شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
آیا اروپا باید وابستگیاش به فناوری آمریکا را قطع کند؟
تصور کنید رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، بتواند تنها با فشار یک کلید، اینترنت اروپا را خاموش کند. شاید این سناریو دور از ذهن و حتی مضحک به نظر برسد، اما در ماههای اخیر با شدت گرفتن تنشها میان بروکسل و واشنگتن و افزایش نگرانیها از وابستگی اتحادیه اروپا به فناوری آمریکایی، این موضوع بهطور جدی در محافل فناوری و سیاستگذاری مطرح شده است.
ریشه این دغدغهها در این واقعیت است که تنها سه غول آمریکایی یعنی گوگل، مایکروسافت و آمازون، حدود هفتاد درصد زیرساخت رایانش ابری اروپا را تأمین میکنند؛ همان شالودهای که بسیاری از خدمات آنلاین بر آن استوار است.
برخی بیم آن دارند که یک رئیسجمهور غیرقابلپیشبینی در آمریکا در صورت وخامت روابط، این موقعیت را به ابزار فشار سیاسی تبدیل کند؛ برای نمونه با دستور به این شرکتها جهت توقف خدماتشان در اروپا.
رابین برژون، کارشناس حکمرانی دیجیتال و مشاور سیاستگذاران اتحادیه اروپا هشدار میدهد: «در چنین وضعیتی دادههای حیاتی از دسترس خارج میشوند، وبسایتها خاموش خواهند شد و حتی خدمات حیاتی دولتی مانند سیستمهای آیتی بیمارستانها دچار هرج و مرج میشوند.»
او بر این باور است که تهدید اصطلاحاً «کلید قطع» آمریکا باید جدی گرفته شود. «سخت بتوان پیشبینی کرد که چه مشکلاتی ممکن است پیش بیاید.»
مایکروسافت، گوگل و آمازون همگی میگویند خدمات ابر حاکمیتی، یعنی نوعی رایانش ابری که دادهها را تحت قوانین و کنترل داخلی یک کشور یا اتحادیه نگه میدارد و مانع دسترسی دولتهای خارجی میشود ارائه میدهند که از اطلاعات مشتریان اتحادیه اروپا محافظت میکند و از بروز چنین سناریوهایی جلوگیری خواهد کرد. بیبیسی برای دریافت نظر با وزارت دارایی آمریکا تماس گرفته است.
اما حقیقت این است که نگرانی درباره فقدان «استقلال دیجیتال» در اروپا سالهاست مطرح است؛ زیرا شرکتهای آمریکایی علاوه بر تسلط بر بازار رایانش ابری، در عرصهٔ سختافزار، اینترنت ماهوارهای و حتی هوش مصنوعی نیز پیشتاز هستند.
حتی سیستمعاملهای اصلی تلفن همراه یعنی اپل و اندروید و شبکههای پرداخت مسترکارت و ویزا نیز آمریکاییاند.
این دغدغهها در ماه مه شدت گرفت؛ هنگامی که روشن شد کریم خان، دادستان ارشد دیوان کیفری بینالمللی در لاهه، پس از تحریم شدن توسط کاخ سفید، دسترسی خود به ایمیل اوتلوک مایکروسافت را از دست داده است.
این دیوان پیشتر برای مقامهای ارشد اسرائیل از جمله نخستوزیر بنیامین نتانیاهو به دلیل نقششان در جنگ غزه حکم بازداشت صادر کرده بود؛ اقدامی که ترامپ آن را «نامشروع» خوانده است. آقای خان نیز تا پایان تحقیقات درباره اتهامات سوءرفتار جنسیاش موقتاً از سمت خود کنارهگیری کرده است.
هرچند مایکروسافت اعلام کرده که هیچگاه خدمات خود به دیوان کیفری بینالمللی را متوقف یا تعلیق نکرده، اما اذعان داشته که در تمام روندی که به قطع دسترسی انجامید با این نهاد در تماس بوده است.
همین موضوع باعث شد مسئله «استقلال دیجیتال» در دستورکار اصلی بروکسل قرار گیرد و برخی نهادهای عمومی به دنبال جایگزینهای غیرآمریکایی بگردند.
اما آیا این واقعبینانه است که اروپا بتواند وابستگیاش به فناوری آمریکا را قطع کند؟
«استقلال دیجیتال» به معنای توانایی یک حکومت در مدیریت دادهها و سامانههای فناوری در قلمرو خود است.
یکی از موانع جدی تحقق آن، فقدان گزینههای جایگزین مشابه و همسطح است.
به گفته داریو مایستو، تحلیلگر ارشد حوزه استقلال دیجیتال در شرکت مشاوره بینالمللی فورستر، هرچند اروپا ارائهدهندگانی مانند اوویاچکلود فرانسه یا تی-سیستمز و دِلوس آلمان دارد، اما سهم آنها از بازار اندک است و از نظر مقیاس و گستره قابلیتها، توان رقابت با غولهای آمریکایی را ندارند.
نرمافزارهای متنباز هم برای جایگزینی بستههایی مانند آفیس و ویندوز وجود دارند. اگرچه طرفداران آنها میگویند شفافتر و در دسترسترند، اما هیچیک به اندازه نمونههای اصلی جامع یا شناختهشده نیستند.
اما کارشناسانی مانند داریو مایستو تأکید میکنند که تصور ناممکن بودن این گذار «باوری غلط» است؛ گرچه این تغییر «یکشبه رخ نمیدهد».
او به نمونههایی اشاره میکند: ایالت شلسویگ-هولشتاین آلمان در حال جایگزینی تدریجی محصولاتی مانند آفیس ۳۶۵ و ویندوز با جایگزینهای متنباز مانند لیبرهآفیس و لینوکس است و وزارت دیجیتالیسازی دانمارک نیز طرح مشابهی را بهطور آزمایشی دنبال میکند.
آقای مایستو میگوید: «گاهی در سازمانها نقش نرمافزارهای اختصاصی را بیش از حد بزرگ میکنیم» و تأکید میکند که برای خدمات حیاتی مانند پردازش متن و ایمیل، نرمافزارهای متنباز بهخوبی عمل میکنند.
او میافزاید: «علت اصلی اینکه سازمانها از نرمافزارهای متنباز استفاده نمیکنند، نبود آگاهی کافی و نگرانیهای بیمورد درباره امنیت سایبری است.»
او پیشبینی میکند: «این زنگ خطر باعث خواهد شد که طی پنج تا ده سال آینده، گذار به سمت این راهکارها با شتاب بیشتری رخ دهد.»
بنیامین روکلِوْسکی، مدیر اوویاچکلود، در گفتوگو با بیبیسی میگوید شرکتهایی مانند آنها آمادهاند نیازهای مرتبط با حاکمیت دیجیتال را برای نهادهای عمومی و خصوصی اروپا برآورده کنند.
او میگوید: «تنها ارائهدهندگان خدمات ابری اروپایی که دفتر مرکزیشان در اتحادیه اروپا قرار دارد و از مدیریت و حاکمیت اروپایی پیروی میکنند، میتوانند در برابر قوانین غیراروپایی مصونیت ایجاد کرده و دادههای حساس و شخصی را محافظت کنند.»
اما مایکروسافت، آمازون و گوگل میگویند که هماکنون نیز راهکارهایی ارائه میدهند که نگرانیها درباره حاکمیت دیجیتال را رفع میکند و دادهها را روی سرورهایی در کشور یا منطقه مشتری ذخیره میکنند، نه در ایالات متحده.
گوگل به بیبیسی اعلام کرده که با شرکتهای معتبر اروپایی مانند تی-سیستمز همکاری میکند، کنترل رمزگذاری دادههای مشتریان را به آنان میسپارد و به مشتریان «اختیار فنی برای وتو کردن دسترسی به دادههایشان» میدهد. ارتش آلمان از مشتریان این خدمات است.
در همین حال، برد اسمیت، رئیس مایکروسافت، وعده داده است که در «سناریویی بسیار بعید» که دولت آمریکا دستور توقف خدمات را صادر کند، شرکت اقدام حقوقی خواهد کرد و بندی در قراردادهای اروپایی درج خواهد شد که این موضوع را تضمین کند.
یک سخنگوی مایکروسافت به بیبیسی گفت: «ما به جستوجوی راههای تازه ادامه خواهیم داد تا مطمئن شویم کمیسیون اروپا و مشتریان اروپایی ما گزینهها و ضمانتهای لازم برای فعالیت با اطمینان خاطر را در اختیار دارند.»
زک مایرز، از اندیشکده «مرکز تنظیمگری در اروپا» در بروکسل، معتقد است اروپا باید یک ابر حاکمیتی محدود ایجاد کند تا از دادههای حساس و حیاتی دولتی محافظت کند.
او تأکید میکند که تلاش برای «حذف کامل آمریکاییها از زنجیره تأمین یا تضمین حضور اروپاییها در تمامی مراحل آن» غیرعملی و غیرواقعی است.
مایرز به پروژه «گایا ایکس» اشاره میکند؛ برنامهای که در سال ۲۰۲۰ با هدف ایجاد جایگزینی اروپایی برای پلتفرمهای عظیم و متمرکز ابری آغاز شد، اما تاکنون با انتقادهای جدی و تأخیرهای متعدد مواجه شده است.
مایرز میگوید: «در بسیاری از بازارهای فناوری، قاعده این است که برنده همه چیز را میبرد؛ بنابراین اگر شما اولین بازیگر باشید، رقبا بهسختی میتوانند به شما برسند.»
مایرز بر این باور است که اروپا باید بر حوزههایی متمرکز شود که احتمال کسب برتری در آنها بیشتر است.»
مایرز میگوید: «اروپا میتواند در کاربردهای صنعتی هوش مصنوعی پیشتاز باشد، چون زیرساختهای صنعتی آن بسیار گستردهتر و قویتر از آمریکا است. همچنین در زمینه نسل جدید تجهیزات ساخت تراشه، بهویژه فوتولیتوگرافی ـ ماشینی که تراشههای پیشرفته تولید میکند ـ اروپا یکی از معدود بازیگران مطرح است.»
اکنون این سؤال مطرح است که مسیر حرکت اروپا به سمت «استقلال دیجیتال» در ادامه چگونه خواهد بود؟
برخی معتقدند تا زمانی که اروپا مقررات جدیدی وضع نکند که سازمانها و دولتهای منطقهای را ملزم به خرید و استفاده از فناوری بومی کند، تغییری رخ نخواهد داد. اما به گفته آقای برژون، اتحادیه اروپا در این زمینه تعلل کرده است.
او میگوید: «بیشک تمایل سیاسی وجود دارد، اما مسئله اصلی این است که چگونه میتوان این تمایل را به یک راهبرد مشترک تبدیل کرد.»
ماتیاس بائر، مدیر مرکز اروپایی اقتصاد سیاسی بینالمللی، بر این باور است که هدف باید توانمندسازی و گسترش بخش فناوری اروپا باشد تا بتواند با آمریکا و چین رقابت کند.
ماریو دراگی، رئیس پیشین بانک مرکزی اروپا، در گزارشی پیرامون توان رقابتی اتحادیه اروپا در سال ۲۰۲۴ تأکید کرد که اروپا در حوزه فناوریهای نوین «بهطور جدی عقب افتاده» و در میان پنجاه شرکت بزرگ فناوری جهان، تنها چهار شرکت اروپایی حضور دارند.
بائر میگوید: «در حال حاضر یک شرکت فناوری اروپایی خیلی سخت میتواند در سراسر اتحادیه اروپا رشد کند، در حالی که برای همان شرکت در آمریکا این کار بسیار آسانتر است.»
او میگوید: «چالش فقط تفاوت زبانها نیست؛ بلکه قوانین مختلف قراردادها، مقررات بازار کار، قوانین مالیاتی و حتی مقررات ویژه هر بخش هم مانع بزرگی هستند.»
در مورد این فرضیه که ترامپ ممکن است «کلید قطع» اینترنت اروپا را فشار دهد، بائر بسیار شکوتردید دارد.
او میگوید: «این سناریو تنها زمانی قابل تصور است که در آستانه جنگ باشیم، اما چنین خطری در حال حاضر دیده نمیشود.»
اما مایستو تأکید میکند که سازمانها باید این خطر را جدی بگیرند، حتی اگر احتمال وقوع آن کم باشد.
او میگوید: «دو سال پیش تصور نمیکردیم در سال ۲۰۲۵ درباره چنین موضوعاتی صحبت کنیم، اما امروز سازمانها میخواهند خود را برای احتمالات آینده آماده کنند.»