شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
ویدیوی رقص در زندان اوین و واکنشهای گسترده؛ «فقط توابان نمیخندند»
- نویسنده, فرنوش امیرشاهی
- شغل, بیبیسی
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۶ دقیقه
«میخندند، می خوانند، می رقصند.»
سه تصویر از دو ویدئوی تقطیع شده که از اتاق سه بند زنان زندان اوین با محوریت نرگس محمدی به بیرون درز کرده و بحثبرانگیز شده است.
منابعی به بیبیسی فارسی گفتهاند زمان این دو ویدیوی تقطیع شده مربوط به زمستان ۱۴۰۲ است.
همچنین تصاویر مربوط به رقص دسته جمعی زندانیان، شادمانی آنها از اعلام نام نرگس محمدی به عنوان برنده نوبل صلح است. در این ویدیو زندانیانی از جریانهای مختلف سیاسی، از جمله سلطنتطلبان حضور دارند.
در ویدیوها چه میبینیم؟
در یکی از ویدیوها، تعدادی از زندانیان در تخت یکی از هم بندیهایشان نشستهاند و شوخی میکنند.
صدایی که پشت دوربین است و به سپیده قلیان منسب شده است از نرگس محمدی میخواهد که بخواند.
این فعال حقوق بشر با دست زدن و رقصیدن ترانهای از حسن شماعیزاده میخواند: «خیلی وقته که دیگه دلت واسم تنگ نمیشه.»
فیلم دوم بخشی از شادی و رقصیدن گروهی زنان زندانی است. نرگس محمدی همراه با بقیه میخواند و بالا و پایین میپرد.
این بار با ترانهای از مهدی یراحی میخوانند: «روسریتو در بیار... موهاتو باز باز باز کن...» و در انتها دستهجمعی فریاد میزنند:« آزادی، آزادی، آزادی...»
ماجرای انتشار ویدیوها چیست؟
مشخص نیست که این فیلمها چطور به بیرون از زندان راه یافته است، اما بلافاصله در کانالها و وبسایتهای خبری نزدیک به نهادهای امنیتی ایران منتشر شد.
یکی از زندانیان زن اوین به بیبیسی فارسی گفته است که اخیرا مقامهای زندان به آنها اطلاع دادهاند قرار است آنها را به بند دیگری منتقل کنند.
او معتقد است که انتشار چنین ویدئوهایی میتواند «بهانهای برای ورود ناگهانی ماموران به بند تفتیش و بازرسی وسایل آنها باشد که نتیجهاش سختگیریها و محدودیتهای بیشتر خواهد بود.»
رسانههای حکومتی چه میگویند؟
رسانههای نزدیک به نهادهای امنیتی با محور قرار دادن نرگس محمدی، او را متهم کردهاند که درباره شرایط جسمی و وضعیت سلامتش و همینطور اظهاراتش راجع به فشار بر زندانیان و آزار آنها دروغ گفته است.
خبرگزاری فارس نوشته است: «باز هم یک دروغ دیگر از معاندان در خصوص صدمهدیدن در زندان و مظلومنمایی آشکار شد و این فیلم آشکارا نشاندهندهٔ وضعیت زندان زنان، خصوصاً بند امنیتی است که نهتنها دچار مشکل نیستند و در فشار و شکنجه قرار ندارند، بلکه حتی فضای شادی هم برای آنان فراهم است.»
نرگس محمدی اولین بار سال ۱۳۸۹ در مقام نایب رئیس و سخنگوی کانون مدافعان حقوق بشر بازداشت شد. بعد از آن دستکم پنج مرتبه دیگر هم دستگیر و به بیش از ۱۶ سال حبس محکوم شده است.
این فعال حقوق بشر در دوران زندان به بیماریهای مختلفی از جمله آمبولی ریه، فلج عصبی، جراحی قلب و در آخرین مورد یک توده مشکوک به سرطان در ساق پایش مبتلا شده است.
او دستکم ۶۴ روز در سلول انفرادی بود و به دلیل فعالیتهای اعتراضیاش بارها «ضرب و شتم» شده است.
به جز او، در بند زنان زندان اوین بیش از ۷۰ نفر با گرایشهای مختلف سیاسی نگهداری میشوند. بسیاری از آنها بازجوییهای سخت، تحمل سلول انفرادی و حتی شکنجههای جسمی و روحی را تحمل کردهاند.
سه سال قبل، گروه «عدالت علی» با هک دوربینهای مدار بسته زندان اوین، گوشهای از آزار زندانیان را افشا کرد.
عفو بینالملل ۱۶ فیلم را از «ضرب و شتم، آزار جنسی و بدرفتاری با کسانی که به مراقبتهای پزشکی نیاز دارند» مستند کرد و در گزارشی با «بیرحمانه» خواندن عملکرد نهادهای امنیتی و قضایی از آنچه در زندانهای جمهوری اسلامی میگذشت ابراز نگرانی کرده بود.
در دیگر زندانها چه می گذرد؟
شرایط در دیگر زندانها و به خصوص زندانهای شهرستانها از اوین سختتر است. بسیاری از زندانیان از امکانات و حقوق اولیه محرومند.
هر چند که به گفته آتنا دائمی، فعال سیاسی که سابقه حبس در دستکم سه زندان را دارد، «در زندان اوین تمامی امکانات رفاهی موجود به واسطه مبارزات زندانیان سیاسی و اعتصابات و اعتراضات طولانی آنها در زندان به دست آمده است.»
سارا جهانی، فعال حقوق زنان که دوران حبسش در زندان لاکان رشت را می گذراند، در اینستاگرامش نوشته است که در زنان این زندان نمیتوانند «دامن، پیراهن، لباسهای یقه باز یا بدون آستین بپوشند».
او با تکیه بر اینکه «در رنج کشیدن فضیلتی نیست»، گوشهای از روزمرگیهای همبندیهایشان را روایت کرده است: «ما هم موهای همدیگر را میبافیم، با ماژیک یا رنگهای نقطهکوبی بچههای کارگاهی ناخنهایمان را رنگ میکنیم، روی رول توالت برای هم نقاشی میکشیم و بافتنی هدیه میدهیم. در بند سیاسی مردان، بچهها با وایتکس روی لباسهایشان نه به اعدام و زن، زندگی، آزادی مینویسند.»
آتنا دائمی نیز که بیش از شش سال در زندان بود، از محدودیتهای یک زندگی عادی در تجربه شخصیاش در سلول انفرادی روایت کرده است. او نوشته به دلیل «نگاه امنیتی شدید» ناچار بوده که موهای فرش را با «مایع دستشویی» بشوید و با «کره کوچک صبحانه» شانه کند.
مخالفان حکومت چه میگویند؟
برخی از حسابهای منسوب به مخالفان جمهوری اسلامی در شبکههای اجتماعی، ویدیوی رقص نرگس محمدی و همبندانش را «سفیدشویی وضعیت زندانیان در زندانهای جمهوری اسلامی ایران» و به نوعی «پروژهای به نفع حکومت» ارزیابی کردهاند.
یک کاربر در شبکه ایکس نوشته است: «چطور باور کنیم که سالهاست بچههاش را ندیده و باهاشون حرف نزده؟ زخم بستر! جانش در خطره! اینها سفیدشویی زندانها و شگنجهگاههایی است که بچههای ایران در سلامت به اون وارد شدند و جنازههای کبودشون با استخوانهای شکسته از اونجا خارج شد.»
تقی رحمانی، همسر نرگس محمدی این استدلالها را «قضاوتهای افراد زندان نرفته» میخواند که در دام «بازی حکومت» افتادهاند.
این فعال سیاسی به بیبیسی میگوید: «آیا خانواده قربانیان اعتراضهای مختلف شادی نمیکنند؟ آیا اگر خون دادهایم نباید زندگی کنیم؟ آیا خانم فاطمه سپهری در زندان نمیخندد؟ این تاسفبرانگیز است که همه را پروژه حکومت بدانیم.»
او با بیان اینکه رقصیدن و شادی کردن نوعی از مقاومت است به خاطره خودش در زندانهای دهه شصت اشاره میکند: «در آن زمان تعداد اعدام زندانیان زیاد و فشارها بسیار زیاد بود. اما این روحیه وجود داشت که زندانی که بر سر موضع است شاد است. تنها توابان خودشان را غمگین نشان میدادند. با گریه کردن و ندبه خواندن تواب میساختند و ما با شادی و شعر خواندن و حتی گاهی رقصیدن این فضا را میشکستیم.»
زندانیان سابق چه میگویند؟
برای بسیاری از کسانی که فعالیت مدنی و سیاسی میکنند، زنده نگه داشتن روح زندگی و شکستن فضای پرفشار پشت میلهها، نوعی مقاومت است.
برگزاری جشنها و مناسبتها شیوهای از مبارزه این گروه است. یکی از زندانیان سابق روایت میکرد که سعید مدنی، جامعهشناسی که دوران حبس ۹ ساله خود را میگذراند در زندان اوین برای همبندانش کیک تولد میپخت.
تعدادی از زندانیان سابق هم تجربههایشان از شادی و رقص را بازگو کردهاند.
لیلا حسینزاده، فعال دانشجویی با سابقه چندین بازداشت و زندان در استوری اینستاگرام خود نوشت: «حتی نه در اوین که به عنوان هتل زندانهای ایران بهنام محجوبی و بکتاش آبتین را در همین چند سال اخیر کشت، و در دامن کلی از ما بیماری لاعلاج گذاشت، کار مهوش ثابت را به عمل قلب باز کشاند و پای نرگس محمدی را یک عمل مغز استخوان ناقابل مهمان کرد، همانطور که قبلا رَحِمَش را گرفته بود، بلکه در عادلآباد هم، که صبحها با صدای اعدام بیدار میشدیم و شبها توی غذایمان از ته سیگار تا تخم مارمولک پیدا میکردیم هم میرقصیدیم.»
شهرزاد همتی، روزنامهنگار نیز در پستی در حساب اینستاگرام خود بخشی از مخالفان حکومت را مخاطب قرار داده و گفته است: «برای آن کسی که انتهای مبارزهاش، توییت زدن و ریختن ادرار روی قبر نویسنده است، طبیعی است از رقصیدن زنان برنجد و تشخیص ندهد آن صدای شادی و آن زنان زیبا و آرایشکرده پتکی هستند بر سر زندانبان.»
اختلافهای سیاسی میان طیفهای مختلف منتقد و مخالف جمهوری اسلامی در سالهای اخیر شدت گرفته و گاهی به درون زندانهایی کشیده شده است که گرایشهای مختلف سیاسی را در خود جای دادهاند.
این اختلافها گاهی تا جایی پیش میرود که این نکته در سایه قرار میگیرد که زندان به خودی خود محرومیت از بسیاری از حقوق و اختیارات فعالان مدنی و سیاسی است.
با این حال انتشار ویدیوهای پنهانی و تقطیع شده از رقص و شادی زنان زندانی میتواند نشاندهنده این باشد که جامعه فراتر از منازعات سیاسی، دستخوش تغییرات اجتماعی زیادی شده است و گروههای مختلف زندانی در این تحولات هممسیر و همراهند.