، خواستار تشکیل کمیته تحقیق می‌شدم تا دارایی‌های آقای ترامپ، خانواده‌اش و اطرافیانش قبل و بعد از جنگ مقایسه شود.»

ظاهر محمدرضا نقدی و شیوه نشستنش در برابر خبرنگار با اغلب فرماندهان ارشد نظامی آمریکا از زمین تا آسمان متفاوت بود اما او به روشنی مواضع رهبران نظامی حکومت ایران را بیان کرد. او از شلیک به کشتی‌های غیرنظامی دفاع کرد و گفت درشرایط جنگی هر شناور غیرنظامی که از مسیر تحت کنترل ایران عبور نکند مظنون به حمل تجهیزات برای دشمن است و مدعی شد که حقوق بین‌الملل مربوط به زمان جنگ از این نظریه دفاع می‌کند.

منتقدان سپاه ممکن است این اظهارات را تأییدی بر یکی از مهم‌ترین اتهام‌های مطرح‌شده علیه این نهاد یعنی «عملیات خرابکارانه و بی‌ثبات کننده در جهان و منطقه» بدانند.

او با تاکید بر اینکه ایران در تولید و شلیک موشک محدودیتی ندارد تهدید می‌کند که «اگر ایران روزی بدون موشک شود خطرناک‌تر خواهد بود و هزاران منافع اقتصادی آمریکا در سراسر جهان در معرض نابودی قرار خواهد گرفت.»

آقای نقدی پاسخ مستقیمی به اینکه آیا سپاه در حال بررسی ساخت سلاح هسته‌ای است نمی‌دهد اما می‌گوید «بمب هسته‌ای ما قلب‌های مردم جهان است که در مبارزه با ظلم به دست آورده‌ایم. نیازی به بمب هسته‌ای نیست. نیازی به کشتار نیست.»

آنچه روز سه‌شنبه در رسانه‌های آمریکا منتشر شد و می‌تواند به درک بهتر اظهارات محمدرضا نقدی کمک کند، گزارش نیویورک تایمز درباره تحول توان نظامی ایران در جنگ با آمریکا و اسرائیل و همچنین تحلیل بلومبرگ از افزایش نفوذ جریان‌های تندرو و نظامی در ساختار قدرت ایران است.

نیویورک تایمز در گزارش خود یکی از کامل‌ترین روایت‌های منتشرشده از پنج روز حملات ایران به سه پایگاه آمریکا در اردن را ارائه کرده است. به نوشته این روزنامه، ایران با موشک‌هایی که توان تغییر مسیر در میانه پرواز را دارند، سامانه‌های پدافندی آمریکا را هدف گرفت و آمریکایی‌ها را مجبور کرد برای مقابله با این حملات، از ذخایر محدود موشک‌های پاتریوت خود استفاده کنند. این گزارش می‌گوید در نهایت، در روز پنجم حملات و در ۱۷ ژوئیه، یک موشک ایرانی به محل اقامت نیروهای آمریکایی اصابت کرد و سه سرباز را کشت و بیش از ۱۰۰ نفر دیگر را زخمی کرد.

گزارش نیویورک تایمز از آنجا با اظهارات محمدرضا نقدی همسو می‌شود که هر دو بر نقش جنگ در افزایش تجربه نظامی ایران تاکید دارند. مشاور عالی فرمانده کل سپاه پاسداران در گفت‌وگو با پی‌بی‌اس گفته است: «هرچه این جنگ طولانی‌تر شود، تجربه بیشتری به دست می‌آوریم. ما هرگز پیش از این یک جنگ واقعی را تجربه نکرده بودیم تا بیاموزیم چگونه با آمریکا بجنگیم. در این پنج ماه این موضوع را آموخته‌ایم.»

نیویورک تایمز نیز می‌گوید ایران بارها تنها برای شناسایی نقاط ضعف دفاعی آمریکا حملات خود را انجام داده و بعد از پیدا کردن این نقاط ضعف توانسته ضربه‌های موثری به آمریکا وارد کند. این روزنامه در عین حال نوشته است که ایران از جنگ اوکراین آموخته و به نقل از ست جونز، رئیس بخش دفاع و امنیت مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی نوشته: «ایرانی‌ها وقتی طیفی از موشک‌ها و پهپادها را همزمان می‌فرستند کار را برای پدافندها سخت‌تر می‌کنند» و افزوده آنها «تاکتیک روسی را به شکل موثری به کار گرفته‌اند.»

همین روزنامه در گزارشی درباره سرنگونی یک جنگنده اف-۱۵ آمریکایی بر فراز جنوب ایران در ماه آوریل، به نقل از یک مقام ارشد نظامی نوشته است که ایران شمار زیادی پهپاد را در مسیری مستقر کرده بود که جنگنده‌های آمریکایی از آن عبور می‌کردند. به گفته این مقام، ایران از طریق این پهپادها اطلاعاتی مانند موقعیت، سرعت و جهت حرکت هواپیما را جمع‌آوری کرده است. نیویورک تایمز همچنین گزارش می‌دهد که خدمه این جنگنده به پنتاگون گفته‌اند سامانه‌های دفاعی اف-۱۵ تنها حدود نیم ثانیه پیش از اصابت یک موشک دوش‌پرتاب ایرانی، آنها را از خطر آگاه کرده بود.

کمی بعد از این حادثه بود که رئيس جمهور آمریکا دستور وقفه در عملیات را داد و دو مقام نظامی به نیویورک تایمز گفته‌اند دلیلش این بود که فرماندهان آمریکایی برای تطبیق و بازبینی روش خود در قبال تاکتیک‌های تازه ایران زمان لازم داشتند. به گفته آنها ایران در جریان هر وقفه در جنگ مرتب تاکتیک‌های خود را بهبود داده است.

در همین حال، بلومبرگ در گزارشی درباره تحولات سیاست داخلی ایران می‌نویسد که با وجود علنی‌تر شدن اختلافات میان جناح‌های سیاسی پس از کشته شدن علی خامنه‌ای، ساختار قدرت در جمهوری اسلامی بیش از پیش به سمت تمرکز و انسجام حول سپاه پاسداران و جریان‌های تندرو حرکت کرده است. به نوشته این رسانه، غیبت طولانی مجتبی خامنه‌ای شکاف میان حامیان مذاکره با آمریکا و مخالفان هرگونه مصالحه با واشنگتن را آشکارتر کرده است. با این حال، انتصاب‌های اخیر در نهادهای امنیتی و نظامی از نگاه بلومبرگ نشانه روشنی است از اینکه «تندروها دست بالا را پیدا کرده‌اند.»

در عین حال، آنچه بلومبرگ «حفظ نظام سیاسی و جلوگیری از فروپاشی پس از جنگ» توصیف می‌کند، در کنار افزایش قدرت بازدارندگی ایران از طریق تنگه هرمز، به تقویت اعتمادبه‌نفس جریان‌های تندرو انجامیده است؛ موضوعی که شاید در لحن و محتوای گفت‌وگوی محمدرضا نقدی با شبکه پی‌بی‌اس نیز بازتاب یافته باشد.

صبر استراتژیک یا تعویق بحران؟

مجله آتلانتیک در بررسی راهبرد تازه دونالد ترامپ در قبال ایران می‌نویسد که در شرایطی که ذخایر مهمات آمریکا به سطحی نگران‌کننده رسیده، تلاش‌های دیپلماتیک یکی پس از دیگری به بن‌بست می‌خورند و واشنگتن نسبت به توان خود برای دفاع از پایگاه‌ها و متحدانش در منطقه اطمینان کامل ندارد، رئیس‌جمهور آمریکا این بار بر گزینه‌ای متفاوت تکیه کرده است: صبر استراتژیک.

به نوشته آتلانتیک، کاخ سفید امیدوار است با تشدید تحریم‌ها، ادامه محاصره دریایی بنادر ایران و افزایش فشار اقتصادی، تهران را به پای میز مذاکره و در نهایت به توافقی مطلوب واشنگتن بکشاند. اما بزرگ‌ترین مانع این راهبرد شاید نه در تهران، بلکه در خود کاخ سفید باشد. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری که به تغییر ناگهانی مواضع و تصمیم‌های غیرمنتظره شهرت دارد، بارها با پیام‌ها و اظهارنظرهای خارج از چارچوب روند مذاکرات، محاسبات دیپلماتیک دولت خود را بر هم زده است. از این رو، به باور آتلانتیک، او چندان نامزد طبیعی ایفای نقش رهبری نیست که بتواند نماد صبر، ثبات و انضباط راهبردی در واشنگتن باشد.

این در حالی است که وال‌استریت ژورنال نگاه دیگری به فشار اقتصادی به ایران دارد.

این روزنامه فهرستی تکان دهنده از وضعیت اقتصاد ایران برای خواننده ترسیم می‌کند. جیره‌بندی کالاهای کمیاب، محدود کردن دسترسی به ارز، کاهش شدید سرمایه‌گذاری و رکودی عمیق‌.

وال‌استریت ژورنال برای ترسیم ابعاد فشار اقتصادی بر ایران به آمارهایی استناد می‌کند که تصویر تیره‌ای از وضعیت اقتصاد کشور ارائه می‌دهد. به نقل از مؤسسه کپیتال اکونومیکس، صادرات نفت ایران پس از ازسرگیری محاصره دریایی در ماه ژوئیه تقریباً متوقف شده و از حدود ۴/۵ میلیارد دلار در ماه پیش به نزدیک صفر رسیده است. این روزنامه می‌نویسد در این مدت هیچ نفتکشی در جزیره خارک بارگیری نکرده و حجم ذخایر نفت ایران روی آب نیز از حدود ۱۸۰ میلیون بشکه به نزدیک ۶۰ میلیون بشکه کاهش یافته است. همزمان، تورم سالانه به بیش از ۸۰ درصد رسیده، قیمت مرغ ۱۹۰ درصد و قیمت شیر ۱۵۰ درصد نسبت به سال گذشته افزایش یافته و صندوق بین‌المللی پول نیز انتظار دارد اقتصاد ایران امسال ۵.۴ درصد کوچک شود.

با وجود این، نویسنده یادآور می‌شود که فشار اقتصادی و نارضایتی معیشتی لزوماً به تغییر رفتار سیاسی حکومت‌ها منتهی نمی‌شود. او با اشاره به نمونه‌هایی چون کوبا می‌نویسد که نظام‌های اقتدارگرا گاه می‌توانند سال‌ها زیر فشار شدید اقتصادی دوام بیاورند، بی‌آنکه به مصالحه یا عقب‌نشینی تن دهند. به همین دلیل، حتی اگر راهبرد فشار حداکثری جمهوری اسلامی را تحت فشار قرار دهد، تضمینی وجود ندارد که دونالد ترامپ با تکیه بر صبر و فرسایش اقتصادی به هدف نهایی خود دست پیدا کند.

ایران و سایه تهدید علیه ترامپ

وال استریت ژورنال یادداشت سردبیری خود را به «تهدید ایران» علیه دونالد ترامپ رئيس جمهور آمریکا اختصاص داده است. در حالی که موضوع «شناسایی تهدید جدی ایران برای شلیک موشک به هواپیمای دونالد ترامپ» در رسانه‌های آمریکا همچنان داغ است این یادداشت استدلال می‌کند که تهدید ایران علیه دونالد ترامپ نه یک موضوع جدید یا تبلیغاتی، بلکه یک تهدید واقعی و مستمر است و تاکید می‌کند که جنجال اصلی نباید بر سر فریب خوردن خبرنگاران یا عملیات امنیتی سرویس مخفی آمریکا باشد، بلکه باید بر روی این واقعیت متمرکز شود که ایران همچنان رئيس جمهور آمریکا را «هدف مشروع انتقام‌جویی» می‌داند.

یادداشت سردبیری این روزنامه ریشه این خصومت را ترور قاسم سلیمانی در سال ۲۰۲۰ می‌داند و می‌گوید رهبران جمهوری اسلامی که هرگز این موضوع را فراموش نکرده‌اند و از آن زمان تهدیدهای آشکار و پنهان علیه دونالد ترامپ را ادامه داده‌اند. این یادداشت به شعارهای رسمی، تصاویر تبلیغاتی ضدترامپ در تهران و فتاوای برخی روحانیون در ایران و همچنین پرونده‌های قضایی مربوط به طرح‌های ترور منتسب به سپاه پاسداران در آمریکا اشاره می‌کند.

این سرمقاله با اشاره به جنگ جاری و مسئله تنگه هرمز تاکید می‌کند که استفاده از اهرم تنگه هرمز برای افزایش فشار اقتصادی و سیاسی بر دولت ترامپ نیز با هدف تضعیف دولت ترامپ است و نتیجه می‌گیرد که حکومت ایران می‌خواهد به هر قیمتی یا عمر ریاست‌جمهوری ترامپ را به سر برساند، یا با خشونتی مرگبار آن را کوتاه‌تر کند.

درحالی که بلومبرگ از نزدیک بودن دوباره احتمال توافق گزارش داده آنگونه که یادداشت وال‌استریت‌ژورنال رویارویی تازه ایران و آمریکا را توضیح می‌دهد عده‌ای در واشنگتن عمیقا معتقدند ایران این بار واقعا شمشیر خود را از رو بسته است. در چنین فضایی، فاصله میان روایت کسانی که از نزدیک بودن توافق سخن می‌گویند و کسانی که از تشدید رویارویی خبر می‌دهند همچنان زیاد است. به همین دلیل، چشم‌انداز توافقی پایدار میان تهران و واشنگتن دست‌کم در کوتاه‌مدت همچنان مبهم به نظر می‌رسد.