چرا مردم به «خطرناک‌ترین منطقه» اوکراین برمی‌گردند؟

    • نویسنده, مارینا ماتویچوک
    • شغل, بی‌بی‌سی اوکراینی
    • در, کراماتورسک، اوکراین
  • منتشر شده در
  • زمان مطالعه: ۷ دقیقه

کراماتورسک، شهری در شرق اوکراین که در تیررس توپخانه روسیه قرار دارد، در آغاز تهاجم شاهد خروج گسترده مردم بود. اما حالا، برخلاف انتظار، جمعیت آن رو به افزایش است.

با اینکه نیروهای روسیه به پیشروی خود ادامه می‌دهند و دولت اوکراین در حال تخلیه بسیاری از مناطق شرقی است، هزاران نفر ترجیح داده‌اند به خانه‌هایشان برگردند.

پس از سه سال جنگ، بسیاری از مردم متوجه شده‌اند که یافتن سرپناهی امن در جای دیگر دشوارتر از بازگشت به محیطی است که هر چند خطرناک، اما برایشان آشناست. تیم بی‌بی‌سی با برخی از ساکنان کراماتورسک که به خانه‌هایشان در خط مقدم بازگشته‌اند صحبت کرده است.

هر بار که ویتا برژنِوا بازگشتش به کراماتورسک را به یاد می‌آورد، بی‌اختیار اشک می‌ریزد.

در آوریل ۲۰۲۲، مانند بسیاری از اوکراینی‌ها، او هم از کراماتورسک گریخت تا جایی امن برای خود بیابد.

چند روز پس از فرارش، موشک‌های روسی ایستگاه قطار کراماتورسک را هدف گرفتند که در آن ۶۱ نفر کشته و بیش از ۱۰۰ نفر زخمی شدند.

در اوکراین تقریبا هیچ جایی امن نیست. اما هرچه به خط مقدم نزدیک‌تر باشی، میزان خطر افزایش می‌یابد.

با پایان یافتن سرگردانی روزهای نخست و افزایش قدرت دفاعی ارتش اوکراین، ویتا تصمیم گرفت به کراماتورسک بازگردد؛ تنها شش ماه از حمله گذشته بود.

مادر نیمه‌بینایش، کسب‌وکار کوچکش و آپارتمانش در آنجا چشم‌انتظارش بودند.

ویتـا با چشمانی اشک‌آلود می‌گوید: «سگ‌هایم بعد از بازگشت، همه‌جا را بو کشیدند؛ جایی که غذا می‌خوردند، می‌خوابیدند، بازی می‌کردند. بعد روی زمین دراز کشیدند، انگار که می‌خواستند بگویند 'این‌جا خانه ماست'. حتی حیوانات هم این حس را دارند.»

وقتی همراه او برای گردش سگ‌ها در نزدیکی آپارتمانش قدم می‌زدم، صدای انفجارهای پی‌درپی به گوشمان می‌رسید که صدایی آشنا برای اهالی این منطقه است. یادآوری تلخی که نشان می‌دهد خط مقدم فقط ۲۰ کیلومتر با خانه‌اش فاصله دارد.

از زمان آغاز درگیری‌ها در سال ۲۰۱۴، کراماتورسک به مرکز لجستیکی منطقه دونتسک تبدیل شده است. این شهر که آن زمان از خطر اشغال روسیه نجات یافته بود، در آغاز جنگ تمام‌عیار سه سال پیش بار دیگر تهدید را به‌شدت احساس کرد. اکنون، در سال ۲۰۲۵، با پیشروی آرام اما پیوسته نیروهای روسی در شرق اوکراین، کراماتورسک در سایه جنگی قرار دارد که هر روز به خیابان‌هایش نزدیک‌تر می‌شود.

ویتا، همچون بسیاری از ساکنان کراماتورسک، امیدوار است که دیگر هرگز مجبور به ترک خانه‌اش نشود. او می‌گوید تنها در صورتی که خطر اشغال روسیه جدی شود، شهر را ترک خواهد کرد. ویتا تحولات جنگ را با دقت دنبال می‌کند.

سگی از نژاد یورکشایر تریر از شهر لیمان

دیوارهای صورتی‌رنگ آرایشگاه حیوانات خانگی متعلق به ویتا، در میان ساختمان‌های خاکستری و معمولی این منطقه از کراماتورسک به چشم می‌آید.

چنین صحنه‌ای در منطقه دونتسک کمتر به چشم می‌خورد، اما محبوبیت زیادی دارد.

اولین مشتری ویتا در این روز پرمشغله، ژورا، یک سگ یورکشایر تریِر است. ایرینا، صاحب او، از شهر لیمان به کراماتورسک نقل مکان کرده است. درگیری‌ها در آنجا او را ناچار به ترک خانه‌اش کرده بود.

ویتا می‌گوید: «این سگ هم یک آواره موقت است.»

ویتا تلاش کرد در کی‌یف زندگی جدیدی شروع کند. او همراه با دختر ۱۲ ساله‌اش و چهار سگش در یک آپارتمان یک‌خوابه زندگی می‌کرد. شغلی در یک سالن آرایش حیوانات خانگی پیدا کرد، اما این کار با کسب‌وکار خودش قابل مقایسه نبود.

«دولت به ما کمک مالی می‌کرد - ۵۰ دلار برای من و ۷۵ دلار برای دخترم. اما فقط اجاره یک آپارتمان یک‌خوابه ماهانه ۱۵۰ دلار بود.»

ویتا همچنان باید قبض‌های آپارتمانش در کراماتورسک را پرداخت می‌کرد و برای مادر کم‌توانش پول می‌فرستاد. بدون حمایت همسرش، که راننده کامیون است، نمی‌توانست در پایتخت دوام بیاورد.

ویتا به من می‌گوید: «کراماتورسک را ترک کردم چون می‌خواستم از دخترم محافظت کنم. اما کم‌کم مشتری‌هایم که آن‌ها هم از شهر رفته بودند، برگشتند و از من خواستند برگردم و دوباره کارم را شروع کنم.»

سازمان بین‌المللی مهاجرت می‌گوید که مشکلات اقتصادی-اجتماعی یکی از مهم‌ترین دلایلی است که آوارگان داخلی را، به‌ویژه در منطقه دونتسک، به بازگشت به شهرهایشان وادار می‌کند.

طبق آمار سازمان بین‌المللی مهاجرت، تا اکتبر ۲۰۲۴، حدود ۴ میلیون و ۴۰۰ هزار نفر از آوارگان داخلی به خانه‌هایشان، از جمله در شهرهای واقع در خط مقدم جنگ، بازگشته‌اند.

هنوز حدود ۴ میلیون نفر دیگر که در اثر جنگ آواره شده‌اند، در سراسر کشور پراکنده‌اند. برخی از آن‌ها در مکانی جدید خانه‌ای برای خود یافته‌اند، اما برخی دیگر همچنان در انتظار بازگشت به خانه‌ای هستند که آن را ترک کرده‌اند.

«در فهرست تحت نظر روسیه»

آندری گورلوف در همان روز اول تهاجم گسترده، کراماتورسک را ترک کرد.

او نگران بود که روس‌ها شهر را تصرف کنند، همان‌طور که در سال ۲۰۱۴ به‌طور موقت این کار را انجام داده بودند. در آن زمان، به‌عنوان یک کشیش پروتستان، نامش در فهرست تحت نظر روس‌ها قرار گرفت و از آزار و تعقیب نیروهای جمهوری خودخوانده دونتسک، که تحت کنترل شبه‌نظامیان طرفدار روسیه بود، بیم داشت. او نمی‌خواست بار دیگر همسر و دخترش را در معرض چنین خطری قرار دهد.

خانواده‌اش تصمیم گرفتند در ویشنه‌وه، شهری در نزدیکی کی‌یف، ساکن شوند. اما امنیتی که انتظارش را داشتند، در آنجا احساس نکردند.

«در نزدیکی کی‌یف که بودیم، پهپادهای شاهد و موشک‌ها هر شب توسط پدافند هوایی رهگیری و منهدم می‌شدند. تقریباً یک ماه خواب درستی نداشتیم و تمام روز قهوه می‌خوردیم.»

در اکتبر ۲۰۲۳، وقتی حملات روسیه باعث قطعی‌های گسترده برق در کی‌یف شد، این خانواده تصمیم گرفتند به کراماتورسک برگردند.

شهردار کراماتورسک به بی‌بی‌سی می‌گوید که پیش از آغاز جنگ تمام‌عیار، جمعیت شهر حدود ۲۰۰ هزار نفر بود. اما در بهار ۲۰۲۲، تنها ۵۰ هزار نفر در این شهرِ واقع در خط مقدم باقی مانده بودند.

اما پاییز ۲۰۲۳ نقطه عطفی به نظر می‌رسید – بیش از ۳۰ هزار نفر از آوارگان شهر، از جمله خانواده گورلوف، به کراماتورسک بازگشتند.

وادیم فیلاشکین، استاندار منطقه دونتسک، به بی‌بی‌سی می‌گوید که در تلاش است مردم را از بازگشت منصرف کند.

او هشدار می‌دهد: «این منطقه یکی از خطرناک‌ترین نقاط اوکراین است.»

«عملیات تخلیه در برخی مناطق خط مقدم که در نزدیکی درگیری‌ها قرار دارند، ادامه دارد. برای خانواده‌هایی که کودک دارند، این تخلیه اجباری است.»

چند روز پیش از ملاقات ما با آندری، یک بمب روسی به یک ساختمان مسکونی نزدیک خانه او اصابت کرد.

آندری ماجرای آن صبح را این‌ طور تعریف می‌کند: «وقتی صدای انفجارها را شنیدیم و آپارتمان به لرزه افتاد، همه اعضای خانواده فورا به سمت حمام دویدند. همان‌جا بود که همدیگر را پیدا کردیم.»

خوشبختانه کسی کشته نشد، اما ده نفر، از جمله دو کودک، مجروح شدند.

آندری می‌گوید: «تقریبا همیشه صدای انفجار و تیراندازی در پس‌زمینه شنیده می‌شود. اما اینجا احساس آرامش بیشتری داریم.»

او اضافه می‌کند که در کراماتورسک احساس مفید بودن می‌کند. کلیسای او به نقطه اتکای جامعه محلی تبدیل شده است. مردم برای دریافت کمک‌های بشردوستانه و حمایت روانی به آنجا مراجعه می‌کنند. همچنین کودکانشان را به کلاس‌های یکشنبه می‌فرستند؛ یکی از معدود فعالیت‌هایی که در دوران جنگ برای آن‌ها باقی مانده است.

حس تعلق

در حین قدم زدن، ویتا توجهم را به درختان زردآلویی جلب می‌کند که نزدیک خانه‌اش هستند. آن‌ها را مادرِ مادربزرگش کاشته است.

او با افتخار می‌گوید: «پدر و مادرم در اینجا به دنیا آمده‌اند و پدربزرگ و مادربزرگم تمام عمرشان را اینجا زندگی کرده‌اند. من یک کراماتورسکی اصیل هستم.»

از کنار تابلویی می‌گذریم که روی آن نوشته شده «من عاشق کراماتورسک هستم».

ویتا از دلبستگی‌اش به شهرش حرف می‌زند. با اینکه سه سال جنگ از شور و نشاط خیابان‌های آن کاسته، اما زندگی همچنان جریان دارد.

ویتـا می‌گوید: «برای زمان تخلیه احتمالی شهر برنامه‌ دارم. در واقع بیش از یکی.» اگر بار دیگر مجبور به ترک شهر شود، این بار اصرار خواهد کرد که مادر سالمندش نیز همراهش برود.

او چندین بار گفت: «نمی‌خواهم اینجا را ترک کنم.»