چالش عربستان برای دور ماندن از جنگ ایران و آمریکا

منبع تصویر، AFP via Getty Images
- نویسنده, فرانک گاردنر
- شغل, خبرنگار امور امنیتی بیبیسی
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۴ دقیقه
عربستان سعودی با دوراهی دشواری روبهرو است. این کشور از زمان آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران در ۲۸ فوریه، عمدتاً کوشیده است از درگیری دور بماند؛ اما پس از آنکه از سه جبهه هدف حمله قرار گرفت، به نظر میرسد دیگر تحملش به پایان رسیده است.
عربستان این هفته همراه با آمریکا مواضع شبهنظامیان وابسته به ایران در عراق را هدف قرار داد؛ گروههایی که ریاض آنها را مسئول حملات پهپادی به خاک خود میداند.
اکنون پرسش پیش روی عربستان سعودی این است که آیا برای بازدارندگی باید به حملات تلافیجویانه ادامه دهد، یا برای کاهش تنش تلاش کند؛ شاید حتی با دادن امتیاز به برخی از مخالفانش.
اما چه طرفهایی با یکدیگر درگیرند و چرا؟
نخست باید به پیشینه این درگیری نگاه کرد؛ مناقشهای که اکنون پنج ماه است منطقه خلیج فارس و بخشهای دیگری از خاورمیانه را درگیر کرده و عمدتاً میان دو اردوگاه جریان دارد.
در یک سو، ایران و سپاه پاسداران قرار دارند. حوثیهای یمن، متحدان ایران، نیز بخشی از این اردوگاهند؛ جنبشی که در سال ۲۰۱۴ کنترل بخشهای وسیعی از یمن را در دست گرفت.
نیروهای حشد شعبی در عراق نیز از حمایت ایران برخوردارند. گفته میشود که این گروههای شبهنظامی تاکنون ۳۰ حمله پهپادی علیه عربستان انجام دادهاند و اکنون خود هدف حملات متقابل قرار گرفتهاند.
حزبالله لبنان نیز در همین اردوگاه قرار دارد؛ نیرویی که همچنان قدرتمند است، اما فعلاً ترجیح میدهد که کمتحرک و در حاشیه بماند.
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
در سوی دیگر، آمریکا و نیروهای قدرتمند فرماندهی مرکزی آن، سنتکام، قرار دارند و تا حدودی نیز کشورهای عربی حوزه خلیج فارس و اردن. اسرائیل همچنان متحد نزدیک آمریکا است، اما در حال حاضر نقش فعالی در این جنگ ندارد.
ایران اخیراً حملات موشکی و پهپادی خود را بر اردن، کویت و بحرین متمرکز کرده است. این کشور همچنین کشتیهای تجاری را هدف قرار میدهد که میکوشند بدون رعایت مقررات و مسیرهای تازه تعیینشده از سوی تهران، از تنگه هرمز عبور کنند.
ورود شبهنظامیان عراقی و حوثیهای یمن به این رویارویی، تحولی نسبتاً تازه است و نشان میدهد که در نبود یک توافق صلح پایدار میان آمریکا و ایران، منطقه با خطر کشیده شدن هرچه بیشتر به مناقشهای رو به گسترش روبهرو است.
دلایل متعددی وجود دارد که چرا عربستان سعودی میکوشد از کشیده شدن به یک درگیری تمامعیار پرهیز کند.
محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان که عملاً تصمیمگیرنده اصلی آن کشور است، برنامهای موسوم به «چشمانداز ۲۰۳۰» را دنبال میکند.
هدف این برنامه، کاهش وابستگی عربستان به درآمدهای نفتی و ایجاد صنایع پویا، مدرن و داخلی است؛ صنایعی که بتوانند برای صدها هزار فارغالتحصیل دانشگاهی و جوانی که هر سال وارد بازار کار میشوند، فرصتهای شغلی مناسب فراهم کنند.
بخشی از چشمانداز ۲۰۳۰ به جذب سرمایهگذاری خارجی اختصاص دارد و بخش دیگری از آن شامل ایجاد زیرساختهایی مانند مراکز داده است؛ تأسیساتی که در برابر حملات نظامی آسیبپذیرند.
بنابراین، اگر عربستان در معرض تهدیدی پایدار از سوی پهپادهای شلیکشده توسط حوثیها از مرز جنوبی یا موشکهای بالستیکی قرار گیرد که مستقیماً از ایران شلیک میشوند، اجرای این بخش از برنامههای توسعهای آن با دشواری جدی روبهرو خواهد شد.
در سپتامبر ۲۰۱۹، زمانی که روابط ایران و عربستان بهشدت تیره بود، سعودیها با شوکی جدی روبهرو شدند. یک گروه شبهنظامی همسو با ایران در عراق، مجموعهای از پهپادها را به سوی دو تأسیسات حیاتی نفتی عربستان در بقیق و خریص پرتاب کرد.
در ابتدا تصور میشد که این حمله کار حوثیهای یمن بوده است. اما من اندکی پس از حمله از محل بازدید کردم و بهوضوح دیدم که حفرههای ایجادشده در تأسیسات همگی رو به شمال بودند.
آن حمله برای چند روز نیمی از صادرات نفت عربستان را متوقف کرد و زنگ خطری جدی برای ریاض بود؛ نشانهای از اینکه زیرساختهای حیاتی این کشور تا چه اندازه در برابر حملات آسیبپذیرند.
روز دوشنبه نیز تصاویر ماهوارهای نشان داد که تأسیسات نفتی بقیق بار دیگر هدف حمله پهپادهایی قرار گرفتهاند که گفته میشود شبهنظامیان همسو با ایران در عراق آنها را شلیک کردهاند.
نباید فراموش کرد که نفت همچنان شریان حیاتی اقتصاد عربستان سعودی است.

منبع تصویر، Reuters
ایران در ماه فوریه با بستن تنگه هرمز، این گذرگاه حیاتی کشتیرانی که حدود ۲۰ درصد نفت و گاز طبیعی مایع جهان از آن عبور میکند، به حملات آمریکا و اسرائیل پاسخ داد.
عربستان سعودی نیز در واکنش، تا جایی که ظرفیت خط لوله شرق به غرب اجازه میداد، روزانه حدود پنج میلیون بشکه نفت را به پایانه صادراتی ینبع در ساحل دریای سرخ منتقل کرد. نفت از آنجا در نفتکشهایی بارگیری میشد که با حرکت به سوی جنوب، از طریق دریای عرب راهی بازارهای آسیا میشدند.
تا آن مرحله، این راهکار برای عربستان نتیجهبخش بود.
اما در ۱۳ ژوئیه، عربستان فرودگاه صنعا در حومه پایتخت یمن را بمباران کرد. دولت مورد حمایت عربستان در یمن مسئولیت این حمله را بر عهده گرفت و گفت هدف آن جلوگیری از فرود یک هواپیمای ایرانی بوده است. حوثیها نیز در واکنش، فرودگاههای ابها و جیزان در عربستان را هدف قرار دادند.
نگرانکنندهتر برای ریاض، آغاز حملات حوثیها به کشتیهای عربستان در دریای سرخ بود؛ حملاتی که عبور از تنگه باریک بابالمندب در انتهای جنوبی دریای سرخ را بسیار پرخطر کرده است. بسته شدن یا ناامن شدن این مسیر میتواند صادرات نفت عربستان به بازارهای آسیایی را مختل کند.
عربستان سعودی هفت سال کوشید با بمباران حوثیها، آنها را به تسلیم وادارد، اما موفق نشد.
جنگی که سراسر یمن را دربر گرفت، یکی از بدترین بحرانهای انسانی دوران معاصر را رقم زد و پیامدهای آن همچنان ادامه دارد.
عربستان در سال ۲۰۲۲ با حوثیها بر سر آتشبسی شکننده توافق کرد و در آن زمان گزارشهایی نیز درباره پرداخت غرامت منتشر شد. اما اکنون این کشور، که ثروتمندترین کشور منطقه است، بار دیگر همزمان با تهدید حملات پهپادی و موشکی از یمن در جنوب و حملات گروههای عراقی از شمال روبهرو شده است.
هیچیک از این تحولات در محاسبات مربوط به «چشمانداز ۲۰۳۰» عربستان پیشبینی نشده بود.































